TheShia

الصحيفة السجادية - 51

صحیفه سجادیه - 51

۱۲۹ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya

این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.

  1. ۱

    عَلَى حُسْنِ صَنِيعِكَ إلَيَّ، وَسُبُـوغِ نَعْمَآئِكَ عَلَيَّ،

    برای کارهای نیک تو نسبت به من، و فراوانی برکات تو بر من،

  2. ۲

    وَجَزِيْلِ عَطَآئِكَ عِنْدِي،

    و برای عطایای فراوان تو نزد من،

  3. ۳

    وَعَلَى ما فَضَّلْتَنِي مِنْ رَحْمَتِكَ،

    و برای آن چه تو مرا با رحمت خود بخشیدی،

  4. ۴

    وَأَسْبَغْتَ عَلَيَّ مِنْ نِعْمَتِكَ،

    و برای آن چه تو بر من کمال دادی از لطف خود.

  5. ۵

    فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِي ما يَعْجِزُ عَنُهُ شُكْرِي، وَلَوْلاَ إحْسَانُكَ، إلَيَّ

    تو برای من کاری کردی که سپاس من قادر بر رسیدن به آن نیست، و اگر لطف تو نسبت به من نبود،

  6. ۶

    وَسُبُوغُ نَعْمَآئِـكَ عَلَيَّ

    و فراوانی برکات تو بر من،

  7. ۷

    مَا بَلَغْتُ إحْرازَ حَظِّي، وَلاَ إصْلاَحَ نَفْسِي،

    نه به تامین بخش خود نائل آمده بودم، نه نفس خود را درست کرده بودم،

  8. ۸

    وَلكِنَّكَ ابْتَدَأْتَنِي بِالإحْسَانِ،

    لیکن تو مرا با لطف آغاز کردی،

  9. ۹

    وَرَزَقْتَنِي فِي أُمُورِي كُلِّهَا الْكِفَايَةَ،

    و مرا در تمام کارهای خود بکفایت رسانیدی،

  10. ۱۰

    وَصَرَفْتَ عَنِّي جَهْدَ الْبَلاءِ،

    و بار تاریکی را از من دور کردی،

  11. ۱۱

    وَمَنَعْتَ مِنِّي مَحْذُورَ الْقَضَآءِ

    و فرمان خوفناک را از من باز گرفتی.

  12. ۱۲

    إلهِي فَكَمْ مِنْ بَلاء جَاهِد قَدْ صَرَفْتَ عَنِّي،

    خدایا، چه بسیار تکلیفی سخت را از من دور کردی،

  13. ۱۳

    وَكَمْ مِنْ نِعْمَة سَابِغَة أَقْرَرْتَ بِهَا عَيْنِي،

    و چه بسیار برکتی کامل را چشمم را شاد کردی،

  14. ۱۴

    وَكَمْ مِنْ صَنِيعَة كَرِيمَة لَكَ عِنْدِي.

    و چه بسیار لطفی شریف را نزد من داری.

  15. ۱۵

    أَنْتَ الَّذِي أَجَبْتَ عِنْدَ الاضْطِرَارِ دَعْوَتِي،

    تو آنی که دعای مرا اجابت کردی هنگامی که در سختی فرو رفتم،

  16. ۱۶

    وَأَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِي،

    و لغزشم را درگذر کردی هنگامی که من لغزیدم،

  17. ۱۷

    وَأَخَذْتَ لِي مِنَ الاَعْدَآءِ بِظُلاَمَتِي.

    و حقم را از دشمنان گرفتی به واسطه ستم بر من.

  18. ۱۸

    إلهِي مَا وَجَدْتُكَ بَخِيلاً حِينَ سَأَلْتُكَ،

    خدایا، تو را بخیل نیافتم هنگامی که از تو خواستم،

  19. ۱۹

    وَلاَ مُنْقَبِضاً حِينَ أَرَدْتُكَ،

    و نه روگردان، هنگامی که تو را خواستم،

  20. ۲۰

    بل وَجَدْتُكَ لِدُعَآئِي سَامِعاً، وَلِمَطَالِبِي مُعْطِياً،

    بلکه شنونده دعای مرا یافتم، و دهنده خواهشات مرا،

  21. ۲۱

    وَوَجَدْتُ نُعْمَاكَ عَلَيَّ سَابِغَةً،

    و لطف تو را بر من پر یافتم،

  22. ۲۲

    فِي كُلِّ شَأْن مِنْ شَأْنِي، وَكُلِّ زَمَان مِنْ زَمَانِي،

    در هر کاری از کارهای من، و هر وقتی از اوقات من،

  23. ۲۳

    فَأَنْتَ عِنْدِي مَحْمُودٌ، وَصَنِيعُكَ لَدَيَّ مَبْرُورٌ،

    پس تو را ستایش کنم، و کار تو مورد تائید من است.

  24. ۲۴

    تَحْمَدُكَ نَفْسِي وَلِسَانِيْ وَعَقْلِي حَمْداً يَبْلُغُ الوَفَآءَ وَحَقِيقَةَ الشُّكْرِ،

    نفسم، زبانم، و عقل من تو را به ستایشی ستایش کنند که به کمال و حقیقت شکر برسد،

  25. ۲۵

    حَمْداً يَكُونُ مَبْلَغَ رِضَاكَ عَنِّي،

    ستایشی که حد رضایت تو نسبت به من است.

  26. ۲۶

    فَنَجِّنِي مِنْ سَخَطِكَ يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيينِي الْمَذَاهِبُ،

    پس مرا از غضب خود نجات ده، ای پناه من هنگامی که راهها مرا تک میکند،

  27. ۲۷

    وَيَا مُقيلِي عَثْرَتِي،

    و ای آنی که لغزشم را درگذر میکنی،

  28. ۲۸

    فَلَوْلاَ سَتْرُكَ عَوْرَتِي لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِينَ،

    زیرا اگر تو گناهم را پنهان نکردی، من از رسوایان بودم،

  29. ۲۹

    وَيَا مُؤَيِّدِي بِالنَّصْرِ،

    و ای آنی که مرا به یاری قوی میکنی،

  30. ۳۰

    فَلَوْلاَ نَصْرُكَ إيَّايَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِينَ،

    زیرا اگر تو مرا یاری نکردی، من از شکست خوردگان بودم،

  31. ۳۱

    وَيَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلى أَعْنَاقِهَا،

    و ای آنی که پادشاهان یوغ ذلت بر گردنهای خود نهادند،

  32. ۳۲

    فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خَائِفُونَ، وَيَا أَهْلَ التَّقْوَى،

    پس ترسان از هجومهای او، و ای آنی که سزاوار تقوی هستی،

  33. ۳۳

    وَيَا مَنْ لَهُ الأَسْمَآءُ الْحُسْنى أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّي،

    و ای آنی که اسماء الحسنی برای تو است، از تو میخواهم که مرا بخشی،

  34. ۳۴

    وَتَغْفِرَ لِي فَلَسْتُ، بَرِيئاً فَأَعْتَذِرَ،

    و مرا ببخشی، زیرا من بی گناه نیستم تا خود را عذر دهم،

  35. ۳۵

    وَلاَ بِذِي قُوَّة فَأَنْتَصِرَ،

    و نه از قدرت برخوردار تا غالب شوم،

  36. ۳۶

    وَلاَ مَفَرَّ لِي فَأَفِرَّ. وَأَسْتَقِيْلُكَ عَثَراتِي،

    و نه راهی برای من تا فرار کنم، پس لغزشهایم را درگذر کن،

  37. ۳۷

    وَأَتَنَصَّلُ إلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِي الَّتِي قَدْ أَوْبَقَتْنِي،

    و گناهانی را به تو انکار میکنم که مرا هلاک کردند،

  38. ۳۸

    وَأَحَاطَتْ بِي فَأَهْلَكَتْنِي،

    و مرا احاطه کردند تا مرا نابود کردند.

  39. ۳۹

    مِنْهَا فَرَرْتُ إلَيْكَ رَبِّ تَائِباً،

    از ايشان به سوی تو گریختم، خدایا، توبه کنان،

  40. ۴۰

    فَتُبْ عَلَيَّ مُتَعَوِّذاً، فَأَعِذْنِي مُسْتَجِيراً،

    پس توبهام را قبول کن؛ پناه طالب، پس مرا پناه ده؛ حفاظت طالب،

  41. ۴۱

    فَلاَ تَخْذُلْنِي سَآئِلاً، فَلاَ تَحْرِمْنِي مُعْتَصِماً،

    پس مرا ترک نکن؛ دعاگو، پس مرا محروم نکن؛ متمسک،

  42. ۴۲

    فَلاَ تُسْلِمْنِي دَاعِياً، فَلاَ تَرُدَّنِي خَائِباً،

    پس مرا رها نکن؛ ندا کننده، پس مرا مأيوس نگردان.

  43. ۴۳

    دَعوْتُكَ يَارَبِّ مِسْكِيناً، مُسْتَكِيناً،

    تو را خواندم، خدایا، به عنوان تهیدستی، تواضع شده،

  44. ۴۴

    مُشْفِقاً، خَائِفاً، وَجِلاً، فَقِيراً، مُضْطَرّاً، إلَيْكَ

    فکرمند، ترسان، بیم ناک، فقیر، مجبور به سوی تو،

  45. ۴۵

    أَشْكُو إلَيْكَ يَا إلهِي ضَعْفَ نَفْسِي

    شکایت میکنم بر تو، خدایا، ضعف نفس خود را،

  46. ۴۶

    عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِيمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِيَآءَكَ،

    تا بشتاب کنم به آنچه تو دوستان خود را وعده دادی،

  47. ۴۷

    وَالْمُجَانَبَةِ عَمَّا حَذَّرْتَهُ أَعْدَآءَكَ،

    و از آن که تو دشمنان خود را هشدار دادی، اجتناب کنم،

  48. ۴۸

    وَكَثْرَةَ هُمُومِي وَوَسْوَسَةَ نَفْسِي .

    و فراوانی فکرهای من و وسوسه نفسم را.

  49. ۴۹

    إلهِي لَمْ تَفْضَحْنِي بِسَرِيرَتِي،

    خدایا، تو مرا به خاطر گناه پنهان خود رسوا نکردی،

  50. ۵۰

    وَلَمْ تُهْلِكْنِي بِجَرِيرَتِي، أَدْعُوكَ فَتُجِيبُنِي

    و مرا به خاطر جرم خود نابود نکردی؛ تو را میخوانم، و تو مرا اجابت میکنی.

  51. ۵۱

    وَإنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِيْنَ تَدْعُونِي.

    اگرچه من هنگام ندایت تو آهسته هستم

  52. ۵۲

    وَأَسْأَلُكَ كُلَّمَا شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِي،

    و از تو برای تمام آنچه که من آرزو دارم از نیازهایم می‌خواهم

  53. ۵۳

    وَحَيْثُ مَا كُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرِّي،

    و هر جا که بودم، راز خود را نزد تو گذاردم

  54. ۵۴

    فَلاَ أَدْعُو سِوَاكَ، وَلاَ أَرْجُو غَيْرَكَ،

    پس من کسی را جز تو دعا نمی‌کنم، و به کسی جز تو امیدوار نیستم

  55. ۵۵

    لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، تَسْمَعُ مَنْ شَكَا إلَيْكَ،

    ای خدایا در خدمت تو، در خدمت تو! تو شنونده کسی هستی که بر تو شکایت می‌کند

  56. ۵۶

    وَتَلْقى مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ،

    و تو آنکس را که بر تو توکل می‌کند ملاقات می‌کنی

  57. ۵۷

    وَتُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ،

    و تو آنکس را که به تو چنگ می‌زند رهانی می‌دهی

  58. ۵۸

    وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ بِكَ.

    و تو آنکس را که در تو پناه می‌جوید تسکین می‌بخشی

  59. ۵۹

    إلهِي فَلاَ تَحْرِمْنِي خَيْرَ الآخِرَةِ وَالأُولى لِقِلَّةِ شُكْرِي،

    پروردگارا مرا محروم مکن از نیکی آخرت و جهان، به خاطر قلت شکر من

  60. ۶۰

    وَاغْفِرْ لِي مَا تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبِي،

    و مرا ببخش آنچه تو از گناهان من می‌دانی

  61. ۶۱

    إنْ تُعَذِّبْ فَأَنَا الظَّالِمُ، الْمُفَرِّطُ،

    اگر تو عذاب دهی، پس من ستمگر و غفلت‌زده‌ام

  62. ۶۲

    الْمُضَيِّعُ، الاثِمُ، الْمُقَصِّرُ، الْمُضْجِعُ،

    اسراف‌کننده، گناهکار، کوتاه‌آمده، خوابیده در غفلت

  63. ۶۳

    الُمُغْفِلُ حَظَّ نَفْسِي،

    که از سهم نفسش غافل است

  64. ۶۴

    وَإنْ تَغْفِرْ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.

    و اگر تو ببخشی، پس تو مهربان‌ترین مهربانان هستی

  65. ۶۵

    إلهِي أَحْمَـدُكَ ـ وَأَنْتَ لِلْحَمْدِ أَهْلٌ ـ

    پروردگارا من تو را ستایش می‌کنم - و تو سزاوار ستایش هستی

  66. ۶۶

    عَلَى حُسْنِ صَنِيعِكَ إلَيَّ، وَسُبُـوغِ نَعْمَآئِكَ عَلَيَّ،

    به خاطر احسان تو برای من، و فراوانی انعامات تو برای من

  67. ۶۷

    وَجَزِيْلِ عَطَآئِكَ عِنْدِي،

    و بسیاری بخشش تو برای من

  68. ۶۸

    وَعَلَى ما فَضَّلْتَنِي مِنْ رَحْمَتِكَ،

    و برائے آن که به من احسان کردی از طریق رحمت تو

  69. ۶۹

    وَأَسْبَغْتَ عَلَيَّ مِنْ نِعْمَتِكَ،

    و انعامات خود را بر من ریختی

  70. ۷۰

    فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِي ما يَعْجِزُ عَنُهُ شُكْرِي، وَلَوْلاَ إحْسَانُكَ، إلَيَّ

    نيکی‌ات برای من بسیار است و من نتوانم تشکر کنم، اگر نه احسان تو برای من

  71. ۷۱

    وَسُبُوغُ نَعْمَآئِـكَ عَلَيَّ

    و فراوانی انعامات تو برای من

  72. ۷۲

    مَا بَلَغْتُ إحْرازَ حَظِّي، وَلاَ إصْلاَحَ نَفْسِي،

    نه رسیده‌ام به اخذ نصیب خود، و نه درست شده است روح من

  73. ۷۳

    وَلكِنَّكَ ابْتَدَأْتَنِي بِالإحْسَانِ،

    لیکن تو با احسان شروع کردی برای من

  74. ۷۴

    وَرَزَقْتَنِي فِي أُمُورِي كُلِّهَا الْكِفَايَةَ،

    و در تمام امور من کفایت کردی

  75. ۷۵

    وَصَرَفْتَ عَنِّي جَهْدَ الْبَلاءِ،

    و رنج بلا را از من دور کردی

  76. ۷۶

    وَمَنَعْتَ مِنِّي مَحْذُورَ الْقَضَآءِ

    و فرمان خوفناک را از من باز داشتی

  77. ۷۷

    إلهِي فَكَمْ مِنْ بَلاء جَاهِد قَدْ صَرَفْتَ عَنِّي،

    پروردگارا چه بسیار رنج‌آلود بلایی که تو از من دور کردی!

  78. ۷۸

    وَكَمْ مِنْ نِعْمَة سَابِغَة أَقْرَرْتَ بِهَا عَيْنِي،

    چه بسیار فراوان انعامی که تو چشم مرا شاد کردی!

  79. ۷۹

    وَكَمْ مِنْ صَنِيعَة كَرِيمَة لَكَ عِنْدِي.

    چه بسیار سخی نوازشی از تو که نزد من حاضر است!

  80. ۸۰

    أَنْتَ الَّذِي أَجَبْتَ عِنْدَ الاضْطِرَارِ دَعْوَتِي،

    تو هستی آنکه به دعای من در وقت سختی اجابت کردی

  81. ۸۱

    وَأَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِي،

    و مرا از لغزش خود را رهانیدی

  82. ۸۲

    وَأَخَذْتَ لِي مِنَ الاَعْدَآءِ بِظُلاَمَتِي.

    و دشمنان مرا بر ستم به من مؤاخذه کردی

  83. ۸۳

    إلهِي مَا وَجَدْتُكَ بَخِيلاً حِينَ سَأَلْتُكَ،

    پروردگارا من تو را بخیل نیافتم هنگام که از تو خواستم

  84. ۸۴

    وَلاَ مُنْقَبِضاً حِينَ أَرَدْتُكَ،

    و نه منع‌کننده هنگام که از تو آرزو کردم

  85. ۸۵

    بل وَجَدْتُكَ لِدُعَآئِي سَامِعاً، وَلِمَطَالِبِي مُعْطِياً،

    بلکه یافتم تو شنونده دعای من و دهنده خواهشات من

  86. ۸۶

    وَوَجَدْتُ نُعْمَاكَ عَلَيَّ سَابِغَةً،

    یافتم انعامات تو برای من

  87. ۸۷

    فِي كُلِّ شَأْن مِنْ شَأْنِي، وَكُلِّ زَمَان مِنْ زَمَانِي،

    فراوان در هر حال من و هر زمان من

  88. ۸۸

    فَأَنْتَ عِنْدِي مَحْمُودٌ، وَصَنِيعُكَ لَدَيَّ مَبْرُورٌ،

    پس تو ستوده‌ای از من و احسان تو مکرم است

  89. ۸۹

    تَحْمَدُكَ نَفْسِي وَلِسَانِيْ وَعَقْلِي حَمْداً يَبْلُغُ الوَفَآءَ وَحَقِيقَةَ الشُّكْرِ،

    روح من و زبان من و عقل من تو را ستایش می‌کنند، ستایشی که به کمال رسد و به حقیقت شکر

  90. ۹۰

    حَمْداً يَكُونُ مَبْلَغَ رِضَاكَ عَنِّي،

    ستایشی که به خشنودی تو برای من رسد

  91. ۹۱

    فَنَجِّنِي مِنْ سَخَطِكَ يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيينِي الْمَذَاهِبُ،

    پس مرا از ناخوشنودی تو رهانی! ای پناهگاه من هنگام که راهها مرا سخت کند!

  92. ۹۲

    وَيَا مُقيلِي عَثْرَتِي،

    ای آنکه مرا از لغزش رهانی می‌دهی!

  93. ۹۳

    فَلَوْلاَ سَتْرُكَ عَوْرَتِي لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِينَ،

    اگر نه بخشش تو برای عیوب رسوای من، من یکی از رسوایان بودم

  94. ۹۴

    وَيَا مُؤَيِّدِي بِالنَّصْرِ،

    ای یاریگری‌دهندهٔ من!

  95. ۹۵

    فَلَوْلاَ نَصْرُكَ إيَّايَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِينَ،

    اگر نه یاری تو برای من، من یکی از مغلوبان بودم

  96. ۹۶

    وَيَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلى أَعْنَاقِهَا،

    ای آنکه پادشاهان دام خاکسارانگی بر گردن خود می‌نهند

  97. ۹۷

    فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خَائِفُونَ، وَيَا أَهْلَ التَّقْوَى،

    ترسان از عذابات تو! ای سزاوار تقوی!

  98. ۹۸

    وَيَا مَنْ لَهُ الأَسْمَآءُ الْحُسْنى أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّي،

    ای آنکه نام‌های تو نیکو است! از تو می‌خواهم که مرا ببخشی

  99. ۹۹

    وَتَغْفِرَ لِي فَلَسْتُ، بَرِيئاً فَأَعْتَذِرَ،

    و مرا درگذری، که من بی‌گناه نیستم که بهانه آورم

  100. ۱۰۰

    وَلاَ بِذِي قُوَّة فَأَنْتَصِرَ،

    و نه صاحب قوتی که غالب شوم

  101. ۱۰۱

    وَلاَ مَفَرَّ لِي فَأَفِرَّ. وَأَسْتَقِيْلُكَ عَثَراتِي،

    و جایی برای فرار ندارم که بگریزم! از تو می‌خواهم که مرا از لغزش‌هایم رهایی بخشی،

  102. ۱۰۲

    وَأَتَنَصَّلُ إلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِي الَّتِي قَدْ أَوْبَقَتْنِي،

    و پیش روی گناهان خود را انکار می‌کنم، که مرا ویران کرده‌اند،

  103. ۱۰۳

    وَأَحَاطَتْ بِي فَأَهْلَكَتْنِي،

    مرا احاطه کرده و مرا نابود کرده‌اند!

  104. ۱۰۴

    مِنْهَا فَرَرْتُ إلَيْكَ رَبِّ تَائِباً،

    از آنان به‌سوی تو می‌گریزم، ای پروردگار من، توبه‌کنان،

  105. ۱۰۵

    فَتُبْ عَلَيَّ مُتَعَوِّذاً، فَأَعِذْنِي مُسْتَجِيراً،

    پس به‌سوی من رو، پناه‌جویان، پس مرا پناه ده، پناهنده‌خواه،

  106. ۱۰۶

    فَلاَ تَخْذُلْنِي سَآئِلاً، فَلاَ تَحْرِمْنِي مُعْتَصِماً،

    پس مرا تنها مگذار، درخواست‌کنان، پس مرا محروم مکن، چنگ‌زن،

  107. ۱۰۷

    فَلاَ تُسْلِمْنِي دَاعِياً، فَلاَ تَرُدَّنِي خَائِباً،

    پس مرا واگذار مکن، استغاثه‌کنان، پس مرا ناامید مفرست!

  108. ۱۰۸

    دَعوْتُكَ يَارَبِّ مِسْكِيناً، مُسْتَكِيناً،

    از تو التماس کردم، ای پروردگار من، چون بدحال و ذلیل،

  109. ۱۰۹

    مُشْفِقاً، خَائِفاً، وَجِلاً، فَقِيراً، مُضْطَرّاً، إلَيْكَ

    ترسان، بیم‌زده، لرزان، فقیر، ناچار به‌سوی تو رانده‌شده!

  110. ۱۱۰

    أَشْكُو إلَيْكَ يَا إلهِي ضَعْفَ نَفْسِي

    از خود به‌تو شکایت می‌کنم، ای خدای من - نفسی که بیش‌ازاندازه ضعیف است

  111. ۱۱۱

    عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِيمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِيَآءَكَ،

    براى رسیدن به آنچه تو به دوستانت وعده داده‌اى،

  112. ۱۱۲

    وَالْمُجَانَبَةِ عَمَّا حَذَّرْتَهُ أَعْدَآءَكَ،

    یا براى اجتناب از آنچه از دشمنانت بر حذر داشته‌اى -

  113. ۱۱۳

    وَكَثْرَةَ هُمُومِي وَوَسْوَسَةَ نَفْسِي .

    و فراوانی نگرانی‌هایم، و افكار پریشان روانم را.

  114. ۱۱۴

    إلهِي لَمْ تَفْضَحْنِي بِسَرِيرَتِي،

    خدایا، تو مرا به‌خاطر افكار نهانی‌ام رسوا نکرده‌اى

  115. ۱۱۵

    وَلَمْ تُهْلِكْنِي بِجَرِيرَتِي، أَدْعُوكَ فَتُجِيبُنِي

    یا به‌خاطر کردارهای بدم نابود نکرده‌اى! از تو می‌خوانم، و تو پاسخ می‌دهی،

  116. ۱۱۶

    وَإنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِيْنَ تَدْعُونِي.

    اگرچه من هنگام خواندن‌ات کند و پی‌رفتار هستم.

  117. ۱۱۷

    وَأَسْأَلُكَ كُلَّمَا شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِي،

    هر آنچه از نيازهايم می‌خواهم از تو می‌خواهم،

  118. ۱۱۸

    وَحَيْثُ مَا كُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرِّي،

    و رمزی‌ام را نزد تو امانت می‌گذارم، هرجای که باشم.

  119. ۱۱۹

    فَلاَ أَدْعُو سِوَاكَ، وَلاَ أَرْجُو غَيْرَكَ،

    به‌غير تو کس را التماس نمی‌کنم، و از کس ديگر امید ندارم.

  120. ۱۲۰

    لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، تَسْمَعُ مَنْ شَكَا إلَيْكَ،

    به‌خدمت تویم! به‌خدمت تویم! تو بندی را که شکایت می‌کند شنوائی می‌کنی!

  121. ۱۲۱

    وَتَلْقى مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ،

    تو اورا پذیرائی می‌کنی که اعتماد به‌تو دارد!

  122. ۱۲۲

    وَتُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ،

    تو اورا نجات می‌دهی که به‌تو چنگ می‌زند!

  123. ۱۲۳

    وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ بِكَ.

    تو اورا تسکین می‌دهی که در تو پناه می‌طلبد!

  124. ۱۲۴

    إلهِي فَلاَ تَحْرِمْنِي خَيْرَ الآخِرَةِ وَالأُولى لِقِلَّةِ شُكْرِي،

    خدایا، مرا به‌خاطر کمی سپاسگزاری‌ام از نیکی‌های دنیاى آخرت و اول محروم مکن

  125. ۱۲۵

    وَاغْفِرْ لِي مَا تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبِي،

    و بخش‌ای گناهان مرا که تو آنها را می‌دانی!

  126. ۱۲۶

    إنْ تُعَذِّبْ فَأَنَا الظَّالِمُ، الْمُفَرِّطُ،

    اگر تو سزا دهی، من ستمکار و فروگذار هستم،

  127. ۱۲۷

    الْمُضَيِّعُ، الاثِمُ، الْمُقَصِّرُ، الْمُضْجِعُ،

    بی‌احتیاط، گناهکار، متروک، تنبل‌رو،

  128. ۱۲۸

    الُمُغْفِلُ حَظَّ نَفْسِي،

    غافل از سهم نفسم!

  129. ۱۲۹

    وَإنْ تَغْفِرْ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.

    و اگر تو بخشایی - تو بخشنده‌ترین بخشندگان هستی!

پیوند کپی شد

← بازگشت به کتابخانه