دُعَاءُ الْجَوْشَنِ الصَّغِير
دعای جوشن صغیر
۵۰۱ بند منبع: Muhaj al-Da'awat
بخشهایی از این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است.
- ۱
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ
بنام خدای بخشنده و مهربان
- ۲
إِلٰهِي كَم مِنْ عَدُوٍّ
ای خدای من، بسیاری دشمن
- ۳
ٱنتَضَىٰ عَلَيَّ سَيْفَ عَدَاوَتِهِ
شمشیر دشمنی را علیه من برهنه کردند
- ۴
وَشَحَذَ لِي ظُبَّةَ مُدْيَتِهِ
تیغ خود را علیه من تیز کردند
- ۵
وَارْهَفَ لِي شَبَا حَدِّهُ
سرهای اسلحه خود را علیه من تیزتر کردند
- ۶
وَدَافَ لِي قَوَاتِلَ سُمُومِهِ
زهرهای کشنده خود را برای من آماده کردند
- ۷
وَسَدَّدَ إِلَيَّ صَوَائِبَ سِهَامِهِ
تیر خود را بر سر من نشانه رفتند
- ۸
وَلَمْ تَنَمْ عَنِّي عَيْنُ حِرَاسَتِهِ
بیدار و هوشیار بر سر من نظاره رفتند
- ۹
وَاضْمَرَ انْ يَسُومَنِي ٱلْمَكْرُوهَ
و در نهان برای رسانیدن ضرر بر من اراده کردند
- ۱۰
وَيُجَرِّعَنِي ذُعَافَ مَرَارَتِهِ
و مرا به شیرین زهر تلخی خود مزه دهندگی نمودند
- ۱۱
نَظَرْتَ إِلَىٰ ضَعْفِي عَنِ ٱحْتِمَاِل ٱلْفَوَاِدحِ
تو دیدی که من ضعیفترم براى تحمل مشکلات
- ۱۲
وَعَجْزِي عَنِ ٱلإِنتِصَارِ مِمَّن قَصَدَنِي بِمُحَارَبَتِهِ
و کوتاهقامتم براى کمك علیه آن کس که بر سر من حملہ کردن خواست
- ۱۳
وَوَحْدَتِي فِي كَثِيرٍ مِمَّنْ نَاوَانِي وَارْصَدَ لِي
و تو درک کردی تنهایی من براى روبرو شدن با بسیاری از آنان که دشمنی من کردند و برای رصد من نشستهاند
- ۱۴
فِيمَا لَمْ اعْمِلْ فِكْرِي فِي ٱلإِرْصَادِ لَهُم بِمِثْلِهِ
در حالیکه من براى نشستن در كمین و انتقامجویی آماده نبودهام
- ۱۵
فَايَّدْتَنِي بِقُوَّتِكَ
پس تو بر من با قدرت خود آمدی
- ۱۶
وَشَدَدْتَ ازْرِي بِنُصْرَتِكَ
مرا با یاری خود قوی کردی
- ۱۷
وَفَلَلْتَ لِي حَدَّهُ
تیزی او را بر سر خود شکستی
- ۱۸
وَخَذَلْتَهُ بَعْدَ جَمْعِ عَدِيدِهِ وَحَشْدِهِ
هرچند که او تمام سپاه و جمعیت خود را جمع کرد، مایوس کردی او را
- ۱۹
وَاعْلَيْتَ كَعْبِي عَلَيْهِ
بر او دست يافتم مرا دادی
- ۲۰
وَوَجَّهْتَ مَا سَدَّدَ إِلَيَّ مِنْ مَكَائِدِهِ إِلَيْهِ
کمندهایی را که او برای من گسترانده بود، به سوی او هدایت کردی
- ۲۱
وَرَدَدْتَهُ عَلَيْهِ
و او را مشغول کردی به کمندهای خود
- ۲۲
وَلَمْ يَشْفِ غَلِيلَهُ
پس او نتوانست تشنگی خود را رفع کند
- ۲۳
وَلَمْ تَبْرُدْ حَزَازَاتُ غَيْظِهِ
و خشم خود را آرام ندهد
- ۲۴
وَقَدْ عَضَّ عَلَيَّ انَامِلَهُ
انگشت خود را کاشت دندان
- ۲۵
وَادْبَرَ مُوَلِّياً قَدْ اخْفَقَتْ سَرَايَاهُ
و به فرار درآمد بعد از شکست پرچمهای خود
- ۲۶
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام تحمید تو را ای خداوند
- ۲۷
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر شکستی
- ۲۸
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و عاقلانہ بردبار
- ۲۹
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود بر محمد و آل محمد
- ۳۰
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران نعمت خود شامل کن
- ۳۱
وَلآلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و با یادگزاران فضل خود
- ۳۲
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ بَاغٍ
ای خدای من، بسیاری ستمگر
- ۳۳
بَغَانِي بِمَكَائِدِهِ
مرا هدف حقههای ستمانه خود قرار دادند
- ۳۴
وَنَصَبَ لِي اشْرَاكَ مَصَائِدِهِ
تلههای شکار خود را برای من گستراندهاند
- ۳۵
وَوَكَّلَ بِي تَفَقُّدَ رِعَايَتِهِ
پیوسته بر سر من جاسوسی کردند
- ۳۶
وَاضْبَا إِلَيَّ إِضْبَاءَ ٱلسَّبْعِ لِطَرِيدَتِهِ
و مرا مانند درندگانی که بر شکار خود کمینگر است
- ۳۷
إنتِظَاراً لاِنْتِهَازِ فُرْصَتِهِ
درانتظار چنگ زدن بر بهترین موقع
- ۳۸
وَهُوَ يُظْهِرُ بَشَاشَةَ ٱلْمَلَقِ
در حالیکه چهره خوشروی به فریب به من نشان داده بود
- ۳۹
وَيَبْسُطُ وَجْهاً غَيْرَ طَلِقٍ
و رویی نامسرور نمایان میکرد
- ۴۰
فَلَمَّا رَايْتَ دَغَلَ سَرِيرَتِهِ
پس چون تو بد نیتی درون خود را دیدی
- ۴۱
وَقُبْحَ مَا ٱنطَوَىٰ عَلَيْهِ لِشَرِيكِهِ فِي مِلَّتِهِ
و زشتی قصد او را علیه شریک دینش
- ۴۲
وَاصْبَحَ مُجْلِباً لِي فِي بَغْيِهِ
و او در ستم علیه من ثابتقدم شد
- ۴۳
ارْكَسْتَهُ لاِمِّ رَاسِهِ
تو او را سر به خاک انداختی
- ۴۴
وَاتَيْتَ بُنيَانَهُ مِنْ اسَاسِهِ
و ساختمان او را از بنیاد منهدم کردی
- ۴۵
فَصَرَعْتَهُ فِي زُبْيَتِهِ
پس او را درحالیکه بلند مرتبه بود سرنگون کردی
- ۴۶
وَرَدَّيْتَهُ فِي مَهْوَىٰ حُفْرَتِهِ
و در تاریکی حفرهای بیکران افتانیدش
- ۴۷
وَجَعَلْتَ خَدَّهُ طَبَقاً لِتُرَابِ رِجْلِهِ
چهرهاش را غبار پای خود ساختی
- ۴۸
وَشَغَلْتَهُ فِي بَدَنِهِ وَرِزْقِهِ
و او را مشغول کردی به بدن و سرمایه خود
- ۴۹
وَرَمَيْتَهُ بِحَجَرِهِ
و با سنگ خود برآن انداختی
- ۵۰
وَخَنَقْتَهُ بِوَتَرِهِ
و با ریسمان خود خفه کردی
- ۵۱
وَذَكَّيْتَهُ بِمَشَاقِصِهِ
او را با نوک تیر خود کشت
- ۵۲
وَكَبَبْتَهُ لِمِنْخَرِهِ
او را بر بینی اش واژگون کرد
- ۵۳
وَرَدَدْتَ كَيْدَهُ فِي نَحْرِهِ
تدبیر او را بر گردن خود بازگرداند
- ۵۴
وَرَبَقْتَهُ بِنَدَامَتِهِ
او را با پشیمانی اش دام کرد
- ۵۵
وَفَسَاتَهُ بِحَسْرَتِهِ
و او را با شرمساری خود کشش داد
- ۵۶
فَٱسْتَخْذَا وَتَضَاءَلَ بَعْدَ نَخْوَتِهِ
پس او خوار و کوچک شد بعد از سرکشی خود
- ۵۷
وَٱنقَمَعَ بَعْدَ ٱسْتِطَالَتِهِ
و تحقیر شد بعد از غرور خود
- ۵۸
ذَلِيلاً مَاسُوراً فِي رِبْقِ حِبَالَتِهِ
فروتن و اسیر در دام خود
- ۵۹
ٱلَّتِي كَانَ يُؤَمِّلُ انْ يَرَانِي فِيهَا يَوْمَ سَطْوَتِهِ
جانب که امید داشت مرا در روزهای نفوذش ببیند
- ۶۰
وَقَدْ كِدْتُ يَا رَبِّ لَوْلاَ رَحْمَتُكَ
در حقیقت ای پروردگار من، من بودم—اگر نه برای رحمت تو—
- ۶۱
انْ يَحِلَّ بِي مَا حَلَّ بِسَاحَتِهِ
در گرو رویارویی همان چیزی که او رویارو شده بود
- ۶۲
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام تمجید برائے تو است ای پروردگار
- ۶۳
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر شکست قدرتمندای
- ۶۴
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و داناانه شکیباای
- ۶۵
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و اهل محمد
- ۶۶
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با سپاسگزاران نعمتهای خود درج کن
- ۶۷
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و آنان که یادگاران احسانات تواند
- ۶۸
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ حَاسِدٍ شَرِقَ بِحَسْرَتِهِ
3. ای خدایا، بسیاری حاسد با پشیمانی خود خفه شد
- ۶۹
وَعَدُوٍّ شَجِيَ بِغَيْظِهِ
و دشمن از خشم خود غمگین شد
- ۷۰
وَسَلَقَنِي بِحَدِّ لِسَانِهِ
مرا با زبان تیز خود زد
- ۷۱
وَوَخَزَنِي بِمُوقِ عَيْنِهِ
مرا با نظر خود نقب کرد
- ۷۲
وَجَعَلَنِي غَرَضاً لِمَرَامِيهِ
مرا هدف نیات خود قرار داد
- ۷۳
وَقَلَّدَنِي خِلاَلاً لَمْ تَزَلْ فِيهِ
و مرا با خصلتهای آنها کمربند کرد
- ۷۴
نَاديْتُكَ يَا رَبِّ مُسْتَجِيراً بِكَ
پس تو را خواندم ای پروردگار، پناه جویا
- ۷۵
وَاثِقاً بِسُرْعَةِ إِجَابَتِكَ
با اعتماد به فوریت اجابت تو
- ۷۶
مُتَوَكِّلاً عَلَىٰ مَا لَمْ ازَلْ اتَعَرَّفُهُ
به آنچه ابدا از تو میپذیرم اعتماد کنم
- ۷۷
مِن حُسْنِ دِفَاعِكَ
یعنی نیکی دفاع تو از من
- ۷۸
عَالِماً انَّهُ لاَ يُضْطَهَدُ مَنْ اوَىٰ إِلَىٰ ظِلِّ كَنَفِكَ
با آگاهی که هر کس زیر سایه حمایت تو نشیند، تعرض نشود
- ۷۹
وَلَن تَقْرَعَ ٱلْحَوَادِثُ مَنْ لَجَا إِلَىٰ مَعْقِلِ ٱلاِنْتِصَارِ بِكَ
و هر کس در قلعه طلب یاری تو پناه برد، کوبش بلا نخورد
- ۸۰
فَحَصَّنْتَنِي مِنْ بَاسِهِ بِقُدْرَتِكَ
پس تو مرا از قدرت او با قدرت خود محفوظ داشتی
- ۸۱
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام تمجید برائے تو است ای پروردگار
- ۸۲
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر شکست قدرتمندای
- ۸۳
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و داناانه شکیباای
- ۸۴
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و اهل محمد
- ۸۵
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با سپاسگزاران نعمتهای خود درج کن
- ۸۶
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و آنان که یادگاران احسانات تواند
- ۸۷
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ سَحَائِبِ مَكْرُوهٍ جَلَّيْتَهَا
4. ای خدایا، بسیاری ابر بلا تو پاشیدی
- ۸۸
وَسَمَاءِ نِعْمَةٍ مَطَرْتَهَا
بسیاری باران برکت تو بارانیدی
- ۸۹
وَجَدَاوِلِ كَرَامَةٍ اجْرَيْتَهَا
بسیاری نهر عطا تو جاری کردی
- ۹۰
وَاعْيُنِ احْدَاثٍ طَمَسْتَهَا
بسیاری چشمه تکلیف تو محو کردی
- ۹۱
وَنَاشِئَةِ رَحْمَةٍ نشَرْتَهَا
بسیاری موج رحمت تو گسترانیدی
- ۹۲
وَجُنَّةِ عَافِيَةٍ الْبَسْتَهَا
بسیاری زره عافیت تو پوشانیدی
- ۹۳
وَغَوَامِرِ كُرُبَاتٍ كَشَفْتَهَا
بسیاری بلاي سخت تو دور کردی
- ۹۴
وَامُورٍ جَارِيَةٍ قَدَّرْتَهَا
و بسیاری حادثه خیر تو مقرر کردی
- ۹۵
لَمْ تُعْجِزْكَ إِذْ طَلَبْتَهَا
هرگز تو را عاجز نتوانستند کردن هنگام تعیین
- ۹۶
وَلَمْ تَمْتَنِعْ مِنْكَ إِذْ ارَدْتَهَا
و هرگز جواب تو را منع نتوانستند کردن هنگام ارادت
- ۹۷
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام تمجید برائے تو است ای پروردگار
- ۹۸
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر شکست قدرتمندای
- ۹۹
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و داناانه شکیباای
- ۱۰۰
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و اهل محمد
- ۱۰۱
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران نعمات تو درج کن
- ۱۰۲
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و آنانی که دایم فضلهای تو را یاد میکنند
- ۱۰۳
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ
ای خدایا بسیاری امیدهای نیک تو برآوردی
- ۱۰۴
وَمِن كَسْرِ إِمْلاَقٍ جَبَرْتَ
بسیاری فقر و تنگدستی تو شکستی
- ۱۰۵
وَمِن مَسْكَنَةٍ فَادِحَةٍ حَوَّلْتَ
بسیاری احتیاج ستمرسان تو دفع کردی
- ۱۰۶
وَمِن صَرْعَةٍ مُهْلِكَةٍ نعَشْتَ
بسیاری ضربات مهلک تو مرا زنده کردی
- ۱۰۷
وَمِن مَشَقَّةٍ ارَحْتَ
و بسیاری مصیبت و رنج تو برطرف کردی
- ۱۰۸
لاَ تُسْالُ عَمَّا تَفْعَلُ
تو دربارهٔ آنچه انجام میدهی پاسخگو نیستی
- ۱۰۹
وَهُمْ يُسْالُونَ
و آنان پرسششونده خواهند بود
- ۱۱۰
وَلاَ يَنقُصُكَ مَا انفَقْتَ
آنچه تو خرج کنی هرگز تو را کاهش نمیدهد
- ۱۱۱
وَلَقَدْ سُئِلْتَ فَاعْطَيْتَ
چون درخواست شدی، عطا فرمودی
- ۱۱۲
وَلَمْ تُسْالْ فَٱبْتَدَاتَ
و اگرچه درخواست نشدی، خود بادار شدی عطا کردن
- ۱۱۳
وَٱسْتُمِيحَ بَابُ فَضْلِكَ فَمَا اكْديْتَ
چون بر درِ احسان تو زدند، منع نفرمودی
- ۱۱۴
ابَيْتَ إِلاَّ إِنْعَاماً وَامْتِنَاناً
تو بر هیچ چیز جز احسان و عطا اصرار نکردی
- ۱۱۵
وَابَيْتَ إِلاَّ تَطَوُّلاً يَا رَبِّ وَإِحْسَاناً
و تو ای پروردگارِ من بر بخشش و مهربانی اصرار کردی
- ۱۱۶
وَابَيْتُ إِلاَّ ٱنتِهَاكاً لِحُرُمَاتِكَ
اما من بر هیچ چیز جز تخطی احکام تو اصرار نکردم
- ۱۱۷
وَٱجْتِرَاءاً عَلَىٰ مَعَاصِيكَ
جسارت ورزیدم به معصیت تو
- ۱۱۸
وَتَعَدِّياً لِحُدُودِكَ
حدود تو را تجاوز کردم
- ۱۱۹
وَغَفْلَةً عَنْ وَعِيدِكَ
تهدیدهای تو را پاسی ندادم
- ۱۲۰
وَطَاعَةً لِعَدُوِّي وَعَدُوِّكَ
و اطاعت دشمن تو و من کردم
- ۱۲۱
لَمْ يَمْنَعْكَ يَا إِلٰهِي وَنَاصِرِي إِخْلاَلِي بِٱلشُّكْرِ
ناسپاسی من از تو تو را باز نداشت ای خدا و یاورِ من
- ۱۲۲
عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِكَ
از اتمام احسان بر من
- ۱۲۳
وَلاَ حَجَزَنِي ذٰلِكَ عَنِ ٱرْتِكَابِ مَسَاخِطِكَ
بلکه این مانع آن نشد که معاصی تو را مرتکب شوم
- ۱۲۴
اَللَّهُمَّ وَهٰذَا مَقَامُ عَبْدٍ ذَلِيلٍ
۶. ای خدایا این حال بنده فروتن تو است
- ۱۲۵
ٱعْتَرَفَ لَكَ بِٱلتَّوْحِيدِ
که توحید تو را اقرار میکند
- ۱۲۶
وَاقَرَّ عَلَىٰ نَفْسِهِ بِٱلتَّقْصِيرِ فِي ادَاءِ حَقِّكَ
و قصور خود را در حق تو اعتراف میکند
- ۱۲۷
وَشَهِدَ لَكَ بِسُبُوغِ نِعْمَتِكَ عَلَيْهِ
و بر فضلِ وسیع تو شهادت میدهد
- ۱۲۸
وَجَمِيلِ عَادَتِكَ عِندَهُ
و احسانات نیکو تو
- ۱۲۹
وَإِحْسَانِكَ إِلَيْهِ
و نعمات تو را بر او
- ۱۳۰
فَهَبْ لِي يَا إِلٰهِي وَسَيِّدِي مِنْ فَضْلِكَ
پس ای خدا و مالک من، بر من احسانی عطا فرما
- ۱۳۱
مَا ارِيدُهُ سَبَباً إِلَىٰ رَحْمَتِكَ
که بدانِ به راه رحمت تو رسم
- ۱۳۲
وَاتَّخِذُهُ سُلَّماً اعْرُجُ فِيهِ إِلَىٰ مَرْضَاتِكَ
و به سلم ارتقا به رضای تو یابم
- ۱۳۳
وَآمَنُ بِهِ مِنْ سَخَطِكَ
و از غضب تو محفوظ باشم
- ۱۳۴
بِعِزَّتِكَ وَطَوْلِكَ
به نام عزت و جبروتِ تو
- ۱۳۵
وَبِحَقِّ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ
و به نام پیامبر تو محمد
- ۱۳۶
صَلَّىٰ ٱللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
درود الهی بر او و بر آلِ او باد
- ۱۳۷
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس الحمد لله ای پروردگار
- ۱۳۸
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر قهرمانی
- ۱۳۹
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و حکیمانه بردبار
- ۱۴۰
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود بفرست بر محمد و آل محمد
- ۱۴۱
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران نعمات تو درج کن
- ۱۴۲
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و آنانی که دایم فضلهای تو را یاد میکنند
- ۱۴۳
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ
۷. ای خدایا بسیاری بندهای
- ۱۴۴
امْسَىٰ وَاصْبَحَ فِي كَرْبِ ٱلْمَوْتِ
در شام و سحر رنج اور مرگ را میتازند
- ۱۴۵
وَحَشْرَجَةِ ٱلصَّدْرِ
و خروپف مرگ را میشنوند
- ۱۴۶
وَٱلنَّظَرِ إِلىٰ مَا تَقْشَعِرُّ مِنْهُ ٱلْجُلُودُ
آنچه پوست را میلرزاند
- ۱۴۷
وَتَفْزَعُ لَهُ ٱلْقُلُوبُ
و دلها را وحشتزده میکند
- ۱۴۸
وَانَا فِي عَافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
اما من از تمام آن محفوظ هستم
- ۱۴۹
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس الحمد لله ای پروردگار
- ۱۵۰
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر قهرمانی
- ۱۵۱
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و با حکمت بردبار
- ۱۵۲
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود بر محمد و آل محمد
- ۱۵۳
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران نعمتهای تو شامل ساز
- ۱۵۴
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و با یادکنندگان احسانهای تو
- ۱۵۵
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ
خدایا، بسیاری از بندگان تو
- ۱۵۶
امْسَىٰ وَاصْبَحَ سَقِيماً مُوجَعاً
شب و روز در رنج و بیماری اند
- ۱۵۷
فِي انَّةٍ وَعَوِيلٍ
با آهات و نالهها
- ۱۵۸
يَتَقَلَّبُ فِي غَمِّهِ
و در تاب و تاختار غمهای خود
- ۱۵۹
لاَ يَجِدُ مَحِيصاً
راه فرار نیافته
- ۱۶۰
وَلاَ يُسِيغُ طَعَاماً وَلاَ شَرَاباً
و طعم خوراک و آب را نچشیدهاند
- ۱۶۱
وَانَا فِي صِحَّةٍ مِنَ ٱلْبَدَنِ
و من در تندرستی تن
- ۱۶۲
وَسَلاَمَةٍ مِنَ ٱلْعَيْشِ
و امن در زندگی هستم
- ۱۶۳
كُلُّ ذٰلِكَ مِنْكَ
این همه از تو است
- ۱۶۴
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام تحمید تو را سزایای است، ای پروردگار
- ۱۶۵
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر شکست و غالبای
- ۱۶۶
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و با حکمت بردبار
- ۱۶۷
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود بر محمد و آل محمد
- ۱۶۸
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران نعمتهای تو شامل ساز
- ۱۶۹
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و با یادکنندگان احسانهای تو
- ۱۷۰
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ
خدایا، بسیاری از بندگان تو
- ۱۷۱
امْسَىٰ وَاصْبَحَ خَائِفاً مَرْعُوباً
شب و روز ترسان و وحشتزده
- ۱۷۲
مُشْفِقاً وَجِلاً
بهتزده، وامزده
- ۱۷۳
هَارِباً طَرِيداً
فرارزن، گریزان
- ۱۷۴
مُنجَحِراً فِي مَضِيقٍ
در تنگ لانه نهفته
- ۱۷۵
وَمَخْبَاةٍ مِنَ المَخَابِئِ
یا در عام خمیار
- ۱۷۶
قَدْ ضَاقَتْ عَلَيْهِ ٱلارْضُ بِرُحْبِهَا
تا که زمین گسترده برایش تنگ شده
- ۱۷۷
لاَ يَجِدُ حِيلَةً
تدبیری ندارد
- ۱۷۸
وَلاَ مَنجىٰ وَلاَ مَاوىٰ
و پناهی و ملجایی نیافته
- ۱۷۹
وَانَا فِي امْنٍ وَطُمَانِينَةٍ وَعَافِيَةٍ
و من در امن و اطمینان و تندرستی زندگی میکنم
- ۱۸۰
مِن ذٰلِكَ كُلِّهِ
که این همه از تو است
- ۱۸۱
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام تحمید تو را سزایای است، ای پروردگار
- ۱۸۲
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر شکست و غالبای
- ۱۸۳
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و با حکمت بردبار
- ۱۸۴
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود بر محمد و آل محمد
- ۱۸۵
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران نعمتهای تو شامل ساز
- ۱۸۶
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و با یادکنندگان احسانهای تو
- ۱۸۷
إِلٰهِي وَسَيِّدِي
ای خدای من و آقایم
- ۱۸۸
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ
بسیاری از بندگان تو
- ۱۸۹
امْسَىٰ وَاصْبَحَ مَغْلُولاً
شب و روز زنجیربند
- ۱۹۰
مُكَبَّلاً فِي ٱلْحَدِيدِ
و در بند آهنین
- ۱۹۱
بِايْدِي ٱلْعُدَاةِ لاَ يَرْحَمُونَهُ
در دست دشمنانی که بر وی ترحم نکردند
- ۱۹۲
فَقِيداً مِنْ اهْلِهِ وَوَلَدِهِ
منفصل از اهل و عیال
- ۱۹۳
مُنقَطِعاً عَنْ إِخْوَانِهِ وَبَلَدِهِ
و منقطع از یاران و وطن
- ۱۹۴
يَتَوَقَّعُ كُلَّ سَاعَةٍ بِايِّ قَتْلَةٍ يُقْتَلُ
در هر ساعت، در شک است که به کدام موتی کشته شود
- ۱۹۵
وَبِايِّ مُثْلَةٍ يُمَثَّلُ بِهِ
و به کدام نوع مثله شود
- ۱۹۶
وَانَا فِي عَافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
و من از این همه در امان هستم
- ۱۹۷
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام تحمید تو را سزایای است، ای پروردگار
- ۱۹۸
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر شکست و غالبای
- ۱۹۹
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و با حکمت بردبار
- ۲۰۰
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود بر محمد و آل محمد
- ۲۰۱
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با سپاسگزاران نعمتهای تو درج کن
- ۲۰۲
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و آنان که بطور دائم فضلهای تو را یاد میکنند
- ۲۰۳
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ
خدایا، بسیاری از بندگان تو
- ۲۰۴
امْسَىٰ وَاصْبَحَ يُقَاسِي ٱلْحَرْبَ
در شام و سحر در جنگ و کارزار قرار دارند
- ۲۰۵
وَمُبَاشَرَةِ ٱلْقِتَاِل بِنَفْسِهِ
خود تنهایی به جنگ و کشتار مشغول
- ۲۰۶
قَدْ غَشِيَتْهُ ٱلاعْدَاءُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ
و از همه سو دشمنان او محاصره شدهاند
- ۲۰۷
بِٱلسُّيُوفِ وَٱلرِّمَاحِ وَآلَةِ ٱلْحَرْبِ
با شمشیر و نیزه و آلات جنگ
- ۲۰۸
يَتَقَعْقَعُ فِي ٱلْحَدِيدِ
در درون فولاد لرزان است
- ۲۰۹
قَدْ بَلَغَ مَجْهُودَهُ
و بر سر تمام تدابیر کوشش میکند
- ۲۱۰
لاَ يَعْرِفُ حِيلَةً
وسیلهای برای نجات نیافته است
- ۲۱۱
وَلاَ يَجِدُ مَهْرَباً
و فرار کنندگی را نمییابد
- ۲۱۲
قَدْ ادْنِفَ بِٱلْجِرَاحَاتِ
گرفتار جراحات شدیدی است
- ۲۱۳
اوْ مُتَشَحِّطاً بِدَمِهِ
یا تمام تن او به خون آغشته است
- ۲۱۴
تَحْتَ ٱلسَّنَابِكِ وَٱلارْجُلِ
زیر سم سنابل و تحت پایان قرار دارد
- ۲۱۵
يَتَمَنَّىٰ شَرْبَةً مِنْ مَاٍء
طالب جرعه آب است
- ۲۱۶
اوْ نَظْرَةً إِلَىٰ اهْلِهِ وَوَلَدِهِ
یا نظری به خاندان و فرزندان خود
- ۲۱۷
لاَ يَقْدِرُ عَلَيْهَا
اما به آن نایل نمیشود
- ۲۱۸
وَانَا فِي عَافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
و من از همه آن ایمن هستم
- ۲۱۹
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام ستایش تو را ای پروردگار
- ۲۲۰
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر و توانای
- ۲۲۱
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و حکیم و بردبار
- ۲۲۲
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
محمد و اهلمحمد را برکت بخش
- ۲۲۳
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با سپاسگزاران نعمتهای تو درج کن
- ۲۲۴
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و آنان که بطور دائم فضلهای تو را یاد میکنند
- ۲۲۵
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ
خدایا، بسیاری از بندگان تو
- ۲۲۶
امْسَىٰ وَاصْبَحَ فِي ظُلُمَاتِ ٱلْبِحَارِ
در شام و سحر در ظلمات دریاها سفر میکنند
- ۲۲۷
وَعَوَاصِفِ ٱلرِّيَاحِ
در توفانهای باد
- ۲۲۸
وَٱلاهْوَاِل وَٱلامْوَاجِ
و در هولناکی و امواج
- ۲۲۹
يَتَوَقَّعُ ٱلْغَرَقَ وَٱلْهَلاَكَ
منتظر غرق شدن و هلاکت
- ۲۳۰
لاَ يَقْدِر علىٰ حِيلَةٍ
و وسیلهای در دست نیست
- ۲۳۱
اوْ مُبْتَلىٰ بِصَاعِقَةٍ
یا مبتلا به صاعقه است
- ۲۳۲
اوْ هَدْمٍ اوْ حَرْقٍ
خرابی و سوزش
- ۲۳۳
اوْ شَرقٍ اوْ خَسْفٍ
یا خفقان و بلع الارض
- ۲۳۴
اوْ مَسْخٍ اوْ قَذْفٍ
تشویه یا ضربة
- ۲۳۵
وَانَا فِي عَافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
و من از همه آن ایمن هستم
- ۲۳۶
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام ستایش تو را ای پروردگار
- ۲۳۷
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر و توانای
- ۲۳۸
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و حکیم و بردبار
- ۲۳۹
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
محمد و اهلمحمد را برکت بخش
- ۲۴۰
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با سپاسگزاران نعمتهای تو درج کن
- ۲۴۱
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و آنان که بطور دائم فضلهای تو را یاد میکنند
- ۲۴۲
إِلٰهِي وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ
خدایا، بسیاری از بندگان تو
- ۲۴۳
امْسَىٰ وَاصْبَحَ مُسَافِراً
در شام و سحر در سفر به راه بیفتادهاند
- ۲۴۴
شَاخِصاً عَنْ اهْلِهِ وَوَلَدِهِ
دور از خاندان و فرزندان خود
- ۲۴۵
مُتَحَيِّراً فِي ٱلْمَفَاوِزِ
سردرگم در بیابانها
- ۲۴۶
تَائِهاً مَعَ ٱلْوُحُوشِ وَٱلْبَهَائِمِ وَٱلْهَوَامِّ
با درندگان و وحوش و هام
- ۲۴۷
وَحِيداً فَرِيداً
تنهایی و بیخودی میں
- ۲۴۸
لاَ يَعْرِفُ حِيلَةً
بر راهی نمییابد
- ۲۴۹
وَلاَ يَهْتَدِي سَبِيلاً
و نه صراطی را میتواند پیروی کند
- ۲۵۰
اوْ مُتَاذِّياً بِبَرْدٍ اوْ حَرٍّ
یا گرفتار سردی و گرمی
- ۲۵۱
اوْ جُوعٍ اوْ عُرْيٍ
گرسنگی، برہنگی
- ۲۵۲
اوْ غَيْرِهِ مِنَ ٱلشَّدَائِدِ
یا انواع دیگر مصائب
- ۲۵۳
مِمَّا انَا مِنْهُ خِلْوٌ
که من از آن برائت دارم
- ۲۵۴
فِي عَافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
و من از همه آن رهائی یافتهام
- ۲۵۵
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس همه ستایش برای تو، ای پروردگار
- ۲۵۶
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیرای بیضرر و تمام توانا هستی
- ۲۵۷
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و خردمندانه بردبار
- ۲۵۸
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و آل محمد
- ۲۵۹
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران برکات خود همراه گردان
- ۲۶۰
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و یادکنندگان دائمی احسانات تو
- ۲۶۱
إِلٰهِي وَمَوْلايَ وَسَيِّدِي
الهی و سیدی و مولای من
- ۲۶۲
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ
بسیاری از بندگان تو
- ۲۶۳
امْسَىٰ وَاصْبَحَ فَقِيراً عَائِلاً
در شام و سحر تنگدست، نیازمند هستند
- ۲۶۴
عَارِياً مُمْلِقاً
برہنه، محروم
- ۲۶۵
مُخْفِقاً مَهْجُوراً
ناکام، رها شده
- ۲۶۶
جَائِعاً ظَمْآنَ
گرسنه و تشنه
- ۲۶۷
يَنتَظِرُ مَنْ يَعُودُ عَلَيْهِ بِفَضْلٍ
منتظر کسی که بر وی منت دهد
- ۲۶۸
اوْ عَبْدٍ وَجِيهٍ عِندَكَ
یا بسیاری از بندگان تو—كه دارای قدر و منزلت نزد تو هستند
- ۲۶۹
هُوَ اوْجَهُ مِنِّي عِندَكَ
یا برتری یافته در شرافت از من در نظر تو
- ۲۷۰
وَاشَدُّ عِبَادَةً لَكَ
و بیشتر عابد از من
- ۲۷۱
مَغْلُولاً مَقْهُوراً
مقید و مغلوب هستند
- ۲۷۲
قَدْ حُمِّلَ ثِقْلاً مِنْ تَعَبِ ٱلْعَنَاءِ
بار الم و رنج بر او گذاشته شده
- ۲۷۳
وَشِدَّةِ ٱلْعُبُودِيَّةِ
سختی بردگی
- ۲۷۴
وَكُلْفَةِ ٱلرِّقِّ
ثقل کنندگی بندگی
- ۲۷۵
وَثِقْلِ ٱلضَّرِيبَةِ
و گران بار تحمیل
- ۲۷۶
اوْ مُبْتَلَىٰ بِبَلاَءٍ شَدِيدٍ
یا با مصیبت سخت واپیش روبرو هستند
- ۲۷۷
لاَ قِبَلَ لَهُ بِهِ إِلاَّ بِمَنِّكَ عَلَيْهِ
که نمیتواند بر آن ایستادگی جوید مگر به منت تو
- ۲۷۸
وَانَا ٱلْمَخْدُومُ ٱلْمُنَعَّمُ
و من خدمت شده، در نعمت و بهجت گردانشدهام
- ۲۷۹
ٱلْمُعَافَىٰ ٱلْمُكَرَّمُ
از آن رهائی یافته، معزز
- ۲۸۰
فِي عَافِيَةٍ مِمَّا هُوَ فِيهِ
و برائی یافته از آنچه وی متحمل است
- ۲۸۱
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ عَلَىٰ ذٰلِكَ كُلِّهِ
پس همه ستایش برای تو، ای پروردگار
- ۲۸۲
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیرای بیضرر و تمام توانا هستی
- ۲۸۳
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و خردمندانه بردبار
- ۲۸۴
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و آل محمد
- ۲۸۵
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران برکات خود همراه گردان
- ۲۸۶
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و یادکنندگان دائمی احسانات تو
- ۲۸۷
إِلٰهِي وَسَيِّدِي
الهی و سیدی
- ۲۸۸
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسَىٰ وَاصْبَحَ
بسیاری از بندگان تو در شام و سحر
- ۲۸۹
شَرِيداً طَرِيداً
بیخانه، گریزنده
- ۲۹۰
حَيْرَانَ مُتَحَيِّراً
سرگردان، حیران
- ۲۹۱
جَائِعاً خَائِفاً
گرسنه و ترسان
- ۲۹۲
فِي ٱلصَّحَارِي وَٱلْبَرَارِي
در بیابانها و دشتهای وحشی
- ۲۹۳
قَدْ احْرَقَهُ ٱلْحَرُّ وَٱلْبَرْدُ
سوخته از گرما و سرمای آب و هوا
- ۲۹۴
وَهُوَ فِي ضُرٍّ مِنَ ٱلعَيْشِ
در حالیکه به سختی معاش
- ۲۹۵
وَضَنكٍ مِنَ ٱلحَيَاةِ
و بندی تنگ
- ۲۹۶
وَذُلٍّ مِنَ ٱلمَقَامِ
و مقامی ذلیل دچار است
- ۲۹۷
يَنظُرُ إِلَىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً
نگاه به خویش مىکند با غم
- ۲۹۸
لاَ يَقْدِرُ لَهَا عَلَىٰ ضُرٍّ وَلاَ نَفْعٍ
زیرا نمىتواند برای خود نه زیانى کند و نه سودى
- ۲۹۹
وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
و من از همه آن برائی یافتهام
- ۳۰۰
بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ
به سبب جود و کرم تو
- ۳۰۱
فَلَكَ ٱلْحَمْدُ يَا رَبِّ
پس تمام ستایش برای تو ای پروردگار
- ۳۰۲
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناتوانناپذیر و قادر مطلق هستی
- ۳۰۳
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و با حکمت و بردباری کار میکنی
- ۳۰۴
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمد و آل محمد درود فرست
- ۳۰۵
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران نعمتهای تو بهشمار آر
- ۳۰۶
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و یادکنندگان دائم فضلهای تو
- ۳۰۷
وَٱرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ
و بر من رحم کن به رحمت تو
- ۳۰۸
يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
ای رحیمترین رحمانها
- ۳۰۹
إِلٰهِي وَسَيِّدِي
خدای من و آقای من
- ۳۱۰
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسَىٰ وَاصْبَحَ
بسیاری بندگان تو در سحر و شام
- ۳۱۱
عَلِيلاً مَرِيضاً
ناخوش حال و بیمار
- ۳۱۲
سَقِيماً مُدْنِفاً
رنجیده و فرسودهاند
- ۳۱۳
عَلَىٰ فُرُشِ ٱلْعِلَّةِ وَفِي لِبَاسِهَا
بر بستر رنج خوابیدهاند
- ۳۱۴
يَتَقَلَّبُ يَمِيناً وَشِمَالاً
طاق میخوابند و به راست روی میکنند
- ۳۱۵
لاَ يَعْرِفُ شَيْئاً مِنْ لَذَّةِ ٱلطَّعَامِ
و لذت خور را نمییابند
- ۳۱۶
وَلاَ مِنْ لَذَّةِ ٱلشَّرَابِ
و لذت نوشیدن را نمیطعمکنند
- ۳۱۷
يَنظُرُ إِلَىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً
خود را با غم مینگرند
- ۳۱۸
لاَ يَسْتَطِيعُ لَهَا ضَرّاً وَلاَ نَفْعاً
چنانکه نمیتوانند برای خود ضرر یا نفع رسانند
- ۳۱۹
وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
و من از همه آن سالمام
- ۳۲۰
بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ
بهسبب جود و کرم تو
- ۳۲۱
فَلاَ إلٰهَ إِلاَّ انْتَ سُبْحانَكَ
پس اله نیست جز تو، پاک و منزه هستی تو
- ۳۲۲
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناتوانناپذیر و قادر مطلق هستی
- ۳۲۳
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و با حکمت و بردباری کار میکنی
- ۳۲۴
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمد و آل محمد درود فرست
- ۳۲۵
وَٱجْعَلْنِي لَكَ مِنَ ٱلعَابِدِينَ
و مرا با عابدین تو بهشمار آر
- ۳۲۶
وَلِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
شاکران نعمتهای تو
- ۳۲۷
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و یادکنندگان دائم فضلهای تو
- ۳۲۸
وَٱرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ
و بر من رحم کن به رحمت تو
- ۳۲۹
يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
ای رحیمترین رحمانها
- ۳۳۰
مَوْلايَ وَسَيِّدِي
خدای من و آقای من
- ۳۳۱
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسَىٰ وَاصْبَحَ
بسیاری بندگان تو در سحر و شام
- ۳۳۲
وَقَدْ دَنَا يَوْمُهُ مِنْ حَتْفِهِ
روز مرگ خود را میخورند
- ۳۳۳
وَاحَدْقَ بِهِ مَلَكُ ٱلْمَوْتِ فِي اعْوَانِهِ
و فرشتهی مرگ و یاران او در بر نگریستند
- ۳۳۴
يُعَالِجُ سَكَرَاتِ ٱلْمَوْتِ وَحِيَاضَهُ
پس رنجها و دردهای مرگ میچشند
- ۳۳۵
تَدُورُ عَيْنَاهُ يَمِيناً وَشِمَالاً
چشمهایش را طاق و راست میکند
- ۳۳۶
يَنظُرُ إِلَىٰ احِبَّائِهِ وَاوِدَّائِهِ وَاخِلاَّئِهِ
به نزدیکان و دوستان و الفتخویشان خود مینگرد
- ۳۳۷
قَدْ مُنِعَ مِنَ ٱلكَلاَمِ
از توانایی گفتگو باز داشتهشدهاست
- ۳۳۸
وَحُجِبَ عَنْ ٱلْخِطَابِ
و از سخن گویی منعشدهاست
- ۳۳۹
يَنظُرُ إِلَىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً
خود را با غم مینگرد
- ۳۴۰
لاَ يَسْتَطِيعُ لَهَا ضَرّاً وَلاَ نَفْعاً
چنانکه نمیتوانند برای خود ضرر یا نفع رسانند
- ۳۴۱
وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
لیکن من از همه آن سالمام
- ۳۴۲
بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ
بهسبب جود و کرم تو
- ۳۴۳
فَلاَ إلٰهَ إِلاَّ انْتَ سُبْحانَكَ
پس اله نیست جز تو، پاک و منزه هستی تو
- ۳۴۴
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناتوانناپذیر و قادر مطلق هستی
- ۳۴۵
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و با حکمت و بردباری کار میکنی
- ۳۴۶
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمد و آل محمد درود فرست
- ۳۴۷
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران نعمتهای تو بهشمار آر
- ۳۴۸
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و یادکنندگان دائم فضلهای تو
- ۳۴۹
وَٱرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ
و بر من رحم کن به رحمت تو
- ۳۵۰
يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
ای رحیمترین رحمانها
- ۳۵۱
إِلٰهِي وَمَوْلايَ وَسَيِّدِي
خدای من، پروردگار و آقای من
- ۳۵۲
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسَىٰ وَاصْبَحَ
بسیاری از بندگان تو در شام و سحر
- ۳۵۳
فِي مَضَائِقِ ٱلْحُبُوسِ وَٱلسُّجُونِ
در تنگنای زندان و حبس
- ۳۵۴
وَكُرَبِهَا وَذُلهِّا وَحَدِيدِهَا
و در عذابها و خواری و آهنها
- ۳۵۵
يَتَدَاوَلُهُ اعْوَانُهَا وَزَبَانِيَتُهَا
تحت دست نگهبانان و محافظان خود
- ۳۵۶
فَلاَ يَدْرِي ايُّ حَالٍ يُفْعَلُ بِهِ
پس او نمیداند چه بر وی خواهد شد
- ۳۵۷
وَايُّ مُثْلَةٍ يُمَثَّلُ بِهِ
و کدام عقوبت بر وی گذاشته خواهد شد
- ۳۵۸
فَهُوَ فِي ضُرٍّ مِنَ ٱلعَيْشِ
او در رنج سخت زندگی است
- ۳۵۹
وَضَنكٍ مِنَ ٱلحَيَاةِ
و در معاش بسیار ناچیز
- ۳۶۰
يَنظُرُ إِلَىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً
به خود با غم نگاه میکند
- ۳۶۱
لاَ يَسْتَطِيعُ لَهَا ضَرّاً وَلاَ نَفْعاً
زیرا که نمیتواند براى خود نفع یا ضرر کند
- ۳۶۲
وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
اما من از همه آن برائت دارم
- ۳۶۳
بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ
به سبب دستگیری و جود تو
- ۳۶۴
فَلاَ إلٰهَ إِلاَّ انْتَ سُبْحانَكَ
پس جز تو خدائی نیست، تمام تنزیه براى تو
- ۳۶۵
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر است و توانای
- ۳۶۶
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و حکیم و بردبار
- ۳۶۷
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
صلوات بر محمد و آل محمد
- ۳۶۸
وَٱجْعَلْنِي لَكَ مِنَ ٱلعَابِدِينَ
و مرا با پرستندگان خود شامل کن
- ۳۶۹
وَلِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
شاکران بر نعمتهای تو
- ۳۷۰
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و ذاکران لطایف تو بر دوام
- ۳۷۱
وَٱرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ
و بر مرا به رحمتت رحم فرما
- ۳۷۲
يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
ای ارحم الراحمین
- ۳۷۳
إِلٰهِي وَمَوْلايَ وَسَيِّدِي
خدای من، پروردگار و آقای من
- ۳۷۴
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسَىٰ وَاصْبَحَ
بسیاری از بندگان تو در شام و سحر
- ۳۷۵
قَدِ ٱسْتَمَرَّ عَلَيْهِ ٱلْقَضَاءُ
ابدی رنجدیده از چرخههای روزگار
- ۳۷۶
وَاحْدَقَ بِهِ ٱلْبَلاءُ
احاطه شده از بلایا
- ۳۷۷
وَفَارَقَ اوِدَّاءَهُ وَاحِبَّاءَهُ وَاخِلاَّءَهُ
جدا شده از یاران عزیز و محبوب و الفتریز خود
- ۳۷۸
وَامْسَىٰ اسِيراً حَقِيراً ذَليِلاً
شامهای خود را در حبس و خواری و پستی دریافت میکند
- ۳۷۹
فِي ايدِي ٱلْكُفَّارِ وَٱلاعْدَاءِ
در دست کافران و دشمنان
- ۳۸۰
يَتَدَاوَلُونَهُ يَمِيناً وَشِمَالاً
کسانی که از راست و چپ بر وی مسلط شدهاند
- ۳۸۱
قَدْ حُصِرَ فِي ٱلْمَطَامِيرِ
او در کاسههای تاریک بسته شده
- ۳۸۲
وَثُقِّلَ بِٱلْحَدِيدِ
و به آهن بوجھ چاپه شده
- ۳۸۳
لاَ يَرَىٰ شَيْئاً مِنْ ضِيَاءِ ٱلدُّنيَا
نمیتواند کیفی از نور این جهان را دیده باشد
- ۳۸۴
وَلاَ مِنْ رَوْحِهَا
و نه کیفی از آرام آن
- ۳۸۵
يَنظُرُ إِلَىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً
به خود با غم نگاه میکند
- ۳۸۶
لاَ يَسْتَطِيعُ لَهَا ضَرّاًوَ لاَ نَفْعاً
زیرا که نمیتواند براى خود نفع یا ضرر کند
- ۳۸۷
وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
اما من از همه آن برائت دارم
- ۳۸۸
بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ
به سبب دستگیری و جود تو
- ۳۸۹
فَلاَ إِلٰهَ إِلاَّ انْتَ سُبْحانَكَ
پس جز تو خدائی نیست، تمام تنزیه براى تو
- ۳۹۰
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیر است و توانای
- ۳۹۱
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و حکیم و بردبار
- ۳۹۲
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
صلوات بر محمد و آل محمد
- ۳۹۳
وَٱجْعَلْنِي لَكَ مِنَ ٱلعَابِدِينَ
و مرا با پرستندگان خود شامل کن
- ۳۹۴
وَلِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
شاکران بر نعمتهای تو
- ۳۹۵
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و ذاکران لطایف تو بر دوام
- ۳۹۶
وَٱرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ
و بر مرا به رحمتت رحم فرما
- ۳۹۷
يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
ای ارحم الراحمین
- ۳۹۸
إِلٰهِي وَمَوْلايَ وَسَيِّدِي
خدای من، پروردگار و آقای من
- ۳۹۹
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسَىٰ وَاصْبَحَ
بسیاری از بندگان تو در شام و سحر
- ۴۰۰
وَقَدِ ٱشْتَاقَ إِلَىٰ ٱلدُّنْيَا بِٱلرَّغْبَةِ فِيهَا
آرزوى لذتهای جهانی داشتهاند
- ۴۰۱
إِلَىٰ انْ خَاطَرَ بِنَفْسِهِ وَمَاِلهِ
که خود و مالش را به خطر انداخت
- ۴۰۲
حِرْصاً مِنْهُ عَلَيْهَا
از روی حرص بر آن لذتها
- ۴۰۳
قَدْ رَكِبَ ٱلْفُلْكَ وَكُسِرَتْ بِهِ
پس بر کشتی سوار شد که سپس شکسته شد
- ۴۰۴
وَهُوَ فِي آفَاقِ ٱلْبِحَارِ وَظُلَمِهَا
پس او در افق و تاریکی دریاها است
- ۴۰۵
يَنظُرُ إِلَىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً
به غم به خود نگاه مىکند
- ۴۰۶
لاَ يَقْدِرُ لَهَا عَلَىٰ ضَرٍّ وَلاَ نَفْعٍ
زیرا نمىتواند براى خود نفعى یا ضررى کند
- ۴۰۷
وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
لیکن من از همه آن بىزار هستم
- ۴۰۸
بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ
به سبب بخشایش و کرم تو
- ۴۰۹
فَلاَ إِلٰهَ إِلاَّ انْتَ سُبْحانَكَ
پس معبودى نیست جز تو تنها تو را تسبیح است
- ۴۱۰
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیرتر از هر پایدار و توانائى
- ۴۱۱
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و عاقلانه بردبار
- ۴۱۲
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و آل محمد
- ۴۱۳
وَٱجْعَلْنِي لَكَ مِنَ ٱلعَابِدِينَ
و مرا با شاکران خود شامل کن
- ۴۱۴
وَلِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
کسانى که بر نعمهای تو سپاسگزارند
- ۴۱۵
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و کسانى که هنوز نعمتهای تو را یادند
- ۴۱۶
وَٱرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ
و بر من رحمت کن به رحمتت
- ۴۱۷
يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
ای رحمانتر از هر رحمتکننده
- ۴۱۸
إِلٰهِي وَمَوْلايَ وسَيِّدِي
خدایا ربّ و مالکم
- ۴۱۹
وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسَىٰ وَاصْبَحَ
بسیاری بندگان شب و روز
- ۴۲۰
قَدِ ٱسْتَمَرَّ عَلَيْهِ ٱلْقَضَاءُ
به زوال روزگار گرفتار هستند
- ۴۲۱
وَاحْدَقَ بِهِ ٱلْبَلاَءُ
و از مصائب محاصره شدهاند
- ۴۲۲
وَٱلْكُفَّارُ وَٱلاعْدَاءُ
از کفار و دشمنان
- ۴۲۳
وَاخَذَتْهُ ٱلرِّمَاحُ وَٱلسُّيُوفُ وَٱلسِّهَامُ
و نیزه و شمشیر و تیر گرفتار است
- ۴۲۴
وَجُدِّلَ صَرِيعاً
و پس از آن خار خوردار بر زمین شد
- ۴۲۵
وَقَدْ شَرِبَتِ ٱلارْضُ مِنْ دَمِهِ
خاک خونش را فرو برد
- ۴۲۶
وَاكَلَتِ ٱلسِّبَاعُ وَٱلطَّيْرُ مِنْ لَحْمِهِ
و درندگان و پرندگان گوشتش را خوردند
- ۴۲۷
وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ
لیکن من از همه آن بىزار هستم
- ۴۲۸
بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ
به سبب بخشایش و کرم تو
- ۴۲۹
لاَ بِٱسْتِحْقَاقٍ منِي
اگرچه من شایسته آن نیستم
- ۴۳۰
يَا لاَ إِلٰهَ إِلاَّ انْتَ سُبْحانَكَ
ای معبودى که جز تو معبودى نیست تسبیح تو را
- ۴۳۱
مِنْ مُقْتَدِرٍ لاَ يُغْلَبُ
تو ناپذیرتر از هر پایدار و توانائى
- ۴۳۲
وَذِي انَاةٍ لاَ يَعْجَلُ
و عاقلانه بردبار
- ۴۳۳
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و آل محمد
- ۴۳۴
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران خود شامل کن
- ۴۳۵
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
بر نعمهای تو و هنوز نعمتهای تو را یادند
- ۴۳۶
وَٱرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ
و بر من رحمت کن به رحمتت
- ۴۳۷
يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
ای رحمانتر از هر رحمتکننده
- ۴۳۸
وَعِزَّتِكَ يَا كَرِيمُ
و به قدرتت ای کریم
- ۴۳۹
َلاطْلُبَنَّ مِمَّا لَديْكَ
من خواهان آنم که نزد تو است
- ۴۴۰
وََلالِحَّنَّ عَلَيْكَ
و بر تو پایدار هستم
- ۴۴۱
وََلامُدَّنَّ يَدِيَ نَحْوَكَ
و دست به سوی تو دراز کنم
- ۴۴۲
مَعَ جُرْمِهَا إِلَيْكَ
اگرچه بر تو جرم کردهاست
- ۴۴۳
يَا رَبِّ فَبِمَنْ اعُوذُ
ای خدایا کیه ناپناه من کیست
- ۴۴۴
وَبِمَنْ الُوذُ
و کیه پناهگاه مناند
- ۴۴۵
لاَ احَدَ لِي إِلاَّ انتَ
هیچکس نمىتواند برایم قیام کند جز تو
- ۴۴۶
افَتَرُدَّنِي وَانتَ مُعَوَّلِي
آیا تو مرا رد مىکنى و تو تنها امید من هستى
- ۴۴۷
وَعَلَيْكَ مُتَّكَلِي
و بر تو تنها تکیه دارم
- ۴۴۸
اسْالُكَ بِٱسْمِكَ ٱلَّذِي وَضَعْتَهُ عَلىٰ ٱلسَّمَاءِ فَٱسْتَقَلَّتْ
پس به نام تو از تو مسئول مىشوم که چون آن را بر آسمانها نهادى آنها بالا رفت
- ۴۴۹
وَعَلَىٰ ٱلارْضِ فَٱسْتَقَرَّتْ
چون آن را بر زمین نهادى آن ساکن شد
- ۴۵۰
وَعَلَىٰ ٱلْجِبَاِل فَرَسَتْ
چون آن را بر کوهها نهادى آنها محکم شد
- ۴۵۱
وَعَلَىٰ ٱللَّيْلِ فَاظْلَمَ
هنگامی که آن را بر شب نهادی، تاریک شد
- ۴۵۲
وَعَلَىٰ ٱلنَّهَارِ فَٱسْتَنَارَ
و هنگامی که آن را بر روز نهادی، روشن شد
- ۴۵۳
ان تُصَلِّيَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود و سلام بر محمد و آل محمد فرستان
- ۴۵۴
وَان تَقْضِيَ لِي حَوَائِجِي كُلَّهَا
تمام خواستههای من را برآورده کن
- ۴۵۵
وَتَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي كُلَّهَا
تمام گناهان من را بخش
- ۴۵۶
صَغِيرَهَا وَكَبِيرَهَا
کوچک و بزرگ
- ۴۵۷
وَتُوَسِّعَ عَلَيَّ مِنَ ٱلرِّزْقِ
و روزیام را فراخ کن
- ۴۵۸
مَا تُبَلِّغُنِي بِهِ شَرَفَ ٱلدُّنيَا وَٱلآخِرَةِ
تا به اندازهای که میتوانم عزت دنیا و آخرت را نیل کنم
- ۴۵۹
يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
ای مهربانترین مهربانان
- ۴۶۰
مَوْلايَ بِكَ ٱسْتَعَنتُ
ای آقای من، کمک تو را میخواهم
- ۴۶۱
فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاعنِي
پس محمد و آل محمد را برکت بخش و من را یاری کن
- ۴۶۲
وَبِكَ ٱسْتَجَرْتُ فَاجِرْنِي
حفاظت تو را میخواهم، پس مرا حفاظت کن
- ۴۶۳
وَاغْننِي بِطَاعَتِكَ عَنْ طَاعَةِ عِبَادِكَ
به اطاعت تو، مرا از اطاعت بندگان تو بس کن
- ۴۶۴
وَبِمَسْالَتِكَ عَنْ مَسْالَةِ خَلْقِكَ
به استغاثه تو، مرا از استغاثه مخلوقات تو بس کن
- ۴۶۵
وَٱنقُلْنِي مِنْ ذُلِّ ٱلْفَقْرِ إِلَىٰ عِزِّ ٱلْغِنَىٰ
مرا از ذلت فقر به عزت غنا منتقل کن
- ۴۶۶
وَمِن ذُلِّ ٱلْمَعَاصِي إِلَىٰ عِزِّ ٱلطَّاعَةِ
و از ذلت معصیت تو به عزت اطاعت تو
- ۴۶۷
فَقَدْ فَضَّلْتَنِي عَلَىٰ كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِكَ
تو واقعا مرا بر بسیاری از مخلوقات خود برتری دادی
- ۴۶۸
جُوداً مِنكَ وَكَرَماً
از بخود داری و کرم تو
- ۴۶۹
لاَ بِٱسْتِحْقَاقٍ منِي
گرچه من اینگونه لایق نیستم
- ۴۷۰
إِلٰهِي فَلَكَ ٱلْحَمْدُ عَلَىٰ ذَلَك كُلِّهِ
ای خدایی، تمام ستایش برای تو بابت اینها
- ۴۷۱
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و آل محمد
- ۴۷۲
وَٱجْعَلْنِي لِنَعْمَائِكَ مِنَ ٱلشَّاكِرِينَ
و مرا با شاکران بر نعمات تو قرار کن
- ۴۷۳
وَلآِلاَئِكَ مِنَ ٱلذَّاكِرِينَ
و ياد کنندگان احسانات تو
- ۴۷۴
سَجَدَ وَجْهِيَ ٱلذَّلِيلُ
چهره پست من فروتن خاک میخورد
- ۴۷۵
لِوَجْهِكَ ٱلْعَزِيزِ ٱلْجَلِيلِ
پيش روی عظيم و قدرتمند تو
- ۴۷۶
سَجَدَ وَجْهِيَ ٱلْبَاِلي ٱلْفَانِي
چهره فاسد و فانی من
- ۴۷۷
لِوَجْهِكَ ٱلدَّائِمِ ٱلْبَاقِي
پيش روی جاودانی و ابدی تو سجده میکند
- ۴۷۸
سَجَدَ وَجْهِيَ ٱلْفَقِيرُ
چهره تهيدست من
- ۴۷۹
لِوَجْهِكَ ٱلْغَنِيِّ ٱلْكَبِيرِ
پيش روی خودکفای بزرگ تو سجده میکند
- ۴۸۰
سَجَدَ وَجْهِي وَسَمْعِي وَبَصَرِي
سجده میکنند روی و شنوای و بينای من
- ۴۸۱
وَلَحْمِي وَدَمِي وَجِلْدِي
گوشت و خون و پوست و استخوان من
- ۴۸۲
وَعَظْمِي وَمَا اقَلَّتِ ٱلارْضُ منِي
و هر چه از من که زمين آن را بر دوش دارد
- ۴۸۳
لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَالَمِينَ
پيش الله، پروردگار جهانيان
- ۴۸۴
اللَّهُمَّ عُدْ عَلَىٰ جَهْلِي بِحِلْمِكَ
ای خدایا، بر بیخبری من با بخشش تو بازگشت کن
- ۴۸۵
وَعَلَىٰ فَقْرِي بِغِنَاكَ
بر احتياج من با بینيازی تو
- ۴۸۶
وَعَلَىٰ ذُلِّي بِعِزِّكَ وَسُلْطَانِكَ
بر ذلت من با عظمت و سلطنت تو
- ۴۸۷
وَعَلَىٰ ضَعْفِي بِقُوَّتِكَ
بر ناتوانی من با قدرت تو
- ۴۸۸
وَعَلَىٰ خَوْفِي بِامْنِكَ
بر ترس من با امن تو
- ۴۸۹
وَعَلَىٰ ذُنُوبِي وَخَطَايَايَ بِعَفْوِكَ وَرَحْمَتِكَ
و بر گناه و تقصير من با عفو و رحمت تو
- ۴۹۰
يَا رَحْمٰنُ يَا رَحِيمُ
ای نيکوکار، ای مهربان
- ۴۹۱
اللَّهُمَّ إنِي ادْرَا بِكَ فِي نَحْرِ…
ای خدایا، از تو حفاظت میخواهم
- ۴۹۲
وَاعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهِ
از شرور او حفاظت میخواهم
- ۴۹۳
فَٱكْفنِيهِ بِمَا كَفَيْتَ بِهِ انْبِيَاءَكَ
پس مرا از او نجات بخش چنانکه پيامبران تو را نجات دادی
- ۴۹۴
وَاوْلِيَاءَكَ مِنْ خَلْقِكَ
دوستان گزيده تو در ميان مخلوقات تو
- ۴۹۵
وَصَاِلحِ عِبَادِكَ
و بندگان نيک تو
- ۴۹۶
مِن فَرَاعِنَةِ خَلْقِكَ
از ستمگران ميان مخلوقات تو
- ۴۹۷
وَطُغَاةِ عُدَاتِكَ
و ستمکاران در ميان دشمنان تو
- ۴۹۸
وَشَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ
و از شر تمام مخلوقات تو
- ۴۹۹
بِرَحْمَتِكَ يَا ارْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ
به نام رحمت تو، ای مهربانترين مهربانان
- ۵۰۰
إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
همانا تو بر تمام چيز قادری
- ۵۰۱
وَحَسْبُنَا ٱللَّهُ وَنِعْمَ ٱلْوَكِيلُ
خدا برای ما کافی است؛ او بهترین محافظ است.