الصحيفة السجادية - 53
صحیفه سجادیه - 53
۲۶ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya
تنها بخشی از این متن به فارسی در دسترس است. بندهای باقیمانده به انگلیسی نمایش داده میشوند.
این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.
- ۲۶
رَبِّ أَفْحَمَتْنِيْ ذُنُوبِي، وَانْقَطَعَتْ مَقَالَتِي،
پروردگارا، گناهان من مرا خاموش کرده، و سخنان من قطع شدهاند
- ۲۷
فَلاَ حُجَّةَ لِي، فَأَنَا الأَسِيـرُ بِبَلِيَّتِي،
برای من حجتی نیست، زیرا من اسیر بلایی خودم هستم
- ۲۸
الْمُـرْتَهَنُ بِعَمَلِي، الْمُتَرَدِّدُ فِي خَطِيئَتِي،
3the hostage to my works, the frequenter of my own offense, ترجمه در دست تهیه — به انگلیسی نمایش داده میشود
- ۲۹
الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِي، الْمُنْقَطَعُ بِي،
سرگشته در راه مقصود خود، ناتوان
- ۳۰
قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِي مَوْقِفَ الأَذِلاَّءِ الْمُذْنِبِينَ،
خود را به ایستادگاه گنهکاران خوار نایستادهام
- ۳۱
مَوْقِفَ الأَشْقِيآءِ الْمُتَجَرِّينَ عَلَيْكَ، الْمُسْتَخِفِّينَ بِوَعْدِكَ.
ایستادگاه بدبختان و متجاسران، آنکسانی که عهد تو را سبک شمردند
- ۳۲
سُبْحَانَكَ! أَيَّ جُرْأَة اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ؟
سبحانالله! چه تجاسری کردم بر تو!
- ۳۳
وَأَيَّ تَغْرِير غَرَّرْتُ بِنَفْسِي
چه فریبی با آن خود را فریب دادم!
- ۳۴
مَوْلاَيَ إرْحَمْ كَبْوَتِيْ لِحُرِّ وَجْهِي،
پروردگارا، بر خیره شدن من بر چهره مرا رحم فرما
- ۳۵
وَزَلَّةَ قَدَمِي، وَعُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِي،
لغزش پای من، بخشایش من را بر گناه از سخاء خود عطا فرما
- ۳۶
وَبِإحْسَانِكَ عَلَى إسَآءَتِي، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِي،
و بر ستم من از احسان خود، زیرا من گناه خود را اقرار کنم
- ۳۷
الْمُعْتَرِفُ بِخَطِيئَتِي، وَهَذِهِ يَدِيْ وَنَاصِيَتِي،
و من خطای خود را معترفام: اینک دست و پیشانی من!
- ۳۸
أَسْتَكِينُ بِالْقَـوْدِ مِنْ نَفْسِي .
من تسلیم بر انتقام از نفس خود هستم!
- ۳۹
إرْحَمْ شَيْبَتِي، وَنَفَادَ أَيَّامِي،
بر موی سفید من رحم فرما، تنزل روزهای من
- ۴۰
وَاقْتِرَابَ أَجَلِي، وَضَعْفِي،
نزدیک شدن اجلم، ضعف من
- ۴۱
وَمَسْكَنَتِي، وَقِلَّةَ حِيلَتِي.
بدبختی من، و کمی حیل من!
- ۴۲
مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي إذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي،
پروردگارا، و بر من رحم کن هنگامی که نشانم از این جهان قطع شود
- ۴۳
وَامَّحى مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ذِكْرِي،
یادم از مخلوقات محو شود
- ۴۴
وَكُنْتُ فِي الْمَنْسِيِّينَ، كَمَنْ قَدْ نُسِيَ.
و من میان فراموش شدگان درآم، همچون فراموش شدۀ ای!
- ۴۵
مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورَتِي
پروردگارا، و بر من رحم کن هنگام تبدیلی صورت و حالم
- ۴۶
وَحَالِي إذَا بَلِيَ جِسْمِي، وَتَفَرَّقَتْ أَعْضَائِي،
هنگامی که جسد من پوسیده شود، اعضای من پراکنده شود
- ۴۷
وَتَقَطَّعَتْ أَوْصَالِيْ، يا غَفْلَتِي عَمَّا يُرَادُ بِيَ.
و مفاصل من منفصل شود! ای غفلت من از آنچه خواسته شد از من!
- ۴۸
مَوْلاَيَ وَارْحَمْنِي فِي حَشْرِي وَنَشْرِي،
پروردگارا، بر من رحم فرما هنگام جمع و قیام من
- ۴۹
وَاجْعَل فِي ذَلِكَ الْيَومِ مَعَ أَوْلِيَآئِكَ مَوْقِفِي،
و در آن روز ایستادگاه من را با دوستان تو مقرر فرما
- ۵۰
وَفِي أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِي،
و خروج من با محبوبان تو
- ۵۱
وَفِي جِوَارِكَ مَسْكَنِي يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ.
و مسکن من در همسایگی تو! ای پروردگار جهانیان!