الصحيفة السجادية - 51
صحیفه سجادیه - 51
۱۲۹ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya
این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.
- ۱
عَلَى حُسْنِ صَنِيعِكَ إلَيَّ، وَسُبُـوغِ نَعْمَآئِكَ عَلَيَّ،
برای کارهای نیک تو نسبت به من، و فراوانی برکات تو بر من،
- ۲
وَجَزِيْلِ عَطَآئِكَ عِنْدِي،
و برای عطایای فراوان تو نزد من،
- ۳
وَعَلَى ما فَضَّلْتَنِي مِنْ رَحْمَتِكَ،
و برای آن چه تو مرا با رحمت خود بخشیدی،
- ۴
وَأَسْبَغْتَ عَلَيَّ مِنْ نِعْمَتِكَ،
و برای آن چه تو بر من کمال دادی از لطف خود.
- ۵
فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِي ما يَعْجِزُ عَنُهُ شُكْرِي، وَلَوْلاَ إحْسَانُكَ، إلَيَّ
تو برای من کاری کردی که سپاس من قادر بر رسیدن به آن نیست، و اگر لطف تو نسبت به من نبود،
- ۶
وَسُبُوغُ نَعْمَآئِـكَ عَلَيَّ
و فراوانی برکات تو بر من،
- ۷
مَا بَلَغْتُ إحْرازَ حَظِّي، وَلاَ إصْلاَحَ نَفْسِي،
نه به تامین بخش خود نائل آمده بودم، نه نفس خود را درست کرده بودم،
- ۸
وَلكِنَّكَ ابْتَدَأْتَنِي بِالإحْسَانِ،
لیکن تو مرا با لطف آغاز کردی،
- ۹
وَرَزَقْتَنِي فِي أُمُورِي كُلِّهَا الْكِفَايَةَ،
و مرا در تمام کارهای خود بکفایت رسانیدی،
- ۱۰
وَصَرَفْتَ عَنِّي جَهْدَ الْبَلاءِ،
و بار تاریکی را از من دور کردی،
- ۱۱
وَمَنَعْتَ مِنِّي مَحْذُورَ الْقَضَآءِ
و فرمان خوفناک را از من باز گرفتی.
- ۱۲
إلهِي فَكَمْ مِنْ بَلاء جَاهِد قَدْ صَرَفْتَ عَنِّي،
خدایا، چه بسیار تکلیفی سخت را از من دور کردی،
- ۱۳
وَكَمْ مِنْ نِعْمَة سَابِغَة أَقْرَرْتَ بِهَا عَيْنِي،
و چه بسیار برکتی کامل را چشمم را شاد کردی،
- ۱۴
وَكَمْ مِنْ صَنِيعَة كَرِيمَة لَكَ عِنْدِي.
و چه بسیار لطفی شریف را نزد من داری.
- ۱۵
أَنْتَ الَّذِي أَجَبْتَ عِنْدَ الاضْطِرَارِ دَعْوَتِي،
تو آنی که دعای مرا اجابت کردی هنگامی که در سختی فرو رفتم،
- ۱۶
وَأَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِي،
و لغزشم را درگذر کردی هنگامی که من لغزیدم،
- ۱۷
وَأَخَذْتَ لِي مِنَ الاَعْدَآءِ بِظُلاَمَتِي.
و حقم را از دشمنان گرفتی به واسطه ستم بر من.
- ۱۸
إلهِي مَا وَجَدْتُكَ بَخِيلاً حِينَ سَأَلْتُكَ،
خدایا، تو را بخیل نیافتم هنگامی که از تو خواستم،
- ۱۹
وَلاَ مُنْقَبِضاً حِينَ أَرَدْتُكَ،
و نه روگردان، هنگامی که تو را خواستم،
- ۲۰
بل وَجَدْتُكَ لِدُعَآئِي سَامِعاً، وَلِمَطَالِبِي مُعْطِياً،
بلکه شنونده دعای مرا یافتم، و دهنده خواهشات مرا،
- ۲۱
وَوَجَدْتُ نُعْمَاكَ عَلَيَّ سَابِغَةً،
و لطف تو را بر من پر یافتم،
- ۲۲
فِي كُلِّ شَأْن مِنْ شَأْنِي، وَكُلِّ زَمَان مِنْ زَمَانِي،
در هر کاری از کارهای من، و هر وقتی از اوقات من،
- ۲۳
فَأَنْتَ عِنْدِي مَحْمُودٌ، وَصَنِيعُكَ لَدَيَّ مَبْرُورٌ،
پس تو را ستایش کنم، و کار تو مورد تائید من است.
- ۲۴
تَحْمَدُكَ نَفْسِي وَلِسَانِيْ وَعَقْلِي حَمْداً يَبْلُغُ الوَفَآءَ وَحَقِيقَةَ الشُّكْرِ،
نفسم، زبانم، و عقل من تو را به ستایشی ستایش کنند که به کمال و حقیقت شکر برسد،
- ۲۵
حَمْداً يَكُونُ مَبْلَغَ رِضَاكَ عَنِّي،
ستایشی که حد رضایت تو نسبت به من است.
- ۲۶
فَنَجِّنِي مِنْ سَخَطِكَ يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيينِي الْمَذَاهِبُ،
پس مرا از غضب خود نجات ده، ای پناه من هنگامی که راهها مرا تک میکند،
- ۲۷
وَيَا مُقيلِي عَثْرَتِي،
و ای آنی که لغزشم را درگذر میکنی،
- ۲۸
فَلَوْلاَ سَتْرُكَ عَوْرَتِي لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِينَ،
زیرا اگر تو گناهم را پنهان نکردی، من از رسوایان بودم،
- ۲۹
وَيَا مُؤَيِّدِي بِالنَّصْرِ،
و ای آنی که مرا به یاری قوی میکنی،
- ۳۰
فَلَوْلاَ نَصْرُكَ إيَّايَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِينَ،
زیرا اگر تو مرا یاری نکردی، من از شکست خوردگان بودم،
- ۳۱
وَيَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلى أَعْنَاقِهَا،
و ای آنی که پادشاهان یوغ ذلت بر گردنهای خود نهادند،
- ۳۲
فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خَائِفُونَ، وَيَا أَهْلَ التَّقْوَى،
پس ترسان از هجومهای او، و ای آنی که سزاوار تقوی هستی،
- ۳۳
وَيَا مَنْ لَهُ الأَسْمَآءُ الْحُسْنى أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّي،
و ای آنی که اسماء الحسنی برای تو است، از تو میخواهم که مرا بخشی،
- ۳۴
وَتَغْفِرَ لِي فَلَسْتُ، بَرِيئاً فَأَعْتَذِرَ،
و مرا ببخشی، زیرا من بی گناه نیستم تا خود را عذر دهم،
- ۳۵
وَلاَ بِذِي قُوَّة فَأَنْتَصِرَ،
و نه از قدرت برخوردار تا غالب شوم،
- ۳۶
وَلاَ مَفَرَّ لِي فَأَفِرَّ. وَأَسْتَقِيْلُكَ عَثَراتِي،
و نه راهی برای من تا فرار کنم، پس لغزشهایم را درگذر کن،
- ۳۷
وَأَتَنَصَّلُ إلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِي الَّتِي قَدْ أَوْبَقَتْنِي،
و گناهانی را به تو انکار میکنم که مرا هلاک کردند،
- ۳۸
وَأَحَاطَتْ بِي فَأَهْلَكَتْنِي،
و مرا احاطه کردند تا مرا نابود کردند.
- ۳۹
مِنْهَا فَرَرْتُ إلَيْكَ رَبِّ تَائِباً،
از ايشان به سوی تو گریختم، خدایا، توبه کنان،
- ۴۰
فَتُبْ عَلَيَّ مُتَعَوِّذاً، فَأَعِذْنِي مُسْتَجِيراً،
پس توبهام را قبول کن؛ پناه طالب، پس مرا پناه ده؛ حفاظت طالب،
- ۴۱
فَلاَ تَخْذُلْنِي سَآئِلاً، فَلاَ تَحْرِمْنِي مُعْتَصِماً،
پس مرا ترک نکن؛ دعاگو، پس مرا محروم نکن؛ متمسک،
- ۴۲
فَلاَ تُسْلِمْنِي دَاعِياً، فَلاَ تَرُدَّنِي خَائِباً،
پس مرا رها نکن؛ ندا کننده، پس مرا مأيوس نگردان.
- ۴۳
دَعوْتُكَ يَارَبِّ مِسْكِيناً، مُسْتَكِيناً،
تو را خواندم، خدایا، به عنوان تهیدستی، تواضع شده،
- ۴۴
مُشْفِقاً، خَائِفاً، وَجِلاً، فَقِيراً، مُضْطَرّاً، إلَيْكَ
فکرمند، ترسان، بیم ناک، فقیر، مجبور به سوی تو،
- ۴۵
أَشْكُو إلَيْكَ يَا إلهِي ضَعْفَ نَفْسِي
شکایت میکنم بر تو، خدایا، ضعف نفس خود را،
- ۴۶
عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِيمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِيَآءَكَ،
تا بشتاب کنم به آنچه تو دوستان خود را وعده دادی،
- ۴۷
وَالْمُجَانَبَةِ عَمَّا حَذَّرْتَهُ أَعْدَآءَكَ،
و از آن که تو دشمنان خود را هشدار دادی، اجتناب کنم،
- ۴۸
وَكَثْرَةَ هُمُومِي وَوَسْوَسَةَ نَفْسِي .
و فراوانی فکرهای من و وسوسه نفسم را.
- ۴۹
إلهِي لَمْ تَفْضَحْنِي بِسَرِيرَتِي،
خدایا، تو مرا به خاطر گناه پنهان خود رسوا نکردی،
- ۵۰
وَلَمْ تُهْلِكْنِي بِجَرِيرَتِي، أَدْعُوكَ فَتُجِيبُنِي
و مرا به خاطر جرم خود نابود نکردی؛ تو را میخوانم، و تو مرا اجابت میکنی.
- ۵۱
وَإنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِيْنَ تَدْعُونِي.
اگرچه من هنگام ندایت تو آهسته هستم
- ۵۲
وَأَسْأَلُكَ كُلَّمَا شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِي،
و از تو برای تمام آنچه که من آرزو دارم از نیازهایم میخواهم
- ۵۳
وَحَيْثُ مَا كُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرِّي،
و هر جا که بودم، راز خود را نزد تو گذاردم
- ۵۴
فَلاَ أَدْعُو سِوَاكَ، وَلاَ أَرْجُو غَيْرَكَ،
پس من کسی را جز تو دعا نمیکنم، و به کسی جز تو امیدوار نیستم
- ۵۵
لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، تَسْمَعُ مَنْ شَكَا إلَيْكَ،
ای خدایا در خدمت تو، در خدمت تو! تو شنونده کسی هستی که بر تو شکایت میکند
- ۵۶
وَتَلْقى مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ،
و تو آنکس را که بر تو توکل میکند ملاقات میکنی
- ۵۷
وَتُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ،
و تو آنکس را که به تو چنگ میزند رهانی میدهی
- ۵۸
وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ بِكَ.
و تو آنکس را که در تو پناه میجوید تسکین میبخشی
- ۵۹
إلهِي فَلاَ تَحْرِمْنِي خَيْرَ الآخِرَةِ وَالأُولى لِقِلَّةِ شُكْرِي،
پروردگارا مرا محروم مکن از نیکی آخرت و جهان، به خاطر قلت شکر من
- ۶۰
وَاغْفِرْ لِي مَا تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبِي،
و مرا ببخش آنچه تو از گناهان من میدانی
- ۶۱
إنْ تُعَذِّبْ فَأَنَا الظَّالِمُ، الْمُفَرِّطُ،
اگر تو عذاب دهی، پس من ستمگر و غفلتزدهام
- ۶۲
الْمُضَيِّعُ، الاثِمُ، الْمُقَصِّرُ، الْمُضْجِعُ،
اسرافکننده، گناهکار، کوتاهآمده، خوابیده در غفلت
- ۶۳
الُمُغْفِلُ حَظَّ نَفْسِي،
که از سهم نفسش غافل است
- ۶۴
وَإنْ تَغْفِرْ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.
و اگر تو ببخشی، پس تو مهربانترین مهربانان هستی
- ۶۵
إلهِي أَحْمَـدُكَ ـ وَأَنْتَ لِلْحَمْدِ أَهْلٌ ـ
پروردگارا من تو را ستایش میکنم - و تو سزاوار ستایش هستی
- ۶۶
عَلَى حُسْنِ صَنِيعِكَ إلَيَّ، وَسُبُـوغِ نَعْمَآئِكَ عَلَيَّ،
به خاطر احسان تو برای من، و فراوانی انعامات تو برای من
- ۶۷
وَجَزِيْلِ عَطَآئِكَ عِنْدِي،
و بسیاری بخشش تو برای من
- ۶۸
وَعَلَى ما فَضَّلْتَنِي مِنْ رَحْمَتِكَ،
و برائے آن که به من احسان کردی از طریق رحمت تو
- ۶۹
وَأَسْبَغْتَ عَلَيَّ مِنْ نِعْمَتِكَ،
و انعامات خود را بر من ریختی
- ۷۰
فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِي ما يَعْجِزُ عَنُهُ شُكْرِي، وَلَوْلاَ إحْسَانُكَ، إلَيَّ
نيکیات برای من بسیار است و من نتوانم تشکر کنم، اگر نه احسان تو برای من
- ۷۱
وَسُبُوغُ نَعْمَآئِـكَ عَلَيَّ
و فراوانی انعامات تو برای من
- ۷۲
مَا بَلَغْتُ إحْرازَ حَظِّي، وَلاَ إصْلاَحَ نَفْسِي،
نه رسیدهام به اخذ نصیب خود، و نه درست شده است روح من
- ۷۳
وَلكِنَّكَ ابْتَدَأْتَنِي بِالإحْسَانِ،
لیکن تو با احسان شروع کردی برای من
- ۷۴
وَرَزَقْتَنِي فِي أُمُورِي كُلِّهَا الْكِفَايَةَ،
و در تمام امور من کفایت کردی
- ۷۵
وَصَرَفْتَ عَنِّي جَهْدَ الْبَلاءِ،
و رنج بلا را از من دور کردی
- ۷۶
وَمَنَعْتَ مِنِّي مَحْذُورَ الْقَضَآءِ
و فرمان خوفناک را از من باز داشتی
- ۷۷
إلهِي فَكَمْ مِنْ بَلاء جَاهِد قَدْ صَرَفْتَ عَنِّي،
پروردگارا چه بسیار رنجآلود بلایی که تو از من دور کردی!
- ۷۸
وَكَمْ مِنْ نِعْمَة سَابِغَة أَقْرَرْتَ بِهَا عَيْنِي،
چه بسیار فراوان انعامی که تو چشم مرا شاد کردی!
- ۷۹
وَكَمْ مِنْ صَنِيعَة كَرِيمَة لَكَ عِنْدِي.
چه بسیار سخی نوازشی از تو که نزد من حاضر است!
- ۸۰
أَنْتَ الَّذِي أَجَبْتَ عِنْدَ الاضْطِرَارِ دَعْوَتِي،
تو هستی آنکه به دعای من در وقت سختی اجابت کردی
- ۸۱
وَأَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِي،
و مرا از لغزش خود را رهانیدی
- ۸۲
وَأَخَذْتَ لِي مِنَ الاَعْدَآءِ بِظُلاَمَتِي.
و دشمنان مرا بر ستم به من مؤاخذه کردی
- ۸۳
إلهِي مَا وَجَدْتُكَ بَخِيلاً حِينَ سَأَلْتُكَ،
پروردگارا من تو را بخیل نیافتم هنگام که از تو خواستم
- ۸۴
وَلاَ مُنْقَبِضاً حِينَ أَرَدْتُكَ،
و نه منعکننده هنگام که از تو آرزو کردم
- ۸۵
بل وَجَدْتُكَ لِدُعَآئِي سَامِعاً، وَلِمَطَالِبِي مُعْطِياً،
بلکه یافتم تو شنونده دعای من و دهنده خواهشات من
- ۸۶
وَوَجَدْتُ نُعْمَاكَ عَلَيَّ سَابِغَةً،
یافتم انعامات تو برای من
- ۸۷
فِي كُلِّ شَأْن مِنْ شَأْنِي، وَكُلِّ زَمَان مِنْ زَمَانِي،
فراوان در هر حال من و هر زمان من
- ۸۸
فَأَنْتَ عِنْدِي مَحْمُودٌ، وَصَنِيعُكَ لَدَيَّ مَبْرُورٌ،
پس تو ستودهای از من و احسان تو مکرم است
- ۸۹
تَحْمَدُكَ نَفْسِي وَلِسَانِيْ وَعَقْلِي حَمْداً يَبْلُغُ الوَفَآءَ وَحَقِيقَةَ الشُّكْرِ،
روح من و زبان من و عقل من تو را ستایش میکنند، ستایشی که به کمال رسد و به حقیقت شکر
- ۹۰
حَمْداً يَكُونُ مَبْلَغَ رِضَاكَ عَنِّي،
ستایشی که به خشنودی تو برای من رسد
- ۹۱
فَنَجِّنِي مِنْ سَخَطِكَ يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيينِي الْمَذَاهِبُ،
پس مرا از ناخوشنودی تو رهانی! ای پناهگاه من هنگام که راهها مرا سخت کند!
- ۹۲
وَيَا مُقيلِي عَثْرَتِي،
ای آنکه مرا از لغزش رهانی میدهی!
- ۹۳
فَلَوْلاَ سَتْرُكَ عَوْرَتِي لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِينَ،
اگر نه بخشش تو برای عیوب رسوای من، من یکی از رسوایان بودم
- ۹۴
وَيَا مُؤَيِّدِي بِالنَّصْرِ،
ای یاریگریدهندهٔ من!
- ۹۵
فَلَوْلاَ نَصْرُكَ إيَّايَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِينَ،
اگر نه یاری تو برای من، من یکی از مغلوبان بودم
- ۹۶
وَيَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلى أَعْنَاقِهَا،
ای آنکه پادشاهان دام خاکسارانگی بر گردن خود مینهند
- ۹۷
فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خَائِفُونَ، وَيَا أَهْلَ التَّقْوَى،
ترسان از عذابات تو! ای سزاوار تقوی!
- ۹۸
وَيَا مَنْ لَهُ الأَسْمَآءُ الْحُسْنى أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّي،
ای آنکه نامهای تو نیکو است! از تو میخواهم که مرا ببخشی
- ۹۹
وَتَغْفِرَ لِي فَلَسْتُ، بَرِيئاً فَأَعْتَذِرَ،
و مرا درگذری، که من بیگناه نیستم که بهانه آورم
- ۱۰۰
وَلاَ بِذِي قُوَّة فَأَنْتَصِرَ،
و نه صاحب قوتی که غالب شوم
- ۱۰۱
وَلاَ مَفَرَّ لِي فَأَفِرَّ. وَأَسْتَقِيْلُكَ عَثَراتِي،
و جایی برای فرار ندارم که بگریزم! از تو میخواهم که مرا از لغزشهایم رهایی بخشی،
- ۱۰۲
وَأَتَنَصَّلُ إلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِي الَّتِي قَدْ أَوْبَقَتْنِي،
و پیش روی گناهان خود را انکار میکنم، که مرا ویران کردهاند،
- ۱۰۳
وَأَحَاطَتْ بِي فَأَهْلَكَتْنِي،
مرا احاطه کرده و مرا نابود کردهاند!
- ۱۰۴
مِنْهَا فَرَرْتُ إلَيْكَ رَبِّ تَائِباً،
از آنان بهسوی تو میگریزم، ای پروردگار من، توبهکنان،
- ۱۰۵
فَتُبْ عَلَيَّ مُتَعَوِّذاً، فَأَعِذْنِي مُسْتَجِيراً،
پس بهسوی من رو، پناهجویان، پس مرا پناه ده، پناهندهخواه،
- ۱۰۶
فَلاَ تَخْذُلْنِي سَآئِلاً، فَلاَ تَحْرِمْنِي مُعْتَصِماً،
پس مرا تنها مگذار، درخواستکنان، پس مرا محروم مکن، چنگزن،
- ۱۰۷
فَلاَ تُسْلِمْنِي دَاعِياً، فَلاَ تَرُدَّنِي خَائِباً،
پس مرا واگذار مکن، استغاثهکنان، پس مرا ناامید مفرست!
- ۱۰۸
دَعوْتُكَ يَارَبِّ مِسْكِيناً، مُسْتَكِيناً،
از تو التماس کردم، ای پروردگار من، چون بدحال و ذلیل،
- ۱۰۹
مُشْفِقاً، خَائِفاً، وَجِلاً، فَقِيراً، مُضْطَرّاً، إلَيْكَ
ترسان، بیمزده، لرزان، فقیر، ناچار بهسوی تو راندهشده!
- ۱۱۰
أَشْكُو إلَيْكَ يَا إلهِي ضَعْفَ نَفْسِي
از خود بهتو شکایت میکنم، ای خدای من - نفسی که بیشازاندازه ضعیف است
- ۱۱۱
عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِيمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِيَآءَكَ،
براى رسیدن به آنچه تو به دوستانت وعده دادهاى،
- ۱۱۲
وَالْمُجَانَبَةِ عَمَّا حَذَّرْتَهُ أَعْدَآءَكَ،
یا براى اجتناب از آنچه از دشمنانت بر حذر داشتهاى -
- ۱۱۳
وَكَثْرَةَ هُمُومِي وَوَسْوَسَةَ نَفْسِي .
و فراوانی نگرانیهایم، و افكار پریشان روانم را.
- ۱۱۴
إلهِي لَمْ تَفْضَحْنِي بِسَرِيرَتِي،
خدایا، تو مرا بهخاطر افكار نهانیام رسوا نکردهاى
- ۱۱۵
وَلَمْ تُهْلِكْنِي بِجَرِيرَتِي، أَدْعُوكَ فَتُجِيبُنِي
یا بهخاطر کردارهای بدم نابود نکردهاى! از تو میخوانم، و تو پاسخ میدهی،
- ۱۱۶
وَإنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِيْنَ تَدْعُونِي.
اگرچه من هنگام خواندنات کند و پیرفتار هستم.
- ۱۱۷
وَأَسْأَلُكَ كُلَّمَا شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِي،
هر آنچه از نيازهايم میخواهم از تو میخواهم،
- ۱۱۸
وَحَيْثُ مَا كُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرِّي،
و رمزیام را نزد تو امانت میگذارم، هرجای که باشم.
- ۱۱۹
فَلاَ أَدْعُو سِوَاكَ، وَلاَ أَرْجُو غَيْرَكَ،
بهغير تو کس را التماس نمیکنم، و از کس ديگر امید ندارم.
- ۱۲۰
لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، تَسْمَعُ مَنْ شَكَا إلَيْكَ،
بهخدمت تویم! بهخدمت تویم! تو بندی را که شکایت میکند شنوائی میکنی!
- ۱۲۱
وَتَلْقى مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ،
تو اورا پذیرائی میکنی که اعتماد بهتو دارد!
- ۱۲۲
وَتُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ،
تو اورا نجات میدهی که بهتو چنگ میزند!
- ۱۲۳
وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ بِكَ.
تو اورا تسکین میدهی که در تو پناه میطلبد!
- ۱۲۴
إلهِي فَلاَ تَحْرِمْنِي خَيْرَ الآخِرَةِ وَالأُولى لِقِلَّةِ شُكْرِي،
خدایا، مرا بهخاطر کمی سپاسگزاریام از نیکیهای دنیاى آخرت و اول محروم مکن
- ۱۲۵
وَاغْفِرْ لِي مَا تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبِي،
و بخشای گناهان مرا که تو آنها را میدانی!
- ۱۲۶
إنْ تُعَذِّبْ فَأَنَا الظَّالِمُ، الْمُفَرِّطُ،
اگر تو سزا دهی، من ستمکار و فروگذار هستم،
- ۱۲۷
الْمُضَيِّعُ، الاثِمُ، الْمُقَصِّرُ، الْمُضْجِعُ،
بیاحتیاط، گناهکار، متروک، تنبلرو،
- ۱۲۸
الُمُغْفِلُ حَظَّ نَفْسِي،
غافل از سهم نفسم!
- ۱۲۹
وَإنْ تَغْفِرْ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.
و اگر تو بخشایی - تو بخشندهترین بخشندگان هستی!