الصحيفة السجادية - 28
صحیفه سجادیه - 28
۵۹ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya
این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.
- ۱
وَأَقْبَلْتُ بِكُلِّي عَلَيْـكَ،
و برگشتم به سوی تو با تمام وجود خود
- ۲
وَصَـرَفْتُ وَجْهِي عَمَّنْ يَحْتَاجُ إلَى رِفْدِكَ،
و روی خود را از کسی که محتاج به یاری تو است برگرداندهام
- ۳
وَقَلَبْتُ مَسْأَلَتِي عَمَّنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ فَضْلِكَ،
و درخواست خود را از کسی که مستقل از فضل تو نیست دور کردهام
- ۴
وَرَأَيْتُ أَنَّ طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إلَى الْمُحْتَاجِ
و دیدهام که درخواست محتاج از محتاج
- ۵
سَفَهٌ مِنْ رَأْيِهِ وَضَلَّةٌ مِنْ عَقْلِهِ،
حماقتی است در نظر او و گمراهی در عقل او
- ۶
فَكَمْ قَدْ رَأَيْتُ يَـا إِلَهِيْ
چند بار دیدهام، ای خدای من
- ۷
مِنْ أُنَاسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَيْرِكَ فَذَلُّوا،
مردمانی که عزت را از غیر تو جستند و خوار شدند
- ۸
وَرَامُوا الثَّرْوَةَ مِنْ سِوَاكَ فَافْتَقَرُوا،
و برای ثروت از غیر تو تلاش کردند و تنگدست شدند
- ۹
وَحَاوَلُوا الارْتِفَاعَ فَاتَّضَعُوا،
و برای بلندی کوشش کردند و خوار شدند
- ۱۰
فَصَحَّ بِمُعَايَنَةِ أَمْثَالِهِمْ حَازِمٌ
پس به مشاهده امثال آنان، مرد حکیم تصدیق مییابد
- ۱۱
وَفَّقَهُ اعْتِبَارُهُ
کسی را اعتبار عقل خود را رسانده به کامیابی میکند
- ۱۲
وَأَرْشَدَهُ إِلَى طَرِيقِ صَوَابِهِ بِاخْتِبَارِهِ
و آزمایش او را راهنمای راه درستی میسازد
- ۱۳
فَأَنْتَ يَا مَوْلايَ
پس تو، ای مولای من
- ۱۴
دُونَ كُلِّ مَسْؤُولٍ مَوْضِعُ مَسْأَلَتِي
پیش از هر سائلی، مطلب درخواست من هستی
- ۱۵
وَدُونَ كُلِّ مَطْلُوبٍ إِلَيْهِ وَلِيُّ حَاجَتِي.
و پیش از هر طالبی، سرپرست احتیاج من هستی
- ۱۶
الْمَخْصُوصُ قَبْلَ كُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتِي
تو آنی که برای هر دعاکننده، به دعای من انفراد دارای
- ۱۷
لاَ يَشْرَكُكَ أَحَدٌ فِي رَجَائِي،
کسی با تو در امید من شریک نیست
- ۱۸
وَلاَ يَتَّفِقُ أَحَدٌ مَعَكَ فِي دُعَائِي،
و کسی با تو در نماز من متحد نمیشود
- ۱۹
وَلاَ يَنْظِمُهُ وَإِيَّاكَ نِدَائِي
و ندای من او و تو را یکجا نمیکند
- ۲۰
لَكَ يَا إِلَهِي وَحْدَانِيَّةُ الْعَدَدِ،
برای تو، ای خدای من، یکتایی عدد است
- ۲۱
وَمَلَكَةُ الْقُدْرَةِ الصَّمَدِ،
و سلطنت قدرت ابدی است
- ۲۲
وَفَضِيلَةُ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ،
و برتری قوت و طاقت
- ۲۳
وَدَرَجَةُ الْعُلُوِّ وَالرِّفْعَةِ
و درجهای از بزرگی و بلندی
- ۲۴
وَمَنْ سِوَاكَ مَرْحُومٌ فِي عُمْرِهِ،
و هر کس غیر از تو، در حیات خود رحمشده است
- ۲۵
مَغْلُوبٌ عَلَى أَمْرِهِ، مَقْهُورٌ عَلَى شَأْنِهِ،
در کار خود مغلوب و در حالت خود مقهور است
- ۲۶
مُخْتَلِفُ الْحَالاَتِ، مُتَنَقِّلٌ فِي الصِّفَاتِ.
در احوال خود مختلف و در صفات خود متحول است
- ۲۷
فَتَعَالَيْتَ عَنِ الْأَشْبَاهِ وَالْأَضْـدَادِ،
پس تو متعالی از هر شبه و نقیضی
- ۲۸
وَتَكَبَّـرْتَ عَنِ الْأَمْثَـالِ وَالْأَنْدَادِ،
و بر فراز هر نظیر و همتایی
- ۲۹
فَسُبْحَانَكَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ.
منزهای! نیست معبودی جز تو
- ۳۰
اللَهُمَّ إنِّي أَخْلَصْتُ بِانْقِطَاعِي إلَيْكَ،
صادقانه تمام چیز به جز تو را قطع کردم
- ۳۱
وَأَقْبَلْتُ بِكُلِّي عَلَيْـكَ،
و با تمام وجود خود نزد تو آمدم
- ۳۲
وَصَـرَفْتُ وَجْهِي عَمَّنْ يَحْتَاجُ إلَى رِفْدِكَ،
و روی خود را از هر کسی که احتیاج به یاری تو دارد برگرداندهام
- ۳۳
وَقَلَبْتُ مَسْأَلَتِي عَمَّنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ فَضْلِكَ،
و از هر کسی که بینعمت تو مستقل نیست سوال بخشیدهام
- ۳۴
وَرَأَيْتُ أَنَّ طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إلَى الْمُحْتَاجِ
دیدم که محتاج هنگامی که از محتاج سوال کند
- ۳۵
سَفَهٌ مِنْ رَأيِهِ وَضَلَّةٌ مِنْ عَقْلِهِ،
در نظر خویش احمقانه و در عقل خویش گمراه است
- ۳۶
فَكَمْ قَدْ رَأَيْتُ يَـا إلهِيْ
چند بار دیدهام، خدای من
- ۳۷
مِنْ أُناس طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَيْرِكَ فَذَلُّوا،
مردمانی که شرف را از غیر تو جستند و خوار شدند
- ۳۸
وَرَامُوا الثَّرْوَةَ مِنْ سِوَاكَ فَافْتَقَرُوا،
و ثروت را از دیگری خواستند و فقیر شدند
- ۳۹
وَحَاوَلُوا الارْتِفَاعَ فَاتَّضَعُوا،
و رفعتی کنار رفتند و پست شدند
- ۴۰
فَصحَّ بِمُعَايَنَةِ أَمْثَالِهِمْ حَازِمٌ
مشاهده نمودن امثال ایشان، مرد عاقل را متکمل میسازد
- ۴۱
وَفَّقَهُ اعْتِبَارُهُ
و اعتبار او را به کامیابی رساندهمیکند
- ۴۲
وَأَرْشَدَهُ إلَى طَرِيقِ صَوَابِهِ بِاخْتِبَارِهِ
و انتخاب بهترین او را به راه درست هدایت میکند
- ۴۳
فَأَنْتَ يَا مَوْلايَ
پس تو، ای مولای من
- ۴۴
دُونَ كُلِّ مَسْؤُول مَوْضِعُ مَسْأَلَتِي
مطلب درخواست من هستی، الا کسانی که درخواست کنند
- ۴۵
وَدُونَ كُلِّ مَطْلُوب إلَيْهِ وَلِيُّ حَاجَتِي.
و سرپرست احتیاج من برابر کسانی که از آنها درخواست شود
- ۴۶
الْمَخْصُوصُ قَبْلَ كُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتِي
تو آنی که برای ندای من، به استثنای همهای که خوانده شوند، انفراد دارائی
- ۴۷
لاَ يَشْرَكُكَ أَحَدٌ فِي رَجَائِي،
کسی با تو در امیدم شریک نیست
- ۴۸
وَلاَ يَتَّفِقُ أَحَدٌ مَعَكَ فِي دُعَائِي،
و کسی با تو در التماس من متحد نمیشود
- ۴۹
وَلاَ يَنْظِمُهُ وَإيَّاكَ نِدَائِي
و نیست کسی که با تو در آن پیوست، چه برای تو است درخواست من
- ۵۰
لَكَ يَا إلهِي وَحْدَانِيَّةُ الْعَدَدِ،
برای تو، ای خدای من، یکتایی عدد است
- ۵۱
وَمَلَكَةُ الْقُدْرَةِ الصَّمَدِ،
مالک قدرت ابدی
- ۵۲
وَفَضِيلَةُ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ،
برتری قوت و شدت
- ۵۳
وَدَرَجَةُ الْعُلُوِّ وَالرِّفْعَةِ
درجه عظمت و علو
- ۵۴
وَمَنْ سِوَاكَ مَرْحُومٌ فِي عُمْرِهِ،
هر کس جز تو در حیات خود مورد رحمت است
- ۵۵
مَغْلُوبٌ عَلَى أَمْرِهِ، مَقْهُورٌ عَلَى شَأنِهِ،
مغلوب در کار خود، مقهور در حال خود
- ۵۶
مُخْتَلِفُ الْحَالاَتِ، مُتَنَقِّلٌ فِي الصِّفَاتِ.
متنوع در احوال، پیوسته متغیر در صفات
- ۵۷
فَتَعَالَيْتَ عَنِ الأشْبَاهِ وَالاضْـدَادِ،
پس تو بسیار بلند تری از تشبیهات و اضداد
- ۵۸
وَتَكَبَّـرْتَ عَنِ الأمْثَـالِ وَالأنْدَادِ،
متعالی با عظمت بر تمثیلات و نظیران
- ۵۹
فَسُبْحَانَكَ لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ.
سبحانک! لا إله إلا أنت