TheShia

الصحيفة السجادية - 32

صحیفه سجادیه - 32

۲۶۷ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya

این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.

  1. ۱

    الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ جُنُود وَلاَ أَعْوَان،

    ناتوانِ دفاع بدون لشکر یا یاری‌دهنده

  2. ۲

    وَالْعِزِّ الْبَاقِي عَلَى مَرِّ الدُّهُورِ،

    و پایدارِ قدرت در گذرِ عصورِ زمان

  3. ۳

    وَخَوَالِي الأَعْوَامِ، وَمَوَاضِي الأَزْمَانِ وَالأيَّامِ،

    سالهایِ گذشتهٔ دور و ایّامِ سپری‌شدهٔ گذاشته

  4. ۴

    عَزَّ سُلْطَانُكَ عِزّاً لا حَدَّ لَهُ بِأَوَّلِيَّةٍ وَلاَ مُنْتَهَى لَهُ بِآخِرِيَّةٍ،

    سلطنتِ تو با قدرتی است که نه ابتدایی‌اش حد دارد و نه انتهایی‌اش

  5. ۵

    وَاسْتَعْلَى مُلْكُكَ عُلُوّاً سَقَطَتِ الأشْيَاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ

    و ملکِ تو به عزّتی متعالی است که عمرِ احدی به آن نائل نشود

  6. ۶

    وَلاَ يَبْلُغُ أَدْنَى مَا اسْتَأثَرْتَ بِـهِ مِنْ ذَلِكَ أَقْصَى نَعْتِ النَّـاعِتِينَ.

    و آخرِ توصیفِ واصفان به کمترینِ آنچه تو برای خویشتن منفرد کردی نائل نشود

  7. ۷

    ضَلَّتْ فِيْـكَ الصِّفَاتُ وَتَفَسْخَتْ دُونَكَ النُّعُوتُ

    صفات در تو گم شده‌اند و تعریفات زیرِ تو محو گشته‌اند

  8. ۸

    وَحَارَتْ فِي كِبْرِيِائِكَ لَطَائِفُ الأوْهَامِ،

    و لطایفِ تخیّلات در عظمتِ تو سرگردان است

  9. ۹

    كَذلِكَ أَنْتَ اللهُ الأَوَّلُ فِي أَوَّلِيَّتِكَ،

    چنینی‌ای الهی اوّلی در قدمِ خویشتن

  10. ۱۰

    وَعَلَى ذَلِكَ أَنْتَ دَائِمٌ لا تَزُولُ،

    و بر آن ابدی‌ای نو ازل نمی‌گذری

  11. ۱۱

    وَأَنَا الْعَبْدُ الضَّعِيْفُ عَمَلاً الجَسِيْمُ أَمَلاً،

    و من بندهٔ ضعیفِ عمل و امیدِ فراوان

  12. ۱۲

    خَرَجَتْ مِنْ يَدِي أَسْبَابُ الْوُصُلاَت إلاّ مَا وَصَلَهُ رَحْمَتُكَ ،

    وسائلِ ربطها از دستم رفته جز آنچه رحمتِ تو وصل کند

  13. ۱۳

    وَتَقَطَّعَتْ عَنِّي عِصَمُ الآمَالِ

    و طناب‌های امیدها از من قطع شده

  14. ۱۴

    إلاّ مَا أَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِكَ،

    جز آنچه به عفوِ تو تمسّک کنم

  15. ۱۵

    قَلَّ عِنْدِي مَا أَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طَاعَتِكَ

    کمِ آنچه شمارم از طاعتِ تو و بسِ آنچه اعترافِ دارم به عصیانِ تو

  16. ۱۶

    وَكَثُرَ عَلَيَّ مَا أَبُوءُ بِهِ مِنْ مَعْصِيَتِكَ،

    و کمِ آنچه شمارم از طاعتِ تو و بسِ آنچه اعترافِ دارم به عصیانِ تو

  17. ۱۷

    وَلَنْ يَضِيْقَ عَلَيْكَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِكَ وَإنْ أَسَاءَ فَاعْفُ عَنِّي.

    پس مرا بخشای اے خدا

  18. ۱۸

    أَللَّهًمَّ وَقَدْ أَشْرَفَ عَلَى خَفَايَا الأَعْمَالِ عِلْمُكَ

    الهم علمِ تو بر نهانِ اعمال نظر افکنده

  19. ۱۹

    وَانْكَشَفَ كُلُّ مَسْتُور دُونَ خُبْرِكَ

    و هر مستورِ چیز بر علمِ تو آشکار شده

  20. ۲۰

    وَلاَ تَنْطَوِي عَنْكَ دَقَائِقُ الأُمُورِ

    و لطایفِ امورِ از تو مطویّ نیست

  21. ۲۱

    وَلاَ تَعْزُبُ عَنْكَ غَيِّبَاتُ السَّرَائِرِ،

    و نهانِ اسرارِ از تو غایبِ نیست

  22. ۲۲

    وَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَيَّ عَدُوُّكَ الَّذِي اسْتَنْظَرَكَ لِغِوَايتِي فَأَنْظَرْتَهُ،

    و دشمنِ تو مرا غالب ساخت آنکه از تو مهلت خواست تا مرا گمراه سازد و تو مهلتش دادی

  23. ۲۳

    وَاسْتَمْهَلَكَ إلَى يَوْمِ الدِّيْنِ لاِضْلاَلِي فَأَمْهَلْتَهُ،

    و آنکه از تو اجل خواست تا روزِ قیامت تا مرا ضالّ سازد و تو اجلش دادی

  24. ۲۴

    فَأوْقَعَنِيْ وَقَدْ هَرَبْتُ إلَيْكَ

    پس مرا سقوط داد و من از تو بگریزم

  25. ۲۵

    مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ

    از گناهانِ خرد که موجبِ هلاک اند

  26. ۲۶

    وَكَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِيَـةٍ

    و کبائرِ اعمالِ که موجبِ خسران اند

  27. ۲۷

    حَتَّى إذَا قَارَفْتُ مَعْصِيَتَـكَ

    تا چونان عصیانی را بر تو کردم

  28. ۲۸

    وَاسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْيِي سَخْطَتَكَ

    و خشمِ تو را سبب شدم با بدیِ کوششِ خویش

  29. ۲۹

    فَتَلَ عَنِّي عِذَارَ غَدْرِهِ،

    پس او ریسمانِ غدرِ خویش برگرداند از من

  30. ۳۰

    وَتَلَقَّانِي بكَلِمَةِ كُفْرهِ،

    و بر من تاختِ سخنِ ناسپاسی

  31. ۳۱

    وَتَوَلَّى الْبَراءَةَ مِنِّي وَأَدْبَرَ مُوَلِّيَاً عَنِّي،

    و برائتِ اختیار کرد و روگردان کرد از من

  32. ۳۲

    فَأَصْحَرنِي لِغَضَبِكَ فَرِيداً،

    پس مرا بر خشمِ تو تنهایِ عریان گذاشت

  33. ۳۳

    وَأَخْرَجَني إلى فِنَاءِ نَقِمَتِكَ طَرِيداً

    و به حیاطِ انتقامِ تو مطرود کرد

  34. ۳۴

    لاَ شَفِيعٌ يَشْفَعُ لِيْ إلَيْـكَ،

    نیست شفیعی که برای من شفاعت کند نزدِ تو

  35. ۳۵

    وَلاَ خَفِيـرٌ يُؤْمِنُنِي عَلَيْـكَ

    و نیست ناصرِ که امنِ مرا دهد از تو

  36. ۳۶

    وَلاَ حِصْنٌ يَحْجُبُنِي عَنْكَ

    و نیست حصنِ که مرا سترِ کند از تو

  37. ۳۷

    وَلاَ مَلاَذٌ أَلْجَأُ إلَيْهِ مِنْكَ.

    و نیست ملجأی که به درش پناه‌ام کنم از تو

  38. ۳۸

    فَهَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِكَ، وَمَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَكَ،

    پس این منزلِ طالبِ پناهِ تو و مقامِ معترفِ نزدِ تو است

  39. ۳۹

    فَلاَ يَضِيقَنَّ عَنِّي فَضْلُكَ، وَلا يَقْصُـرَنَّ دونِي عَفْوُكَ،

    پس تنگ مه کن بر من فضلِ تو و کوتاهِ مه کن از من عفوِ تو

  40. ۴۰

    وَلا أكُنْ أَخْيَبَ عِبَادِكَ التَّائِبِينَ،

    و مرا مایوسِ ترین مه کن از توبهٔ کاران

  41. ۴۱

    وَلاَ أَقْنَطَ وفُودِكَ الآمِلِينَ

    و نه ناامیدِ ترین از وفودِ امیدوارانِ تو

  42. ۴۲

    وَاغْفِرْ لِي إنَّكَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ.

    و مرا بخشای بیقین تو بهترینِ عافیان‌ای

  43. ۴۳

    أَللَّهُمَّ إنَّكَ أَمَرْتَنِي فَتَرَكْتُ، وَنَهَيْتَنِي فَرَكِبْتُ،

    الهم تو فرمودی و من ترک کردم و تو نهی کردی و من ارتکاب کردم

  44. ۴۴

    وَسَوَّلَ لِيَ الْخَطَأَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ،

    و وسوسهٔ شرّ مرا به خطا کشاند و من غفلت ورزیدم

  45. ۴۵

    وَلا أَسْتَشْهِدُ عَلَى صِيَامِي نَهَـاراً،

    و نه روزهٔ خویش شهادت مه‌آورم

  46. ۴۶

    وَلاَ أَسْتَجِيرُ بِتَهَجُّدِي لَيْلاً،

    و نه به شب‌زندیِ خویش پناه‌جویم

  47. ۴۷

    وَلاَ تُثْنِي عَلَيَّ بِإحْيَائِهَا سُنَّةٌ

    و نه نافلهٔ عملی مرا تعریفِ کند به احیاء‌اش

  48. ۴۸

    حَـاشَا فُرُوضِـكَ الَّتِي مَنْ ضَيَّعَها هَلَكَ،

    جز فرائضِ تو کسانی که آن را ترک کند هلاک گردد

  49. ۴۹

    وَلَسْتُ أَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِفَضْلِ نَافِلَة

    و نه به کمالِ نافلهٔ نمازی به تو نزدیکِ مه‌شوم

  50. ۵۰

    مَعَ كَثِيرِ مَا أَغْفَلْتُ مِنْ وَظَائِفِ فُرُوضِكَ،

    با بسِ بسیاری آنچه ترکِ کردهٔ نمودهٔ از فرائضِ تو

  51. ۵۱

    وَتَعَدَّيْتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِكَ

    و از حدود خود تجاوز کردم،

  52. ۵۲

    إلَى حُرُمَات انْتَهَكْتُهَا، وَكَبَائِرِ ذُنُوب اجْتَرَحْتُهَا

    به چیزهای مقدس که نقض کردم، و گناهان بزرگی که مرتکب شدم،

  53. ۵۳

    كَانَتْ عَافِيَتُكَ لِي مِنْ فَضَائِحِهَا سِتْراً.

    در حالی که پرتو عافیت تو برای من پوشش بود از رسوایی آنان.

  54. ۵۴

    وَهَذَا مَقَامُ مَنِ اسْتَحْيَى لِنَفْسِهِ مِنْكَ،

    و این ایستگاه آن کسی است که از خود پیش تو شرمنده شد،

  55. ۵۵

    وَسَخِطَ عَلَيْهَا، وَرَضِيَ عَنْكَ

    و بر آن خشمگین گشت، و به تو راضی شد.

  56. ۵۶

    فَتَلَقَّاكَ بِنَفْس خَاشِعَة، وَرَقَبَة خَاضِعَة، وَظَهْر مُثْقَل مِنَ الْخَطَايَا

    پس با دل فروتن و گردن تسلیم‌کننده و پشتی سنگین‌بار از خطا، به تو ملاقات کرد،

  57. ۵۷

    وَاقِفاً بَيْنَ الرَّغْبَةِ إلَيْكَ وَالرَّهْبَةِ مِنْكَ،

    میان رغبت به تو و بیم از تو ایستاده،

  58. ۵۸

    وَأَنْتَ أَوْلَى مَنْ رَجَـاهُ،

    و تو سزاوارترین آن کسی هستی که از او امید رفته است،

  59. ۵۹

    وَأَحَقُّ مَنْ خَشِيَـهُ وَاتّقـاهُ،

    و سزاوارترین آن کسی که از او بیم خورد و احتیاط کرد.

  60. ۶۰

    فَاعْطِنِي يَا رَبِّ مَا رَجَوْتُ، وَآمِنِّي مَا حَذِرْتُ،

    پس مرا عطا فرما ای پروردگار آنچه را که امید داشته‌ام، و ایمن فرمایم مرا از آنچه را تحذیر داده‌ام،

  61. ۶۱

    وَعُدْ عَلَيَّ بِعَائِدَةِ رَحْمَتِكَ إنَّكَ أكْرَمُ الْمَسْؤُولِينَ.

    و به مرا بازگرد به فائده رحمت خود، که تو سخاوتمندترین پرسش‌شدگانی هستی.

  62. ۶۲

    أَللَّهُمَّ وَإذْ سَتَـرْتَنِي بِعَفْوِكَ وَتَغَمَّـدْتَنِي بِفَضْلِكَ

    خدایا، چون تو مرا با عفو خود پوشاندی و در لطف خود غوطه‌ور کردی،

  63. ۶۳

    فِي دَارِ الْفَنَاءِ بِحَضرَةِ الأكْفَاءِ

    در دار زوال، در حضور نظیران،

  64. ۶۴

    فَأَجِرْنِي مِنْ فَضِيحَاتِ دَارِ الْبَقَاءِ

    پس مرا پناه دہ از رسوایی دار دوام،

  65. ۶۵

    عِنْدَ مَوَاقِفِ الأشْهَادِ مِنَ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ

    در مقام‌های شهودت: فرشتگان نزدیک،

  66. ۶۶

    وَالرُّسُلِ الْمُكَرَّمِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ،

    فرستادگان گرامی، شهدا، و صالحان،

  67. ۶۷

    مِنْ جَارٍ كُنْتُ أُكَاتِمُهُ سَيِّئاتِي

    از همسایه‌ای که خود را از شر کار او پنهان می‌کردم،

  68. ۶۸

    وَمِنْ ذِي رَحِم كُنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِي سَرِيرَاتِي،

    و از خویشاوند کسی که پیش او از رازهای خود شرمنده بودم.

  69. ۶۹

    لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِي السِّتْرِ عَلَيَّ،

    من ایشان را اعتماد ندادم ای پروردگار در پوشایش مرا،

  70. ۷۰

    وَوَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِي الْمَغفِرَةِ لِيْ،

    لیکن به تو اعتماد کردم ای پروردگار در آمرزش مرا،

  71. ۷۱

    وَأَنْتَ أوْلَى مَنْ وُثِقَ بِهِ وَأَعْطَى مَنْ رُغِبَ إلَيْهِ

    و تو سزاوارترین معتمد علیه، و سخاوتمندترین مطلوب،

  72. ۷۲

    وَأَرْأَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ فَارْحَمْنِي.

    و مهربان‌ترین کسی که از رحمت او درخواست شود، پس بر مرا رحم فرما.

  73. ۷۳

    أَللهُمَّ وَأنتَ حَدَرْتَنِي مَاءً مَهِيناً مِنْ صُلب،

    خدایا، تو مرا به آب خوار شریفی که از میان صلب و ترائب است پائین آوردی،

  74. ۷۴

    مُتَضَائِقِ الْعِظَامِ حَرِجِ الْمَسَالِكِ

    تنگ در استخوان، سخت در گذرگاه،

  75. ۷۵

    إلَى رَحِم ضَيِّقَة سَتَرْتَهَا بِالْحُجُبِ

    به رحم تنگی که تو آن را با پردوں پوشاندی.

  76. ۷۶

    تُصَرِّفُنِي حَالاً عَنْ حَالٍ حَتَّى انْتَهَيْتَ بِيْ إلَى تَمَامِ الصُّورَةِ

    تو مرا از حال به حال مختلف کردی تا مرا به تمام صورت رسانیدی،

  77. ۷۷

    وَأَثْبَتَّ فِيَّ الْجَوَارحَ

    و اعضا را در من قرار دادی،

  78. ۷۸

    كَمَا نَعَتَّ فِي كِتَابِكَ

    چنان‌گونه‌ای که تو در کتاب خود شرح دادی:‌

  79. ۷۹

    نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً ثُمَّ عِظَاماً

    قطره، سپس علقه، سپس مضغه، سپس استخوان،

  80. ۸۰

    ثُمَّ كَسَوْتَ الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأتَنِي خَلْقَاً آخَرَ كَمَا شِئْتَ،

    سپس تو استخوان را لحم پوشاندی، سپس مرا بیرون آوردی به خلقت دیگر، چنان‌که خواستی،

  81. ۸۱

    حَتَّى إذَا احْتَجْتُ إلَى رِزْقِكَ،

    تا هنگامی که به روزی خود احتیاج کردم،

  82. ۸۲

    وَلَمْ أَسْتَغْنِ عَنْ غِيَـاثِ فَضْلِكَ

    و نتوانستم بی‌کمک لطف تو کار برم،

  83. ۸۳

    جَعَلْتَ لِي قُـوتـاً مِنْ فَضْلِ طَعَام وَشَرَاب

    تو برای من روزی ساختی از فزون خوار و نوش‌ابه‌ای

  84. ۸۴

    أَجْرَيْتَهُ لِامَتِكَ الَّتِيْ أَسْكَنْتَنِي جَوْفَهَا وَأَوْدَعْتَنِي قَرَارَ رَحِمِهَا،

    که آن را برای کنیز‌ات خود روان کردی در شکم‌های‌شان و در جای نشسته رحم‌های‌شان جا دادی.

  85. ۸۵

    وَلَوْ تَكِلُنِي يَا رَبِّ فِي تِلْكَ الْحَـالاتِ إلَى حَوْلِي،

    و اگر تو مرا در آن احوال به قوت خود وا می‌گذاشتی ای پروردگار،

  86. ۸۶

    أَوْ تَضْطَرُّنِي إلَى قُوّتي

    یا بر قوت خود وادار می‌کردی،

  87. ۸۷

    لَكَانَ الْحَوْلُ عَنِّي مُعْتَزِلاً، وَلَكَانَتِ الْقُوَّةُ مِنِّي بَعِيدَةً،

    قوت از مرا برداشته می‌شد، و نیرو از مرا دور می‌بود.

  88. ۸۸

    فَغَذَوْتَنِي بِفَضْلِكَ غِذَاءَ الْبَرِّ اللَّطِيفِ ،

    پس تو مرا با لطف خود پرورش دادی، پرورش مهربان و نرم‌خو،

  89. ۸۹

    تَفْعَلُ ذَلِكَ بِي تَطَوُّلاً عَلَيَّ إلَى غَايَتِي هَذِهِ،

    و آن را بر من کردی به احسان، تا این اکنون زمان مرا.

  90. ۹۰

    لاَ أَعْدَمُ بِرَّكَ وَلاَ يُبْطِئُ بِي حُسْنُ صَنِيعِكَ،

    من از نیکی‌های تو محروم نیستم، و بر من سستی کند نیکوئی صنعت تو.

  91. ۹۱

    وَلاَ تَتَأكَّدُ مَعَ ذَلِكَ ثِقَتِي،

    پس با این همه، اعتماد من تقویت نیافته‌ست،

  92. ۹۲

    فَأَتَفَرَّغَ لِمَا هُوَ أَحْظَى لِيْ عِنْدَكَ،

    تا خود را وقف کنم آنچه برای من بهتر است نزد تو.

  93. ۹۳

    قَدْ مَلَكَ الشَّيْطَانُ عِنَانِي فِي سُوءِ الظَّنِّ وَضَعْفِ الْيَقِينِ،

    شیطان مرا به زمام سوء ظن و ضعف یقین درون آورده‌ست،

  94. ۹۴

    فَأَنَا أَشْكُو سُوْءَ مُجَاوَرَتِهِ لِي وَطَـاعَةَ نَفْسِي لَـهُ،

    پس از بدی همسایگی او و طاعت نفسم به او شکایت دارم.

  95. ۹۵

    وَأَسْتَعْصِمُـكَ مِنْ مَلَكَتِهِ، وَأَتَضَـرَّعُ إلَيْكَ فِي صَرفِ كَيْدِهِ عَنّي

    و از تو حفاظت می‌خواهم از حاکمیت او، و التماس می‌کنم از تو تا مکر او را برگردانی از من،

  96. ۹۶

    وَ أسأَلُكَ فِي أَنْ تُسَهِّلَ إلَى رِزْقِي سَبِيلاً،

    و از تو سوال می‌کنم تا راه روزی‌ام را آسان گردانی.

  97. ۹۷

    فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدَائِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ،

    پس ستایش تو را سزاست برای آغاز نیکی‌های فراوان،

  98. ۹۸

    وَإلْهَامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الإحْسَانِ وَالإِنْعَامِ ،

    و شکر الهام برای احسان و لطف.

  99. ۹۹

    فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ

    پس درود فرست بر محمد و آل او،

  100. ۱۰۰

    وَسَهِّلْ عَلَيَّ رِزْقِي وَأَنْ تُقَنِّعَنِي بِتَقْدِيرِكَ لِيْ ،

    و روزی‌ام را برای من آسان گردان، و مرا به تقدیر خود از خود راضی کن،

  101. ۱۰۱

    وَأَنْ تُرْضِيَنِي بِحِصَّتِيْ فِيمَا قَسَمْتَ لِيْ،

    و مرا از نصیبی که برای من مقدر کردی راضی کن،

  102. ۱۰۲

    وَأَنْ تَجْعَـلَ مَـا ذَهَبَ مِنْ جِسْمِيْ وَعُمُرِيْ

    و آنچه از بدن و عمر من گذشته است را

  103. ۱۰۳

    فِي سَبِيْلِ طَاعَتِكَ إنَّكَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ.

    در راه طاعت تو گذار، بیشک تو بهترین رازق‌ای.

  104. ۱۰۴

    أَللَهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مَنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَى مَنْ عَصَاكَ،

    خدایا از آتشی که تو برای نافرمانان خود سختی نشان دادی پناه می‌جویم،

  105. ۱۰۵

    وَتَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاكَ،

    و آنچه با آن تو تهدید کردی برای منحرفان از خشنودی خود،

  106. ۱۰۶

    وَمِنْ نَارٍ نُورُهَا ظُلْمَةٌ وَهَيِّنُهَا أَلِيمٌ، وَبَعِيدُهَا قَرِيبٌ،

    و از آتشی که نور آن تاریکی و آسایش آن رنج و دوری آن نزدیک است،

  107. ۱۰۷

    وَمِنْ نَارٍ يَأْكُلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ،

    و از آتشی که بخشی از بخش دیگرش را خورد،

  108. ۱۰۸

    وَيَصُولُ بَعْضُهَا عَلَى بَعْض،

    و بخشی بر بخش دیگر حمله کند،

  109. ۱۰۹

    وَمِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِيماً،

    و از آتشی که استخوان‌ها را به خاک پوسیده تبدیل کند،

  110. ۱۱۰

    وَتَسْقِي أَهْلَهَا حَمِيماً ،

    و آب جوش‌ان را به ساکنان آن سقایت کند،

  111. ۱۱۱

    وَمِنْ نَارٍ لاَ تُبْقِي عَلَى مَنْ تَضَرَّعَ إلَيْهَا،

    و از آتشی که مسکین‌تر آن را نمی‌بخشد،

  112. ۱۱۲

    وَلاَ تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا،

    و بر خواهنده رحمت آن ترحم ندارد،

  113. ۱۱۳

    وَلاَ تَقْدِرُ عَلَى التَّخْفِيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَاسْتَسْلَمَ إلَيْهَا،

    و برای تواضع‌کننده و تسلیم‌کننده تخفیف بخش نتواند.

  114. ۱۱۴

    تَلْقَى سُكَّانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَيْهَا مِنْ أَلِيْمِ النَّكَالِ وَشَدِيدِ الْوَبَالِ،

    ساکنان آن را با سخت‌ترین عذاب و بدترین بلایا به‌ستقبال کند.

  115. ۱۱۵

    وَأَعُوذُ بكَ مِنْ عَقَارِبِهَا الْفَاغِرَةِ أَفْوَاهُهَا،

    و از عقرب‌هایش که دهان‌های آنها گشاده است پناه می‌جویم،

  116. ۱۱۶

    وَحَيّاتِهَا الصَّالِقَةِ بِأَنْيَابِهَا،

    و مارهایش که با نیش‌های خود ضربه زنند،

  117. ۱۱۷

    وَشَرَابِهَا الَّذِي يُقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَأَفْئِدَةَ سُكَّانِهَا، وَيَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ،

    و نوشیدنی‌اش که احشاء و دل‌های ساکنان را پاره کند و آنها را درآورد،

  118. ۱۱۸

    وَأَسْتَهْدِيْكَ لِمَا بَاعَدَ مِنْهَا وَأَخَّرَ عَنْهَا.

    و از بخت‌هایی که از آن دور ساز و به تاخیر انجامد راهنمایی طلب می‌کنم،

  119. ۱۱۹

    أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِـهِ

    خدایا محمد و اهل بیت را برکت ده،

  120. ۱۲۰

    وَأَجِرْنِي مِنْهَا بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ،

    و مرا از آن به لطف رحمتت پناه ده،

  121. ۱۲۱

    وَأَقِلْنِي عَثَرَاتِي بِحُسْنِ إقَالَتِكَ ،

    و لغزش‌های مرا به بهتری بخشش تو بخشش ده،

  122. ۱۲۲

    وَلاَ تَخْذُلْنِي يَا خَيْرَ الْمُجيرِينَ

    و مرا وانمگذار اي بهترین پناه‌دهنده.

  123. ۱۲۳

    أَللَّهُمَّ إنَّكَ تَقِي الْكَرِيهَةَ ، وَتُعْطِي الْحَسَنَةَ ،

    خدایا تو نفرت‌انگیز را دفع کن و نیکوکاران را عطا کن،

  124. ۱۲۴

    وَتَفْعَلُ مَا تُرِيـدُ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ.

    و آنچه خواهی کن و بر هر چیز تو قادری.

  125. ۱۲۵

    أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ، إذَا ذُكِرَ الأبْرَارُ،

    خدایا محمد و اهل بیت را هنگام یادی نیکوکاران برکت ده،

  126. ۱۲۶

    وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ

    و محمد و اهل بیت را تا شب و روز یکی پس دیگری برکت ده،

  127. ۱۲۷

    صَلاَةً لاَ يَنْقَطِعُ مَدَدُهَا،

    برکتی که رزقش قطع نشود،

  128. ۱۲۸

    وَلاَ يُحْصَى عَدَدُهَا صَلاَةً تَشْحَنُ الْهَوَاءَ،

    و شمار آن محسوب نگردد و برکتی که فضا را بار‌کند،

  129. ۱۲۹

    وَتَمْلاُ الأرْضَ وَالسَّماءَ.

    و زمین و آسمان را معمور سازد.

  130. ۱۳۰

    صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَرْضَى،

    خدا محمد را برکت دهد تا خشنود شود،

  131. ۱۳۱

    وَصَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

    و خدا محمد و اهل بیت را برکت دهد

  132. ۱۳۲

    بَعْدَ الرِّضَا صَلاَةً لا حَدَّ لَها

    بعد از خشنودی او برکتی بی‌حد و انجام

  133. ۱۳۳

    وَلاَ مُنْتَهَى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ.

    اي رحم‌ترین راحمان!

  134. ۱۳۴

    أَللَّهُمَّ يَا ذَا الْمُلْكِ الْمُتأبِّدِ بِالْخُلُودِ وَالْسُلْطَانِ

    خدایا صاحب ملکی باقی در ابدیت،

  135. ۱۳۵

    الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ جُنُود وَلاَ أَعْوَان،

    حاکمیتی ناپذیر بی‌لشکر و یاری،

  136. ۱۳۶

    وَالْعِزِّ الْبَاقِي عَلَى مَرِّ الدُّهُورِ،

    عزتی پایداری در اعصار رفته،

  137. ۱۳۷

    وَخَوَالِي الأَعْوَامِ، وَمَوَاضِي الأَزْمَانِ وَالأيَّامِ،

    سال‌ها و ایام و اوقات گذرشده!

  138. ۱۳۸

    عَزَّ سُلْطَانُكَ عِزّاً لا حَدَّ لَهُ بِأَوَّلِيَّةٍ وَلاَ مُنْتَهَى لَهُ بِآخِرِيَّةٍ،

    حاکمیت تو بعزتی است که نه ابتدا محدود کند و نه انتهایش،

  139. ۱۳۹

    وَاسْتَعْلَى مُلْكُكَ عُلُوّاً سَقَطَتِ الأشْيَاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ

    ملک تو به علو شامخی است که همه چیز پیش آن افتد و پایانش نرسد،

  140. ۱۴۰

    وَلاَ يَبْلُغُ أَدْنَى مَا اسْتَأثَرْتَ بِـهِ مِنْ ذَلِكَ أَقْصَى نَعْتِ النَّـاعِتِينَ.

    کمترینش که برای خود ندیدی نه به دورترین وصف واصفان میرسد،

  141. ۱۴۱

    ضَلَّتْ فِيْـكَ الصِّفَاتُ وَتَفَسْخَتْ دُونَكَ النُّعُوتُ

    صفات در تو گمراه شوند و وصف‌ها در پایین تو ویران گردند،

  142. ۱۴۲

    وَحَارَتْ فِي كِبْرِيِائِكَ لَطَائِفُ الأوْهَامِ،

    نازکترین خیال‌ها در عظمت تو حیران ماند!

  143. ۱۴۳

    كَذلِكَ أَنْتَ اللهُ الأَوَّلُ فِي أَوَّلِيَّتِكَ،

    پس تو اي خدا هستی او در اول بودن خود،

  144. ۱۴۴

    وَعَلَى ذَلِكَ أَنْتَ دَائِمٌ لا تَزُولُ،

    و چنین هستی ابدالاباد و نمی‌گذری،

  145. ۱۴۵

    وَأَنَا الْعَبْدُ الضَّعِيْفُ عَمَلاً الجَسِيْمُ أَمَلاً،

    اما من بنده‌ای ضعیف در عمل و وسیع در امل.

  146. ۱۴۶

    خَرَجَتْ مِنْ يَدِي أَسْبَابُ الْوُصُلاَت إلاّ مَا وَصَلَهُ رَحْمَتُكَ ،

    ربط‌های امل خارج از دست من به‌جز آن‌چه رحمت تو بند کند،

  147. ۱۴۷

    وَتَقَطَّعَتْ عَنِّي عِصَمُ الآمَالِ

    و پیوند‌های امیدها از من قطع شده‌ای،

  148. ۱۴۸

    إلاّ مَا أَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِكَ،

    جز گریزی به بخشش که گرفتار آن هستم.

  149. ۱۴۹

    قَلَّ عِنْدِي مَا أَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طَاعَتِكَ

    کم از جانب من طاعتی هستش که بر آن محاسبه کنم،

  150. ۱۵۰

    وَكَثُرَ عَلَيَّ مَا أَبُوءُ بِهِ مِنْ مَعْصِيَتِكَ،

    و بسیار برای من معصیتی که به آن بازگشته‌ام.

  151. ۱۵۱

    وَلَنْ يَضِيْقَ عَلَيْكَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِكَ وَإنْ أَسَاءَ فَاعْفُ عَنِّي.

    اما آمرزش بندۀ تو بر تو تنگ نخواهد کرد اگرچه او بد باشد، پس مرا بیامرز!

  152. ۱۵۲

    أللَّهًمَّ وَقَدْ أَشْرَفَ عَلَى خَفَايَا الأَعْمَالِ عِلْمُكَ

    الهی، دانایی تو بر کارهای پنهان نگاه دارد

  153. ۱۵۳

    وَانْكَشَفَ كُلُّ مَسْتُور دُونَ خُبْرِكَ

    هر چیز پوشیده پیش آگاهی تو آشکار است

  154. ۱۵۴

    وَلاَ تَنْطَوِي عَنْكَ دَقَائِقُ الأُمُورِ

    پیچیدگیهای چیزها از تو مخفی نیستند

  155. ۱۵۵

    وَلاَ تَعْزُبُ عَنْكَ غَيِّبَاتُ السَّرَائِرِ،

    و اسرار ناپیدای از تو فرار نمی‌یابند

  156. ۱۵۶

    وَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَيَّ عَدُوُّكَ الَّذِي اسْتَنْظَرَكَ لِغِوَايتِي فَأَنْظَرْتَهُ،

    لیکن دشمن تو بر من غالب شده است: از تو تأخیری خواست تا مرا گمراه کند، و تو به او تأخیر دادی!

  157. ۱۵۷

    وَاسْتَمْهَلَكَ إلَى يَوْمِ الدِّيْنِ لاِضْلاَلِي فَأَمْهَلْتَهُ،

    از تو مهلتی طلب کرد تا روز قیامت تا مرا گمراه کند، و تو به او مهلت دادی!

  158. ۱۵۸

    فَأوْقَعَنِيْ وَقَدْ هَرَبْتُ إلَيْكَ

    پس مرا سقوط داد اگرچه به تو پناه برده بودم

  159. ۱۵۹

    مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ

    از گناهان کوچک، خرابی‌بار

  160. ۱۶۰

    وَكَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِيَـةٍ

    و کارهای بزرگ، مرگ‌بار

  161. ۱۶۱

    حَتَّى إذَا قَارَفْتُ مَعْصِيَتَـكَ

    تا آنکه خود را به نافرمانی تو تسلیم کردم

  162. ۱۶۲

    وَاسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْيِي سَخْطَتَكَ

    و خشم تو را سزاوار شدم از کوشش‌های بد خود

  163. ۱۶۳

    فَتَلَ عَنِّي عِذَارَ غَدْرِهِ،

    پس خیانت خود را از من روگردان کرد

  164. ۱۶۴

    وَتَلَقَّانِي بكَلِمَةِ كُفْرهِ،

    با سخن کفرانش برخورد کرد

  165. ۱۶۵

    وَتَوَلَّى الْبَراءَةَ مِنِّي وَأَدْبَرَ مُوَلِّيَاً عَنِّي،

    تا برائت خود را انجام داد، پشت به من کرد

  166. ۱۶۶

    فَأَصْحَرنِي لِغَضَبِكَ فَرِيداً،

    مرا در بیابان خشم تو تنها انداخت

  167. ۱۶۷

    وَأَخْرَجَني إلى فِنَاءِ نَقِمَتِكَ طَرِيداً

    و مرا به حیاط انتقام تو، تبعید‌شده برانگیخت

  168. ۱۶۸

    لاَ شَفِيعٌ يَشْفَعُ لِيْ إلَيْـكَ،

    سفارشی نیست که برای من پیش تو شفاعت کند

  169. ۱۶۹

    وَلاَ خَفِيـرٌ يُؤْمِنُنِي عَلَيْـكَ

    محافظی نیست که مرا از تو محفوظ کند

  170. ۱۷۰

    وَلاَ حِصْنٌ يَحْجُبُنِي عَنْكَ

    قلعه‌ای نیست که مرا از تو پوشاند

  171. ۱۷۱

    وَلاَ مَلاَذٌ أَلْجَأُ إلَيْهِ مِنْكَ.

    و پناهی نیست جز تو که در آن پناه گیرم!

  172. ۱۷۲

    فَهَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِكَ، وَمَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَكَ،

    این مقام آن کسی است که به تو پناه برد، جای اعترافی به تو:

  173. ۱۷۳

    فَلاَ يَضِيقَنَّ عَنِّي فَضْلُكَ، وَلا يَقْصُـرَنَّ دونِي عَفْوُكَ،

    فراخی تو بر من تنگ مشود، آمرزش تو از من کم نیفتد!

  174. ۱۷۴

    وَلا أكُنْ أَخْيَبَ عِبَادِكَ التَّائِبِينَ،

    مرا مایوس‌ترین بندگان توابۀ تو مکن

  175. ۱۷۵

    وَلاَ أَقْنَطَ وفُودِكَ الآمِلِينَ

    نه ناامیدترین آنانی که با آرزو به سوی تو آیند!

  176. ۱۷۶

    وَاغْفِرْ لِي إنَّكَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ.

    مرا بیامرز، بی‌گمان تو بهترین بخشندگان‌ای!

  177. ۱۷۷

    أللَّهُمَّ إنَّكَ أَمَرْتَنِي فَتَرَكْتُ، وَنَهَيْتَنِي فَرَكِبْتُ،

    الهی، تو مرا امر کردی و من باز ایستادم، تو مرا نهی کردی و من انجام دادم.

  178. ۱۷۸

    وَسَوَّلَ لِيَ الْخَطَأَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ،

    وسوسۀ آن‌که براي گناه اغوا کنم، و من غافل بودم.

  179. ۱۷۹

    وَلا أَسْتَشْهِدُ عَلَى صِيَامِي نَهَـاراً،

    نمی‌توانم روز را شاهد روزه‌داری خود کنم

  180. ۱۸۰

    وَلاَ أَسْتَجِيرُ بِتَهَجُّدِي لَيْلاً،

    و نمی‌توانم شب میں به سبب شب‌زندگی پناه گیرم؛

  181. ۱۸۱

    وَلاَ تُثْنِي عَلَيَّ بِإحْيَائِهَا سُنَّةٌ

    هیچ سنتی مرا تعریف نمی‌کند بر حیات‌بخشی آن

  182. ۱۸۲

    حَـاشَا فُرُوضِـكَ الَّتِي مَنْ ضَيَّعَها هَلَكَ،

    جز فرایض تو، جو آنها را نادیده انگاری منجی شده‌ای.

  183. ۱۸۳

    وَلَسْتُ أَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِفَضْلِ نَافِلَة

    نمی‌توانم به تو رسایی پیدا کنم از راه برتری عمل نافلۀ

  184. ۱۸۴

    مَعَ كَثِيرِ مَا أَغْفَلْتُ مِنْ وَظَائِفِ فُرُوضِكَ،

    بدان سبب که بسیاری از فرایض تو را نادیده انگاشته‌ام

  185. ۱۸۵

    وَتَعَدَّيْتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِكَ

    و مقامات حدود تو را تعدی کردم

  186. ۱۸۶

    إلَى حُرُمَات انْتَهَكْتُهَا، وَكَبَائِرِ ذُنُوب اجْتَرَحْتُهَا

    تا حرمات را نقض کردم و گناهان بزرگ انجام دادم

  187. ۱۸۷

    كَانَتْ عَافِيَتُكَ لِي مِنْ فَضَائِحِهَا سِتْراً.

    اگرچه تو مرا از ننگ آنها به پوشاندن ایمن کردی.

  188. ۱۸۸

    وَهَذَا مَقَامُ مَنِ اسْتَحْيَى لِنَفْسِهِ مِنْكَ،

    این مقام آن کسی است که از خود پیش تو شرمسار باشد

  189. ۱۸۹

    وَسَخِطَ عَلَيْهَا، وَرَضِيَ عَنْكَ

    بر خود خشمگین و به تو راضی.

  190. ۱۹۰

    فَتَلَقَّاكَ بِنَفْس خَاشِعَة، وَرَقَبَة خَاضِعَة، وَظَهْر مُثْقَل مِنَ الْخَطَايَا

    با روح فروتن، گردن خمیده، پشتی سنگین از گناه

  191. ۱۹۱

    وَاقِفاً بَيْنَ الرَّغْبَةِ إلَيْكَ وَالرَّهْبَةِ مِنْكَ،

    میان آرزو به تو و ترس از تو مردد.

  192. ۱۹۲

    وَأَنْتَ أَوْلَى مَنْ رَجَـاهُ،

    تو سزاوارترین کسی برای آمیدن او

  193. ۱۹۳

    وَأَحَقُّ مَنْ خَشِيَـهُ وَاتّقـاهُ،

    و شایان‌تر تا بیم و ترس او.

  194. ۱۹۴

    فَاعْطِنِي يَا رَبِّ مَا رَجَوْتُ، وَآمِنِّي مَا حَذِرْتُ،

    پس مرا آن چه امیدوارم بده، ای پروردگار، مرا از آنچه ترسناک است ایمن کن

  195. ۱۹۵

    وَعُدْ عَلَيَّ بِعَائِدَةِ رَحْمَتِكَ إنَّكَ أكْرَمُ الْمَسْؤُولِينَ.

    و با من رفتار خوب رحمت کن! بی‌گمان تو سخاوتمندترین آنانی که از ایشان درخواست می‌شود!

  196. ۱۹۶

    أللَّهُمَّ وَإذْ سَتَـرْتَنِي بِعَفْوِكَ وَتَغَمَّـدْتَنِي بِفَضْلِكَ

    الهی، از آن جا که تو مرا با آمرزش خود پوشیده‌ای و با فیاض خود سپر کردی

  197. ۱۹۷

    فِي دَارِ الْفَنَاءِ بِحَضرَةِ الأكْفَاءِ

    در خانۀ محو شدن و حضور مثل‌هایی

  198. ۱۹۸

    فَأَجِرْنِي مِنْ فَضِيحَاتِ دَارِ الْبَقَاءِ

    مرا از ننگ‌های دار جمود پناه ده

  199. ۱۹۹

    عِنْدَ مَوَاقِفِ الأشْهَادِ مِنَ المَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ

    در محل‌های ایستادگی شاهدان (ملائک‌های مقرب

  200. ۲۰۰

    وَالرُّسُلِ الْمُكَرَّمِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ،

    و رسل مکرم، شهدا، و صالحان)

  201. ۲۰۱

    مِنْ جَار كُنْتُ أُكَاتِمُهُ سَيِّئاتِي

    از همسایهای که اعمال زشت خود را از او پنهان کردهام

  202. ۲۰۲

    وَمِنْ ذِي رَحِم كُنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِي سَرِيرَاتِي،

    و رحم‌خواهی که در خیالات پوشیده خود از او شرم دارم!

  203. ۲۰۳

    لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِي السِّتْرِ عَلَيَّ،

    من به آنان برای پوشش خود اعتماد ندارم، ای خدایم،

  204. ۲۰۴

    وَوَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِي الْمَغفِرَةِ لِيْ،

    بلکه به تو، ای خدایم، براي بخشايش خود اعتماد دارم!

  205. ۲۰۵

    وَأَنْتَ أوْلَى مَنْ وُثِقَ بِهِ وَأَعْطَى مَنْ رُغِبَ إلَيْهِ

    تو شایسته‌ترین کسی که به وی اعتماد شود، و بخشنده‌ترین کسی که از وی درخواست شود،

  206. ۲۰۶

    وَأَرْأَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ فَارْحَمْنِي.

    و مهربان‌ترین کسی که از وی رحمت خواسته شود. پس بر من رحم کن!

  207. ۲۰۷

    أللهُمَّ وَأنتَ حَدَرْتَنِي مَاءً مَهِيناً مِنْ صُلب،

    ای خدا، تو مرا از آب ناپاک نزول دادی

  208. ۲۰۸

    مُتَضَائِقِ الْعِظَامِ حَرِجِ الْمَسَالِكِ

    از کمر‌های تنگ و راه‌های تنگ

  209. ۲۰۹

    إلَى رَحِم ضَيِّقَة سَتَرْتَهَا بِالْحُجُبِ

    درون رحم تنگی که تو آن را به پردوں پوشیده بودی؛

  210. ۲۱۰

    تُصَرِّفُنِي حَالاًَ عَنْ حَال حَتَّى انْتَهَيْتَ بِيْ إلَى تَمَامِ الصُّورَةِ

    مرا درحالات مختلف گردانیدی تا مرا به کمال صورت رسانیدی

  211. ۲۱۱

    وَأَثْبَتَّ فِيَّ الْجَوَارحَ

    و درون مرا اعضای تن جا داشتی،

  212. ۲۱۲

    كَمَا نَعَتَّ فِي كِتَابِكَ

    چنان‌که درکتاب خود بیان نموده‌ای:

  213. ۲۱۳

    نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً ثُمَّ عِظَاماً

    قطره‌ای، سپس خون جمع‌شده، سپس بافت‌ای، سپس استخوان‌ها،

  214. ۲۱۴

    ثُمَّ كَسَوْتَ الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأتَنِي خَلْقَاً آخَرَ كَمَا شِئْتَ،

    سپس استخوان‌ها را به گوشت پوشاندی، سپس مرا آفریدی خلقتی دیگر چنان‌که خواستی (مرجع 23:12-14).

  215. ۲۱۵

    حَتَّى إذَا احْتَجْتُ إلَى رِزْقِكَ،

    سپس چون مرا به روزی تو احتیاج آمد،

  216. ۲۱۶

    وَلَمْ أَسْتَغْنِ عَنْ غِيَـاثِ فَضْلِكَ

    و نتوانستم بدون یاری فضل تو بسر آیم،

  217. ۲۱۷

    جَعَلْتَ لِي قُـوتـاً مِنْ فَضْلِ طَعَام وَشَرَاب

    تو برای من روزی معینی ساختی از بخشش طعام و شراب‌هایی

  218. ۲۱۸

    أَجْرَيْتَهُ لاِمَتِكَ الَّتِيْ أَسْكَنْتَنِي جَوْفَهَا وَأَوْدَعْتَنِي قَرَارَ رَحِمِهَا،

    که بر بندهء خود نعمت بخشیدی و درشکمِ او مرا قرار دادی و در لگد رحمش مرا محفوظ ساختی.

  219. ۲۱۹

    وَلَوْ تَكِلُنِي يَا رَبِّ فِي تِلْكَ الْحَـالاتِ إلَى حَوْلِي،

    اگر مرا درآن احوال به قوت خودم تسلیم می‌دادی، ای خدایم،

  220. ۲۲۰

    أَوْ تَضْطَرُّنِي إلَى قُوّتي

    یا مرا بسوی قوت خودم رانده بودی،

  221. ۲۲۱

    لَكَانَ الْحَوْلُ عَنِّي مُعْتَزِلاً، وَلَكَانَتِ الْقُوَّةُ مِنِّي بَعِيدَةً،

    قوت ازمن برداشته می‌شد و طاقت دور افتاده می‌شد.

  222. ۲۲۲

    فَغَذَوْتَنِي بِفَضْلِكَ غِذَاءَ البَرِّ اللَّطِيفِ ،

    پس تو مرا به فضل خود به طعام نیکوکار و مهربان تغذیه کردی؛

  223. ۲۲۳

    تَفْعَلُ ذَلِكَ بِي تَطَوُّلاً عَلَيَّ إلَى غَايَتِي هَذِهِ،

    این کار را برای من درلطف برحال خود تا بحال حاضرم انجام دادی.

  224. ۲۲۴

    لاَ أَعْدَمُ بِرَّكَ وَلاَ يُبْطِئُ بِي حُسْنُ صَنِيعِكَ،

    من نعمت تو را فقدان نمی‌کنم، نه بخشش تو مرا بر انتظار گذاشته است.

  225. ۲۲۵

    وَلاَ تَتَأكَّدُ مَعَ ذَلِكَ ثِقَتِي،

    لیکن با این تمام، اعتماد من مستحکم نشده است

  226. ۲۲۶

    فَأَتَفَرَّغَ لِمَا هُوَ أَحْظَى لِيْ عِنْدَكَ،

    که خود را برای آنچه نزد تو محبوب‌تر است خالی سازم.

  227. ۲۲۷

    قَدْ مَلَكَ الشَّيْطَانُ عِنَانِي فِي سُوءِ الظَّنِّ وَضَعْفِ الْيَقِينِ،

    شیطان درتردید و یقین ضعیف من مهار مرا بدست گرفته است.

  228. ۲۲۸

    فَأَنَا أَشْكُو سُوْءَ مُجَاوَرَتِهِ لِي وَطَـاعَةَ نَفْسِي لَـهُ،

    از بدسایهء همسایگی او با من و اطاعت نفسم درتبعیت او شکایت دارم!

  229. ۲۲۹

    وَأَسْتَعْصِمُـكَ مِنْ مَلَكَتِهِ، وَأَتَضَـرَّعُ إلَيْكَ في صَرفِ كَيدِهِ عَنّي

    از تو می‌خواهم که مرا از غلبهء او محفوظ دارِی، و تو را دعا می‌کنم که کیدش را از من برانی!

  230. ۲۳۰

    و أسأَلُكَ فِي أَنْ تُسَهِّلَ إلَى رِزْقِي سَبِيلاً،

    از تو می‌خواهم که راه رزقم را برای من آسان کنی،

  231. ۲۳۱

    فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدَائِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ،

    چرا که ستایش برای تو ابتدای کردنِ احسانات بزرگ است

  232. ۲۳۲

    وَإلْهَامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الإحْسَانِ وَالإِنْعَامِ ،

    و الهام دادنِ شکر برای نیکی و بخشش فضل!

  233. ۲۳۳

    فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ

    بر محمد و آل او درود فرست،

  234. ۲۳۴

    وَسَهِّلْ عَلَيَّ رِزْقِي وَأَنْ تُقَنِّعَنِي بِتَقْدِيرِكَ لِيْ ،

    و برای من راه رزق را آسان ساز! [از تو می‌خواهم که] مرا به قضای تو درباره من راضی ساختی،

  235. ۲۳۵

    وَأَنْ تُرْضِيَنِي بِحِصَّتِيْ فِيمَا قَسَمْتَ لِيْ،

    و بخشی‌ای را به آنچه برای من نعمت داده‌ای قانع ساختی

  236. ۲۳۶

    وَأَنْ تَجْعَـلَ مَـا ذَهَبَ مِنْ جِسْمِيْ وَعُمُرِيْ

    و آنچه ازجسدم و عمرم گذشته است

  237. ۲۳۷

    فِي سَبِيْلِ طَاعَتِكَ إنَّكَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ.

    در راه اطاعت تو قرار ده! هرآینه تو بهترین الرزاقان‌هایی!

  238. ۲۳۸

    أللَهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مَنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَى مَنْ عَصَاكَ،

    ای خدا، از آتشی که درآن تو درتقابل کردار معاند بسی سخت‌رو هستی به تو پناه می‌برم

  239. ۲۳۹

    وَتَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاكَ،

    و درآن کسی‌که ازرضای تو روگردانند تهدید نموده‌ای؛

  240. ۲۴۰

    وَمِنْ نَارٍ نورُهَا ظُلْمَة وَهَيِّنُهَا أَلِيمٌ، وَبَعِيدُهَا قَرِيبٌ،

    از آتشی که نورش تاریکی است، آسانش رنج است، و دورش نزدیک است؛

  241. ۲۴۱

    وَمِنْ نَارٍ يَأْكُلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ،

    از آتشی که بعضی ازاجزای آن بعض‌های دیگر را می‌خورند

  242. ۲۴۲

    وَيَصُولُ بَعْضُهَا عَلَى بَعْض،

    و بعضی بر بعض می‌تپند؛

  243. ۲۴۳

    وَمِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِيماً،

    از آتشی که استخوان را فاسد می‌سازد

  244. ۲۴۴

    وَتَسْقِي أَهْلَهَا حَمِيماً ،

    و اهلش را آب جوشنده نوشد می‌دهد؛

  245. ۲۴۵

    وَمِنْ نَارٍ لاَ تُبْقِي عَلَى مَنْ تَضَرَّعَ إلَيْهَا،

    از آتشی که «کسی که درآن استغاثه کند را نمی‌بخشاید»،

  246. ۲۴۶

    وَلاَ تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا،

    بر کسی که برآن ترحم خواهد رحم ندارد،

  247. ۲۴۷

    وَلاَ تَقْدِرُ عَلَى التَّخْفِيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَاسْتَسْلَمَ إلَيْهَا،

    و بر کسی‌که پیش آن تذلل کند و خود را به آن تسلیم کند قدرت تخفیف ندارد؛

  248. ۲۴۸

    تَلْقَى سُكَّانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَيْهَا مِنْ أَلِيْمِ النَّكَالِ وَشَدِيدِ الْوَبَالِ،

    به سخت‌ترین و شدیدترین جزائی کسان و درد بخش پیش ساز می‌آید.

  249. ۲۴۹

    وَأَعُوذُ بكَ مِنْ عَقَارِبِهَا الْفَاغِرَةِ أَفْوَاهُهَا،

    از بزّ و عقرب‌های گاپ‌دهانش پناه می‌برم به تو،

  250. ۲۵۰

    وَحَيّاتِهَا الصَّالِقَةِ بِأَنْيَابِهَا،

    و از مار‌های درندهء دندانش،

  251. ۲۵۱

    وَشَرَابِهَا الَّذِي يُقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَأَفْئِدَةَ سُكَّانِهَا، وَيَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ،

    و نوشیدنیهایش که روده‌ها و دل‌های ساکنانش را پاره می‌کند و مغز استخوان‌های آنان را بریده می‌کند.

  252. ۲۵۲

    وَأَسْتَهْدِيْكَ لِمَا باعَدَ مِنْهَا وَأَخَّرَ عَنْهَا.

    از تو هدایت می‌خواهم به آنچه از آن دور می‌کند و آن را به عقب رانده می‌کند!

  253. ۲۵۳

    أللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِـهِ

    بارالهم صَلِّ علی محمّد و آل محمّد،

  254. ۲۵۴

    وَأَجِرْنِي مِنْهَا بِفَضْل رَحْمَتِكَ،

    و آمن‌مان در آن از فضل رحمتت بده،

  255. ۲۵۵

    وَأَقِلْنِي عَثَرَاتِي بِحُسْنِ إقَالَتِكَ ،

    و مرا از لغزشهایم به حسن اطلاقت رهانید،

  256. ۲۵۶

    وَلاَ تَخْذُلْنِي يَا خَيْرَ الْمُجيرِينَ

    و مرا تنهایم مگذار ای بهترین پناه‌دهنده!

  257. ۲۵۷

    أللَّهُمَّ إنَّكَ تَقِي الْكَرِيهَةَ ، وَتُعْطِي الْحَسَنَةَ ،

    بارالهم انت تحمی‌الْمَکْرُوه، و تُؤْتی‌الْحَسَن،

  258. ۲۵۸

    وَتَفْعَلُ مَا تُرِيـدُ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ.

    و تَفْعَلُ ما تشاء، و انت علی کل‌شی‌ء قدیر،

  259. ۲۵۹

    أللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ، إذَا ذُكِرَ الأبْرَارُ،

    بارالهم صَلِّ علی محمّد و آل محمّد عند ذکر الصالحین،

  260. ۲۶۰

    وَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ

    و صَلِّ علی محمّد و آل محمّد ما دام‌الليل و النهار يَجِيئان،

  261. ۲۶۱

    صَلاَةً لاَ يَنْقَطِعُ مَدَدُهَا،

    و يَذهَبان بصلاة لا يُقْطَع‌تِنَعْمُ‌تُها،

  262. ۲۶۲

    وَلاَ يُحْصَى عَدَدُهَا صَلاَةً تَشْحَنُ الْهَوَاءَ،

    و لا يُحْصی عدد‌تُها، صلاة تَمْلأ الهوا،

  263. ۲۶۳

    وَتَمْلاُ الأرْضَ وَالسَّماءَ.

    و تَکْثُر علی‌الأرض و السماء!

  264. ۲۶۴

    صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَرْضَى،

    صلی‌الله علیه حتّی يَرْضی،

  265. ۲۶۵

    وَصَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

    و صلی‌الله علیه و آل‌ه،

  266. ۲۶۶

    بَعْدَ الرِّضَا صَلاَةً لا حَدَّ لَها

    بعد رضاه صلاة لا حد لها،

  267. ۲۶۷

    وَلاَ مُنْتَهَى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ.

    و لا غایة لَها! یا ارحم‌الراحمین!

پیوند کپی شد

← بازگشت به کتابخانه