الصحيفة السجادية - 50
صحیفه سجادیه - 50
۸۳ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya
این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.
- ۱
وَرَبَّيْتَنِي صَغِيراً، وَرَزَقْتَنِي مَكْفِيّاً.
و تو مرا در کودکی پرورش دادی و تو مرا به اندازهی کافی روزی دادی
- ۲
أَللَّهُمَّ إنِّي وَجَدْتُ فِيمَا أَنْزَلْتَ مِنْ كِتَابِكَ،
الهی، من در آنچه تو در کتاب خود آشکار کردی، یافتم
- ۳
وَبَشَّرْتَ بِهِ عِبَادِكَ،
و آنچه تو به آن بشارت دادی به بندگانت
- ۴
أَنْ قُلْتَ: (يا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ
که تو فرمودی: (ای بندگان من که بر خود ستم رفتهاید
- ۵
لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً)
از رحمت خدا ناامید مشوید؛ همانا خدا تمام گناهان را میبخشد) [قرآن ۳۹:۵۳]
- ۶
وَقَدْ تَقَدَّمَ مِنِّي مَا قَدْ عَلِمْتَ،
و آنچه از من سرزده شده که تو آن را میدانی
- ۷
وَمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي،
و آنچه تو بیشتر از من میدانی
- ۸
فَيَا سَوْأَتا مِمَّا أَحْصَاهُ عَلَيَّ كِتَابُكَ،
پس وای بر آنچه کتاب تو برای من شمرده است
- ۹
فَلَوْلاَ الْمَوَاقِفُ الَّتِي أُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ
و اگر آن مقامها و فرصتهایی نبود که امید دارم در آنها تو مرا ببخشی
- ۱۰
الَّذِي شَمِلَ كُلَّ شَيْء لاَلْقَيْتُ بِيَدِي،
که هرچیز را احاطه میکند، من خود را سر نگون میانداختم
- ۱۱
وَلَوْ أَنَّ أَحَداً اسْتَطاعَ الْهَرَبَ
و اگر کسی توان بود که از پروردگارش فرار کند
- ۱۲
مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ أَنَا أَحَقُّ بِالهَرَبِ،
من سزاوارترین بودم که فرار کنم
- ۱۳
وَأَنْتَ لاَ تَخْفَى عَلَيْكَ خَافِيَةٌ فِي الاَرْضِ
و تو، هیچ پنهان چیز بر تو پوشیده نیست در زمین
- ۱۴
وَلاَ فِي السَّمَآءِ إلاَّ أَتَيْتَ بِهَا،
و نه در آسمان، بلکه تو آن را آشکار میکنی
- ۱۵
وَكَفى بِكَ جَازِياً، وَكَفى بِكَ حَسِيباً.
و تو کافی هستی به عنوان جزادهندگی، و تو کافی هستی به عنوان حسابرس
- ۱۶
أَللَّهُمَّ إنَّكَ طَالِبِي إنْ أَنَا هَرَبْتُ،
الهی، درست است که تو تعقیبکنندهی من هستی اگر فرار کنم
- ۱۷
وَمُدْرِكِي إنْ أَنَا فَرَرْتُ،
و اگر گریزم، تو دستگیرکنندهی من هستی
- ۱۸
فَهَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ خَاضِعٌ ذَلِيلٌ رَاغِمٌ،
پس یہاں هستم پیش تو، تسلیم شده، خوار، کاملا فروتن
- ۱۹
إنْ تُعَذِّبْنِي فَإنّي لِذلِكَ أَهْلٌ،
اگر تو مرا عذاب کنی، پس من سزاوار آن هستم
- ۲۰
وَهُوَ يَارَبِّ مِنْكَ عَدْلٌ،
و آن، اے پروردگار، عدل است از تو
- ۲۱
وَإنْ تَعْفُ عَنِّي فَقَدِيماً شَمَلَنِي عَفْوُكَ،
و اگر تو مرا بیامرزی، پس بخشش تو مرا دیرینه احاطه کرده است
- ۲۲
وَأَلْبَسْتَنِي عَافِيَتَكَ.
و تو مرا در آرامخانهی خود کاسوخت کردی
- ۲۳
فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِالْمَخْزونِ مِنْ أَسْمائِكَ،
پس از تو میخواهم، الهی، به خزائن نامهای تو
- ۲۴
وَبِمَا وَارتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهَائِكَ،
و به آنچه پردوها از جلال تو پوشاندهاند
- ۲۵
إلاَّ رَحِمْتَ هذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ،
که تو بر این نفس بیتاب بر تو رحم کنی
- ۲۶
وَهَذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ،
و بر این جسم قلقناک و ضعیف
- ۲۷
الَّتِي لاَ تَسْتَطِيعُ حَرَّ شَمْسِكَ،
که نتواند تحمل گرمای خورشید تو را
- ۲۸
فَكَيْفَ تَسْتَطِيعُ حَرَّ نارِكَ؟
پس چگونه تحمل گرمای آتش تو را نماید؟
- ۲۹
وَالَّتِي لاَ تَسْتَطِيعُ صَوْتَ رَعْدِكَ،
و که نتواند تحمل صدای رعد تو را
- ۳۰
فَكَيْفَ تَسْتَطِيعُ صَوْتَ غَضَبِكَ؟
پس چگونه تحمل صدای قهر تو را نماید؟
- ۳۱
فَارْحَمْنِي اللَّهُمَّ فَإنِّي امْرُؤٌ حَقِيرٌ، وَخَطَرِي يَسِيرٌ،
پس بر من رحم کن، الهی، که من شخصی حقیر هستم، و کار من ناچیز است
- ۳۲
وَلَيْسَ عَذَابِي مِمَّا يَزِيدُ فِي مُلْكِكَ مِثْقَالَ ذَرَّة،
و عذاب من چیزی نیست که سلطان تو را به وزن یک ذره زیاد کند
- ۳۳
وَلَوْ أَنَّ عَذَابِي مِمَّا يَزِيدُ فِي مُلْكِكَ
و اگر عذاب من چیزی بود که سلطان تو را زیاد کند
- ۳۴
لَسَأَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَيْهِ،
تو از تو برای صبر در آن میخواستم
- ۳۵
وَأَحْبَبْتُ أَنْ يَكُونَ ذلِكَ لَكَ،
و دوست میداشتم که آن برای رضای تو باشد
- ۳۶
وَلكِنْ سُلْطَانُكَ اللَّهُمَّ أَعْظَمُ،
اما سلطنت تو، الهی، بزرگتر است
- ۳۷
وَمُلْكُكَ أَدْوَمُ مِنْ أَنْ تَزِيـدَ فِيْهِ طَاعَةُ الْمُطِيعِينَ،
و حکومت تو ابدیتر است تا که زیاد شود به اطاعت اطاعتکنندگان
- ۳۸
أَوْ تُنْقِصَ مِنْهُ مَعْصِيَةُ الْمُذْنِبِينَ.
یا کاهش یابد به نافرمانی گناهکاران
- ۳۹
فَارْحَمْنِي يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ،
پس بر من رحم کن، اے رحیمترین رحیمان
- ۴۰
وَتَجاوَزْ عَنِّي يا ذَا الْجَلاَلِ وَالإكْرَامِ،
و عیبهای مرا بگذر، اے دارندهی عظمت و ببار
- ۴۱
وَتُبْ عَلَيَّ إنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.
و توبهی مرا بپذیر؛ درست است که تو توّاب، رحیم هستی
- ۴۲
أَللَّهُمَّ إنَّكَ خَلَقْتَنِي سَوِيّاً،
الهی، تو مرا بیعیب آفریدی
- ۴۳
وَرَبَّيْتَنِي صَغِيراً، وَرَزَقْتَنِي مَكْفِيّاً.
کوچکسال پرورش دادی، و مرا به اندازه کافی روزی دادی
- ۴۴
أَللَّهُمَّ إنِّي وَجَدْتُ فِيمَا أَنْزَلْتَ مِنْ كِتَابِكَ،
الهی، من در کتابی که تو فرستادی یافتم
- ۴۵
وَبَشَّرْتَ بِهِ عِبَادِكَ،
و تو از آن بشارت دادی به بندگانت
- ۴۶
أَنْ قُلْتَ: (يا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ
که تو فرمودی، ای بندگان من که بر خود سرکشی کردید
- ۴۷
لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً)
از رحمت خدا مأیوس مشوید، یقین است که خدا تمام گناهان را میبخشد
- ۴۸
وَقَدْ تَقَدَّمَ مِنِّي مَا قَدْ عَلِمْتَ،
اما آنچه از من سرزده شده که تو آن را میدانی
- ۴۹
وَمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي،
(و آنچه تو بیشتر از من میدانی)!
- ۵۰
فَيَا سَوْأَتا مِمَّا أَحْصَاهُ عَلَيَّ كِتَابُكَ،
الهی، ننگ آنچه کتاب تو برای من شمرده است!
- ۵۱
فَلَوْلاَ الْمَوَاقِفُ الَّتِي أُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ
اگر جایهایی نبود که برای بخشش تو در آن امیدوار هستم،
- ۵۲
الَّذِي شَمِلَ كُلَّ شَيْء لاَلْقَيْتُ بِيَدِي،
که همهچیز را احاطه میکند، خود را به پایین میانداختم!
- ۵۳
وَلَوْ أَنَّ أَحَداً اسْتَطاعَ الْهَرَبَ
اگر کسی توان داشت که از پروردگار خود بگریزد،
- ۵۴
مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ أَنَا أَحَقُّ بِالهَرَبِ،
من بیشتر از هر کس به فرار از تو ملزم بودم!
- ۵۵
وَأَنْتَ لاَ تَخْفَى عَلَيْكَ خَافِيَةٌ فِي الاَرْضِ
لیکن کوئی راز در زمین و آسمان از تو پنهان نیست،
- ۵۶
وَلاَ فِي السَّمَآءِ إلاَّ أَتَيْتَ بِهَا،
مگر آنکه تو آن را آشکار کنی.
- ۵۷
وَكَفى بِكَ جَازِياً، وَكَفى بِكَ حَسِيباً.
تو برای پاداشدهی کافی هستی! تو برای حسابکنندگی کافی هستی!
- ۵۸
أللَّهُمَّ إنَّكَ طَالِبِي إنْ أَنَا هَرَبْتُ،
ای خدا، تو یقیناً مرا تعقیب خواهی کرد اگر من بگریزم،
- ۵۹
وَمُدْرِكِي إنْ أَنَا فَرَرْتُ،
و دستگیرم خواهی کرد اگر بدوم.
- ۶۰
فَهَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ خَاضِعٌ ذَلِيلٌ رَاغِمٌ،
پس ها من پیش روی تو، خوار، پست، ذلیل.
- ۶۱
إنْ تُعَذِّبْنِي فَإنّي لِذلِكَ أَهْلٌ،
اگر تو مرا عذاب کنی، من سزاوار آن هستم،
- ۶۲
وَهُوَ يَارَبِّ مِنْكَ عَدْلٌ،
و آن، ای پروردگار، عدل از تو باشد.
- ۶۳
وَإنْ تَعْفُ عَنِّي فَقَدِيماً شَمَلَنِي عَفْوُكَ،
اما اگر تو مرا بخشایی، قدیماً بخشش تو مرا پوشیده است،
- ۶۴
سْتَنِي عَافِيَتَكَ.
و خوشحالیات مرا پوشانده است!
- ۶۵
فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِالْمَخْزونِ مِنْ أَسْمائِكَ،
پس از تو میخواهم، ای خدا، به نامهایی که در خزانهات ذخیرهاند،
- ۶۶
وَبِمَا وَارتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهَائِكَ،
و شوکتهایی که پردهها پنهان کردهاند!
- ۶۷
إلاَّ رَحِمْتَ هذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ،
اگر تو بر این روح نگران رحم نکنی،
- ۶۸
وَهَذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ،
و این استخوانهایِ بیقرار، فرسوده -
- ۶۹
الَّتِي لاَ تَسْتَطِيعُ حَرَّ شَمْسِكَ،
نتواند گرمای خورشید تو را تحمل کند،
- ۷۰
فَكَيْفَ تَسْتَطِيعُ حَرَّ نارِكَ؟
پس چگونه گرمای آتش تو را برداشت کند؟
- ۷۱
وَالَّتِي لاَ تَسْتَطِيعُ صَوْتَ رَعْدِكَ،
نتواند آواز رعد تو را تحمل کند،
- ۷۲
فَكَيْفَ تَسْتَطِيعُ صَوْتَ غَضَبِكَ؟
پس چگونه آواز خشم تو را برداشت کند؟
- ۷۳
فَارْحَمْنِي اللَّهُمَّ فَإنِّي امْرُؤٌ حَقِيرٌ، وَخَطَرِي يَسِيرٌ،
پس بر من رحم کن، ای خدا، که من مردی ذلیلام و قدر من کم است.
- ۷۴
وَلَيْسَ عَذَابِي مِمَّا يَزِيدُ فِي مُلْكِكَ مِثْقَالَ ذَرَّة،
عذاب کردن مرا به ملک تو وزن یک ذرهی غبار نیافزاید.
- ۷۵
وَلَوْ أَنَّ عَذَابِي مِمَّا يَزِيدُ فِي مُلْكِكَ
اگر عذاب کردن مرا چیزی بود که به ملک تو افزود،
- ۷۶
لَسَأَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَيْهِ،
صبر به تحمل آن از تو بخواستم،
- ۷۷
وَأَحْبَبْتُ أَنْ يَكُونَ ذلِكَ لَكَ،
و دوست میداشتم که برای تو باشد؛
- ۷۸
وَلكِنْ سُلْطَانُكَ اللَّهُمَّ أَعْظَمُ،
اما قدرت تو، ای پروردگار، زورمندتر است،
- ۷۹
وَمُلْكُكَ أَدْوَمُ مِنْ أَنْ تَزِيـدَ فِيْهِ طَاعَةُ الْمُطِيعِينَ،
و ملک تو پایدارتر، تا آنکه اطاعت اطاعتکنندگان آن را افزاید،
- ۸۰
أَوْ تُنْقِصَ مِنْهُ مَعْصِيَةُ الْمُذْنِبِينَ.
یا نافرمانی گناهکاران آن را کاهد!
- ۸۱
فَارْحَمْنِي يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ،
پس بر من رحم کن، ای بهترین رحمکنندگان!
- ۸۲
وَتَجاوَزْ عَنِّي يا ذَا الْجَلاَلِ وَالإكْرَامِ،
بر من بردباری نشان ده، ای صاحب عزت و کرم!
- ۸۳
وَتُبْ عَلَيَّ إنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.
و بر من متوجه شو، تو یقیناً بسیار متوجهشو، بسیار رحمکنندهای!