الصحيفة السجادية - 31
صحیفه سجادیه - 31
۲۶۱ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya
این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.
- ۱
وَيَا مَنْ لاَ يُجَاوِزُهُ رَجَاءُ الرَّاجِينَ ،
ای کسی که امید امیدواران از تو نمیگذرد
- ۲
وَيَا مَنْ لاَ يَضِيعُ لَدَيْهِ أَجْرُ الْمُحْسِنِينَ،
ای کسی که ثواب نیکوکاران نزد تو ضایع نمیشود
- ۳
وَيَا مَنْ هُوَ مُنْتَهَى خَوْفِ الْعَابِدِيْنَ،
ای کسی که بخش آخرین خوف پرستشگران هستی
- ۴
وَيَا مَنْ هُوَ غَايَةُ خَشْيَةِ الْمُتَّقِينَ.
ای کسی که مقصد تقوای متقیان هستی
- ۵
هَذا مَقَامُ مَنْ تَدَاوَلَتْهُ أَيْدِي الذُّنُوبِ ،
این محل کسی است که دستان گناه او را تبدیل کردند
- ۶
وَقَادَتْهُ أَزِمَّةُ الْخَطَايَا ،
و لگام خطاها او را هدایت کردند
- ۷
وَاسْتَحْوَذَ عَلَيْهِ الشَّيْطَانُ،
و شیطان بر او دست یافت
- ۸
فَقَصَّرَ عَمَّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِيطَاً،
پس کوتاهی کرد در آنچه تو فرمودی به غفلت
- ۹
وَتَعَاطى مَا نَهَيْتَ عَنْهُ تَغْرِيراً،
و مرتکب شد آنچه تو نهی کردی به فریب
- ۱۰
كَالْجاهِلِ بِقُدْرَتِكَ عَلَيْهِ،
چنانکه کسی که بیخبر از قدرت تو بر او است
- ۱۱
أَوْ كَالْمُنْكِرِ فَضْلَ إحْسَانِكَ إلَيْهِ،
یا چنانکه کسی که انکار کند لطف مهربانی تو بر خود
- ۱۲
حَتَّى إذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدَى،
تا هنگامیکه بصیرت هدایت بر او گشود
- ۱۳
وَتَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحَائِبُ الْعَمَى أَحْصَى مَا ظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ،
و غشاوت کوری از او برداشت شد، آنچه بر نفس خود ستم کرده بود شمرد
- ۱۴
وَفَكَّرَ فِيمَا خَالَفَ بِهِ رَبَّهُ،
و تدبر کرد در آنچه رب خود را مخالفت کرده بود
- ۱۵
فَرَأى كَبِيْرَ عِصْيَانِهِ كَبِيْراً، وَجَلِيل مُخَالَفَتِهِ جَلِيْلاً،
پس ديد عظمت معصیت خود را عظیم و بزرگی خلافورزی خود را بزرگ
- ۱۶
فَأَقْبَلَ نَحْوَكَ مُؤَمِّلاً لَكَ، مُسْتَحْيِيَاً مِنْكَ،
پس توبه کرد سوی تو آمیدوار به تو و شرمنده پیش تو
- ۱۷
وَوَجَّهَ رَغْبَتَهُ إلَيْكَ ثِقَةً بِكَ،
و رغبت خود را سوی تو معطوف کرد متکل بر تو
- ۱۸
فَأَمَّكَ بِطَمَعِهِ يَقِيناً، وَقَصَدَكَ بِخَوْفِهِ إخْلاَصَاً،
پس قصد تو کرد به طمع خود با یقین و نیت تو کرد به خوف خود با اخلاص
- ۱۹
قَدْ خَلاَ طَمَعُهُ مِنْ كُلِّ مَطْمُوع فِيهِ غَيْرِكَ،
پس طمع او تهی شد از هر مطمع غیر تو
- ۲۰
وَأَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ كُلِّ مَحْذُور مِنْهُ سِوَاكَ،
و رعب او آرام یافت از هر مخوف غیر تو
- ۲۱
فَمَثَّلَ بَيْنَ يَدَيْـكَ مُتَضَرِّعـاً،
پس ایستاد پیش تو مستغیث
- ۲۲
وَغَمَّضَ بَصَرَهُ إلَى الأرْضِ مُتَخَشِّعَاً،
و پائین کرد نگاه خود بر خاک متواضع
- ۲۳
وَطَأطَأَ رَأسَهُ لِعِزَّتِكَ مُتَذَلِّلاً،
و خم کرد سر خود بر عزت تو منقاد
- ۲۴
وَأَبَثَّكَ مِنْ سِرِّهِ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خَضُوعاً،
و پراکنده کرد پیش تو از نهان خود آنچه تو ز او بهتر میدانی به استسلام
- ۲۵
وَعَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ مَا أَنْتَ أَحْصَى لَهَا خُشُوعاً
و شمرد از گناهان خود آنچه تو ز او احکم شمردهای به خشیت
- ۲۶
وَاسْتَغَاثَ بِكَ مِنْ عَظِيمِ مَاوَقَعَ بِهِ فِي عِلْمِكَ
و استغاثه جست با تو از عظمت آنچه به سبب او در علم تو گذشته است
- ۲۷
وَقَبِيحِ مَا فَضَحَهُ فِي حُكْمِكَ
و قباحت آنچه او را در حکم تو رسوا کرده است
- ۲۸
مِنْ ذُنُوبٍ أَدْبَرَتْ لَذَّاتُهَا فَذَهَبَتْ،
از گناهی که لذت آن گذشت و رفت
- ۲۹
وَأَقَامَتْ تَبِعَاتُهَا فَلَزِمَتْ،
لیکن عاقبت آن باقی ماند و واجب شد
- ۳۰
لا يُنْكِرُ يَا إلهِي عَدْلَكَ إِنْ عَاقَبْتَهُ،
لا ینکر ای خدای من عدل تو اگر تو او را عذاب کنی
- ۳۱
وَلا يَسْتَعْظِمُ عَفْوَكَ إِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَرَحِمْتَهُ;
و لا یراى عظمت در مغفرت تو اگر تو بخشایی و رحم کنی
- ۳۲
لِأَنَّكَ الرَّبُّ الْكَرِيمُ
زیرا که تو رب کریم هستی
- ۳۳
الَّذِي لا يَتَعَاظَمُهُ غُفْرَانُ الذَّنْبِ الْعَظِيم.
که مغفرت گناه عظیم بر تو دشوار نیست
- ۳۴
أَللَّهُمَّ فَهَا أَنَا ذَا قَدْ جِئْتُكَ مُطِيعاً
ای خدا بنگر ای خدا من هنوز آمدهام مطیع
- ۳۵
لِأَمْرِكَ فِيمَا أَمَرْتَ بِهِ مِنَ الدُّعَاءِ،
فرمان تو را در آنچه تو فرمودهای از دعا
- ۳۶
مُتَنَجِّزاً وَعْدَكَ فِيمَا وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الإجَابَةِ إِذْ تَقُولُ
وعده تو را بر آوری در آنچه تو وعده دادی از اجابت هنگامی که میفرمایی
- ۳۷
(اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ).
مرا بخوان اجابت کنم تو را
- ۳۸
أَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ
ای خدا پس درود بفرست بر محمد و آل او
- ۳۹
وَالْقَنِي بِمَغْفِـرَتِكَ كَمَا لَقِيتُكَ بِإقْرَارِي
و برخورد مرا باغفار تو چنان که برخورد تو را کنم به اعتراف خود
- ۴۰
وَارْفَعْنِي عَنْ مَصَارِعِ الذُّنُوبِ كَمَا وَضَعْتُ لَكَ نَفْسِي
و برانگیز مرا از سقوطهای گناه چنان که تواضع کردم پیش تو
- ۴۱
وَاسْتُرْنِي بِسِتْرِكَ كَمَا تَأَنَّيْتَنِي عَنِ الانْتِقَامِ مِنِّي.
و پوشش کن مرا به پوشش تو چنان که درنگ کردی در انتقام از من
- ۴۲
أَللَّهُمَّ وَثَبِّتْ فِي طَاعَتِكَ نِيَّتِيْ،
ای خدا و استقم نیت مرا در طاعت تو
- ۴۳
وَأَحْكِمْ فِي عِبَادَتِكَ بَصِيـرَتِي،
و ثبت بصیرت مرا در عبادت تو
- ۴۴
وَوَفِّقْنِي مِنَ الأَعْمَالِ
و وفق دهان مرا بر اعمالی
- ۴۵
لِمَا تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الخَطَايَا عَنِّي،
که تو بشوی از من گل خطاها
- ۴۶
وَتَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِكَ وَمِلَّةِ نَبِيِّكَ
و مرگم دهان بر ملت تو و ملت پیامبر تو محمد علیه السلام
- ۴۷
مُحَمَّد عَلَيْهِ السَّـلامُ إذَا تَوَفَّيْتَنِي.
هنگامی که مرا مرگ دهی
- ۴۸
أَللَّهُمَّ إنِّي أَتُوبُ إلَيْـكَ فِي مَقَامِي هَذَا
ای خدا من توبه میکنم سوی تو در ایستگاه این خود را
- ۴۹
مِنْ كَبَائِرِ ذُنُوبِي وَصَغَائِرِهَا
از بزرگ گناهان خود و کوچک
- ۵۰
وَبَوَاطِنِ سَيِّئآتِي وَظَوَاهِرِهَا،
و زشتکاری پنهان خود و پهاد
- ۵۱
وَسَوالِفِ زَلاَّتِي وَحَوَادِثِهَا،
و زلّات من قد مضی و الحدیث
- ۵۲
تَوْبَةَ مَنْ لا يُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيَةٍ
توبۀ من لا یحدث نفسه بمعصیة
- ۵۳
وَلاَ يُضْمِرُ أَنْ يَعُودَ فِي خَطِيئَةٍ،
و لا یستتر عن نیة العودة إلی الخطیئة
- ۵۴
وَقَدْ قُلْتَ يَا إلهِي فِي مُحْكَمِ كِتابِكَ
فإنک قلت یا إلهی فی محکم کتابک
- ۵۵
إنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ،
إنك تقبل التوبة من عبادک
- ۵۶
وَتَعْفُو عَنِ السَّيِّئاتِ، وَتُحِبُّ التَّوَّابِينَ،
و تعفو عن السیئات و تحب التوابین
- ۵۷
فَاقْبَلْ تَوْبَتِي كَمَا وَعَدْتَ وَأعْفُ عَنْ سَيِّئاتِي كَمَا ضَمِنْتَ،
فاقبل توبتی کما وعدت و اعف عن سیئاتی کما ضمنت
- ۵۸
وَأَوْجِبْ لِي مَحَبَّتَكَ كَمَا شَـرَطْتَ،
و أوجب محبتك علی نفسی کما شرطت
- ۵۹
وَلَـكَ يَـا رَبِّ شَـرْطِي أَلاّ أَعُودَ فِي مَكْرُوهِكَ،
و لك یا رب شرطی أن لا أعود إلی ما تکره
- ۶۰
وَضَمَانِي أَلاّ أَرْجِعَ فِي مَذْمُومِكَ،
و ضمانی أن لا أرجع إلی ما تلوم علیه
- ۶۱
وَعَهْدِي أَنْ أَهْجُرَ جَمِيعَ مَعَاصِيكَ.
و عهدی أن أترک جمیع معاصیك
- ۶۲
أَللَّهُمَّ إنَّكَ أَعْلَمُ بِمَا عَمِلْتُ فَاغْفِرْ لِي مَا عَلِمْتَ،
خدایا، تو بهتر میدانی چه کردهام، پس آنچه را میدانی بیامرز
- ۶۳
وَاصْرِفْنِي بِقُدْرَتِكَ إلَى مَا أَحْبَبْتَ.
و احرفنی بقوتك إلی ما تحب
- ۶۴
أَللَّهُمَّ وَعَلَيَّ تَبِعَاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ،
خدایا، و بر عهده من پیامدهایی است که آنها را به یاد داشتهام
- ۶۵
وَتَبِعَاتٌ قَدْ نَسيتُهُنَّ،
و عواقب نسیتها
- ۶۶
وَكُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ الَّتِي لاَ تَنَـامُ،
و کلها فی عینك التی لا تنام
- ۶۷
وَعِلْمِكَ الَّذِي لا يَنْسَى
و علمك الذی لا تنسی
- ۶۸
فَعَوِّضْ مِنْهَا أَهْلَهَا وَاحْطُطْ عَنّي وِزْرَهَا،
فاعقبها لأهلها و ضع ثقلها عنی
- ۶۹
وَخَفِّفْ عَنِّي ثِقْلَهَا، وَاعْصِمْنِي مِنْ أَنْ اُقَارِفَ مِثْلَهَا.
و خفف ثقلها عنی و احفظنی من مثلها
- ۷۰
أَللَّهُمَّ وَإنَّهُ لاَ وَفَاءَ لِي بِالتَّوْبَةِ إلاَّ بِعِصْمَتِكَ،
خدایا، همانا وفایی برای من در توبه نیست مگر به نگهبانی تو
- ۷۱
وَلا اسْتِمْسَاكَ بِي عَنِ الْخَطَايَا إلاَّ عَنْ قُوَّتِكَ،
و لا تحفظ لی من الأخطاء إلا بقوتك
- ۷۲
فَقَوِّنِي بِقُوَّة كَافِيَة، وَتَوَلَّنِي بِعِصْمَة مَانِعَة.
فقو نی بقوة کافیة و استولِ علیّ بحفظ صاد
- ۷۳
أَللَّهُمَّ أَيُّما عَبْد تَابَ إلَيْكَ
خدایا، هر بندهای که به سوی تو توبه کند
- ۷۴
وَهُوَ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ فَاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ
و هو فی علم الغیب عندك ممن یخلع توبته
- ۷۵
وَعَائِدٌ فِي ذَنْبِهِ وَخَطِيئَتِهِ
و یعود إلی خطیئته و زلاله
- ۷۶
فَإنِّي أَعُوذُ بِكَ أنْ أَكُوْنَ كَذلِكَ،
فإنی أعوذ بك من ذلك
- ۷۷
فَاجْعَلْ تَوْبَتِي هَذِهِ تَوْبَةً لا أَحْتَاجُ بَعْدَهَا إلَى تَوْبَة،
فاجعل هذه التوبة توبة لا أحتاج بعدها إلی توبة
- ۷۸
تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِ مَا سَلَفَ، وَالسَّلاَمَةِ فِيمَـا بَقِيَ.
توبة توجب محو ما مضی و السلامة فیما بقی
- ۷۹
أَللَّهُمَّ إنِّي أَعْتَـذِرُ إلَيْـكَ مِنْ جَهْلِي،
خدایا، از نادانی خود نزد تو عذر میخواهم
- ۸۰
وَأَسْتَـوْهِبُـكَ سُوْءَ فِعْلِي،
و أسألك هبة تغطی سوءة عملی
- ۸۱
فَـاضْمُمْنِي إلَى كَنَفِ رَحْمَتِكَ تَطَوُّلاً،
فألحقنی بحفظ رحمتك من فضلك
- ۸۲
وَاسْتُرْنِي بِسِتْرِ عَافِيَتِكَ تَفَضُّلاً.
و غطنی بتغطیة عافیتك من منك
- ۸۳
أَللَّهُمَّ وَإنِّي أَتُوبُ إلَيْكَ
خدایا، من به سوی تو توبه میکنم
- ۸۴
مِنْ كُلِّ مَا خَالَفَ إرَادَتَكَ
من کل ما یخالف إرادتك
- ۸۵
أَوْ زَالَ عَنْ مَحَبَّتِـكَ
أو یصد عن حبك
- ۸۶
مِنْ خَـطَرَاتِ قَلْبِي
سواء کان من خطرات قلبی
- ۸۷
وَلَحَـظَاتِ عَيْنِي
و خطفات بصری
- ۸۸
وَحِكَايَاتِ لِسَانِي،
و حدیث لسانی
- ۸۹
تَوْبَةً تَسْلَمُ بِهَا كُلُّ جَارِحَة عَلَى حِيَالِهَا مِنْ تَبِعَاتِكَ،
توبة یحفظ بها کل عضو منها على انفراده من عقابك
- ۹۰
وَتَأْمَنُ مِمَّا يَخَافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ أَلِيْمِ سَطَوَاتِكَ.
و یسلم مما یخاف الظالمون من بطشك الألیم
- ۹۱
أَللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتِي بَيْنَ يَدَيْكَ،
خدایا، پس بر تنهایی من در پیشگاه تو رحم کن
- ۹۲
وَوَجِيبَ قَلْبِي مِنْ خَشْيَتِكَ،
و خفقان قلبی من خشیتك
- ۹۳
وَاضْطِرَابَ أَرْكَانِي مِنْ هَيْبَتِكَ،
و ارتعاد أوصالی من هیبتك
- ۹۴
فَقَدْ أَقَامَتْنِي يَا رَبِّ ذُنُوبِي مَقَامَ الْخِزْيِ بِفِنَائِكَ،
فإن ذنوبی قد أقامتنی یا رب فی موقف الهوان ببابك
- ۹۵
فَإِنْ سَكَتُّ لَمْ يَنْطِقْ عَنِّي أَحَدٌ،
فإن صمتّ لم ینطق عنی أحد
- ۹۶
وَإِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِأَهْلِ الشَّفَاعَةِ.
و إن شفعت لست لأهل الشفاعة
- ۹۷
أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ
خدایا، درود فرست بر محمد و خاندانش
- ۹۸
وَشَفِّعْ فِي خَطَايَـايَ كَرَمَكَ،
و اجعل كرمك شفیعاً لی فی أخطائی
- ۹۹
وَعُدْ عَلَى سَيِّئاتِي بِعَفْوِكَ،
و عد إلى سوء أعمالی برفقك
- ۱۰۰
وَلاَ تَجْزِنِي جَزَآئِي مِنْ عُقُوبَتِكَ
و لا تجزنی جزائی بعذابك
- ۱۰۱
وَابْسُطْ عَلَيَّ طَوْلَكَ وَجَلِّلْنِي بِسِتْرِكَ،
و بر من فضل خود را گسترانید و مرا به پوشش خود بپوشانید
- ۱۰۲
وَافْعَلْ بِي فِعْلَ عَزِيزٍ تَضَرَّعَ إلَيْهِ عَبْدٌ ذَلِيلٌ فَرَحِمَهُ،
و بر من معاملہ قوی را معامله کن که بندہ ناچیز او را دعا کرد و وی بر او رحم کرد
- ۱۰۳
أَوْ غَنِيٍّ تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقِيرٌ فَنَعَشَهُ.
یا بندار را معاملہ کن که بندہ درویش او را ظاهر کرد و وی او را احیا کرد
- ۱۰۴
أَللَّهُمَّ لاَ خَفِيرَ لِي مِنْكَ فَلْيَخْفُرْنِيْ عِزُّكَ،
الهی هیچ کس از تو نتواند مرا حفاظت کند پس قوت تو مرا محافظت کند
- ۱۰۵
وَلا شَفِيعَ لِيْ إلَيْكَ فَلْيَشْفَعْ لِي فَضْلُكَ،
و هیچ شفیع برای من نزد تو نیست پس فضل تو برای من شفاعت کند
- ۱۰۶
وَقَدْ أَوْجَلَتْنِي خَطَايَايَ فَلْيُؤْمِنِّي عَفْوُكَ،
و گناهان من مرا ترسانیده است پس بخشش تو مرا امن کند
- ۱۰۷
فَمَا كُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّي بِسُوْءِ أَثَرِي،
زیرا همه آنچه سخن گفته ام از جهل به سوء اثر اعمال نیست
- ۱۰۸
وَلاَ نِسيَانٍ لِمَا سَبَقَ مِنْ ذَمِيمِ فِعْلِي،
و نه از فراموشی آنچه پیش آمده از کار قابل ملامت
- ۱۰۹
وَلكِنْ لِتَسْمَعَ سَمَاؤُكَ وَمَنْ فِيْهَـا،
بلکه تا آسمان تو و هر کس در آن سخن شنود
- ۱۱۰
وَأَرْضُكَ وَمَنْ عَلَيْهَا مَا أَظْهَرْتُ لَكَ مِنَ النَّدَمِ،
و زمین تو و هر کس بر آن آنچه از ندامت برای تو آشکار کردم بشنود
- ۱۱۱
وَلَجَـأتُ إلَيْكَ فِيـهِ مِنَ التَّوْبَـةِ،
و آنچه به تو پناه برده ام از توبه
- ۱۱۲
فَلَعَـلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنِي لِسُوءِ مَوْقِفِي،
شاید که برخی از آنها به رحمت تو بر من رحم کنند براى حال بد من
- ۱۱۳
أَوْ تُدْرِكُهُ الرِّقَّةُ عَلَىَّ لِسُوءِ حَالِي
یا نرمی برای من درآید براى حالت رديد من
- ۱۱۴
فَيَنَالَنِي مِنْهُ بِدَعْوَةٍ أَسْمَعُ لَدَيْكَ مِنْ دُعَائِي،
و از آنها دعایی که برای من نزد تو شنیده تر باشد از دعای من بدست آورم
- ۱۱۵
أَوْ شَفَاعَـةٍ أَوْكَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفَاعَتِي
یا شفاعتی که برای من نزد تو مؤکدتر باشد از شفاعت من
- ۱۱۶
تَكُونُ بِهَا نَجَاتِي مِنْ غَضَبِكَ وَفَوْزَتِي بِرِضَاكَ.
که به وسیله آن از غضب تو رهایی یابم و به خوشنودی تو کامیاب شوم
- ۱۱۷
أَللَّهُمَّ إِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ اْلنَّادِمِينَ،
الهی اگر ندامت توبه برای تو است من از همه نادمان نادمتر هستم
- ۱۱۸
وَإِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبينَ،
و اگر ترک نافرمانی برای تو بازگشت است من اول بازگردندگان هستم
- ۱۱۹
وَإِنْ يَكُنِ الاسْتِغْفَارُ حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَإِنَي لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ.
و اگر طلب بخشش فراموشی گناهان است من از طالبان بخشش نزد تو هستم
- ۱۲۰
اللَّهُمَّ فَكَمَا أَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ وَضَمِنْتَ الْقَبُولَ
الهی همان گونه که توبه را امر کردی و قبول آن را ضمانت دادی
- ۱۲۱
وَحَثَثْتَ عَلَى الدُّعَـاءِ وَوَعَدْتَ الإجَابَةَ،
و به دعا رغبت دادی و اجابت آن را وعده دادی
- ۱۲۲
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ وَآلِهِ وَاقْبَلْ تَوْبَتِي
پس محمد و آل او را بارك و توبه مرا قبول کن
- ۱۲۳
وَلاَ تَرْجِعْني مَرجَعَ الخَيبَةِ منْ رَحْمَتِك
و مرا به جای مأیوسی از رحمت خود بازمنما
- ۱۲۴
إنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ عَلَى الْمُذْنِبِينَ،
که تو توّاب بر گناهکاران هستی
- ۱۲۵
وَالرَّحِيمُ لِلْخَاطِئِينَ الْمُنِيبِينَ.
و رحیم بر ضالین برگشتندگان
- ۱۲۶
أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ كَمَا هَدَيْتَنَا بِهِ
الهی محمد و آل او را بارك همان طور که ما را به وسیله او هدایت کردی
- ۱۲۷
وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ كَمَا اسْتَنْقَذْتَنَا بِهِ،
و محمد و آل او را بارك همان طور که ما را به وسیله او نجات دادی
- ۱۲۸
وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ
و محمد و آل او را بارك
- ۱۲۹
صَلاَةً تَشْفَعُ لَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَوْمَ الْفَاقَةِ إلَيْكَ،
بركه ای که برای ما در روز قیامت و روز احتیاج شدید ما به تو شفاعت کند
- ۱۳۰
إنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ وَهُوَ عَلَيْكَ يَسِيرٌ .
که تو بر همه چیز قادری و این برای تو آسان است
- ۱۳۱
أَللَّهُمَّ يَا مَنْ لا يَصِفُهُ نَعْتُ الْوَاصِفِينَ ،
الهی ای وی که وصف واصفان او را وصف نتواند کرد
- ۱۳۲
وَيَا مَنْ لاَ يُجَاوِزُهُ رَجَاءُ الرَّاجِينَ ،
ای وی که امید امیدوران از وی تجاوز نکند
- ۱۳۳
وَيَا مَنْ لاَ يَضِيعُ لَدَيْهِ أَجْرُ الْمُحْسِنِينَ،
ای وی که نزد وی اجر نیکوکاران ضائع نگردد
- ۱۳۴
وَيَا مَنْ هُوَ مُنْتَهَى خَوْفِ الْعَابِدِيْنَ،
ای وی که وی انتهای خوف پرستشگزاران است
- ۱۳۵
وَيَا مَنْ هُوَ غَايَةُ خَشْيَةِ الْمُتَّقِينَ.
ای وی که وی اقصای خشیت تقواپیشگان است
- ۱۳۶
هَذا مَقَامُ مَنْ تَدَاوَلَتْهُ أَيْدِي الذُّنُوبِ ،
اینجا ایستگاه کسی است که گناهان از دست به دست وی را گذشته است
- ۱۳۷
وَقَادَتْهُ أَزِمَّةُ الْخَطَايَا ،
و لگام معاصی او را رهنمون شده است
- ۱۳۸
وَاسْتَحْوَذَ عَلَيْهِ الشَّيْطَانُ،
و شیطان بر وی دست یافته است
- ۱۳۹
فَقَصَّرَ عَمَّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِيطَاً،
او کوتاهی کرد در آنچه تو امر کردی به سبب غفلت
- ۱۴۰
وَتَعَاطى مَا نَهَيْتَ عَنْهُ تَغْرِيراً،
و آنچه تو نهی کردی را تتبع کرد به سبب خود فریبی
- ۱۴۱
كَالْجاهِلِ بِقُدْرَتِكَ عَلَيْهِ،
چون ناآگاه از قدرت تو بر وی
- ۱۴۲
أَوْ كَالْمُنْكِرِ فَضْلَ إحْسَانِكَ إلَيْهِ،
یا انکار کننده نعمت احسان تو نسبت به وی
- ۱۴۳
حَتَّى إذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدَى،
تا هنگامی که چشم هدایت برای وی گشاده شد
- ۱۴۴
وَتَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحَائِبُ الْعَمَى أَحْصَى مَا ظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ،
و غبار عمی دور شد و بد و سپس آنچه به وسیله آن خود را ستم کرده بود شمار کرد
- ۱۴۵
وَفَكَّرَ فِيمَا خَالَفَ بِهِ رَبَّهُ،
و بر آنچه با پروردگار خود مخالفت کرده بود تفکر کرد
- ۱۴۶
فَرَأى كَبِيْرَ عِصْيَانِهِ كَبِيْراً، وَجَلِيل مُخالفَتِهِ جَلِيْلاً،
نافرمانی وسیع خود را وسیع دید و مخالفت بزرگ خود را بزرگ شمرد
- ۱۴۷
فَأَقْبَلَ نَحْوَكَ مُؤَمِّلاً لَكَ، مُسْتَحْيِيَاً مِنْكَ،
پس به سوی تو روگردان شد امیدوار به تو و شرمنده نزد تو
- ۱۴۸
وَوَجَّهَ رَغْبَتَهُ إلَيْكَ ثِقَةً بِكَ،
و التماس خود را به سوی تو متوجه کرد با اعتماد به تو
- ۱۴۹
فَأَمَّكَ بِطَمَعِهِ يَقِيناً، وَقَصَدَكَ بِخَوْفِهِ إخْلاَصَاً،
و به سوی تو درآمد در شوق خود با یقین و راست رفت به سوی تو در ترس خود با اخلاص
- ۱۵۰
قَدْ خَلاَ طَمَعُهُ مِنْ كُلِّ مَطْمُوع فِيهِ غَيْرِكَ،
شوق وی خالی بود از هر مقصود جز تو
- ۱۵۱
وَأَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ كُلِّ مَحْذُور مِنْهُ سِوَاكَ،
و ترسش از هر چیز جز تو رفت
- ۱۵۲
فَمَثَّلَ بَيْنَ يَدَيْـكَ مُتَضَرِّعـاً،
پس بر پیش تو ایستاد التماس کننده
- ۱۵۳
وَغَمَّضَ بَصَرَهُ إلَى الأرْضِ مُتَخَشِّعَاً،
چشم هایش بر زمین در فروتنی نهاده شده
- ۱۵۴
وَطَأطَأَ رَأسَهُ لِعِزَّتِكَ مُتَذَلِّلاً،
سر خود را در پیش قدرت تو خاضع نموده
- ۱۵۵
وَأَبَثَّكَ مِنْ سِرِّهِ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خَضُوعاً،
راز های خود را در فروتنی بر تو آشکار ساخت که تو آنها را بهتر می دانی
- ۱۵۶
وَعَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ مَا أَنْتَ أَحْصَى لَهَا خُشُوعاً
گناهان خود را برای تو شمرد در تواضع که تو آنها را بهتر می شمری
- ۱۵۷
وَاسْتَغَاثَ بِكَ مِنْ عَظِيمِ مَاوَقَعَ بِهِ فِي عِلْمِكَ
از تو یاری جست از ترسناکی که در علم تو فتاده است
- ۱۵۸
وَقَبِيحِ مَا فَضَحَهُ فِي حُكْمِكَ
و از ناپاکی که او را در حکم تو رسوا کرده است
- ۱۵۹
مِنْ ذُنُوب أدْبَرَتْ لَذَّاتُهَا فَذَهَبَتْ،
گناهانی که لذت های آنها پشت کردند و رفتند
- ۱۶۰
وَأَقَامَتْ تَبِعَاتُهَا فَلَزِمَتْ،
و شرارت های آنها ماندند و چسبیدند
- ۱۶۱
لا يُنْكِرُ يَا إلهِي عَدْلَكَ إنْ عَاقَبْتَهُ،
او عدل تو را انکار نکند اگر تو او را عذاب دهی
- ۱۶۲
وَلا يَسْتَعْظِمُ عَفْوَكَ إنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَرَحِمْتَهُ;
و نه عفو تو را بزرگ شمارد اگر تو عفو کنی و بر او رحم آری
- ۱۶۳
لأِنَّكَ الرَّبُّ الْكَرِيمُ
زیرا که تو الرب الکریم هستی
- ۱۶۴
الَّذِي لا يَتَعَاظَمُهُ غُفْرَانُ الذَّنْبِ الْعَظِيم.
که برای تو بخشش گناهان بزرگ چیز بزرگی نیست
- ۱۶۵
أَللَّهُمَّ فَهَا أَنَا ذَا قَدْ جئْتُكَ مُطِيعاً
خدایا، اینجا هستم: به تو آمدم در اطاعت فرمان تو
- ۱۶۶
لاِمْرِكَ فِيمَا أَمَرْتَ بِهِ مِنَ الدُّعَاءِ،
زیرا که تو فریاد رسی را امر فرموده ای
- ۱۶۷
مَتَنَجِّزاً وَعْدَكَ فِيمَا وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الإجَابَةِ إذْ تَقُولُ
و وعده تو را درخواست می کنم که وعده مستجاب شدن را دادی
- ۱۶۸
(اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ).
تو فرموده ای: دعا کن تا تو را مستجاب کنم
- ۱۶۹
أللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ
خدایا، پس برکت فرما بر محمد و آل او
- ۱۷۰
وَالْقَنِي بِمَغْفِـرَتِكَ كَمَا لَقِيتُكَ بِإقْرَارِي
برخورد ساز با من به عفوت همانطور که من برخورد کردم با تو به اعتراف
- ۱۷۱
وَارْفَعْنِي عَنْ مَصَارعِ الذُّنُوبِ كَمَا وَضَعْتُ لَكَ نَفْسِي
برانگیز مرا از بیماری های مهلک گناهان همانطور که من خود را پست کردم پیش تو
- ۱۷۲
وَاسْتُرْنِي بِسِتْرِكَ كَمَا تَأَنَّيْتَنِي عَنِ الانْتِقَامِ مِنِّي.
و پوشش دهم با پوشش خود همانطور که تو شتاب نکردی بر من گرفتاری
- ۱۷۳
أللَّهُمَّ وَثَبِّتْ فِي طَاعَتِكَ نِيَّتِيْ،
خدایا، مقصد من را استوار ساز در اطاعت تو
- ۱۷۴
وَأَحْكِمْ فِي عِبَادَتِكَ بَصِيـرَتِي،
و بصیرت مرا قوت بخش در عبادت تو
- ۱۷۵
وَوَفِّقْنِي مِنَ الأَعْمَالِ
و موفقیت اعمال بده من را
- ۱۷۶
لِمَا تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الخَطَايَا عَنِّي،
که گناهان را شسته سازد
- ۱۷۷
وَتَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِكَ وَمِلَّةِ نَبِيِّكَ
و مرا بگیر هنگامی که تو مرا می گیری در ملت نبی تو
- ۱۷۸
مُحَمَّد عَلَيْهِ السَّـلامُ إذَا تَوَفَّيْتَنِي.
محمد صلی الله علیه و آله و سلم
- ۱۷۹
أللَّهُمَّ إنِّي أَتُوبُ إلَيْـكَ فِي مَقَامِي هَذَا
خدایا، من بر تو توبه می کنم در این ایستگاه خود
- ۱۸۰
مِنْ كَبَائِرِ ذُنُوبِي وَصَغَائِرِهَا
از گناهان خود، بزرگ و کوچک
- ۱۸۱
وَبَوَاطِنِ سَيِّئآتِي وَظَوَاهِرِهَا،
و اعمال بد خود، باطن و ظاهر
- ۱۸۲
وَسَوالِفِ زَلاَّتِي وَحَوَادِثِهَا،
و خطاهای خود، گذشته و حاضر
- ۱۸۳
تَوْبَةَ مَنْ لا يُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيَةٍ
به توبه کسی که خود را نمی گوید که شاید عصیان کند
- ۱۸۴
وَلاَ يُضْمِرُ أَنْ يَعُودَ فِي خَطِيئَةٍ،
و نه پنهانی فکر کند که شاید بر گناهی برگردد
- ۱۸۵
وَقَدْ قُلْتَ يَا إلهِي فِي مُحْكَمِ كِتابِكَ
تو فرمودی اى خدای من، در متن محکم کتاب خود
- ۱۸۶
إنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ،
که تو توبه را از بندگان خود می پذیری
- ۱۸۷
وَتَعْفُو عَنِ السَّيِّئاتِ، وَتُحِبُّ التَّوَّابِينَ،
و بد اعمال را بخشی و دوست داری توابان را
- ۱۸۸
فَاقْبَلْ تَوْبَتِي كَمَا وَعَدْتَ وَأعْفُ عَنْ سَيِّئاتِي كَمَا ضَمِنْتَ،
تو توبه مرا بپذیر همانطور که وعده دادی، بد اعمال مرا بخش همانطور که تضمین کردی
- ۱۸۹
وَأَوْجِبْ لِي مَحَبَّتَكَ كَمَا شَـرَطْتَ،
و محبت خود را برای من واجب ساز همانطور که شرط نهادی
- ۱۹۰
وَلَـكَ يَـا رَبِّ شَـرْطِي أَلاّ أَعُودَ فِي مَكْرُوهِكَ،
برای تو اى پروردگار من، عهد من این است که بر چیزی که به تو ناپسند باشد باز نگردم
- ۱۹۱
وَضَمَانِي أَلاّ أَرْجِعَ فِي مَذْمُومِكَ،
و ضمان من این است که بر آن چه تو لعن می کنی بر نگردم
- ۱۹۲
وَعَهْدِي أَنْ أَهْجُرَ جَمِيعَ مَعَاصِيكَ.
و عهد من این است که از معصیت تو دور ماند
- ۱۹۳
أللَّهُمَّ إنَّكَ أَعْلَمُ بِمَا عَمِلْتُ فَاغْفِرْ لِي مَا عَلِمْتَ،
خدایا، تو بهتر می دانی آنچه من کردم، پس بخش مرا آنچه تو دانستی
- ۱۹۴
وَاصْرِفْنِي بِقُدْرَتِكَ إلَى مَا أَحْبَبْتَ.
و من را به قدرت خود به آنچه تو دوست داری باز گردان
- ۱۹۵
أللَّهُمَّ وَعَلَيَّ تَبِعَاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ،
خدایا، دعوهای حساب شده علی من که در یاد من ماند
- ۱۹۶
وَتَبِعَاتٌ قَدْ نَسيتُهُنَّ،
و دعوهایی که من فراموش کردم
- ۱۹۷
وَكُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ الَّتِي لاَ تَنَـامُ،
در حالی که همه آنها در نظر تو ماند که خواب نمی کند
- ۱۹۸
وَعِلْمِكَ الَّذِي لا يَنْسَى
و در دانش تو ماند که فراموش نمی کند
- ۱۹۹
فَعَوِّضْ مِنْهَا أَهْلَهَا وَاحْطُطْ عَنّي وِزْرَهَا،
تو صاحبان آنها را جبران ساز، بار آنها را بر من سبک ساز
- ۲۰۰
وَخَفِّفْ عَنِّي ثِقْلَهَا، وَاعْصِمْنِي مِنْ أَنْ اُقَارِفَ مِثْلَهَا.
و وزن آنها را از من برانگیز، و مرا از نزدیک کردن به مثل آنها محفوظ ساز
- ۲۰۱
أللَّهُمَّ وَإنَّهُ لاَ وَفَاءَ لِي بِالتَّوْبَةِ إلاَّ بِعِصْمَتِكَ،
الهی، اما من نمیتوانم به توبهام وفادار بمانم مگر به حفاظت تو،
- ۲۰۲
وَلا اسْتِمْسَاكَ بِي عَنِ الْخَطَايَا إلاَّ عَنْ قُوَّتِكَ،
و نمیتوانم از گناهان دست بکشم جز به قوت تو.
- ۲۰۳
فَقَوِّنِي بِقُوَّة كَافِيَة، وَتَوَلَّنِي بِعِصْمَة مَانِعَة.
پس مرا به قوتی کافی تقویت ده و از من به حفاظتی دفاعی کن!
- ۲۰۴
أللَّهُمَّ أَيُّما عَبْد تَابَ إلَيْكَ
الهی، اگر بندۀ ای به سوی تو توبه کند،
- ۲۰۵
وَهُوَ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ فَاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ
در حالیکه در علم تو از غیب، او توبهاش را شکسته سازد
- ۲۰۶
وَعَائِدٌ فِي ذَنْبِهِ وَخَطِيئَتِهِ
و به گناه و تعدی خود بازگردد،
- ۲۰۷
فَإنِّي أَعُوذُ بِكَ أنْ أَكُوْنَ كَذلِكَ،
من پناه میبرم به تو که من از آن نباشم!
- ۲۰۸
فَاجْعَلْ تَوْبَتِي هَذِهِ تَوْبَةً لا أَحْتَاجُ بَعْدَهَا إلَى تَوْبَة،
پس اين توبۀ من را توبۀای قرار ده كه پس از آن ديگر به توبۀ نيازمند نباشم
- ۲۰۹
تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِ مَا سَلَفَ، وَالسَّلاَمَةِ فِيمَـا بَقِيَ.
و توبۀای که گناهان گذشته را محو ساخته و در آینده ایمن سازد!
- ۲۱۰
أللَّهُمَّ إنِّي أَعْتَـذِرُ إلَيْـكَ مِنْ جَهْلِي،
الهی، از تو آمرزش میخواهم برای جهل خود،
- ۲۱۱
وَأَسْتَـوْهِبُـكَ سُوْءَ فِعْلِي،
و تو را میخواهم که از بدکاریهای من چشمپوشی کنی!
- ۲۱۲
فَـاضْمُمْنِي إلَى كَنَفِ رَحْمَتِكَ تَطَوُّلاً،
پس مرا به پناه رحمت خود الحق کنی!
- ۲۱۳
وَاسْتُرْنِي بِسِتْرِ عَافِيَتِكَ تَفَضُّلاً.
و مرا به پردهای از صحت و سلامت خود پوشاند!
- ۲۱۴
أللَّهُمَّ وَإنِّي أَتُوبُ إلَيْكَ
الهی، من به سوی تو توبه میکنم
- ۲۱۵
مِنْ كُلِّ مَا خَالَفَ إرَادَتَكَ
از هر چيز كه مخالف اراده تو است
- ۲۱۶
أَوْ زَالَ عَنْ مَحَبَّتِـكَ
یا دور از محبت تو -
- ۲۱۷
مِنْ خَـطَرَاتِ قَلْبِي
خيالات دل من،
- ۲۱۸
وَلَحَـظَاتِ عَيْنِي
نظرات چشم من،
- ۲۱۹
وَحِكَايَاتِ لِسَانِي،
حديث زبان من -
- ۲۲۰
تَوْبَةً تَسْلَمُ بِهَا كُلُّ جَارِحَة عَلَى حِيَالِهَا مِنْ تَبِعَاتِكَ،
توبۀای كه هر عضو از اعضاء به خودی خود نزد تو از بدپیآمد ايمن ماند
- ۲۲۱
وَتَأْمَنُ مِمَّا يَخَافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ أَلِيْمِ سَطَوَاتِكَ.
و از عذاب دردناك تو ترسناكم کسی مأمن بماند!
- ۲۲۲
أَللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتِي بَيْنَ يَدَيْكَ،
الهی، بر تنهائی من پيش تو رحم کن،
- ۲۲۳
وَوَجِيبَ قَلْبِي مِنْ خَشْيَتِكَ،
بر تھپھپ خوردن دل من از ترس تو،
- ۲۲۴
وَاضْطِرَابَ أَرْكَانِي مِنْ هَيْبَتِكَ،
بر لرزش اعضای من از هيبت تو!
- ۲۲۵
فَقَدْ أَقَامَتْنِي يَا رَبِّ ذُنُوبِي مَقَامَ الْخِزْيِ بِفِنَائِكَ،
گناهان من، پروردگارا، مرا در درگاه تو به محل ذلت واقع کردهاند.
- ۲۲۶
فَإنْ سَكَتُّ لَمْ يَنْطِقْ عَنِّي أَحَدٌ،
اگر خاموش بمانم، کس برائے من سخن نگويد؛
- ۲۲۷
وَإنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِأَهْلِ الشَّفَاعَةِ.
و اگر شفيع جويی، براى شفاعت شايسته نيستم.
- ۲۲۸
أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ
الهی، بر محمد و آل محمد درود فرست،
- ۲۲۹
وَشَفِّعْ فِي خَطَايَـايَ كَرَمَكَ،
کريمی تو را واسطۀ گذشتن از تقصيرات من سازی،
- ۲۳۰
وَعُدْ عَلَى سَيِّئاتِي بِعَفْوِكَ،
و بدکاریهای مرا با بخشش خود متابعت ده،
- ۲۳۱
وَلاَ تَجْزِنِي جَزَآئِي مِنْ عُقُوبَتِكَ
و مرا جزائی ندهی که سزاوار آن هستم،
- ۲۳۲
وَابْسُطْ عَلَيَّ طَوْلَكَ وَجَلِّلْنِي بِسِتْرِكَ،
فضل خود را بر من گسترانی، و مرا به پوشش خود پوشاند،
- ۲۳۳
وَافْعَلْ بِي فِعْلَ عَزِيز تَضَرَّع إلَيْهِ عَبْدٌ ذَلِيلٌ فَرَحِمَهُ،
و دربارهام چنان کن که صاحب قدرت با غلام ذليل میکند، که او را التماس کند و او بر او رحمت کند،
- ۲۳۴
أَوْ غَنِيٍّ تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقِيرٌ فَنَعَشَهُ.
یا دولتمند با غلام فقیر، که تسلیم شود و او را به دولت برافرازد!
- ۲۳۵
أللَّهُمَّ لاَ خَفِيرَ لِي مِنْكَ فَلْيَخْفُرْنِيْ عِزُّكَ،
الهی، نه مرا حافظى نزد تو است، پس توانائی تو را حافظ خود سازی!
- ۲۳۶
وَلا شَفِيعَ لِيْ إلَيْكَ فَلْيَشْفَعْ لِي فَضْلُكَ،
نه شفيعى برائے من نزد تو است، پس احسان تو را شفيع خود سازی!
- ۲۳۷
وَقَدْ أَوْجَلَتْنِي خَطَايَايَ فَلْيُؤْمِنِّي عَفْوُكَ،
تقصيرات من مرا لرزاننده کرده، پس بخشش تو مرا آرام بخش سازی!
- ۲۳۸
فَمَا كُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْل مِنِّي بِسُوْءِ أَثَرِي،
نه آنچه گفتهام از ناشناسائی تو گامهای خود
- ۲۳۹
وَلاَ نِسيَان لِمَا سَبَقَ مِنْ ذَمِيمِ فِعْلِي،
یا فراموشی کردارهای قابل ملامت خود در گذشته است،
- ۲۴۰
وَلكِنْ لِتَسْمَعَ سَمَاؤُكَ وَمَنْ فِيْهَـا،
بلکه برائے آنکه آسمان تو و ساکنان آن
- ۲۴۱
وَأَرْضُكَ وَمَنْ عَلَيْهَا مَا أَظْهَرْتُ لَكَ مِنَ النَّدَمِ،
و زمين تو و بر آن ساکنان شنوند پشيمانی را كه نزد تو اقرار كردهام
- ۲۴۲
وَلَجَـأتُ إلَيْكَ فِيـهِ مِنَ التَّوْبَـةِ،
و توبۀای که با آن پناه بردهام به تو.
- ۲۴۳
فَلَعَـلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنِي لِسُوءِ مَوْقِفِي،
شايد پس از اين یکی از ايشان به رحمت تو رحم کند بر بدی حالِ من
- ۲۴۴
أَوْ تُدْرِكُهُ الرِّقَّةُ عَلَىَّ لِسُوءِ حَالِي
یا به دلسوزی مبتلا شود برای بدی حال من.
- ۲۴۵
فَيَنَالَنِي مِنْهُ بِدَعْوَةٍ أَسْمَعُ لَدَيْكَ مِنْ دُعَائِي،
شايد برائے من دعائى سر بر آورد كه تو بيش از دعائے من به آن گوش دهی
- ۲۴۶
أَوْ شَفَاعَـةٍ أَوْكَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفَاعَتِي
یا شفاعتی که نزد تو مستحکمتر از شفاعت من است
- ۲۴۷
تَكُونُ بِهَا نَجَاتِي مِنْ غَضَبِكَ وَفَوْزَتِي بِرضَاكَ.
كه بدان برائم خود آزادم از غضب تو و نائل به رضائے تو!
- ۲۴۸
أللَّهُمَّ إنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ اْلنَّادِمِينَ،
الهی، اگر پشيمانی توبۀای است نزد تو، پس من پشيمانتر از همۀ پشيمانترينها!
- ۲۴۹
وَإنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبينَ،
و اگر بازداشتن از معصيت بازگشتى است نزد تو، پس من نخستين بازگشتنندگان!
- ۲۵۰
وَإنْ يَكُنِ الاسْتِغْفَارُ حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَإنَي لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ.
و اگر استغفار گناهان را سبك سازد، مسلما من از استغفاركنندگان برائے آمرزش تو!
- ۲۵۱
اللَّهُمَّ فَكَمَا أَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ وَضَمِنْتَ الْقَبُولَ
خدایا، همانطور که توبه را فرمان دادی و پذیرش آن را تضمین کردی،
- ۲۵۲
وَحَثَثْتَ عَلَى الدُّعَـاءِ وَوَعَدْتَ الإجَابَةَ،
همانطور که التماس را برانگیختی و استجابت را وعده دادی،
- ۲۵۳
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ وَآلِهِ وَاقْبَلْ تَوْبَتِي
پس محمد و آل محمد را برکت عطا فرما، توبهی مرا بپذیر،
- ۲۵۴
وَلاَ تَرْجِعْني مَرجَعَ الخَيبَةِ منْ رَحْمَتِك
و مرا به جای بازگشتِ ناامیدی در رحمتِ تو بازگردان!
- ۲۵۵
إنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ عَلَى الْمُذْنِبِينَ،
تو یقیناً «تَوَّاب» هستی سوی گناهكاران،
- ۲۵۶
وَالرَّحِيمُ لِلْخَاطِئِينَ الْمُنِيبِينَ.
و «رَحیم» بر متجاوزانی که باز برگردند!
- ۲۵۷
أللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ كَمَا هَدَيْتَنَا بِهِ
خدایا، محمد و آل محمد را برکت عطا فرما، همانگونه که ما را بهوسیلهی او هدایت فرمودی!
- ۲۵۸
وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ كَمَا اسْتَنْقَذْتَنَا بِهِ،
محمد و آل محمد را برکت عطا فرما، همانگونه که ما را بهوسیلهی او نجات بخشیدی!
- ۲۵۹
وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ
خدایا، محمد و آل محمد را برکت فراوان عطا فرما،
- ۲۶۰
صَلاَةً تَشْفَعُ لَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَوْمَ الْفَاقَةِ إلَيْكَ،
برکتی که برای ما در روزِ قیامت، روزِ احتیاج به تو، شفاعت کند!
- ۲۶۱
إنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ وَهُوَ عَلَيْكَ يَسِيرٌ .
تو بر هر چیزی تواناى هستى، و این برایِ تو آسان است!