الصحيفة السجادية - 37
صحیفه سجادیه - 37
۱۲۹ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya
این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.
- ۱
اللَّهُمَّ إِنَّ أَحَدًا لَا يَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غَايَةً
الهی، هیچکس نتواند به حد سپاس تو رسید
- ۲
إِلَّا حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ إِحْسَانِكَ مَا يُلْزِمُهُ شُكْرًا
مگر آنکه احسان تو به وی الزام میدهد که بیشتر سپاس کند
- ۳
وَلَا يَبْلُغُ مَبْلَغًا مِنْ طَاعَتِكَ وَإِنِ اجْتَهَدَ
و هیچکس رتبه طاعت راستین تو را ندست یافت، اگرچه تلاش نماید
- ۴
إِلَّا كَانَ مُقَصِّرًا دُونَ اسْتِحْقَاقِكَ بِفَضْلِكَ
مگر آنکه ہمواره کمتر ماند از استحقاق فضل تو
- ۵
فَأَشْكَرُ عِبَادِكَ عَاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ
پس سپاسگزارترین بندگان تو ضعیف است در سپاس تو
- ۶
وَأَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طَاعَتِكَ
و بهترین عابد ایشان کوتاه آید در خدمت تو
- ۷
لَا يَجِبُ لِأَحَدٍ أَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقَاقِهِ
هیچکس بر سبب استحقاق خود سزاوار بخشش نیست
- ۸
وَلَا أَنْ تَرْضَى عَنْهُ بِاسْتِيجَابِهِ
و نهکس رضای تو را به اعمال خود کسب نماید
- ۹
فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَوْلِكَ
هرکس را که بخشایی، به احسان تو بخشایی
- ۱۰
وَمَنْ رَضِيتَ عَنْهُ فَبِفَضْلِكَ
و هرکس را که خشنود شوی، به لطف تو خشنود شوی
- ۱۱
تَشْكُرُ يَسِيرَ مَا شُكِرْتَهُ وَتُثِيبُ عَلَى قَلِيلِ مَا تُطَاعُ فِيهِ
شکر اندک را پاداش میدهی و براى اندک طاعت بسیار عطا میفرمایی
- ۱۲
حَتَّى كَأَنَّ شُكْرَ عِبَادِكَ الَّذِي أَوْجَبْتَ عَلَيْهِ ثَوَابَهُمْ
تا گویا شکر بندگان تو ایشان را پاداش لازم ساخته است
- ۱۳
وَأَعْظَمْتَ عَنْهُ جَزَاءَهُمْ
و ثواب ایشان را عظیم ساختهای
- ۱۴
أَمْرٌ مَلَكُوا اسْتِطَاعَةَ الاِمْتِنَاعِ مِنْهُ دُونَكَ
گویا نیروی پرهیز داشتند بدون تو
- ۱۵
فَكَافَيْتَهُمْ أَوْ لَمْ يَكُنْ سَبَبُهُ بِيَدِكَ فَجَازَيْتَهُمْ
پاداش دادی ایشان، یا اگر سبب آن در دست تو نبود، باز پاداش میدادی
- ۱۶
بَلْ مَلَكْتَ يَا إِلَهِي أَمْرَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَمْلِكُوا عِبَادَتَكَ
بلکه، اى الهی، تو کار ایشان را، پیش از آنکه خود کار تو را مالک شوند، مالک بودى
- ۱۷
وَأَعْدَدْتَ ثَوَابَهُمْ قَبْلَ أَنْ يُفِيضُوا فِي طَاعَتِكَ
و پاداش ایشان را، پیش از آنکه طاعت تو را توانای ادا کنند، آماده ساختهای
- ۱۸
وَذَلِكَ أَنَّ سُنَّتَكَ الْإِفْضَالُ
و آن برای آن است که سنت تو احسان نمایی است
- ۱۹
وَعَادَتَكَ الإِحْسَانُ وَسَبِيلُكَ الْعَفْوُ
رسم تو جود است و راه تو عفو است
- ۲۰
فَكُلُّ الْبَرِيَّةِ مُعْتَرِفَةٌ بِأَنَّكَ غَيْرُ ظَالِمٍ لِمَنْ عَاقَبْتَ
تمام مخلوق اقرار دارد که تو ستمگری نمیکنی بر آنکه عذاب دهی
- ۲۱
وَشَاهِدَةٌ بِأَنَّكَ مُتَفَضِّلٌ عَلَى مَنْ عَافَيْتَ
و شهادت دهد که تو احسان فرمایی بر آنکه بخشایی
- ۲۲
وَكُلٌّ مُقِرٌّ عَلَى نَفْسِهِ بِالتَّقْصِيرِ عَمَّا اسْتَوْجَبْتَ
و هر یکی اقرار نماید بر نقص خود، در مقابل آنچه تو سزاوار هستی
- ۲۳
فَسُبْحَانَكَ مَا أَبْيَنَ كَرَمَكَ
تنزیه بر تو، چه واضح است احسان تو
- ۲۴
فِي مُعَامَلَةِ مَنْ أَطَاعَكَ أَوْ عَصَاكَ
در معاملت با طائع و ناطائع تو
- ۲۵
تَشْكُرُ لِلْمُطِيعِ مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَهُ
شاکران را بر آنچه برای وى به عهده گرفتى، شکرى دهی
- ۲۶
وَتُمْلِي لِلْعَاصِي فِيمَا تَمْلِكُ مُعَاجَلَتَهُ فِيهِ
و گناهکار را در آنچه توانستى عذاب دهى، مهلت دهی
- ۲۷
أَعْطَيْتَ كُلًّا مِنْهُمَا مَا لَمْ يَجِبْ لَهُ
هردو را عطا فرمودی آنچه کسب نکردند
- ۲۸
وَتَفَضَّلْتَ عَلَى كُلٍّ مِنْهُمَا بِمَا يَقْصُرُ عَمَلُهُ عَنْهُ
و هریک را دادهای آنچه اعمالش نتوانست بدان رسیدن
- ۲۹
وَلَوْ كَافَأْتَ الْمُطِيعَ عَلَى مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ
و اگر طاعتکار را، تنها بر آنچه به عهده گرفتى، پاداش دادی
- ۳۰
لَأَوْشَكَ أَنْ يَفْقِدَ ثَوَابَكَ
بزود ثواب تو از وی رفت
- ۳۱
وَأَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ
و نعمت تو بر وی ذاهب شد
- ۳۲
وَلَكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جَازَيْتَهُ
لیکن به احسان تو، پاداش وى دادی
- ۳۳
عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصِيرَةِ الْفَانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّوِيلَةِ الْخَالِدَةِ
وقت عابر کممدت را، بوقت جاودانى
- ۳۴
وَعَلَى الْغَايَةِ الْقَرِيبَةِ الزَّائِلَةِ بِالْغَايَةِ الْمَدِيدَةِ الْبَاقِيَةِ
و عاقبت ناپایدار را، بثواب ابدی
- ۳۵
ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصَاصَ فِيمَا أَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ
پس نه از وى خواستی بدل آنچه از رزق تو خورد
- ۳۶
الَّذِي يَقْوَى بِهِ عَلَى طَاعَتِكَ
که به وسیله آن بر طاعت تو توانایی یافت
- ۳۷
وَلَمْ تَحْمِلْهُ عَلَى الْمُنَاقَشَةِ فِي الْآلاتِ
و نه حساب دادی او را بر همه اسباب
- ۳۸
الَّتِي تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمَالِهَا إِلَى مَغْفِرَتِكَ
که به وسیله آن مغفرت تو را دست یافت
- ۳۹
وَلَوْ فَعَلْتَ ذَلِكَ بِهِ
و اگر چنین کردی با وى
- ۴۰
لَذَهَبَ بِجَمِيعِ مَا كَدَحَ لَهُ
تمام کوشش او را از بین برد
- ۴۱
وَجُمْلَةِ مَا سَعَى فِيهِ
و تمام آنچه نیروی خود کرد
- ۴۲
جَزَاءً لِلصُّغْرَى مِنْ أَيَادِيكَ وَمِنَنِكَ
بمثابه قیمت اندکترین بخشش تو
- ۴۳
وَلَبَقِيَ رَهِينًا بَيْنَ يَدَيْكَ بِسَائِرِ نِعَمِكَ
و ماند او گرفتار تو، بر جهت تمام نعمتهای تو
- ۴۴
فَمَتَى كَانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئًا مِنْ ثَوَابِكَ، لَا، مَتَى؟
پس کى سزاوار كي از پاداش تو باشد؟ نههيچوقت. کى؟
- ۴۵
هَذَا يَا إِلَهِي حَالُ مَنْ أَطَاعَكَ وَسَبِيلُ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ
این، اى الهی، حال طائع تو و راه متعبد تو است
- ۴۶
فَأَمَّا الْعَاصِي أَمْرَكَ وَالْمُوَاقِعُ نَهْيَكَ
امّا آنکه امر تو را نافرمانی نماید و نهی تو را به جا آورد
- ۴۷
فَلَمْ تُعَاجِلْهُ بِنَقِمَتِكَ لِكَيْ يَسْتَبْدِلَ بِحَالِهِ فِي مَعْصِيَتِكَ
تو بر وی عجله نكردی در عذاب، تا آنکه حالش تغيير دهد، از حال نافرمانی تو
- ۴۸
حَالَ الإِنَابَةِ إِلَى طَاعَتِكَ
بسوى حال بازگشت بر طاعت تو
- ۴۹
وَلَقَدْ كَانَ يَسْتَحِقُّ فِي أَوَّلِ مَا هَمَّ بِعِصْيَانِكَ
واقعا، وى سزاوار بود، از همان لحظهای که نافرمانی تو را قصد نمود
- ۵۰
كُلَّ مَا أَعْدَدْتَ لِجَمِيعِ خَلْقِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ
تمام آنچه براى تمام مخلوق تو از عذاب آماده ساختهای
- ۵۱
فَجَمِيعُ مَا أَخَّرْتَ عَنْهُ مِنِ الْعَذَابِ
پس هر چه که تو از او تأخیر دادهای از عذاب
- ۵۲
وَأَبْطَأْتَ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ سَطَوَاتِ النَّقِمَةِ وَالْعِقَابِ تَرْكٌ مِنْ حَقِّكَ
و نگاه داشتهای از غضب و انتقام خویش، کاهشی است در آنچه او را از تو سزاوار است
- ۵۳
وَرِضًا بِدُونِ وَاجِبِكَ
و رضایت به کمتر از آنچه بر او واجب بود
- ۵۴
فَمَنْ أَكْرَمُ يَا إِلَهِي مِنْكَ
پس کیست سخیتر از تو ای خدای من
- ۵۵
وَمَنْ أَشْقَى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ ، لَا ، مَنْ؟
و کیست بدبختتر از کسی که در پیش تو تباه گردید؟ نیست، کیست؟
- ۵۶
فَتَبَارَكْتَ أَنْ تُوصَفَ إِلَّا بِالإِحْسَانِ
تو مبارکای، تو را جز به خوبی کسی توصیف نتوان کرد
- ۵۷
وَكَرُمْتَ أَنْ يُخَافَ مِنْكَ إِلَّا الْعَدْلُ
تو شریفای، تو سے جز به عدل کسی ترسی نباید
- ۵۸
لَا يُخْشَى جَوْرُكَ عَلَى مَنْ عَصَاكَ
کسی را از تو ستمرسی ترسی نیست، حتی نافرمانان
- ۵۹
وَلَا يُخَافُ إِغْفَالُكَ ثَوَابَ مَنْ أَرْضَاكَ
و نه باید کسی که تو را راضی کرده از محرومی از پاداش ترس
- ۶۰
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَهَبْ لِي أَمَلِي
پس برکت دہ محمد و خاندان او را، و مرا آمیدهای را عطا فرما
- ۶۱
وَزِدْنِي مِنْ هُدَاكَ
و مرا در هدایت خویش فزون کن
- ۶۲
مَا أَصِلُ بِهِ إِلَى التَّوْفِيقِ فِي عَمَلِي
تا که به وسیله آن به کامیابی در اعمالم رسم
- ۶۳
إِنَّكَ مَنَّانٌ كَرِيمٌ
درست که تو بسیار سخی و بسیار شریفی
- ۶۴
أللَّهُمَّ إنَّ أَحَداً لاَ يَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غَايَةً
اے خدا، کسی به حدی در شکر تو نمیرسد
- ۶۵
إلاّ حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ إحْسَانِكَ مَا يُلْزِمُهُ شُكْرَاً،
مگر اينكه آن احسان از تو را كه بر او لازم كرده نيافزود
- ۶۶
وَلا يَبْلُغُ مَبْلَغاً مِنْ طَاعَتِكَ وَإن اجْتَهَدَ
و نه کسی در درجهای از فرمانبرداری تو میرسد، هر چند کوشش کند
- ۶۷
إلاَّ كَانَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقَاقِكَ بِفَضْلِكَ،
مگر اينكه از آنچه تو را سزاوار است، کوتاهی کند، به سبب احسان تو
- ۶۸
فَأَشْكَرُ عِبَادِكَ عَاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ
بیشترین شاکران از بندگان تو در شکر تو توانایی ندارند
- ۶۹
وَأَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طَاعَتِكَ،
و بیشتری موالی از آنان از فرمانبرداری تو کوتاهتر است
- ۷۰
لا يَجبُ لأِحَد أَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقَاقِهِ،
براي کسی از آنان مغفرت تو، براي آنچه خود سزاوار است، واجب نیست
- ۷۱
وَلا أَنْ تَرْضَى عَنْهُ بِاسْتِيجَابِهِ،
و نه رضاي تو براي سبب استحقاق او
- ۷۲
فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَولِكَ،
چون تو مغفرت کني کسی را، به لطف خويش است
- ۷۳
وَمَنْ رَضِيْتَ عَنْهُ فَبِفَضْلِكَ
و چون رضا شوي بر کسی، به احسان خويش است
- ۷۴
تَشْكُرُ يَسِيرَ مَا شُكِرْتَهُ وَتُثِيبُ عَلَى قَلِيلِ مَا تُطَاعُ فِيهِ
تو شکر میکنی براي ناچیز آن چيز كه بر تو شكر میشود، و پاداش میدهی براي ناپائی آن عمل كه در تو فرمانبرداري میشود
- ۷۵
حَتَّى كَأَنَّ شُكْـرَ عِبَادِكَ الَّذِيْ أَوْجَبْتَ عَلَيْهِ ثَوَابَهُمْ
تا گويا شکر بندگان تو كه تو بر آن وجوب دادهای پاداش
- ۷۶
وَأَعْظَمْتَ عَنْهُ جَزَاءَهُمْ
و بزرگ کردهای مجازات او
- ۷۷
أَمْرٌ مَلَكُوا اسْتِطَاعَةَ الامْتِنَاعِ مِنْهُ دُونَكَ
اينست کارای که ایشان را بیتو توان بود از آن دوري کنند
- ۷۸
فَكَافَيْتَهُمْ أَوْ لَمْ يَكُنْ سَبَبُهُ بِيَدِكَ فَجَازَيْتَهُمْ،
و بناء بر اين تو ایشان را جزا دهی، و کسی که سبب در دست تو نیست، و بناء بر اين تو ایشان را پاداش دهی
- ۷۹
بَـلْ مَلَكْتَ يَا إلهِي أَمْرَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَمْلِكُوا عِبَادَتَكَ،
نه ای خدا، تو بر امر ایشان توانايی داشتی پیش از آنکه ایشان توان داشته باشند در عبادت تو
- ۸۰
وَأَعْدَدْتَ ثَوَابَهُمْ قَبْلَ أَنْ يُفِيضُوا فِي طَاعَتِكَ،
و تو آماده کرده بودی پاداش ایشان پیش از آنکه ایشان شروع کنند به فرمانبرداری تو
- ۸۱
وَذَلِكَ أَنَّ سُنَّتَكَ الأِفْضَالُ،
و این به این خاطر که عادت تو بخشش احسان است
- ۸۲
وَعَادَتَكَ الإحْسَانُ، وَسَبِيلَكَ الْعَفْوُ،
و سنت تو نیکی، و طریق تو عفو
- ۸۳
فَكُلُّ الْبَرِيِّةِ مًعْتَرِفَةٌ بِأَنَّكَ غَيْرُ ظَالِم لِمَنْ عَاقَبْتَ،
پس همه خلق اقرار دارند که تو ستم نمیکنی براي کسی که تو عذاب دهی
- ۸۴
وَشَاهِدَةٌ بِأَنَّكَ مُتَفَضِّلٌ عَلَى مَنْ عَافَيْتَ،
و شهادت میدهند که تو احسان میکنی براي کسی که تو عفو کنی
- ۸۵
وَكُلٌّ مُقِرٌّ عَلَى نَفْسِهِ بِالتَّقْصِيْرِ عَمَّا اسْتَوْجَبْتَ،
هر کدام اقرار دارد که تقصیر کرده از آنچه سزای تو است
- ۸۶
فَلَوْلا أَنَّ الشَّيْطَانَ يَخْتَدِعُهُمْ عَنْ طَاعَتِكَ ما عَصاكَ عاصٍ
اگر شیطان ایشان را گمراه نكرده بود از فرمانبرداری تو، هیچ عاصی عاصی نمیشد براي تو
- ۸۷
وَلَوْلا أَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ البَاطِلَ فِي مِثَالِ الْحَقِّ
و اگر باطل را در صورت حق به ایشان نشان نداده بود
- ۸۸
مَا ضَلَّ عَنْ طَرِيْقِكَ ضَالٌّ.
هیچ ضال ضال نمیشد از راه تو
- ۸۹
فَسُبْحَانَكَ مَا أَبْيَنَ كَرَمَكَ
پس تنزیه است براي تو! چه ظاهر است احسان تو
- ۹۰
فِي مُعَامَلَةِ مَنْ أَطَاعَكَ أَوْ عَصَاكَ،
در رفتار با کسی که تو را فرمانبری کند یا نافرمانی
- ۹۱
تَشْكُرُ للْمُطِيْعِ مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَهُ،
تو شکر میکنی فرمانبردار را براي آنچه تو برعهده گیری او
- ۹۲
وَتُمْلِي لِلْعَاصِي فِيْمَا تَمْلِكُ مُعَاجَلَتَهُ فِيْهِ،
و مهلت میدهی نافرمان را، در آنچه تو توانايی داري به تعجیل او
- ۹۳
أَعْطَيْتَ كُلاًّ مِنْهُمَا مَا لَمْ يَجِبْ لَهُ،
تو به هر کدام دهی آنچه سزای او نیست
- ۹۴
وَتَفَضَّلْتَ عَلَى كُلٍّ مِنْهُمَا بِمَا يَقْصُرُ عَمَلُهُ عَنْهُ
و احسان میکنی به هر کدام در آنچه اعمال او کوتاهتر باشد
- ۹۵
وَلَوْ كَافَأْتَ الْمُطِيعَ عَلَى مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ
اگر تو موازنه کنی براي بندهٔ فرمانبردار آنچه تو برعهده گرفتهای
- ۹۶
لاَوْشَكَ أَنْ يَفْقِدَ ثَوَابَكَ،
او بر دهانهٔ مفقود شدن پاداش تو باشد
- ۹۷
وَأَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ
و دیدار خاتمهٔ احسان تو
- ۹۸
وَلكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جَازَيْتَهُ
لیکن به سخاوت خويش تو او را جزا دادهای
- ۹۹
عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصِيرَةِ الفَانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّوِيلَةِ الْخَالِدَةِ،
براي مدتی کوتاه و فانی، مدتی دراز و جاودانی
- ۱۰۰
وَعَلَى الْغَايَةِ الْقَرِيبَةِ الزَّائِلَةِ بِالْغايَةِ الْمَدِيدَةِ الْبَاقِيَةِ،
و براي حدّی نزدیک و محوشدنی، حدّی گسترده و پاکی
- ۱۰۱
ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصَاصَ فِيمَا أَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ
پس تو او را بر خاطر روزیای که دادی، به حساب نمیخوانی،
- ۱۰۲
الَّذِي يَقْوَى بِهِ عَلَى طَاعَتِكَ،
که از آن طاقت یافت تا فرمان تو را بپذیرد،
- ۱۰۳
وَلَـمْ تَحْمِلْهُ عَلَى الْمُنَاقَشَاتِ فِي الآلاتِ
و نه او را بر شمارش اعضایی که در طاعت تو بکار برد، وادار میکنی،
- ۱۰۴
الَّتِي تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمَالِهَا إلَى مَغْفِـرَتِكَ،
که با آنها به جستجوی راه بخشش تو پرداخت.
- ۱۰۵
وَلَـوْ فَعَلْتَ ذلِكَ بِهِ
اگر چنین کنی که با او رفتاری کنی،
- ۱۰۶
لَذَهَبَ بِجَمِيْعِ مَا كَدَحَ لَهُ
هر چیزی را که در طاعت کرده است، سلب خواهی کرد،
- ۱۰۷
وَجُمْلَةِ مَا سَعَى فِيهِ،
و هر آنچه در آن تلاش کرده است،
- ۱۰۸
جَزَاءً لِلصُّغْرى مِنْ أَيادِيْكَ وَمِنَنِكَ،
صرف به عنوان جزاء كوچكترين نعمت و احساني از تو،
- ۱۰۹
وَلَبَقِيَ رَهيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسَائِرِ نِعَمِكَ
و او همچنان در برابر تو گروگان خواهد ماند براي بقيه احساناتت.
- ۱۱۰
فَمَتَى كَانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوَابِكَ ، لا ، مَتَى؟.
پس چگونه شایستهی پاداش تو است؟ بلکه چگونه؟
- ۱۱۱
هَذَا يا إلهِي حَالُ مَنْ أَطَاعَكَ وَسَبِيلُ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ،
اى الهى، اين است حال فرمانبردار تو و راه عابد تو.
- ۱۱۲
فَأَمَّا الْعَاصِيْ أَمْرَكَ وَالْمُوَاقِـعُ نَهْيَكَ
اما آن كس كه فرمان تو را نافرمانى كند و از نهى تو سرپيچى كند،
- ۱۱۳
فَلَمْ تُعَاجِلْهُ بِنَقِمَتِكَ لِكَيْ يَسْتَبْدِلَ بِحَالِهِ فِي مَعْصِيَتِكَ
تو او را به سزا عجله نمىدهى، تا شايد حالش را از نافرمانى
- ۱۱۴
حَالَ الاِنَابَـةِ إلَى طَـاعَتِـكَ،
به حالت بازگشت به فرمانبرى تبديل كند،
- ۱۱۵
وَلَقَـدْ كَـانَ يَسْتَحِقُّ فِي أَوَّلِ مَـا هَمَّ بِعِصْيَانِكَ
گرچه از وقتى كه به نافرمانى برخاست، شايستهى هر عذابى است
- ۱۱۶
كُلَّ مَا أَعْدَدْتَ لِجَمِيعِ خَلْقِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ،
كه براى جميع آفريدگان تو مهيا كردهاى.
- ۱۱۷
فَجَمِيعُ مَا أَخَّرْتَ عَنْهُ مِنْ الْعَذَابِ،
به هر عذابى كه از او دريغ مىكنى،
- ۱۱۸
وَأَبْطَأتَ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ سَطَوَاتِ النَّقِمَةِ وَالْعِقَابِ تَرْكٌ مِنْ حَقِّكَ،
و هر سزايى از انتقام و عقوبت تو كه از او تاخير مىدهى، از حق خود دست مىكشى
- ۱۱۹
وَرِضىً بِدُونِ وَاجِبِكَ،
و به جاى فرض خود، رضايت نمايى.
- ۱۲۰
فَمَنْ أكْرَمُ يَا إلهِي مِنْكَ
پس كيست سخاوتمندتر از تو، اى الهى؟
- ۱۲۱
وَمَنْ أَشْقَى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْـكَ، لا ، مَنْ؟
و كيست بدبختتر از كسى كه باوجود تو هلاك شود؟ بلکه كيست؟
- ۱۲۲
فَتَبَارَكْتَ أَنْ تُوصَفَ إلاّ بِالإحْسَانِ،
تو براى آنكه مستحق ستايش باشى، بيش از احسان نيستى،
- ۱۲۳
وَكَـرُمْتَ أَنْ يُخَافَ مِنْكَ إلاّ الْعَدْلُ،
و براى آنكه خوف رود از تو، بيش از عدل نيستى!
- ۱۲۴
لا يُخْشَى جَوْرُكَ عَلَى مَنْ عَصَاكَ،
نه بيمى است كه تو ستم كنى به آنكس كه فرمانشكنات باشد،
- ۱۲۵
وَلاَ يُخَافُ إغْفَالُكَ ثَوَابَ مَنْ أَرْضَاكَ.
نه بهم است كه درپاداش راضىات كوتاهى كنى.
- ۱۲۶
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَهَبْ لِيْ أَمَلِي،
پس درود بفرست بر محمد و آل محمد، و آرزويم ده،
- ۱۲۷
وَزِدْنِي مِنْ هُدَاكَ
و افزايم در آنچه كه هدايت تو است،
- ۱۲۸
مَا أَصِلُ بِهِ إلَى التَّوْفِيقِ فِي عَمَلِي،
كه بدان موفق شوم در اعمالم!
- ۱۲۹
إنَّكَ مَنَّانٌ كَرِيمٌ.
بىشک تو بسيار مهربان و سخىای.