الصحيفة السجادية - 32
صحیفه سجادیه - 32
۲۶۷ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya
این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.
- ۱
الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ جُنُود وَلاَ أَعْوَان،
ناتوانِ دفاع بدون لشکر یا یاریدهنده
- ۲
وَالْعِزِّ الْبَاقِي عَلَى مَرِّ الدُّهُورِ،
و پایدارِ قدرت در گذرِ عصورِ زمان
- ۳
وَخَوَالِي الأَعْوَامِ، وَمَوَاضِي الأَزْمَانِ وَالأيَّامِ،
سالهایِ گذشتهٔ دور و ایّامِ سپریشدهٔ گذاشته
- ۴
عَزَّ سُلْطَانُكَ عِزّاً لا حَدَّ لَهُ بِأَوَّلِيَّةٍ وَلاَ مُنْتَهَى لَهُ بِآخِرِيَّةٍ،
سلطنتِ تو با قدرتی است که نه ابتداییاش حد دارد و نه انتهاییاش
- ۵
وَاسْتَعْلَى مُلْكُكَ عُلُوّاً سَقَطَتِ الأشْيَاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ
و ملکِ تو به عزّتی متعالی است که عمرِ احدی به آن نائل نشود
- ۶
وَلاَ يَبْلُغُ أَدْنَى مَا اسْتَأثَرْتَ بِـهِ مِنْ ذَلِكَ أَقْصَى نَعْتِ النَّـاعِتِينَ.
و آخرِ توصیفِ واصفان به کمترینِ آنچه تو برای خویشتن منفرد کردی نائل نشود
- ۷
ضَلَّتْ فِيْـكَ الصِّفَاتُ وَتَفَسْخَتْ دُونَكَ النُّعُوتُ
صفات در تو گم شدهاند و تعریفات زیرِ تو محو گشتهاند
- ۸
وَحَارَتْ فِي كِبْرِيِائِكَ لَطَائِفُ الأوْهَامِ،
و لطایفِ تخیّلات در عظمتِ تو سرگردان است
- ۹
كَذلِكَ أَنْتَ اللهُ الأَوَّلُ فِي أَوَّلِيَّتِكَ،
چنینیای الهی اوّلی در قدمِ خویشتن
- ۱۰
وَعَلَى ذَلِكَ أَنْتَ دَائِمٌ لا تَزُولُ،
و بر آن ابدیای نو ازل نمیگذری
- ۱۱
وَأَنَا الْعَبْدُ الضَّعِيْفُ عَمَلاً الجَسِيْمُ أَمَلاً،
و من بندهٔ ضعیفِ عمل و امیدِ فراوان
- ۱۲
خَرَجَتْ مِنْ يَدِي أَسْبَابُ الْوُصُلاَت إلاّ مَا وَصَلَهُ رَحْمَتُكَ ،
وسائلِ ربطها از دستم رفته جز آنچه رحمتِ تو وصل کند
- ۱۳
وَتَقَطَّعَتْ عَنِّي عِصَمُ الآمَالِ
و طنابهای امیدها از من قطع شده
- ۱۴
إلاّ مَا أَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِكَ،
جز آنچه به عفوِ تو تمسّک کنم
- ۱۵
قَلَّ عِنْدِي مَا أَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طَاعَتِكَ
کمِ آنچه شمارم از طاعتِ تو و بسِ آنچه اعترافِ دارم به عصیانِ تو
- ۱۶
وَكَثُرَ عَلَيَّ مَا أَبُوءُ بِهِ مِنْ مَعْصِيَتِكَ،
و کمِ آنچه شمارم از طاعتِ تو و بسِ آنچه اعترافِ دارم به عصیانِ تو
- ۱۷
وَلَنْ يَضِيْقَ عَلَيْكَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِكَ وَإنْ أَسَاءَ فَاعْفُ عَنِّي.
پس مرا بخشای اے خدا
- ۱۸
أَللَّهًمَّ وَقَدْ أَشْرَفَ عَلَى خَفَايَا الأَعْمَالِ عِلْمُكَ
الهم علمِ تو بر نهانِ اعمال نظر افکنده
- ۱۹
وَانْكَشَفَ كُلُّ مَسْتُور دُونَ خُبْرِكَ
و هر مستورِ چیز بر علمِ تو آشکار شده
- ۲۰
وَلاَ تَنْطَوِي عَنْكَ دَقَائِقُ الأُمُورِ
و لطایفِ امورِ از تو مطویّ نیست
- ۲۱
وَلاَ تَعْزُبُ عَنْكَ غَيِّبَاتُ السَّرَائِرِ،
و نهانِ اسرارِ از تو غایبِ نیست
- ۲۲
وَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَيَّ عَدُوُّكَ الَّذِي اسْتَنْظَرَكَ لِغِوَايتِي فَأَنْظَرْتَهُ،
و دشمنِ تو مرا غالب ساخت آنکه از تو مهلت خواست تا مرا گمراه سازد و تو مهلتش دادی
- ۲۳
وَاسْتَمْهَلَكَ إلَى يَوْمِ الدِّيْنِ لاِضْلاَلِي فَأَمْهَلْتَهُ،
و آنکه از تو اجل خواست تا روزِ قیامت تا مرا ضالّ سازد و تو اجلش دادی
- ۲۴
فَأوْقَعَنِيْ وَقَدْ هَرَبْتُ إلَيْكَ
پس مرا سقوط داد و من از تو بگریزم
- ۲۵
مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ
از گناهانِ خرد که موجبِ هلاک اند
- ۲۶
وَكَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِيَـةٍ
و کبائرِ اعمالِ که موجبِ خسران اند
- ۲۷
حَتَّى إذَا قَارَفْتُ مَعْصِيَتَـكَ
تا چونان عصیانی را بر تو کردم
- ۲۸
وَاسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْيِي سَخْطَتَكَ
و خشمِ تو را سبب شدم با بدیِ کوششِ خویش
- ۲۹
فَتَلَ عَنِّي عِذَارَ غَدْرِهِ،
پس او ریسمانِ غدرِ خویش برگرداند از من
- ۳۰
وَتَلَقَّانِي بكَلِمَةِ كُفْرهِ،
و بر من تاختِ سخنِ ناسپاسی
- ۳۱
وَتَوَلَّى الْبَراءَةَ مِنِّي وَأَدْبَرَ مُوَلِّيَاً عَنِّي،
و برائتِ اختیار کرد و روگردان کرد از من
- ۳۲
فَأَصْحَرنِي لِغَضَبِكَ فَرِيداً،
پس مرا بر خشمِ تو تنهایِ عریان گذاشت
- ۳۳
وَأَخْرَجَني إلى فِنَاءِ نَقِمَتِكَ طَرِيداً
و به حیاطِ انتقامِ تو مطرود کرد
- ۳۴
لاَ شَفِيعٌ يَشْفَعُ لِيْ إلَيْـكَ،
نیست شفیعی که برای من شفاعت کند نزدِ تو
- ۳۵
وَلاَ خَفِيـرٌ يُؤْمِنُنِي عَلَيْـكَ
و نیست ناصرِ که امنِ مرا دهد از تو
- ۳۶
وَلاَ حِصْنٌ يَحْجُبُنِي عَنْكَ
و نیست حصنِ که مرا سترِ کند از تو
- ۳۷
وَلاَ مَلاَذٌ أَلْجَأُ إلَيْهِ مِنْكَ.
و نیست ملجأی که به درش پناهام کنم از تو
- ۳۸
فَهَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِكَ، وَمَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَكَ،
پس این منزلِ طالبِ پناهِ تو و مقامِ معترفِ نزدِ تو است
- ۳۹
فَلاَ يَضِيقَنَّ عَنِّي فَضْلُكَ، وَلا يَقْصُـرَنَّ دونِي عَفْوُكَ،
پس تنگ مه کن بر من فضلِ تو و کوتاهِ مه کن از من عفوِ تو
- ۴۰
وَلا أكُنْ أَخْيَبَ عِبَادِكَ التَّائِبِينَ،
و مرا مایوسِ ترین مه کن از توبهٔ کاران
- ۴۱
وَلاَ أَقْنَطَ وفُودِكَ الآمِلِينَ
و نه ناامیدِ ترین از وفودِ امیدوارانِ تو
- ۴۲
وَاغْفِرْ لِي إنَّكَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ.
و مرا بخشای بیقین تو بهترینِ عافیانای
- ۴۳
أَللَّهُمَّ إنَّكَ أَمَرْتَنِي فَتَرَكْتُ، وَنَهَيْتَنِي فَرَكِبْتُ،
الهم تو فرمودی و من ترک کردم و تو نهی کردی و من ارتکاب کردم
- ۴۴
وَسَوَّلَ لِيَ الْخَطَأَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ،
و وسوسهٔ شرّ مرا به خطا کشاند و من غفلت ورزیدم
- ۴۵
وَلا أَسْتَشْهِدُ عَلَى صِيَامِي نَهَـاراً،
و نه روزهٔ خویش شهادت مهآورم
- ۴۶
وَلاَ أَسْتَجِيرُ بِتَهَجُّدِي لَيْلاً،
و نه به شبزندیِ خویش پناهجویم
- ۴۷
وَلاَ تُثْنِي عَلَيَّ بِإحْيَائِهَا سُنَّةٌ
و نه نافلهٔ عملی مرا تعریفِ کند به احیاءاش
- ۴۸
حَـاشَا فُرُوضِـكَ الَّتِي مَنْ ضَيَّعَها هَلَكَ،
جز فرائضِ تو کسانی که آن را ترک کند هلاک گردد
- ۴۹
وَلَسْتُ أَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِفَضْلِ نَافِلَة
و نه به کمالِ نافلهٔ نمازی به تو نزدیکِ مهشوم
- ۵۰
مَعَ كَثِيرِ مَا أَغْفَلْتُ مِنْ وَظَائِفِ فُرُوضِكَ،
با بسِ بسیاری آنچه ترکِ کردهٔ نمودهٔ از فرائضِ تو
- ۵۱
وَتَعَدَّيْتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِكَ
و از حدود خود تجاوز کردم،
- ۵۲
إلَى حُرُمَات انْتَهَكْتُهَا، وَكَبَائِرِ ذُنُوب اجْتَرَحْتُهَا
به چیزهای مقدس که نقض کردم، و گناهان بزرگی که مرتکب شدم،
- ۵۳
كَانَتْ عَافِيَتُكَ لِي مِنْ فَضَائِحِهَا سِتْراً.
در حالی که پرتو عافیت تو برای من پوشش بود از رسوایی آنان.
- ۵۴
وَهَذَا مَقَامُ مَنِ اسْتَحْيَى لِنَفْسِهِ مِنْكَ،
و این ایستگاه آن کسی است که از خود پیش تو شرمنده شد،
- ۵۵
وَسَخِطَ عَلَيْهَا، وَرَضِيَ عَنْكَ
و بر آن خشمگین گشت، و به تو راضی شد.
- ۵۶
فَتَلَقَّاكَ بِنَفْس خَاشِعَة، وَرَقَبَة خَاضِعَة، وَظَهْر مُثْقَل مِنَ الْخَطَايَا
پس با دل فروتن و گردن تسلیمکننده و پشتی سنگینبار از خطا، به تو ملاقات کرد،
- ۵۷
وَاقِفاً بَيْنَ الرَّغْبَةِ إلَيْكَ وَالرَّهْبَةِ مِنْكَ،
میان رغبت به تو و بیم از تو ایستاده،
- ۵۸
وَأَنْتَ أَوْلَى مَنْ رَجَـاهُ،
و تو سزاوارترین آن کسی هستی که از او امید رفته است،
- ۵۹
وَأَحَقُّ مَنْ خَشِيَـهُ وَاتّقـاهُ،
و سزاوارترین آن کسی که از او بیم خورد و احتیاط کرد.
- ۶۰
فَاعْطِنِي يَا رَبِّ مَا رَجَوْتُ، وَآمِنِّي مَا حَذِرْتُ،
پس مرا عطا فرما ای پروردگار آنچه را که امید داشتهام، و ایمن فرمایم مرا از آنچه را تحذیر دادهام،
- ۶۱
وَعُدْ عَلَيَّ بِعَائِدَةِ رَحْمَتِكَ إنَّكَ أكْرَمُ الْمَسْؤُولِينَ.
و به مرا بازگرد به فائده رحمت خود، که تو سخاوتمندترین پرسششدگانی هستی.
- ۶۲
أَللَّهُمَّ وَإذْ سَتَـرْتَنِي بِعَفْوِكَ وَتَغَمَّـدْتَنِي بِفَضْلِكَ
خدایا، چون تو مرا با عفو خود پوشاندی و در لطف خود غوطهور کردی،
- ۶۳
فِي دَارِ الْفَنَاءِ بِحَضرَةِ الأكْفَاءِ
در دار زوال، در حضور نظیران،
- ۶۴
فَأَجِرْنِي مِنْ فَضِيحَاتِ دَارِ الْبَقَاءِ
پس مرا پناه دہ از رسوایی دار دوام،
- ۶۵
عِنْدَ مَوَاقِفِ الأشْهَادِ مِنَ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ
در مقامهای شهودت: فرشتگان نزدیک،
- ۶۶
وَالرُّسُلِ الْمُكَرَّمِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ،
فرستادگان گرامی، شهدا، و صالحان،
- ۶۷
مِنْ جَارٍ كُنْتُ أُكَاتِمُهُ سَيِّئاتِي
از همسایهای که خود را از شر کار او پنهان میکردم،
- ۶۸
وَمِنْ ذِي رَحِم كُنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِي سَرِيرَاتِي،
و از خویشاوند کسی که پیش او از رازهای خود شرمنده بودم.
- ۶۹
لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِي السِّتْرِ عَلَيَّ،
من ایشان را اعتماد ندادم ای پروردگار در پوشایش مرا،
- ۷۰
وَوَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِي الْمَغفِرَةِ لِيْ،
لیکن به تو اعتماد کردم ای پروردگار در آمرزش مرا،
- ۷۱
وَأَنْتَ أوْلَى مَنْ وُثِقَ بِهِ وَأَعْطَى مَنْ رُغِبَ إلَيْهِ
و تو سزاوارترین معتمد علیه، و سخاوتمندترین مطلوب،
- ۷۲
وَأَرْأَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ فَارْحَمْنِي.
و مهربانترین کسی که از رحمت او درخواست شود، پس بر مرا رحم فرما.
- ۷۳
أَللهُمَّ وَأنتَ حَدَرْتَنِي مَاءً مَهِيناً مِنْ صُلب،
خدایا، تو مرا به آب خوار شریفی که از میان صلب و ترائب است پائین آوردی،
- ۷۴
مُتَضَائِقِ الْعِظَامِ حَرِجِ الْمَسَالِكِ
تنگ در استخوان، سخت در گذرگاه،
- ۷۵
إلَى رَحِم ضَيِّقَة سَتَرْتَهَا بِالْحُجُبِ
به رحم تنگی که تو آن را با پردوں پوشاندی.
- ۷۶
تُصَرِّفُنِي حَالاً عَنْ حَالٍ حَتَّى انْتَهَيْتَ بِيْ إلَى تَمَامِ الصُّورَةِ
تو مرا از حال به حال مختلف کردی تا مرا به تمام صورت رسانیدی،
- ۷۷
وَأَثْبَتَّ فِيَّ الْجَوَارحَ
و اعضا را در من قرار دادی،
- ۷۸
كَمَا نَعَتَّ فِي كِتَابِكَ
چنانگونهای که تو در کتاب خود شرح دادی:
- ۷۹
نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً ثُمَّ عِظَاماً
قطره، سپس علقه، سپس مضغه، سپس استخوان،
- ۸۰
ثُمَّ كَسَوْتَ الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأتَنِي خَلْقَاً آخَرَ كَمَا شِئْتَ،
سپس تو استخوان را لحم پوشاندی، سپس مرا بیرون آوردی به خلقت دیگر، چنانکه خواستی،
- ۸۱
حَتَّى إذَا احْتَجْتُ إلَى رِزْقِكَ،
تا هنگامی که به روزی خود احتیاج کردم،
- ۸۲
وَلَمْ أَسْتَغْنِ عَنْ غِيَـاثِ فَضْلِكَ
و نتوانستم بیکمک لطف تو کار برم،
- ۸۳
جَعَلْتَ لِي قُـوتـاً مِنْ فَضْلِ طَعَام وَشَرَاب
تو برای من روزی ساختی از فزون خوار و نوشابهای
- ۸۴
أَجْرَيْتَهُ لِامَتِكَ الَّتِيْ أَسْكَنْتَنِي جَوْفَهَا وَأَوْدَعْتَنِي قَرَارَ رَحِمِهَا،
که آن را برای کنیزات خود روان کردی در شکمهایشان و در جای نشسته رحمهایشان جا دادی.
- ۸۵
وَلَوْ تَكِلُنِي يَا رَبِّ فِي تِلْكَ الْحَـالاتِ إلَى حَوْلِي،
و اگر تو مرا در آن احوال به قوت خود وا میگذاشتی ای پروردگار،
- ۸۶
أَوْ تَضْطَرُّنِي إلَى قُوّتي
یا بر قوت خود وادار میکردی،
- ۸۷
لَكَانَ الْحَوْلُ عَنِّي مُعْتَزِلاً، وَلَكَانَتِ الْقُوَّةُ مِنِّي بَعِيدَةً،
قوت از مرا برداشته میشد، و نیرو از مرا دور میبود.
- ۸۸
فَغَذَوْتَنِي بِفَضْلِكَ غِذَاءَ الْبَرِّ اللَّطِيفِ ،
پس تو مرا با لطف خود پرورش دادی، پرورش مهربان و نرمخو،
- ۸۹
تَفْعَلُ ذَلِكَ بِي تَطَوُّلاً عَلَيَّ إلَى غَايَتِي هَذِهِ،
و آن را بر من کردی به احسان، تا این اکنون زمان مرا.
- ۹۰
لاَ أَعْدَمُ بِرَّكَ وَلاَ يُبْطِئُ بِي حُسْنُ صَنِيعِكَ،
من از نیکیهای تو محروم نیستم، و بر من سستی کند نیکوئی صنعت تو.
- ۹۱
وَلاَ تَتَأكَّدُ مَعَ ذَلِكَ ثِقَتِي،
پس با این همه، اعتماد من تقویت نیافتهست،
- ۹۲
فَأَتَفَرَّغَ لِمَا هُوَ أَحْظَى لِيْ عِنْدَكَ،
تا خود را وقف کنم آنچه برای من بهتر است نزد تو.
- ۹۳
قَدْ مَلَكَ الشَّيْطَانُ عِنَانِي فِي سُوءِ الظَّنِّ وَضَعْفِ الْيَقِينِ،
شیطان مرا به زمام سوء ظن و ضعف یقین درون آوردهست،
- ۹۴
فَأَنَا أَشْكُو سُوْءَ مُجَاوَرَتِهِ لِي وَطَـاعَةَ نَفْسِي لَـهُ،
پس از بدی همسایگی او و طاعت نفسم به او شکایت دارم.
- ۹۵
وَأَسْتَعْصِمُـكَ مِنْ مَلَكَتِهِ، وَأَتَضَـرَّعُ إلَيْكَ فِي صَرفِ كَيْدِهِ عَنّي
و از تو حفاظت میخواهم از حاکمیت او، و التماس میکنم از تو تا مکر او را برگردانی از من،
- ۹۶
وَ أسأَلُكَ فِي أَنْ تُسَهِّلَ إلَى رِزْقِي سَبِيلاً،
و از تو سوال میکنم تا راه روزیام را آسان گردانی.
- ۹۷
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدَائِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ،
پس ستایش تو را سزاست برای آغاز نیکیهای فراوان،
- ۹۸
وَإلْهَامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الإحْسَانِ وَالإِنْعَامِ ،
و شکر الهام برای احسان و لطف.
- ۹۹
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ
پس درود فرست بر محمد و آل او،
- ۱۰۰
وَسَهِّلْ عَلَيَّ رِزْقِي وَأَنْ تُقَنِّعَنِي بِتَقْدِيرِكَ لِيْ ،
و روزیام را برای من آسان گردان، و مرا به تقدیر خود از خود راضی کن،
- ۱۰۱
وَأَنْ تُرْضِيَنِي بِحِصَّتِيْ فِيمَا قَسَمْتَ لِيْ،
و مرا از نصیبی که برای من مقدر کردی راضی کن،
- ۱۰۲
وَأَنْ تَجْعَـلَ مَـا ذَهَبَ مِنْ جِسْمِيْ وَعُمُرِيْ
و آنچه از بدن و عمر من گذشته است را
- ۱۰۳
فِي سَبِيْلِ طَاعَتِكَ إنَّكَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ.
در راه طاعت تو گذار، بیشک تو بهترین رازقای.
- ۱۰۴
أَللَهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مَنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَى مَنْ عَصَاكَ،
خدایا از آتشی که تو برای نافرمانان خود سختی نشان دادی پناه میجویم،
- ۱۰۵
وَتَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاكَ،
و آنچه با آن تو تهدید کردی برای منحرفان از خشنودی خود،
- ۱۰۶
وَمِنْ نَارٍ نُورُهَا ظُلْمَةٌ وَهَيِّنُهَا أَلِيمٌ، وَبَعِيدُهَا قَرِيبٌ،
و از آتشی که نور آن تاریکی و آسایش آن رنج و دوری آن نزدیک است،
- ۱۰۷
وَمِنْ نَارٍ يَأْكُلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ،
و از آتشی که بخشی از بخش دیگرش را خورد،
- ۱۰۸
وَيَصُولُ بَعْضُهَا عَلَى بَعْض،
و بخشی بر بخش دیگر حمله کند،
- ۱۰۹
وَمِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِيماً،
و از آتشی که استخوانها را به خاک پوسیده تبدیل کند،
- ۱۱۰
وَتَسْقِي أَهْلَهَا حَمِيماً ،
و آب جوشان را به ساکنان آن سقایت کند،
- ۱۱۱
وَمِنْ نَارٍ لاَ تُبْقِي عَلَى مَنْ تَضَرَّعَ إلَيْهَا،
و از آتشی که مسکینتر آن را نمیبخشد،
- ۱۱۲
وَلاَ تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا،
و بر خواهنده رحمت آن ترحم ندارد،
- ۱۱۳
وَلاَ تَقْدِرُ عَلَى التَّخْفِيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَاسْتَسْلَمَ إلَيْهَا،
و برای تواضعکننده و تسلیمکننده تخفیف بخش نتواند.
- ۱۱۴
تَلْقَى سُكَّانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَيْهَا مِنْ أَلِيْمِ النَّكَالِ وَشَدِيدِ الْوَبَالِ،
ساکنان آن را با سختترین عذاب و بدترین بلایا بهستقبال کند.
- ۱۱۵
وَأَعُوذُ بكَ مِنْ عَقَارِبِهَا الْفَاغِرَةِ أَفْوَاهُهَا،
و از عقربهایش که دهانهای آنها گشاده است پناه میجویم،
- ۱۱۶
وَحَيّاتِهَا الصَّالِقَةِ بِأَنْيَابِهَا،
و مارهایش که با نیشهای خود ضربه زنند،
- ۱۱۷
وَشَرَابِهَا الَّذِي يُقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَأَفْئِدَةَ سُكَّانِهَا، وَيَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ،
و نوشیدنیاش که احشاء و دلهای ساکنان را پاره کند و آنها را درآورد،
- ۱۱۸
وَأَسْتَهْدِيْكَ لِمَا بَاعَدَ مِنْهَا وَأَخَّرَ عَنْهَا.
و از بختهایی که از آن دور ساز و به تاخیر انجامد راهنمایی طلب میکنم،
- ۱۱۹
أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِـهِ
خدایا محمد و اهل بیت را برکت ده،
- ۱۲۰
وَأَجِرْنِي مِنْهَا بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ،
و مرا از آن به لطف رحمتت پناه ده،
- ۱۲۱
وَأَقِلْنِي عَثَرَاتِي بِحُسْنِ إقَالَتِكَ ،
و لغزشهای مرا به بهتری بخشش تو بخشش ده،
- ۱۲۲
وَلاَ تَخْذُلْنِي يَا خَيْرَ الْمُجيرِينَ
و مرا وانمگذار اي بهترین پناهدهنده.
- ۱۲۳
أَللَّهُمَّ إنَّكَ تَقِي الْكَرِيهَةَ ، وَتُعْطِي الْحَسَنَةَ ،
خدایا تو نفرتانگیز را دفع کن و نیکوکاران را عطا کن،
- ۱۲۴
وَتَفْعَلُ مَا تُرِيـدُ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ.
و آنچه خواهی کن و بر هر چیز تو قادری.
- ۱۲۵
أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ، إذَا ذُكِرَ الأبْرَارُ،
خدایا محمد و اهل بیت را هنگام یادی نیکوکاران برکت ده،
- ۱۲۶
وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ
و محمد و اهل بیت را تا شب و روز یکی پس دیگری برکت ده،
- ۱۲۷
صَلاَةً لاَ يَنْقَطِعُ مَدَدُهَا،
برکتی که رزقش قطع نشود،
- ۱۲۸
وَلاَ يُحْصَى عَدَدُهَا صَلاَةً تَشْحَنُ الْهَوَاءَ،
و شمار آن محسوب نگردد و برکتی که فضا را بارکند،
- ۱۲۹
وَتَمْلاُ الأرْضَ وَالسَّماءَ.
و زمین و آسمان را معمور سازد.
- ۱۳۰
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَرْضَى،
خدا محمد را برکت دهد تا خشنود شود،
- ۱۳۱
وَصَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
و خدا محمد و اهل بیت را برکت دهد
- ۱۳۲
بَعْدَ الرِّضَا صَلاَةً لا حَدَّ لَها
بعد از خشنودی او برکتی بیحد و انجام
- ۱۳۳
وَلاَ مُنْتَهَى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ.
اي رحمترین راحمان!
- ۱۳۴
أَللَّهُمَّ يَا ذَا الْمُلْكِ الْمُتأبِّدِ بِالْخُلُودِ وَالْسُلْطَانِ
خدایا صاحب ملکی باقی در ابدیت،
- ۱۳۵
الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ جُنُود وَلاَ أَعْوَان،
حاکمیتی ناپذیر بیلشکر و یاری،
- ۱۳۶
وَالْعِزِّ الْبَاقِي عَلَى مَرِّ الدُّهُورِ،
عزتی پایداری در اعصار رفته،
- ۱۳۷
وَخَوَالِي الأَعْوَامِ، وَمَوَاضِي الأَزْمَانِ وَالأيَّامِ،
سالها و ایام و اوقات گذرشده!
- ۱۳۸
عَزَّ سُلْطَانُكَ عِزّاً لا حَدَّ لَهُ بِأَوَّلِيَّةٍ وَلاَ مُنْتَهَى لَهُ بِآخِرِيَّةٍ،
حاکمیت تو بعزتی است که نه ابتدا محدود کند و نه انتهایش،
- ۱۳۹
وَاسْتَعْلَى مُلْكُكَ عُلُوّاً سَقَطَتِ الأشْيَاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ
ملک تو به علو شامخی است که همه چیز پیش آن افتد و پایانش نرسد،
- ۱۴۰
وَلاَ يَبْلُغُ أَدْنَى مَا اسْتَأثَرْتَ بِـهِ مِنْ ذَلِكَ أَقْصَى نَعْتِ النَّـاعِتِينَ.
کمترینش که برای خود ندیدی نه به دورترین وصف واصفان میرسد،
- ۱۴۱
ضَلَّتْ فِيْـكَ الصِّفَاتُ وَتَفَسْخَتْ دُونَكَ النُّعُوتُ
صفات در تو گمراه شوند و وصفها در پایین تو ویران گردند،
- ۱۴۲
وَحَارَتْ فِي كِبْرِيِائِكَ لَطَائِفُ الأوْهَامِ،
نازکترین خیالها در عظمت تو حیران ماند!
- ۱۴۳
كَذلِكَ أَنْتَ اللهُ الأَوَّلُ فِي أَوَّلِيَّتِكَ،
پس تو اي خدا هستی او در اول بودن خود،
- ۱۴۴
وَعَلَى ذَلِكَ أَنْتَ دَائِمٌ لا تَزُولُ،
و چنین هستی ابدالاباد و نمیگذری،
- ۱۴۵
وَأَنَا الْعَبْدُ الضَّعِيْفُ عَمَلاً الجَسِيْمُ أَمَلاً،
اما من بندهای ضعیف در عمل و وسیع در امل.
- ۱۴۶
خَرَجَتْ مِنْ يَدِي أَسْبَابُ الْوُصُلاَت إلاّ مَا وَصَلَهُ رَحْمَتُكَ ،
ربطهای امل خارج از دست من بهجز آنچه رحمت تو بند کند،
- ۱۴۷
وَتَقَطَّعَتْ عَنِّي عِصَمُ الآمَالِ
و پیوندهای امیدها از من قطع شدهای،
- ۱۴۸
إلاّ مَا أَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِكَ،
جز گریزی به بخشش که گرفتار آن هستم.
- ۱۴۹
قَلَّ عِنْدِي مَا أَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طَاعَتِكَ
کم از جانب من طاعتی هستش که بر آن محاسبه کنم،
- ۱۵۰
وَكَثُرَ عَلَيَّ مَا أَبُوءُ بِهِ مِنْ مَعْصِيَتِكَ،
و بسیار برای من معصیتی که به آن بازگشتهام.
- ۱۵۱
وَلَنْ يَضِيْقَ عَلَيْكَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِكَ وَإنْ أَسَاءَ فَاعْفُ عَنِّي.
اما آمرزش بندۀ تو بر تو تنگ نخواهد کرد اگرچه او بد باشد، پس مرا بیامرز!
- ۱۵۲
أللَّهًمَّ وَقَدْ أَشْرَفَ عَلَى خَفَايَا الأَعْمَالِ عِلْمُكَ
الهی، دانایی تو بر کارهای پنهان نگاه دارد
- ۱۵۳
وَانْكَشَفَ كُلُّ مَسْتُور دُونَ خُبْرِكَ
هر چیز پوشیده پیش آگاهی تو آشکار است
- ۱۵۴
وَلاَ تَنْطَوِي عَنْكَ دَقَائِقُ الأُمُورِ
پیچیدگیهای چیزها از تو مخفی نیستند
- ۱۵۵
وَلاَ تَعْزُبُ عَنْكَ غَيِّبَاتُ السَّرَائِرِ،
و اسرار ناپیدای از تو فرار نمییابند
- ۱۵۶
وَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَيَّ عَدُوُّكَ الَّذِي اسْتَنْظَرَكَ لِغِوَايتِي فَأَنْظَرْتَهُ،
لیکن دشمن تو بر من غالب شده است: از تو تأخیری خواست تا مرا گمراه کند، و تو به او تأخیر دادی!
- ۱۵۷
وَاسْتَمْهَلَكَ إلَى يَوْمِ الدِّيْنِ لاِضْلاَلِي فَأَمْهَلْتَهُ،
از تو مهلتی طلب کرد تا روز قیامت تا مرا گمراه کند، و تو به او مهلت دادی!
- ۱۵۸
فَأوْقَعَنِيْ وَقَدْ هَرَبْتُ إلَيْكَ
پس مرا سقوط داد اگرچه به تو پناه برده بودم
- ۱۵۹
مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ
از گناهان کوچک، خرابیبار
- ۱۶۰
وَكَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِيَـةٍ
و کارهای بزرگ، مرگبار
- ۱۶۱
حَتَّى إذَا قَارَفْتُ مَعْصِيَتَـكَ
تا آنکه خود را به نافرمانی تو تسلیم کردم
- ۱۶۲
وَاسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْيِي سَخْطَتَكَ
و خشم تو را سزاوار شدم از کوششهای بد خود
- ۱۶۳
فَتَلَ عَنِّي عِذَارَ غَدْرِهِ،
پس خیانت خود را از من روگردان کرد
- ۱۶۴
وَتَلَقَّانِي بكَلِمَةِ كُفْرهِ،
با سخن کفرانش برخورد کرد
- ۱۶۵
وَتَوَلَّى الْبَراءَةَ مِنِّي وَأَدْبَرَ مُوَلِّيَاً عَنِّي،
تا برائت خود را انجام داد، پشت به من کرد
- ۱۶۶
فَأَصْحَرنِي لِغَضَبِكَ فَرِيداً،
مرا در بیابان خشم تو تنها انداخت
- ۱۶۷
وَأَخْرَجَني إلى فِنَاءِ نَقِمَتِكَ طَرِيداً
و مرا به حیاط انتقام تو، تبعیدشده برانگیخت
- ۱۶۸
لاَ شَفِيعٌ يَشْفَعُ لِيْ إلَيْـكَ،
سفارشی نیست که برای من پیش تو شفاعت کند
- ۱۶۹
وَلاَ خَفِيـرٌ يُؤْمِنُنِي عَلَيْـكَ
محافظی نیست که مرا از تو محفوظ کند
- ۱۷۰
وَلاَ حِصْنٌ يَحْجُبُنِي عَنْكَ
قلعهای نیست که مرا از تو پوشاند
- ۱۷۱
وَلاَ مَلاَذٌ أَلْجَأُ إلَيْهِ مِنْكَ.
و پناهی نیست جز تو که در آن پناه گیرم!
- ۱۷۲
فَهَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِكَ، وَمَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَكَ،
این مقام آن کسی است که به تو پناه برد، جای اعترافی به تو:
- ۱۷۳
فَلاَ يَضِيقَنَّ عَنِّي فَضْلُكَ، وَلا يَقْصُـرَنَّ دونِي عَفْوُكَ،
فراخی تو بر من تنگ مشود، آمرزش تو از من کم نیفتد!
- ۱۷۴
وَلا أكُنْ أَخْيَبَ عِبَادِكَ التَّائِبِينَ،
مرا مایوسترین بندگان توابۀ تو مکن
- ۱۷۵
وَلاَ أَقْنَطَ وفُودِكَ الآمِلِينَ
نه ناامیدترین آنانی که با آرزو به سوی تو آیند!
- ۱۷۶
وَاغْفِرْ لِي إنَّكَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ.
مرا بیامرز، بیگمان تو بهترین بخشندگانای!
- ۱۷۷
أللَّهُمَّ إنَّكَ أَمَرْتَنِي فَتَرَكْتُ، وَنَهَيْتَنِي فَرَكِبْتُ،
الهی، تو مرا امر کردی و من باز ایستادم، تو مرا نهی کردی و من انجام دادم.
- ۱۷۸
وَسَوَّلَ لِيَ الْخَطَأَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ،
وسوسۀ آنکه براي گناه اغوا کنم، و من غافل بودم.
- ۱۷۹
وَلا أَسْتَشْهِدُ عَلَى صِيَامِي نَهَـاراً،
نمیتوانم روز را شاهد روزهداری خود کنم
- ۱۸۰
وَلاَ أَسْتَجِيرُ بِتَهَجُّدِي لَيْلاً،
و نمیتوانم شب میں به سبب شبزندگی پناه گیرم؛
- ۱۸۱
وَلاَ تُثْنِي عَلَيَّ بِإحْيَائِهَا سُنَّةٌ
هیچ سنتی مرا تعریف نمیکند بر حیاتبخشی آن
- ۱۸۲
حَـاشَا فُرُوضِـكَ الَّتِي مَنْ ضَيَّعَها هَلَكَ،
جز فرایض تو، جو آنها را نادیده انگاری منجی شدهای.
- ۱۸۳
وَلَسْتُ أَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِفَضْلِ نَافِلَة
نمیتوانم به تو رسایی پیدا کنم از راه برتری عمل نافلۀ
- ۱۸۴
مَعَ كَثِيرِ مَا أَغْفَلْتُ مِنْ وَظَائِفِ فُرُوضِكَ،
بدان سبب که بسیاری از فرایض تو را نادیده انگاشتهام
- ۱۸۵
وَتَعَدَّيْتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِكَ
و مقامات حدود تو را تعدی کردم
- ۱۸۶
إلَى حُرُمَات انْتَهَكْتُهَا، وَكَبَائِرِ ذُنُوب اجْتَرَحْتُهَا
تا حرمات را نقض کردم و گناهان بزرگ انجام دادم
- ۱۸۷
كَانَتْ عَافِيَتُكَ لِي مِنْ فَضَائِحِهَا سِتْراً.
اگرچه تو مرا از ننگ آنها به پوشاندن ایمن کردی.
- ۱۸۸
وَهَذَا مَقَامُ مَنِ اسْتَحْيَى لِنَفْسِهِ مِنْكَ،
این مقام آن کسی است که از خود پیش تو شرمسار باشد
- ۱۸۹
وَسَخِطَ عَلَيْهَا، وَرَضِيَ عَنْكَ
بر خود خشمگین و به تو راضی.
- ۱۹۰
فَتَلَقَّاكَ بِنَفْس خَاشِعَة، وَرَقَبَة خَاضِعَة، وَظَهْر مُثْقَل مِنَ الْخَطَايَا
با روح فروتن، گردن خمیده، پشتی سنگین از گناه
- ۱۹۱
وَاقِفاً بَيْنَ الرَّغْبَةِ إلَيْكَ وَالرَّهْبَةِ مِنْكَ،
میان آرزو به تو و ترس از تو مردد.
- ۱۹۲
وَأَنْتَ أَوْلَى مَنْ رَجَـاهُ،
تو سزاوارترین کسی برای آمیدن او
- ۱۹۳
وَأَحَقُّ مَنْ خَشِيَـهُ وَاتّقـاهُ،
و شایانتر تا بیم و ترس او.
- ۱۹۴
فَاعْطِنِي يَا رَبِّ مَا رَجَوْتُ، وَآمِنِّي مَا حَذِرْتُ،
پس مرا آن چه امیدوارم بده، ای پروردگار، مرا از آنچه ترسناک است ایمن کن
- ۱۹۵
وَعُدْ عَلَيَّ بِعَائِدَةِ رَحْمَتِكَ إنَّكَ أكْرَمُ الْمَسْؤُولِينَ.
و با من رفتار خوب رحمت کن! بیگمان تو سخاوتمندترین آنانی که از ایشان درخواست میشود!
- ۱۹۶
أللَّهُمَّ وَإذْ سَتَـرْتَنِي بِعَفْوِكَ وَتَغَمَّـدْتَنِي بِفَضْلِكَ
الهی، از آن جا که تو مرا با آمرزش خود پوشیدهای و با فیاض خود سپر کردی
- ۱۹۷
فِي دَارِ الْفَنَاءِ بِحَضرَةِ الأكْفَاءِ
در خانۀ محو شدن و حضور مثلهایی
- ۱۹۸
فَأَجِرْنِي مِنْ فَضِيحَاتِ دَارِ الْبَقَاءِ
مرا از ننگهای دار جمود پناه ده
- ۱۹۹
عِنْدَ مَوَاقِفِ الأشْهَادِ مِنَ المَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ
در محلهای ایستادگی شاهدان (ملائکهای مقرب
- ۲۰۰
وَالرُّسُلِ الْمُكَرَّمِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ،
و رسل مکرم، شهدا، و صالحان)
- ۲۰۱
مِنْ جَار كُنْتُ أُكَاتِمُهُ سَيِّئاتِي
از همسایهای که اعمال زشت خود را از او پنهان کردهام
- ۲۰۲
وَمِنْ ذِي رَحِم كُنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِي سَرِيرَاتِي،
و رحمخواهی که در خیالات پوشیده خود از او شرم دارم!
- ۲۰۳
لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِي السِّتْرِ عَلَيَّ،
من به آنان برای پوشش خود اعتماد ندارم، ای خدایم،
- ۲۰۴
وَوَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِي الْمَغفِرَةِ لِيْ،
بلکه به تو، ای خدایم، براي بخشايش خود اعتماد دارم!
- ۲۰۵
وَأَنْتَ أوْلَى مَنْ وُثِقَ بِهِ وَأَعْطَى مَنْ رُغِبَ إلَيْهِ
تو شایستهترین کسی که به وی اعتماد شود، و بخشندهترین کسی که از وی درخواست شود،
- ۲۰۶
وَأَرْأَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ فَارْحَمْنِي.
و مهربانترین کسی که از وی رحمت خواسته شود. پس بر من رحم کن!
- ۲۰۷
أللهُمَّ وَأنتَ حَدَرْتَنِي مَاءً مَهِيناً مِنْ صُلب،
ای خدا، تو مرا از آب ناپاک نزول دادی
- ۲۰۸
مُتَضَائِقِ الْعِظَامِ حَرِجِ الْمَسَالِكِ
از کمرهای تنگ و راههای تنگ
- ۲۰۹
إلَى رَحِم ضَيِّقَة سَتَرْتَهَا بِالْحُجُبِ
درون رحم تنگی که تو آن را به پردوں پوشیده بودی؛
- ۲۱۰
تُصَرِّفُنِي حَالاًَ عَنْ حَال حَتَّى انْتَهَيْتَ بِيْ إلَى تَمَامِ الصُّورَةِ
مرا درحالات مختلف گردانیدی تا مرا به کمال صورت رسانیدی
- ۲۱۱
وَأَثْبَتَّ فِيَّ الْجَوَارحَ
و درون مرا اعضای تن جا داشتی،
- ۲۱۲
كَمَا نَعَتَّ فِي كِتَابِكَ
چنانکه درکتاب خود بیان نمودهای:
- ۲۱۳
نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً ثُمَّ عِظَاماً
قطرهای، سپس خون جمعشده، سپس بافتای، سپس استخوانها،
- ۲۱۴
ثُمَّ كَسَوْتَ الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأتَنِي خَلْقَاً آخَرَ كَمَا شِئْتَ،
سپس استخوانها را به گوشت پوشاندی، سپس مرا آفریدی خلقتی دیگر چنانکه خواستی (مرجع 23:12-14).
- ۲۱۵
حَتَّى إذَا احْتَجْتُ إلَى رِزْقِكَ،
سپس چون مرا به روزی تو احتیاج آمد،
- ۲۱۶
وَلَمْ أَسْتَغْنِ عَنْ غِيَـاثِ فَضْلِكَ
و نتوانستم بدون یاری فضل تو بسر آیم،
- ۲۱۷
جَعَلْتَ لِي قُـوتـاً مِنْ فَضْلِ طَعَام وَشَرَاب
تو برای من روزی معینی ساختی از بخشش طعام و شرابهایی
- ۲۱۸
أَجْرَيْتَهُ لاِمَتِكَ الَّتِيْ أَسْكَنْتَنِي جَوْفَهَا وَأَوْدَعْتَنِي قَرَارَ رَحِمِهَا،
که بر بندهء خود نعمت بخشیدی و درشکمِ او مرا قرار دادی و در لگد رحمش مرا محفوظ ساختی.
- ۲۱۹
وَلَوْ تَكِلُنِي يَا رَبِّ فِي تِلْكَ الْحَـالاتِ إلَى حَوْلِي،
اگر مرا درآن احوال به قوت خودم تسلیم میدادی، ای خدایم،
- ۲۲۰
أَوْ تَضْطَرُّنِي إلَى قُوّتي
یا مرا بسوی قوت خودم رانده بودی،
- ۲۲۱
لَكَانَ الْحَوْلُ عَنِّي مُعْتَزِلاً، وَلَكَانَتِ الْقُوَّةُ مِنِّي بَعِيدَةً،
قوت ازمن برداشته میشد و طاقت دور افتاده میشد.
- ۲۲۲
فَغَذَوْتَنِي بِفَضْلِكَ غِذَاءَ البَرِّ اللَّطِيفِ ،
پس تو مرا به فضل خود به طعام نیکوکار و مهربان تغذیه کردی؛
- ۲۲۳
تَفْعَلُ ذَلِكَ بِي تَطَوُّلاً عَلَيَّ إلَى غَايَتِي هَذِهِ،
این کار را برای من درلطف برحال خود تا بحال حاضرم انجام دادی.
- ۲۲۴
لاَ أَعْدَمُ بِرَّكَ وَلاَ يُبْطِئُ بِي حُسْنُ صَنِيعِكَ،
من نعمت تو را فقدان نمیکنم، نه بخشش تو مرا بر انتظار گذاشته است.
- ۲۲۵
وَلاَ تَتَأكَّدُ مَعَ ذَلِكَ ثِقَتِي،
لیکن با این تمام، اعتماد من مستحکم نشده است
- ۲۲۶
فَأَتَفَرَّغَ لِمَا هُوَ أَحْظَى لِيْ عِنْدَكَ،
که خود را برای آنچه نزد تو محبوبتر است خالی سازم.
- ۲۲۷
قَدْ مَلَكَ الشَّيْطَانُ عِنَانِي فِي سُوءِ الظَّنِّ وَضَعْفِ الْيَقِينِ،
شیطان درتردید و یقین ضعیف من مهار مرا بدست گرفته است.
- ۲۲۸
فَأَنَا أَشْكُو سُوْءَ مُجَاوَرَتِهِ لِي وَطَـاعَةَ نَفْسِي لَـهُ،
از بدسایهء همسایگی او با من و اطاعت نفسم درتبعیت او شکایت دارم!
- ۲۲۹
وَأَسْتَعْصِمُـكَ مِنْ مَلَكَتِهِ، وَأَتَضَـرَّعُ إلَيْكَ في صَرفِ كَيدِهِ عَنّي
از تو میخواهم که مرا از غلبهء او محفوظ دارِی، و تو را دعا میکنم که کیدش را از من برانی!
- ۲۳۰
و أسأَلُكَ فِي أَنْ تُسَهِّلَ إلَى رِزْقِي سَبِيلاً،
از تو میخواهم که راه رزقم را برای من آسان کنی،
- ۲۳۱
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدَائِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ،
چرا که ستایش برای تو ابتدای کردنِ احسانات بزرگ است
- ۲۳۲
وَإلْهَامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الإحْسَانِ وَالإِنْعَامِ ،
و الهام دادنِ شکر برای نیکی و بخشش فضل!
- ۲۳۳
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ
بر محمد و آل او درود فرست،
- ۲۳۴
وَسَهِّلْ عَلَيَّ رِزْقِي وَأَنْ تُقَنِّعَنِي بِتَقْدِيرِكَ لِيْ ،
و برای من راه رزق را آسان ساز! [از تو میخواهم که] مرا به قضای تو درباره من راضی ساختی،
- ۲۳۵
وَأَنْ تُرْضِيَنِي بِحِصَّتِيْ فِيمَا قَسَمْتَ لِيْ،
و بخشیای را به آنچه برای من نعمت دادهای قانع ساختی
- ۲۳۶
وَأَنْ تَجْعَـلَ مَـا ذَهَبَ مِنْ جِسْمِيْ وَعُمُرِيْ
و آنچه ازجسدم و عمرم گذشته است
- ۲۳۷
فِي سَبِيْلِ طَاعَتِكَ إنَّكَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ.
در راه اطاعت تو قرار ده! هرآینه تو بهترین الرزاقانهایی!
- ۲۳۸
أللَهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مَنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَى مَنْ عَصَاكَ،
ای خدا، از آتشی که درآن تو درتقابل کردار معاند بسی سخترو هستی به تو پناه میبرم
- ۲۳۹
وَتَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاكَ،
و درآن کسیکه ازرضای تو روگردانند تهدید نمودهای؛
- ۲۴۰
وَمِنْ نَارٍ نورُهَا ظُلْمَة وَهَيِّنُهَا أَلِيمٌ، وَبَعِيدُهَا قَرِيبٌ،
از آتشی که نورش تاریکی است، آسانش رنج است، و دورش نزدیک است؛
- ۲۴۱
وَمِنْ نَارٍ يَأْكُلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ،
از آتشی که بعضی ازاجزای آن بعضهای دیگر را میخورند
- ۲۴۲
وَيَصُولُ بَعْضُهَا عَلَى بَعْض،
و بعضی بر بعض میتپند؛
- ۲۴۳
وَمِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِيماً،
از آتشی که استخوان را فاسد میسازد
- ۲۴۴
وَتَسْقِي أَهْلَهَا حَمِيماً ،
و اهلش را آب جوشنده نوشد میدهد؛
- ۲۴۵
وَمِنْ نَارٍ لاَ تُبْقِي عَلَى مَنْ تَضَرَّعَ إلَيْهَا،
از آتشی که «کسی که درآن استغاثه کند را نمیبخشاید»،
- ۲۴۶
وَلاَ تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا،
بر کسی که برآن ترحم خواهد رحم ندارد،
- ۲۴۷
وَلاَ تَقْدِرُ عَلَى التَّخْفِيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَاسْتَسْلَمَ إلَيْهَا،
و بر کسیکه پیش آن تذلل کند و خود را به آن تسلیم کند قدرت تخفیف ندارد؛
- ۲۴۸
تَلْقَى سُكَّانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَيْهَا مِنْ أَلِيْمِ النَّكَالِ وَشَدِيدِ الْوَبَالِ،
به سختترین و شدیدترین جزائی کسان و درد بخش پیش ساز میآید.
- ۲۴۹
وَأَعُوذُ بكَ مِنْ عَقَارِبِهَا الْفَاغِرَةِ أَفْوَاهُهَا،
از بزّ و عقربهای گاپدهانش پناه میبرم به تو،
- ۲۵۰
وَحَيّاتِهَا الصَّالِقَةِ بِأَنْيَابِهَا،
و از مارهای درندهء دندانش،
- ۲۵۱
وَشَرَابِهَا الَّذِي يُقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَأَفْئِدَةَ سُكَّانِهَا، وَيَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ،
و نوشیدنیهایش که رودهها و دلهای ساکنانش را پاره میکند و مغز استخوانهای آنان را بریده میکند.
- ۲۵۲
وَأَسْتَهْدِيْكَ لِمَا باعَدَ مِنْهَا وَأَخَّرَ عَنْهَا.
از تو هدایت میخواهم به آنچه از آن دور میکند و آن را به عقب رانده میکند!
- ۲۵۳
أللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِـهِ
بارالهم صَلِّ علی محمّد و آل محمّد،
- ۲۵۴
وَأَجِرْنِي مِنْهَا بِفَضْل رَحْمَتِكَ،
و آمنمان در آن از فضل رحمتت بده،
- ۲۵۵
وَأَقِلْنِي عَثَرَاتِي بِحُسْنِ إقَالَتِكَ ،
و مرا از لغزشهایم به حسن اطلاقت رهانید،
- ۲۵۶
وَلاَ تَخْذُلْنِي يَا خَيْرَ الْمُجيرِينَ
و مرا تنهایم مگذار ای بهترین پناهدهنده!
- ۲۵۷
أللَّهُمَّ إنَّكَ تَقِي الْكَرِيهَةَ ، وَتُعْطِي الْحَسَنَةَ ،
بارالهم انت تحمیالْمَکْرُوه، و تُؤْتیالْحَسَن،
- ۲۵۸
وَتَفْعَلُ مَا تُرِيـدُ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ.
و تَفْعَلُ ما تشاء، و انت علی کلشیء قدیر،
- ۲۵۹
أللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ، إذَا ذُكِرَ الأبْرَارُ،
بارالهم صَلِّ علی محمّد و آل محمّد عند ذکر الصالحین،
- ۲۶۰
وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ
و صَلِّ علی محمّد و آل محمّد ما دامالليل و النهار يَجِيئان،
- ۲۶۱
صَلاَةً لاَ يَنْقَطِعُ مَدَدُهَا،
و يَذهَبان بصلاة لا يُقْطَعتِنَعْمُتُها،
- ۲۶۲
وَلاَ يُحْصَى عَدَدُهَا صَلاَةً تَشْحَنُ الْهَوَاءَ،
و لا يُحْصی عددتُها، صلاة تَمْلأ الهوا،
- ۲۶۳
وَتَمْلاُ الأرْضَ وَالسَّماءَ.
و تَکْثُر علیالأرض و السماء!
- ۲۶۴
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَرْضَى،
صلیالله علیه حتّی يَرْضی،
- ۲۶۵
وَصَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
و صلیالله علیه و آله،
- ۲۶۶
بَعْدَ الرِّضَا صَلاَةً لا حَدَّ لَها
بعد رضاه صلاة لا حد لها،
- ۲۶۷
وَلاَ مُنْتَهَى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ.
و لا غایة لَها! یا ارحمالراحمین!