TheShia

الصحيفة السجادية - 53

صحیفه سجادیه - 53

۵۱ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya

این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.

  1. ۱

    فَلاَ حُجَّةَ لِي، فَأَنَا الأَسِيـرُ بِبَلِيَّتِي،

    پس من برای خود دلیلی ندارم، زیرا من اسیر بلای خود هستم

  2. ۲

    الْمُـرْتَهَنُ بِعَمَلِي، الْمُتَرَدِّدُ فِي خَطِيئَتِي،

    گرفتار به کردار خود، لرزان در خطای خود

  3. ۳

    الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِي، الْمُنْقَطَعُ بِي،

    سرگشته دور از مقصد خود، قطع شده بی راه خروج

  4. ۴

    قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِي مَوْقِفَ الأَذِلاَّءِ الْمُذْنِبِينَ،

    به راستی خود را به ایستادگاه گنهکاران ذلیل ایستاده ام

  5. ۵

    مَوْقِفَ الأَشْقِيآءِ الْمُتَجَرِّينَ عَلَيْكَ، الْمُسْتَخِفِّينَ بِوَعْدِكَ.

    ایستادگاه بدبختان که بر تو دلیری کردند، آن‌کسانی که عهد تو را سبک شمردند

  6. ۶

    سُبْحَانَكَ! أَيَّ جُرْأَة اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ؟

    سبحان‌الله! چه دلیری‌ای بر تو ورزیدم؟

  7. ۷

    وَأَيَّ تَغْرِير غَرَّرْتُ بِنَفْسِي

    و چه فریبی خویشتن را فریب دادم؟

  8. ۸

    مَوْلاَيَ إرْحَمْ كَبْوَتِيْ لِحُرِّ وَجْهِي،

    پروردگارا، بر سقوط من بر چهره شریف خود رحم فرما

  9. ۹

    وَزَلَّةَ قَدَمِي، وَعُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِي،

    و لغزش پای من، و بازگرد بر جهل من به بردباری خود

  10. ۱۰

    وَبِإحْسَانِكَ عَلَى إسَآءَتِي، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِي،

    و بر ستم من به احسان خود، زیرا من معترف بر گناه خود هستم

  11. ۱۱

    الْمُعْتَرِفُ بِخَطِيئَتِي، وَهَذِهِ يَدِيْ وَنَاصِيَتِي،

    معترف بر خطای خود، و اینک دست و پیشانی خود

  12. ۱۲

    أَسْتَكِينُ بِالْقَـوْدِ مِنْ نَفْسِي .

    تواضع می‌کنم تا خود را بی مقاومت بپذیرم

  13. ۱۳

    إرْحَمْ شَيْبَتِي، وَنَفَادَ أَيَّامِي،

    بر موی سفید من رحم فرما، و به پایان رسیدن روزهای من

  14. ۱۴

    وَاقْتِرَابَ أَجَلِي، وَضَعْفِي،

    و نزدیکی اجلم، و ضعف من

  15. ۱۵

    وَمَسْكَنَتِي، وَقِلَّةَ حِيلَتِي.

    و بدبختی من، و کمی حیل و حیلۀ من

  16. ۱۶

    مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي إذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي،

    پروردگارا، و بر من رحم کن هنگامی که نشانی من از جهان قطع شود

  17. ۱۷

    وَامَّحى مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ذِكْرِي،

    و یادم از مخلوقات محو شود

  18. ۱۸

    وَكُنْتُ فِي الْمَنْسِيِّينَ، كَمَنْ قَدْ نُسِيَ.

    و من میان فراموش شدگان باشم، همچون فراموش شدۀ ای

  19. ۱۹

    مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورَتِي

    پروردگارا، و بر من رحم کن هنگامی که صورتم تغییر یابد

  20. ۲۰

    وَحَالِي إذَا بَلِيَ جِسْمِي، وَتَفَرَّقَتْ أَعْضَائِي،

    و حالم، هنگامی که جسم من پوسیده شود، و اعضای من پراکنده شود

  21. ۲۱

    وَتَقَطَّعَتْ أَوْصَالِيْ، يا غَفْلَتِي عَمَّا يُرَادُ بِيَ.

    و مفاصل من منقطع شود، ای غفلت من از آنچه مراد من بود!

  22. ۲۲

    مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي فِي حَشْرِي وَنَشْرِي،

    پروردگارا، و بر من رحم کن در محشر و برخاستن من

  23. ۲۳

    وَاجْعَل فِي ذَلِكَ الْيَومِ مَعَ أَوْلِيَآئِكَ مَوْقِفِي،

    و ایستادگاه من در آن روز با دوستان تو قرار ده

  24. ۲۴

    وَفِي أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِي،

    و رفتار من با دوستان تو

  25. ۲۵

    وَفِي جِوَارِكَ مَسْكَنِي يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ.

    و جای سکونت من در همسایگی تو، ای رب العالمین

  26. ۲۶

    رَبِّ أَفْحَمَتْنِيْ ذُنُوبِي، وَانْقَطَعَتْ مَقَالَتِي،

    پروردگارا، گناهان من مرا خاموش کرده، و سخنان من قطع شده‌اند

  27. ۲۷

    فَلاَ حُجَّةَ لِي، فَأَنَا الأَسِيـرُ بِبَلِيَّتِي،

    برای من حجتی نیست، زیرا من اسیر بلایی خودم هستم

  28. ۲۸

    الْمُـرْتَهَنُ بِعَمَلِي، الْمُتَرَدِّدُ فِي خَطِيئَتِي،

    گروہ‌دار به کردار خود، بسیار آنی خطای خود

  29. ۲۹

    الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِي، الْمُنْقَطَعُ بِي،

    سرگشته در راه مقصود خود، ناتوان

  30. ۳۰

    قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِي مَوْقِفَ الأَذِلاَّءِ الْمُذْنِبِينَ،

    خود را به ایستادگاه گنهکاران خوار نایستاده‌ام

  31. ۳۱

    مَوْقِفَ الأَشْقِيآءِ الْمُتَجَرِّينَ عَلَيْكَ، الْمُسْتَخِفِّينَ بِوَعْدِكَ.

    ایستادگاه بدبختان و متجاسران، آن‌کسانی که عهد تو را سبک شمردند

  32. ۳۲

    سُبْحَانَكَ! أَيَّ جُرْأَة اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ؟

    سبحان‌الله! چه تجاسری کردم بر تو!

  33. ۳۳

    وَأَيَّ تَغْرِير غَرَّرْتُ بِنَفْسِي

    چه فریبی با آن خود را فریب دادم!

  34. ۳۴

    مَوْلاَيَ إرْحَمْ كَبْوَتِيْ لِحُرِّ وَجْهِي،

    پروردگارا، بر خیره شدن من بر چهره مرا رحم فرما

  35. ۳۵

    وَزَلَّةَ قَدَمِي، وَعُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِي،

    لغزش پای من، بخشایش من را بر گناه از سخاء خود عطا فرما

  36. ۳۶

    وَبِإحْسَانِكَ عَلَى إسَآءَتِي، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِي،

    و بر ستم من از احسان خود، زیرا من گناه خود را اقرار کنم

  37. ۳۷

    الْمُعْتَرِفُ بِخَطِيئَتِي، وَهَذِهِ يَدِيْ وَنَاصِيَتِي،

    و من خطای خود را معترف‌ام: اینک دست و پیشانی من!

  38. ۳۸

    أَسْتَكِينُ بِالْقَـوْدِ مِنْ نَفْسِي .

    من تسلیم بر انتقام از نفس خود هستم!

  39. ۳۹

    إرْحَمْ شَيْبَتِي، وَنَفَادَ أَيَّامِي،

    بر موی سفید من رحم فرما، تنزل روزهای من

  40. ۴۰

    وَاقْتِرَابَ أَجَلِي، وَضَعْفِي،

    نزدیک شدن اجلم، ضعف من

  41. ۴۱

    وَمَسْكَنَتِي، وَقِلَّةَ حِيلَتِي.

    بدبختی من، و کمی حیل من!

  42. ۴۲

    مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي إذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي،

    پروردگارا، و بر من رحم کن هنگامی که نشانم از این جهان قطع شود

  43. ۴۳

    وَامَّحى مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ذِكْرِي،

    یادم از مخلوقات محو شود

  44. ۴۴

    وَكُنْتُ فِي الْمَنْسِيِّينَ، كَمَنْ قَدْ نُسِيَ.

    و من میان فراموش شدگان درآم، همچون فراموش شدۀ ای!

  45. ۴۵

    مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورَتِي

    پروردگارا، و بر من رحم کن هنگام تبدیلی صورت و حالم

  46. ۴۶

    وَحَالِي إذَا بَلِيَ جِسْمِي، وَتَفَرَّقَتْ أَعْضَائِي،

    هنگامی که جسد من پوسیده شود، اعضای من پراکنده شود

  47. ۴۷

    وَتَقَطَّعَتْ أَوْصَالِيْ، يا غَفْلَتِي عَمَّا يُرَادُ بِيَ.

    و مفاصل من منفصل شود! ای غفلت من از آنچه خواسته شد از من!

  48. ۴۸

    مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي فِي حَشْرِي وَنَشْرِي،

    پروردگارا، بر من رحم فرما هنگام جمع و قیام من

  49. ۴۹

    وَاجْعَل فِي ذَلِكَ الْيَومِ مَعَ أَوْلِيَآئِكَ مَوْقِفِي،

    و در آن روز ایستادگاه من را با دوستان تو مقرر فرما

  50. ۵۰

    وَفِي أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِي،

    و خروج من با محبوبان تو

  51. ۵۱

    وَفِي جِوَارِكَ مَسْكَنِي يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ.

    و مسکن من در همسایگی تو! ای پروردگار جهانیان!

پیوند کپی شد

← بازگشت به کتابخانه