الصحيفة السجادية - 46
صحیفه سجادیه - 46
۱۷۰ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya
این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.
- ۱
وَيَا مَنْ يَقْبَلُ مَنْ لَا تَقْبَلُهُ الْبِلَادُ.
و ای کسی که آن را پذیرا میشود که سرزمینها او را نپذیرند،
- ۲
وَيَا مَنْ لَا يَحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إِلَيْهِ.
و ای کسی که نیازمندان خود را تحقیر نمیکند،
- ۳
وَيَا مَنْ لَا يُخَيِّبُ الْمُلِحِّينَ عَلَيْهِ،
و ای کسی که التماسکنندگان خود را مایوس نمیکند،
- ۴
وَيَا مَنْ لَا يَجْبَهُ بِالرَّدِّ أَهْلَ الدَّالَّةِ عَلَيْهِ،
و ای کسی که بر متکی بر خود انکار نمیکند،
- ۵
وَيَا مَنْ يَجْتَبِي صَغِيرَ مَا يُتْحَفُ بِهِ،
و ای کسی که هدیهی کوچک را برگزیند،
- ۶
وَيَشْكُرُ يَسِيرَ مَا يُعْمَلُ لَهُ.
و شاکر اندککاری باشد،
- ۷
وَيَا مَنْ يَشْكُرُ عَلَى الْقَلِيلِ، وَيُجَازي بِالْجَلِيلِ،
و ای کسی که بر اندک شکر گزاری کند و بر بسیار کام دهد،
- ۸
وَيَا مَنْ يَدْنُو إِلَى مَنْ دَنَا مِنْهُ
و ای کسی که به آن کسی که به سوی او نزدیک شود، نزدیک شود،
- ۹
وَيَا مَنْ يَدْعُو إِلَى نَفْسِهِ مَنْ أَدْبَرَ عَنْهُ،
و ای کسی که آن کسی را که از او روی برتافته دعوت کند،
- ۱۰
وَيَا مَنْ لَا يُغَيِّرُ النِّعْمَةَ، وَلَا يُبَادِرُ بِالنَّقِمَةِ،
و ای کسی که نعمت را تبدیل نکند و انتقام را جلد نگیرد،
- ۱۱
وَيَا مَنْ يُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتَّى يُنْمِيَهَا،
و ای کسی که عمل نیک را میوهبخش کند تا آن را بیفزاید،
- ۱۲
وَيَتَجَاوَزُ عَنِ السَّيِّئَةِ حَتَّى يُعَفِّيَهَا.
و بر عمل بد پوشش کند تا آن را محو کند،
- ۱۳
انْصَرَفَتِ الْآمَالُ دُونَ مَدَى كَرَمِكَ بِالْحَاجَاتِ
امیدها از روی کمی از وسعت جود تو بازگشتهاند،
- ۱۴
وَامْتَلَأَتْ بِفَيْضِ جُودِكَ أَوْعِيَةُ الطَّلِبَاتِ،
و برطرفهای التماسها بر فیض تو پر شدهاند،
- ۱۵
وَتَفَسَّخَتْ دُونَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفَاتُ،
و صفات از احاطه با بیان صفتت کوتاه آمدهاند،
- ۱۶
فَلَكَ الْعُلُوُّ الْأَعْلَى فَوْقَ كُلِّ عَالٍ،
پس تویی علو بر هر علی،
- ۱۷
وَالْجَلَالُ الْأَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلَالٍ،
و جلالِ اعظم بر هر جلال،
- ۱۸
كُلُّ جَلِيلٍ عِنْدَكَ صَغِيرٌ،
هر عظیمی نزد تو کوچک است،
- ۱۹
وَكُلُّ شَرِيفٍ فِي جَنْبِ شَرَفِكَ حَقِيرٌ،
و هر عزیز نزد عزت تو خوار است،
- ۲۰
خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ،
خاسران کسانی که نزد غیر تو آرزو کنند،
- ۲۱
وَخَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَكَ،
و تباهکاران کسانی که نزد غیر تو خود را سپارند،
- ۲۲
وَضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلَّا بِكَ،
و بیکاران کسانی که نزد غیر تو پناه برند،
- ۲۳
وَأَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ،
و عاقران کسانی که چراگاه طلبند جز طالب فضل تو،
- ۲۴
بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ،
دربند تو بر خواهشمندان گشاده است،
- ۲۵
وَجُودُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ،
و فیض تو بر سائلان جاری است،
- ۲۶
وَإِغَاثَتُكَ قَرِيبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغِيثِينَ،
و یاری تو نزد استغاثیان قریب است،
- ۲۷
لَا يَخِيبُ مِنْكَ الْآمِلُونَ،
امیدواران از تو ناامید نمیشوند،
- ۲۸
وَلَا يَيْأَسُ مِنْ عَطَائِكَ الْمُتَعَرِّضُونَ،
و متعرضان براه بخشش تو نومید نمیگردند،
- ۲۹
وَلَا يَشْقَى بِنَقْمَتِكَ الْمُسْتَغْفِرُونَ.
و غافران از تو به عذاب تو بدبخت نمیشوند،
- ۳۰
رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ،
رزق تو بر عاصی تو پخش است،
- ۳۱
وَحِلْمُكَ مُعْتَـرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ،
و تحملت بر مخالف تو روبرو است،
- ۳۲
عَادَتُكَ الْإِحْسَـانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ،
سنت تو احسان به بدکاران است،
- ۳۳
وَسُنَّتُـكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ
و عادت تو حفظ متجاوزان است،
- ۳۴
حَتَّى لَقَدْ غَرَّتْهُمْ أَنَاتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ،
تا که تحملت تقریبا آنان را فریفتهی رجوع کرد،
- ۳۵
وَصَدَّهُمْ إِمْهَالُكَ عَنِ النُّزُوعِ.
و ارجاء تو آنان را از توبه برگردانید،
- ۳۶
وَإِنَّمَا تَأَنَّيْتَ بِهِمْ لِيَفِيئُوا إِلَى أَمْرِكَ،
لکن تو انهار را براى آن ارجا دادی تا باز گردند به امر تو،
- ۳۷
وَأَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوَامِ مُلْكِكَ،
و مهلت دادی، اعتمادا بر دوام ملک تو،
- ۳۸
فَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ السَّعَادَةِ خَتَمْتَ لَهُ بِهَا،
پس هر کس از اهل سعادت بود، خم انجام او به آن مهر کردی،
- ۳۹
وَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الشَّقَاوَةِ خَذَلْتَهُ لَهَا،
و هر کس از اهل شقاوت بود، او را به آن رها کردی،
- ۴۰
كُلُّهُمْ صَائِرُونَ إِلَى حُكْمِكَ
همه اهل سیر به سوی حکم تو هستند،
- ۴۱
وَأُمُورُهُمْ آئِلَةٌ إِلَى أَمْـرِكَ،
و امورشان سوى امر تو منعطف است،
- ۴۲
لَمْ يَهُنْ عَلَى طُـولِ مُـدَّتِهِمْ سُلْطَانُـكَ
ملک تو از دوام آنان ضعیف نشد،
- ۴۳
وَلَمْ يَـدْحَضْ لِتَـرْكِ مُعَاجَلَتِهِمْ بُرْهَانُكَ.
و حجت تو از تاخیر عقاب آنان مردود نشد،
- ۴۴
حُجَّتُكَ قَائِمَةٌ لَا تُدْحَضُ،
حجت تو قائم است، هیچ مردود نشده،
- ۴۵
وَسُلْطَانُكَ ثَابِتٌ لَا يَزُولُ،
و ملک تو قائم است، هرگز منقطع نشده،
- ۴۶
فَالْوَيْلُ الدَّائِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ،
پس شقاوتی جاودان براى آن کس است که از تو منحرف شد،
- ۴۷
وَالْخَيْبَةُ الْخَاذِلَةُ لِمَنْ خَابَ مِنْكَ،
و خسرانی مخیب براى آن کس که از تو ناامید شد،
- ۴۸
وَالشَّقَاءُ الْأَشْقَى لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ.
و شقاوتی اعظم براى آن کس که تو او را فریفتی،
- ۴۹
مَا أَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فِي عَذَابِكَ،
چقدر در عذاب تو برگردانده شود،
- ۵۰
وَمَا أَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فِي عِقَابِكَ،
و چقدر در عقوبت تو به پیش و پس رانده شود،
- ۵۱
وَمَا أَبْعَدَ غَايَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ،
و چه دور است حدّ او از آسایش،
- ۵۲
وَمَا أَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ الْمَخْرَجِ
و چه ناامید است از راهی آسان!،
- ۵۳
عَدْلًا مِنْ قَضَائِكَ لَا تَجُورُ فِيهِ،
به عدلی از فرمانت که در آن ستم نروی،
- ۵۴
وَإِنْصَافاً مِنْ حُكْمِكَ لَا تَحِيفُ عَلَيْهِ،
و به انصافی از حکمت تو که بر آن نلی،
- ۵۵
فَقَدْ ظَاهَرْتَ الْحُجَجَ،
زیرا آشکار ساختی حجّتها را،
- ۵۶
وَأَبْلَيْتَ الْأَعْذَارَ،
و برپا داشتی عذرها را،
- ۵۷
وَقَـدْ تَقَدَّمْتَ بِـالْوَعِيْدِ
و پیشتر فرستادی وعید را،
- ۵۸
وَتَلَطَّفْتَ فِي التَّرْغِيبِ،
و نیکیجویی کردی در ترغیب،
- ۵۹
وَضَرَبْتَ الْأَمْثَالَ،
و مثال زدی امثال را،
- ۶۰
وَأَطَلْتَ الْإِمْهَالَ،
و طول دادی در أمهال،
- ۶۱
وَأَخَّرْتَ وَأَنْتَ مُسْتَطِيعٌ لِلْمُعَاجَلَةِ،
و به تأخیر رفتی و تو بر تعجیل توانایی داری،
- ۶۲
وَتَأَنَّيْتَ وَأَنْتَ مَلِيءٌ بِالْمُبَادَرَةِ،
و به تجاوز عمل کردی و تو بر آغاز توانایی داری،
- ۶۳
لَمْ تَكُنْ أَنَاتُكَ عَجْزاً،
ستمت تجاوز عجز نبود،
- ۶۴
وَلَا إِمْهَالُكَ وَهْناً،
و تأخیرت ضعف نبود،
- ۶۵
وَلَا إِمْسَاكُكَ غَفْلَةً،
و منعکردت غفلت نبود،
- ۶۶
وَلَا انْتِظَارُكَ مُدَارَاةً،
و انتظارت تملق نبود،
- ۶۷
بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ أَبْلَغَ،
بلکه به آنکه حجّتت فصیحتر شود،
- ۶۸
وَكَرَمُكَ أَكْمَلَ،
و کرمت کاملتر گردد،
- ۶۹
وَإِحْسَانُكَ أَوْفَى
و احسانت وافرتر باشد،
- ۷۰
وَنِعْمَتُكَ أَتَمَّ،
و نعمتات تمامتر شود،
- ۷۱
كُلُّ ذَلِكَ كَانَ وَلَمْ تَزَلْ،
این همه بود و تو ما زایست،
- ۷۲
وَهُوَ كَائِنٌ وَلَا تَزَالُ،
و این است و تو نخواهی زایست،
- ۷۳
حُجَّتُكَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ تُوصَفَ بِكُلِّهَا،
حجّتت برای بیان بر تمامی ستبر است،
- ۷۴
وَمَجْدُكَ أَرْفَعُ مِنْ أَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ،
و عظمتت برای حصر در ماهیت ستسامی است،
- ۷۵
وَنِعْمَتُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَى بِأَسْرِهَا،
و نعمتت برای شمردن در تمام بسیار است،
- ۷۶
وَإِحْسَانُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُشْكَرَ عَلَى أَقَلِّهِ،
و احسانت برای شکرانهدهی بر أقلّ آن بسیار است،
- ۷۷
وَقَدْ قَصَّرَ بِيَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْمِيدِكَ،
و خموشی در ستایش تو کوتاه آمده است،
- ۷۸
وَفَهَّهَنِي الْإِمْسَاكُ عَنْ تَمْجِيدِكَ،
و محرومشدگی از تسبیح تو گنگ کرده است،
- ۷۹
وَقُصَارَايَ الْإِقْرَارُ بِالْحُسُورِ
و آخرین توانائیام اعتراف بر عجز باشد،
- ۸۰
لَا رَغْبَةً ـ يَا إِلَهِي ـ بَلْ عَجْزاً،
نه از روی بیمیلی، ای خدای من، بلکه از ناتوانی،
- ۸۱
فَهَا أَنَا ذَا أَؤُمُّكَ بِالْوِفَادَةِ،
پس در اینجام، تو را میجویم از آمدن بسوی تو،
- ۸۲
وَأَسْأَلُكَ حُسْنَ الرِّفَادَةِ،
و از تو میخواهم خوبی قبول،
- ۸۳
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ
پس برکت بخش محمد و آل او را،
- ۸۴
وَاسْمَعْ نَجْوَايَ،
و دعای پوشیدهام بشنو،
- ۸۵
وَاسْتَجِبْ دُعَائِي
و دعایم را اجابت کن،
- ۸۶
وَلَا تَخْتِمْ يَوْمِيَ بِخَيْبَتِي،
و روزم را به ناکامی پایان مده،
- ۸۷
وَلَا تَجْبَهْنِي بِالرَّدِّ فِي مَسْأَلَتِي،
و در طلبم با رد روبرو مساز،
- ۸۸
وَأَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفِي
و رفتنام از تو را عزیز ساز،
- ۸۹
وَإِلَيْكَ مُنْقَلَبِي،
و بازگشتم به سوی تو،
- ۹۰
إِنَّكَ غَيْرُ ضَائِقٍ بِمَا تُرِيدُ
که تو گرفتار به آن نیستی که خواهی،
- ۹۱
وَلَا عَاجِزٍ عَمَّا تُسْأَلُ،
و عاجز از آن نیستی که از تو خواهند،
- ۹۲
وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ،
و بر هر چیز توانایت داری،
- ۹۳
وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
و نیست قوّه و نیست حول مگر به خدا علیالأعلی الأعظم،
- ۹۴
يَا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُ الْعِبَادُ.
یا من رحم من لم یرحمه العباد!،
- ۹۵
وَيَا مَنْ يَقْبَلُ مَنْ لا تَقْبَلُهُ الْبِلاَدُ.
یا من قبل من لم تقبله الأمصار!،
- ۹۶
وَيَا مَن لاَ يَحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إلَيْهِ.
یا من لم یستصغر سائله!،
- ۹۷
وَيَا مَنْ لا يُخَيِّبُ المَلِحِّيْنَ عَلَيْـهِ،
یا من لم یخیّب طالبه!،
- ۹۸
وَيَا مَنْ لاَ يَجْبَهُ بِالرَّدِّ أَهْلَ الدَّالَّةِ عَليهِ،
یا من لم یصفع وجه سائله بالردّ!،
- ۹۹
وَيَا مَنْ يَجْتَبِي صَغِيرَ مَايُتْحَفُ بِهِ،
یا من یجمع الیسیر مّما یعطیه!،
- ۱۰۰
وَيَشْكُرُ يَسِيرَ مَا يُعْمَلُ لَهُ.
و یشکر القلیل مّما یُفعل له!،
- ۱۰۱
وَيَامَنْ يَشْكُرُ عَلَى الْقَلِيْلِ، وَيُجَازيْ بِالْجَلِيلِ،
ای کسی که برای شکر کردن کوچک پاداش بزرگ میدهی!
- ۱۰۲
وَيَا مَنْ يَدْنُو إلَى مَنْ دَنا مِنْهُ
ای کسی که به هر کس نزدیک میشود که نزدیکتر به او باشد!
- ۱۰۳
وَيَا مَنْ يَدعُو إلَى نَفْسِهِ مَنْ أَدْبَرَ عَنْهُ،
ای کسی که آن کس را دعوت میکند که از او روگردان شود!
- ۱۰۴
وَيَا مَنْ لا يُغَيِّرُ النِّعْمَةَ، وَلا يُبَادِرُ بِالنَّقِمَةِ،
ای کسی که احسان را تبدیل نمیکند و انتقام جلد نمیگیرد!
- ۱۰۵
وَيَا مَنْ يُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتَّى يُنْمِيَهَا،
ای کسی که نیکی را میوہ دهد تا آن را زیادتر نماید،
- ۱۰۶
وَيَتَجَاوَزُ عَنِ السَّيِّئَةِ حَتَّى يُعَفِّيَهَا.
و برائی را نادیده انگاریم تا آن را محو کند!
- ۱۰۷
انْصَرَفَتِ الآمَالُ دُونَ مَدى كَرَمِكَ بِالحَاجَاتِ
امیدها به نیاز پوری بازگردند از حدود فیض تو کمتر،
- ۱۰۸
وَامْتَلاَتْ بِفَيْضِ جُودِكَ أَوْعِيَةُ الطَّلِبات،
و جامهای دعا از فیض تو پر شود!
- ۱۰۹
وَتَفَسَّخَتْ دُونَ بُلُوغِ نَعْتِـكَ الصِّفَاتُ،
و صفات فنا یابد بیرسیدن به وصف تو!
- ۱۱۰
فَلَكَ الْعُلُوُّ الأعْلَى فَوْقَ كُلِّ عَال،
زیرا که بر تو سربلندی عظیم تر از هر سربلندی است،
- ۱۱۱
وَالْجَلاَلُ الأمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلاَل،
و عظمت جلیل تر از هر عظمت!
- ۱۱۲
كُلُّ جَلِيْل عِنْدَكَ صَغِيرٌ،
هر عظمتی پیش تو ناچیز است،
- ۱۱۳
وَكُلُّ شَرِيف فِي جَنْبِ شَرَفِكَ حَقِيرٌ،
و هر بزرگی در کنار بزرگی تو ذلیل!
- ۱۱۴
خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ،
کسانی که دیگری سوی نرسند محروماند،
- ۱۱۵
وَخَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إلاَّ لَكَ، وَضَاعَ الْمُلِمُّونَ إلاّ بِكَ،
و کسانی که خود را دیگری نزد پیشاند خسارت یافتهاند، و کسانی که با دیگری ماند هلاک شدهاند،
- ۱۱۶
وَأَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُـونَ إلاَّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ،
و کسانی که پسرفتاند جز آنان که به سوی فیض تو پسگرفتاند تنهایند!
- ۱۱۷
بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ، وَجُودُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ،
درگاه تو برای دعاکنندگان گشاده است، فیض تو برای خواهندگان آزاد!
- ۱۱۸
وَإغاثَتُكَ قَرِيبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغِيْثِينَ،
و مدد تو نزدیک مددجویان!
- ۱۱۹
لاَ يَخِيبُ مِنْـكَ الآمِلُونَ، وَلاَ يَيْأَسُ مِنْ عَطَائِكَ الْمُتَعَرِّضُونَ،
امیدوار از تو ناامید نگردند، خود را پیش کنندگان از بخشش تو ناامید نگردند،
- ۱۲۰
وَلا يَشْقَى بِنَقْمَتِكَ الْمُسْتَغْفِرُونَ.
و بخششطلبان از انتقام تو بدبخت نگردند!
- ۱۲۱
رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ،
روزی تو میان نافرمانان تو پخش شده است،
- ۱۲۲
وَحِلْمُكَ مُعْتَـرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ،
و بردباری تو برای دشمنان تو ظاهر شده است،
- ۱۲۳
عَادَتُكَ الإحْسَـانُ إلَى الْمُسِيئينَ،
و عادت تو احسان به بدکاران است،
- ۱۲۴
وَسُنَّتُـكَ الإبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ
و شیوه تو گذشت بر متجاوزان!
- ۱۲۵
حَتَّى لَقَدْ غَرَّتْهُمْ أَنَاتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ،
بهحیث که آهستگی تو ایشان را از بازگشت فریب میدهد،
- ۱۲۶
وَصَدَّهُمْ إمْهَالُكَ عَن النُّزُوعِ.
و اغماض تو ایشان را از دست کشیدن باز میدارد!
- ۱۲۷
وَإنَّمَا تَأَنَّيْتَ بهمْ لِيَفِيئُوا إلَى أَمْرِكَ،
به آهستگی بر ایشان عمل میکنی تا به فرمان تو بازگردند
- ۱۲۸
وَأَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوَامِ مُلْكِكَ،
و اغماض میکنی که در پایداری فرمانروایی تو اعتماد داری،
- ۱۲۹
فَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ السَّعَادَةِ خَتَمْتَ لَهُ بِهَا،
پس کسی را که سزاوار است بختنیکی سرانجام میدهی،
- ۱۳۰
وَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الشَّقَاوَةِ خَذَلْتَهُ لَهَا،
و کسی را که سزاوار است بدبختی رها میکنی!
- ۱۳۱
كُلُّهُمْ صَائِرُونَ إلَى حُكْمِكَ وَأُمُورُهُمْ آئِلَةٌ إلَى أَمْـرِكَ،
همهی ایشان به فرمان تو بازگردند، کارهای ایشان به امر تو ختمپذیر است؛
- ۱۳۲
لَمْ يَهِنْ عَلَى طُـولِ مُـدَّتِهِمْ سُلْطَانُـكَ
فرمانروایی تو از طول ایامشان ضعیف نگردد،
- ۱۳۳
وَلَمْ يَـدْحَضْ لِتَـرْكِ مُعَاجَلَتِهِمْ بُرْهَانُكَ.
و حجت تو از تاخیر پیگیری شان رد نشود!
- ۱۳۴
حُجَّتُكَ قَائِمَةٌ لاَ تُدْحَضُ،
دلیل تو استوار است هیچوقت مردود نگردد،
- ۱۳۵
وَسُلْطَانُكَ ثَابِتٌ لا يَزُولُ،
و فرمانروایی تو ثابت است هیچوقت زائل نشود!
- ۱۳۶
فَالْوَيْلُ الدَّائِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ،
شقاوت دائمی برای آن کسی است که از تو کجرو شود،
- ۱۳۷
وَالْخَيْبَةُ الْخَاذِلَةُ لِمَنْ خَابَ مِنْكَ،
و مایوسی فراموششدنی برای آن کسی که از تو ناامید شود،
- ۱۳۸
وَالشَّقاءُ الاشْقَى لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ.
و بدبختی سختتر برای آن کسی که بر تو فریفته شود!
- ۱۳۹
مَا أكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فِي عَذَابِكَ،
چه بسا که در عذاب تو بگردد!
- ۱۴۰
وَمَا أَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فِيْ عِقَابِكَ،
چه دراز او عادتی درد تو فرود آید!
- ۱۴۱
وَمَا أَبْعَدَ غَايَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ،
چه دور انجام او از رهایی!
- ۱۴۲
وَمَا أَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ الْمَخْرَجِ
چهگونه او ناامید شود از خروج آسان!
- ۱۴۳
عَدْلاً مِنْ قَضَائِكَ لاَ تَجُورُ فِيهِ،
این همه به عدل از فرمان تو است (تو در آن ستمگر نیستی!)
- ۱۴۴
وَإنْصَافاً مِنْ حُكْمِكَ لاَ تَحِيفُ عَلَيْهِ،
و انصاف از حکومت تو است (تو برعلیه او بیانصافی نمیکنی!)!
- ۱۴۵
فَقَدْ ظَاهَرْتَ الْحُجَجَ، وَأَبْلَيْتَ الاعْذَارَ،
دلایل را تقویت بخشیدی، بهانهها را آزمودی،
- ۱۴۶
وَقَـدْ تَقَدَّمْتَ بِـالْوَعِيْـدِ وَتَلَطَّفْتَ فِي التَّرْغِيْبِ،
با تهدید آغاز کردی، با تشویق آرام بخشیدی،
- ۱۴۷
وَضَرَبْتَ الامْثَالَ، وَأَطَلْتَ الاِمْهَالَ،
امثال زدی، مهلت دراز کردی،
- ۱۴۸
وَأَخَّرْتَ وَأَنْتَ مُسْتَطِيعٌ لِلْمُعَاجَلَةِ،
تاخیر کردی درحالی که قدرت بر عجله داری،
- ۱۴۹
وَتَأَنَّيْتَ وَأَنْتَ مَليءٌ بِالْمُبَادَرَةِ،
و آهستگی کردی درحالی که بر سرعت قادری!
- ۱۵۰
لَمْ تَكُنْ أَنَاتُكَ عَجْزاً، وَلا إمْهَالُكَ وَهْناً،
بلکه آهستگی تو از ناتوانی نیست، و مهلت دهی از ضعف نیست!
- ۱۵۱
وَلاَ إمْسَاكُكَ غَفْلَةً، وَلاَ انْتِظَارُكَ مُدَارَاةً،
غفلت تو را نشان دادن، تدارک تو را انتظار کردن!
- ۱۵۲
بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ أَبْلَغَ، وَكَرَمُكَ أكمَلَ،
لیکن تا حجت تو زیادتر حاسم باشد، کرم تو کاملتر گردد،
- ۱۵۳
وَإحْسَانُكَ أَوْفَى وَنِعْمَتُكَ أَتَمَّ،
احسان تو جامعتر، لطف تو تمامتر گردد!
- ۱۵۴
كُلُّ ذلِكَ كَانَ وَلَمْ تَزَلْ، وَهُوَ كائِنٌ وَلاَ تَزَالُ ،
همه این بوده و ہمیشه بوده، است و تا ابد خواهد بود.
- ۱۵۵
حُجَّتُكَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ توصَفَ بِكُلِّهَا،
حجت تو بزرگتر از آن که کلیت آن توصیف شود،
- ۱۵۶
وَمَجْدُكَ أَرْفَـعُ مِنْ أَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ،
عظمت تو بلندتر از آن که در ذاتش محدود گردد،
- ۱۵۷
وَنِعْمَتُكَ أكْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَى بِأَسْرِهَا،
لطف تو کثیرتر از آن که کليت آن شمار شود،
- ۱۵۸
وَإحْسَانُكَ أكْثَرُ مِنْ أَنْ تُشْكَرَ عَلَى أَقَلِّهِ،
احسان تو فراوانتر از آن که برای اقلش شکر گزاری شود!
- ۱۵۹
وَقَدْ قَصَّرَ بِيَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْمِيدِكَ،
خموشی مرا در تمجید تو ناتوان کرده است،
- ۱۶۰
وَفَهَّهَنِي الإمْسَاكُ عَنْ تَمْجيدِكَ،
تقیہ مرا در تسبیح تو ناقدر گردانیده است،
- ۱۶۱
وَقُصَارَايَ الإقْرَارُ بِالْحُسُورِ
و بیشتر آنچه توانم رفع عجز است،
- ۱۶۲
لاَ رَغْبَةً ـ يا إلهِي ـ بَلْ عَجْزاً،
نه برای رغبت، پروردگارا، بلکه برای ناتوانی!
- ۱۶۳
فَهَا أَنَا ذَا أَؤُمُّكَ بِالْوِفَادَةِ، وَأَسأَلُكَ حُسْنَ الرِّفَادَةِ،
پس ها من: بسوی تو شتاب میکنم، و از تو نیکو یاری مطلب میکنم
- ۱۶۴
فَصلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِـهِ وَاسْمَعْ نَجْوَايَ،
پس درود بر محمد و آل او فرست، و وسوسهای مرا بشنو،
- ۱۶۵
وَاسْتَجِبْ دُعَائِي وَلاَ تَخْتِمْ يَوْمِيَ بِخَيْبَتِي،
دعای مرا بپذیر، روز مرا بناامیدی مختوم مکن،
- ۱۶۶
وَلاَ تَجْبَهْنِي بِالرَّدِّ فِي مَسْأَلَتِي،
جبینم را بانکار درخواست مرا ضربت منزل مکن،
- ۱۶۷
وَأكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفِي وَإلَيْكَ مُنْقَلَبِي،
و آمدن مرا از تو و بازگشتن مرا بسوی تو شریف کن!
- ۱۶۸
إنَّكَ غَيْرُ ضَائِق بِمَا تُرِيْدُ وَلاَ عَاجِزٍ عَمَّا تُسْأَلُ،
یقیناً تو بر آنچه میخواهی قادر هستی، و بر آنچه طلب میشوی ناقدر نیستی!
- ۱۶۹
وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْء قَدِيْرٌ،
تو بر هر چیز توانائی داری،
- ۱۷۰
وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلاَّ بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
و نیست قوت و نیست طاقت مگر بخدای علی العظیم!