TheShia

الصحيفة السجادية - 47

صحیفه سجادیه - 47

۸۳۵ بند منبع: Sahifa al-Sajjadiya

این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است. متن عربی بالا متن معتبر است.

  1. ۱

    أللَّهُمَّ لَـكَ الْحَمْدُ بَدِيْعَ السَّموَاتِ وَالأَرْضِ،

    خدایا، ستایش از آن توست، ای پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین،

  2. ۲

    ذَا الْجَلاَلِ وَالإكْرَامِ،

    صاحب جلال و بزرگواری،

  3. ۳

    رَبَّ الاَرْبَابِ وَإلهَ كُلِّ مَألُوه،

    پروردگار همه پروردگاران، و معبود هر پرستیده‌ای،

  4. ۴

    وَخَالِقَ كُلِّ مَخْلُوق،

    و آفریننده هر آفریده‌ای،

  5. ۵

    وَوَارِثَ كُلِّ شَيْء، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَـيْءٌ،

    و وارث همه چیز، هیچ چیز مانند او نیست،

  6. ۶

    وَلا يَعْزُبُ عَنْهُ عِلْمُ شَيْء،

    و دانش هیچ چیز از او پنهان نیست،

  7. ۷

    وَهُوَ بِكُلِّ شَيْء مُحِيطٌ،

    و او بر همه چیز احاطه دارد،

  8. ۸

    وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْء رَقِيبٌ،

    و او بر همه چیز نگهبان است،

  9. ۹

    أَنْتَ الله لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ الاَحَـدُ الْمُتَوَحِّدُ الْفَرْدُ الْمُتَفَرِّدُ،

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، یگانه، تنها، بی‌همتا، یکتا،

  10. ۱۰

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ الْكَرِيمُ الْمُتَكَرِّمُ،

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، بخشنده، بلندمرتبه در بخشندگی،

  11. ۱۱

    الْعَظِيمُ الْمُتَعَظِّمُ، الْكَبِيرُ الْمُتَكَبِّرُ.

    باشکوه، بلندمرتبه در شکوه، بزرگ، بلندمرتبه در بزرگی.

  12. ۱۲

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ العَلِيُّ الْمُتَعَالِ، الْشَدِيْدُ الْمِحَـالِ.

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، بلندمرتبه، والا، سخت در توانایی.

  13. ۱۳

    وَأَنْتَ اللهُ لا إلهَ إلاَّ أَنْتَ الـرَّحْمنُ الرَّحِيمُ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ.

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، بخشاینده، مهربان، دانا، حکیم.

  14. ۱۴

    وَأَنْتَ اللهُ لا إلهَ إلاّ أَنْتَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ الْقَدِيمُ الْخَبِيرُ،

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، شنوا، بینا، دیرینه، آگاه،

  15. ۱۵

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاّ أَنْتَ الْكَرِيمُ الاَكْرَمُ الدَّائِمُ الادْوَمُ،

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، بخشنده، بخشنده‌ترین، پایدار، پایدارترین،

  16. ۱۶

    وَأَنْتَ اللهُ لا إلهَ إلاّ أَنْتَ الاوَّلُ

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، نخستین،

  17. ۱۷

    قَبْلَ كُلِّ أَحَد وَالاخِرُ بَعْدَ كُلِّ عَدَد،

    پیش از هر یکی، و آخرین پس از هر شماری،

  18. ۱۸

    وَأَنْتَ اللهُ لا إلهَ إلاّ أَنْتَ الدَّانِي فِي عُلُوِّهِ،

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، نزدیک در بلندی‌اش،

  19. ۱۹

    وَالْعَالِي فِي دُنُوِّهِ،

    و بلند در نزدیکی‌اش.

  20. ۲۰

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ ذُو الْبَهَاءِ وَالْمَجْدِ وَالْكِبْرِيَاءِ وَالْحَمْدِ.

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، صاحب شکوه و جلال و بزرگی و ستایش.

  21. ۲۱

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاّ أَنْتَ الَّذِي أَنْشَأْتَ الاشْيَاءَ مِنْ غَيْرِ سِنْخ،

    و تو خدایی، خدایی جز تو نیست، آن که چیزها را بی‌ریشه پدید آورد،

  22. ۲۲

    وَصَوَّرْتَ مَا صَوَّرْتَ مِنْ غَيْرِ مِثال،

    و آنچه را تصویر کردی بی‌نمونه تصویر کردی،

  23. ۲۳

    وَابْتَدَعْتَ الْمُبْتَدَعَاتِ بِلاَ احْتِذَآء.

    و نوآوری‌ها را بدون تقلید ابداع کردی.

  24. ۲۴

    أَنْتَ الَّذِي قَدَّرْتَ كُلَّ شَيْء تَقْدِيراً

    تویی آن که هر چیز را به اندازه‌ای سنجیدی،

  25. ۲۵

    وَيَسَّرْتَ كُلَّ شَيْء تَيْسِيراً،

    و هر چیز را به آسانی آسان ساختی،

  26. ۲۶

    وَدَبَّرْتَ مَا دُونَكَ تَدْبِيْراً.

    و آنچه زیر فرمان توست را به تدبیری اداره کردی.

  27. ۲۷

    وَأَنْتَ الَّذِي لَمْ يُعِنْكَ عَلَى خَلْقِكَ شَرِيكٌ

    و تویی آن که در آفرینشت هیچ شریکی یاری‌ات نکرد،

  28. ۲۸

    وَلَمْ يُؤازِرْكَ فِي أَمْرِكَ وَزِيرٌ،

    و در فرمانت هیچ وزیری پشتیبانت نبود،

  29. ۲۹

    وَلَمْ يَكُنْ لَكَ مُشَاهِدٌ وَلا نَظِيرٌ.

    و نه گواهی داشتی و نه همتایی.

  30. ۳۰

    أَنْتَ الَّذِي أَرَدْتَ فَكَانَ حَتْماً مَا أَرَدْتَ،

    تویی آن که اراده کردی و آنچه اراده کردی قطعی بود،

  31. ۳۱

    وَقَضَيْتَ فَكَانَ عَدْلاً مَا قَضَيْتَ،

    و مقدر کردی و آنچه مقدر کردی عدل بود،

  32. ۳۲

    وَحَكَمْتَ فَكَانَ نِصْفاً مَا حَكَمْتَ،

    و داوری کردی و آنچه داوری کردی انصاف بود.

  33. ۳۳

    أَنْتَ الَّـذِي لا يَحْوِيْـكَ مَكَانٌ

    تویی آن که هیچ مکانی گنجایشت را ندارد،

  34. ۳۴

    وَلَمْ يَقُمْ لِسُلْطَانِكَ سُلْطَانٌ،

    و در برابر سلطنتت هیچ قدرتی ایستادگی نمی‌کند،

  35. ۳۵

    وَلَمْ يُعْيِكَ بُرْهَانٌ وَلا بَيَانٌ.

    و هیچ برهان و توضیحی او را خسته نمی‌کند.

  36. ۳۶

    أَنْتَ الَّذِي أَحْصَيْتَ كُلَّ شَيْء عَدَدَاً،

    تویی آن که هر چیز را به شمار شمردی،

  37. ۳۷

    وَجَعَلْتَ لِكُلِّ شَيْء أَمَداً،

    و برای هر چیز مهلتی مقرر کردی،

  38. ۳۸

    وَقَدَّرْتَ كُلَّ شَيْء تَقْدِيْراً.

    و هر چیز را به اندازه‌ای سنجیدی.

  39. ۳۹

    أَنْتَ الَّذِي قَصُرَتِ الاوْهَامُ عَنْ ذَاتِيَّتِكَ،

    تویی آن که تصورات از درک ذاتش ناتوانند،

  40. ۴۰

    وَعَجَزَتِ الافْهَامُ عَنْ كَيْفِيَّتِكَ ،

    و خردها از شناخت چگونگی‌اش ناتوانند،

  41. ۴۱

    وَلَمْ تُدْرِكِ الابْصَارُ مَوْضِعَ أَيْنِيَّتِكَ.

    و دیدگان جایگاه کجایی‌اش را درنیافته‌اند.

  42. ۴۲

    أَنْتَ الَّذِي لا تُحَدُّ فَتَكُونَ مَحْدُوداً،

    تویی آن که محدود نیست تا در بند باشد،

  43. ۴۳

    وَلَمْ تُمَثَّلْ فَتَكُونَ مَوْجُوداً،

    و نمایان نشده تا مجسم باشد،

  44. ۴۴

    وَلَمْ تَلِدْ فَتَكُونَ مَوْلُوداً.

    و نزاده تا زاده شده باشد.

  45. ۴۵

    أَنْتَ الَّذِي لا ضِدَّ مَعَكَ فَيُعَانِدَكَ،

    تویی آن که ضدی ندارد تا با تو مخالفت کند،

  46. ۴۶

    وَلا عِدْلَ فَيُكَاثِرَكَ، وَلاَ نِدَّ لَكَ فَيُعَارِضَكَ.

    و همتایی ندارد تا بر تو برتری جوید، و نظیری ندارد تا با تو رقابت کند.

  47. ۴۷

    أَنْتَ الَّـذِي ابْتَدَأ وَاخْتَـرَعَ

    تویی آن که آغاز کرد و طرح ریخت،

  48. ۴۸

    وَاسْتَحْدَثَ وَابْتَـدَعَ

    و پدید آورد و نوآوری کرد،

  49. ۴۹

    وَأَحْسَنَ صُنْعَ مَا صَنَعَ،

    و ساخت آنچه را ساخت نیکو ساخت.

  50. ۵۰

    سُبْحانَكَ! مَا أَجَلَّ شَأنَكَ،

    پاک و منزهی! چه باشکوه است مقام تو،

  51. ۵۱

    وَأَسْنَى فِي الامَاكِنِ مَكَانَكَ،

    و چه والاست جایگاهت در میان جایگاه‌ها،

  52. ۵۲

    وَأَصْدَعَ بِالْحَقِّ فُرقَانَكَ.

    و چه روشن است تمییز تو به حق!

  53. ۵۳

    سُبْحَانَكَ مِنْ لَطِيفٍ مَا أَلْطَفَكَ،

    پاک و منزهی، از مهربانی چه مهربانی،

  54. ۵۴

    وَرَؤُوفٍ مَا أَرْأَفَكَ، وَحَكِيمٍ مَا أَعْرَفَكَ!

    و از رئوفی چه رئوفی، و از حکیمی چه دانایی!

  55. ۵۵

    سُبْحَانَكَ مِنْ مَلِيْكٍ مَا أَمْنَعَكَ،

    پاک و منزهی، از فرمانروایی چه نفوذناپذیری،

  56. ۵۶

    وَجَوَادٍ مَا أَوْسَعَكَ، وَرَفِيعٍ مَا أَرْفَعَكَ،

    و از بخشنده‌ای چه گشاده‌دستی، و از بلندمرتبه‌ای چه بلندی!

  57. ۵۷

    ذُو الْبَهاءِ وَالْمَجْدِ وَالْكِبْرِيَاءِ وَالْحَمْدِ .

    صاحب شکوه و جلال و بزرگی و ستایش.

  58. ۵۸

    سُبْحَانَكَ بَسَطْتَ بِالْخَيْرَاتِ يَدَكَ

    پاک و منزهی، دست خود را با همه نیکی‌ها گشودی،

  59. ۵۹

    وَعُرِفَتِ الْهِدَايَةُ مِنْ عِنْدِكَ،

    و هدایت از نزد تو شناخته شده است،

  60. ۶۰

    فَمَنِ الْتَمَسَكَ لِدِينٍ أَوْ دُنْيا وَجَدَكَ.

    پس هر که تو را برای دین یا دنیا بجوید، تو را می‌یابد.

  61. ۶۱

    سُبْحَانَكَ خَضَعَ لَكَ مَنْ جَرى فِي عِلْمِكَ،

    پاک و منزهی، هر که در دانش تو بپوید، تسلیم تو می‌شود،

  62. ۶۲

    وَخَشَعَ لِعَظَمَتِكَ مَا دُونَ عَرْشِكَ،

    و هرچه زیر عرش توست در برابر عظمتت خاضع می‌شود،

  63. ۶۳

    وَانْقَادَ لِلتَّسْلِيْمِ لَكَ كُلُّ خَلْقِكَ.

    و همه آفریدگانت به فرمانبرداری از تو گردن می‌نهند.

  64. ۶۴

    سُبْحَانَكَ لاَ تُحَسَّ، وَلاَ تُجَسُّ، وَلاَ تُمَسُّ،

    پاک و منزهی، تو به حس درک نمی‌شوی، و لمس نمی‌شوی، و دست‌یافتنی نیستی،

  65. ۶۵

    وَلاَ تُكَادُ، وَلاَ تُمَاطُ، وَلاَ تُنَازَعُ، وَلاَ تُجَارى،

    و نه مکر شوی، و نه مقاومت شوی، و نه منازعه شوی، و نه رقابت شوی،

  66. ۶۶

    وَلاَ تُمَارَى، وَلاَ تُخَادَعُ، وَلاَ تُمَاكَرُ.

    و نه مجادله شوی، و نه فریب خوری، و نه حیله شوی.

  67. ۶۷

    سُبْحَانَكَ سَبِيلُكَ جَدَدٌ، وَأَمْرُكَ رَشَدٌ، وَأَنْتَ حَيٌّ صَمَدٌ.

    پاک و منزهی، راه تو هموار است و فرمان تو هدایت است و تو زنده و پایدار هستی.

  68. ۶۸

    سُبْحَانَكَ قَوْلُكَ حُكْمٌ، وَقَضَآؤُكَ حَتْمٌ، وَإرَادَتُكَ عَزْمٌ.

    پاک و منزهی، سخن تو حکم است و فرمان تو قطعی و اراده تو عزم.

  69. ۶۹

    سُبْحَانَكَ لاَ رَادَّ لِمَشِيَّتِكَ، وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِكَ.

    پاک و منزهی، هیچ بازدارنده‌ای برای اراده تو نیست و هیچ تغییردهنده‌ای برای سخنان تو نیست.

  70. ۷۰

    سُبْحَانَكَ بَاهِرَ الايآتِ، فَاطِرَ السَّمَوَاتِ بَارِئ، النَّسَماتِ.

    پاک و منزهی، ای درخشنده به نشانه‌ها، ای آفریننده آسمان‌ها، ای پدیدآورنده جان‌ها.

  71. ۷۱

    لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَاً يَدُومُ بِدَوَامِكَ،

    ستایش از آن توست، ستایشی که با پایداری تو پایدار باشد،

  72. ۷۲

    وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خَالِداً بِنِعْمَتِكَ،

    و ستایش از آن توست، ستایشی جاودانه به نعمت تو،

  73. ۷۳

    وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يُوَازِي صُنْعَكَ،

    و ستایش از آن توست، ستایشی هم‌سنگ کار تو،

  74. ۷۴

    وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَزِيدُ عَلَى رِضَاكَ،

    و ستایش از آن توست، ستایشی فراتر از خشنودی تو،

  75. ۷۵

    وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً مَعَ حَمْدِ كُلِّ حَامِد،

    و ستایش از آن توست، ستایشی همراه با ستایش هر ستایشگری،

  76. ۷۶

    وَشُكْراً يَقْصُرُ عَنْهُ شُكْرُ كُلِّ شَاكِر،

    و سپاسی که سپاس هر سپاسگزاری از آن کوتاه می‌آید،

  77. ۷۷

    حَمْداً لاَ يَنْبَغِي إلاَّ لَكَ،

    ستایشی که جز برای تو سزاوار نیست،

  78. ۷۸

    وَلاَ يُتَقَرَّبُ بِهِ إلاَّ إلَيْكَ،

    و به آن جز نزد تو تقرب جسته نمی‌شود،

  79. ۷۹

    حَمْداً يُسْتَدَامُ بِهِ الاَوَّلُ،

    ستایشی که نخستین نعمت با آن تداوم یابد،

  80. ۸۰

    وَيُسْتَدْعَى بِهِ دَوَامُ الاخِرِ،

    و به آن پایداری آخرین نعمت خواسته شود،

  81. ۸۱

    حَمْداً يَتَضَاعَفُ عَلَى كُرُورِ الاَزْمِنَةِ،

    ستایشی که با تکرار روزگاران افزون شود،

  82. ۸۲

    وَيَتَزَايَدُ أَضْعَافَاً مُتَرَادِفَةً،

    و به چندین برابرهای پی‌درپی فزونی یابد،

  83. ۸۳

    حَمْداً يَعْجِزُ عَنْ إحْصَآئِهِ الْحَفَظَةُ،

    ستایشی که فرشتگان نگهبان از شمارش آن ناتوانند،

  84. ۸۴

    وَيَزِيدُ عَلَى مَا أَحْصَتْهُ فِي كِتابِكَ الْكَتَبَةُ،

    و فراتر از آنچه نویسندگان در کتاب تو شمرده‌اند،

  85. ۸۵

    حَمْداً يُوازِنُ عَرْشَكَ المَجِيْدَ،

    ستایشی هم‌وزن عرش باشکوه تو،

  86. ۸۶

    وَيُعَادِلُ كُرْسِيَّكَ الرَّفِيعَ،

    و برابر کرسی بلند تو،

  87. ۸۷

    حَمْداً يَكْمُلُ لَدَيْكَ ثَوَابُهُ،

    ستایشی که پاداشش نزد تو کامل شود،

  88. ۸۸

    وَيَسْتَغْرِقُ كُلَّ جَزَآء جَزَآؤُهُ،

    و جزایش شامل هر پاداشی باشد،

  89. ۸۹

    حَمْداً ظَاهِرُهُ وَفْقٌ لِبَاطِنِهِ،

    ستایشی که ظاهرش با باطنش سازگار باشد،

  90. ۹۰

    وَبَاطِنُهُ وَفْقٌ لِصِدْقِ النِّيَّةِِ،

    و باطنش با اخلاص نیت سازگار باشد،

  91. ۹۱

    حَمْداً لَمْ يَحْمَدْكَ خَلْقٌ مِثْلَهُ،

    ستایشی که هیچ آفریده‌ای مانند آن تو را نستوده،

  92. ۹۲

    وَلاَ يَعْرِفُ أَحَدٌ سِوَاكَ فَضْلَهُ،

    و ارزشش را جز تو کسی نمی‌داند،

  93. ۹۳

    حَمْداً يُعَانُ مَنِ اجْتَهَدَ فِي تَعْدِيْدِهِ،

    ستایشی که تلاشگر شمارشش به آن یاری شود،

  94. ۹۴

    وَيُؤَيَّدُ مَنْ أَغْرَقَ نَزْعَاً فِي تَوْفِيَتِهِ،

    و ژرف‌اندیش در ادای آن پشتیبانی شود،

  95. ۹۵

    حَمْداً يَجْمَعُ مَا خَلَقْتَ مِنَ الْحَمْدِ،

    ستایشی که هر ستایشی را که آفریده‌ای گرد آورد،

  96. ۹۶

    وَيَنْتَظِمُ مَا أَنْتَ خَالِقُهُ مِنْ بَعْدُ،

    و آنچه را پس از آن خواهی آفرید منظم سازد،

  97. ۹۷

    حَمْداً لاَ حَمْدَ أَقْرَبُ إلَى قَوْلِكَ مِنْهُ،

    ستایشی که هیچ ستایشی به سخن تو نزدیک‌تر از آن نباشد،

  98. ۹۸

    وَلاَ أَحْمَدَ مِمَّنْ يَحْمَدُكَ بِهِ،

    و هیچ‌کس سزاوارتر از ستایشگر تو با آن نباشد،

  99. ۹۹

    حَمْداً يُوجِبُ بِكَرَمِكَ الْمَزِيدَ بِوُفُورِهِ

    ستایشی که به فراوانی‌اش از بخشندگی تو افزایش را واجب کند،

  100. ۱۰۰

    وَتَصِلُهُ بِمَزِيْد بَعْدَ مَزِيْد طَوْلاً مِنْكَ،

    و تو به لطف خود افزایش بر افزایش بیفزایی.

  101. ۱۰۱

    إليك بقية النص الذي قدمته، بالترتيب الذي طلبته، سطرًا عربيًا يتبعه النقل الصوتي والترجمة الإنجليزية لكل سطر:

    ستایشی که شایسته بزرگواری روی تو باشد و با عزت جلال تو برابری کند.

  102. ۱۰۲

    a praise that is necessary for the generosity of Your Face, and meets the glory of Your Majesty.

    ستایشی که شایسته بزرگواری روی تو باشد و با عزت جلال تو برابری کند.

  103. ۱۰۳

    My Lord, bless Muḥammad and the Household of Muḥammad,

    پروردگارا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست،

  104. ۱۰۴

    the Chosen, the Select,

    برگزیده، پسندیده،

  105. ۱۰۵

    the Honored, the Brought Near, with the best of Your blessings,

    گرامی‌داشته، مقرب، با بهترین درودهایت،

  106. ۱۰۶

    and bless him with the most perfect of Your blessings,

    و بر او کامل‌ترین برکات خود را فرو فرست،

  107. ۱۰۷

    and have mercy upon him with the most enjoyable of Your mercies.

    و بر او گواراترین رحمت‌های خود را فرو فرست.

  108. ۱۰۸

    My Lord, bless Muḥammad and his Household, a pure blessing,

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست، درودی پاکیزه،

  109. ۱۰۹

    than which there is no purer blessing,

    که هیچ درودی پاکیزه‌تر از آن نباشد،

  110. ۱۱۰

    and bless him with an increasing blessing,

    و بر او درودی فزاینده فرست،

  111. ۱۱۱

    than which there is no more increasing blessing,

    که هیچ درودی فزاینده‌تر از آن نباشد،

  112. ۱۱۲

    and bless him with a pleasing blessing,

    و بر او درودی پسندیده فرست،

  113. ۱۱۳

    above which there is no blessing.

    که هیچ درودی فراتر از آن نباشد.

  114. ۱۱۴

    My Lord, bless Muḥammad and his Household,

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  115. ۱۱۵

    a blessing that satisfies him and exceeds his satisfaction,

    درودی که او را خشنود سازد و بر خشنودی‌اش بیفزاید،

  116. ۱۱۶

    and bless him with a blessing that satisfies You and exceeds Your satisfaction with him,

    و بر او درودی فرست که تو را خشنود کند و بر خشنودیت از او بیفزاید،

  117. ۱۱۷

    and bless him with a blessing with which You are not satisfied for him except by it,

    و بر او درودی فرست که جز بدان برایش راضی نشوی،

  118. ۱۱۸

    and You do not see anyone other than him worthy of it.

    و جز او را شایسته آن نبینی.

  119. ۱۱۹

    My Lord, bless Muḥammad and his Household,

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  120. ۱۲۰

    a blessing that surpasses Your pleasure, and whose connection is joined to Your permanence,

    درودی که از خشنودی تو فراتر رود و اتصالش به پایداری تو پیوسته باشد،

  121. ۱۲۱

    and does not run out just as Your words do not run out.

    و پایان نپذیرد چنان‌که سخنان تو پایان نمی‌پذیرد.

  122. ۱۲۲

    My Lord, bless Muḥammad and his Household,

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  123. ۱۲۳

    a blessing that incorporates the blessings of Your angels

    درودی که درودهای فرشتگانت را در بر گیرد،

  124. ۱۲۴

    and Your prophets and Your messengers and the people of Your obedience.

    و پیامبرانت و فرستادگانت و اهل فرمانبرداریت.

  125. ۱۲۵

    And it includes the blessings of Your servants,

    و درودهای بندگانت را شامل شود،

  126. ۱۲۶

    from Your jinn and Your humankind and the people who respond to You,

    از جن و انس و اهل اجابتت،

  127. ۱۲۷

    and it collects the blessing of everyone You scattered and created from the varieties of Your creation.

    و درود همه کسانی را که پراکنده و آفریده‌ای از اصناف خلقت گرد آورد.

  128. ۱۲۸

    My Lord, bless him and his Household,

    پروردگارا، بر او و خاندانش درود فرست،

  129. ۱۲۹

    a blessing that encompasses every past and renewed blessing,

    درودی که هر درود گذشته و نوآمده را فرا گیرد،

  130. ۱۳۰

    and bless him and his Household,

    و بر او و خاندانش درود فرست،

  131. ۱۳۱

    a blessing that is pleasing to You and to those beneath You,

    درودی پسندیده برای تو و هر که فروتر از توست،

  132. ۱۳۲

    and which creates, along with that, blessings that You multiply those blessings with, near it,

    و با آن درودهایی پدید آوری که آن درودها را چندین برابر کنی،

  133. ۱۳۳

    and You increase them upon the repetition of days, an increase

    و با گذشت روزها افزایشی بر آن‌ها بیفزایی،

  134. ۱۳۴

    in multiples that none but You can count.

    در چندین‌برابرهایی که جز تو کسی شمارشان نکند.

  135. ۱۳۵

    My Lord, bless the purest of his Household,

    پروردگارا، بر پاکیزه‌ترین اهل بیتش درود فرست،

  136. ۱۳۶

    whom You chose for Your command,

    آنان که برای فرمانت برگزیدی،

  137. ۱۳۷

    and made them the treasurers of Your knowledge, the protectors of Your religion,

    و خزانه‌داران علمت و نگهبانان دینت ساختی،

  138. ۱۳۸

    and Your vicegerents on Your earth, and Your proofs over Your servants,

    و جانشینانت در زمینت و حجت‌هایت بر بندگانت،

  139. ۱۳۹

    and purified them from abomination and filth, a purification by Your will,

    و از پلیدی و آلودگی پاکشان ساختی به اراده خود،

  140. ۱۴۰

    and made them the means to You and the path to Your Paradise.

    و واسطه به سوی خود و راه به بهشتت قرار دادی.

  141. ۱۴۱

    My Lord, bless Muḥammad and his Household,

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  142. ۱۴۲

    a blessing by which You make great for them from Your gifts and Your generosity,

    درودی که بدان از عطایا و بزرگواریت برایشان فراوان دهی،

  143. ۱۴۳

    and You complete for them things from Your bestowals and Your supererogatory gifts,

    و بدان چیزها را از بخشش‌ها و نوافلت برایشان کامل گردانی،

  144. ۱۴۴

    and You make plentiful for them the portion from Your customary gifts and Your benefits.

    و بهره‌شان را از عوائد و فوائدت بسیار گردانی.

  145. ۱۴۵

    My Lord, bless him and them, a blessing whose beginning has no term,

    پروردگارا، بر او و آنان درود فرست، درودی که آغازش را مدتی نباشد،

  146. ۱۴۶

    and whose term has no limit, and whose end has no termination.

    و مدتش را پایانی نباشد و آخرش را انتهایی نباشد.

  147. ۱۴۷

    My Lord, bless them the weight of Your Throne and what is beneath it,

    پروردگارا، بر آنان درود فرست به سنگینی عرشت و آنچه فروتر از آن است،

  148. ۱۴۸

    and the fullness of Your heavens and what is above them,

    و به پری آسمان‌هایت و آنچه فراتر از آن‌هاست،

  149. ۱۴۹

    and the number of Your earths, and what is beneath them, and what is between them,

    و به شمار زمین‌هایت و آنچه زیرشان و آنچه میان آن‌هاست،

  150. ۱۵۰

    a blessing that brings them near to You with proximity, and is a pleasure for You and for them,

    درودی که آنان را به تو نزدیک کند و برای تو و ایشان خشنودی باشد،

  151. ۱۵۱

    and is connected to their likes forever.

    و پیوسته با همانندهایش تا ابد باشد.

  152. ۱۵۲

    O God, surely You have supported Your religion in every age

    خدایا، تو در هر زمان دینت را تأیید کردی،

  153. ۱۵۳

    with an Imam whom You set up as a standard for Your servants and a lighthouse in Your lands,

    به امامی که نشانه‌ای برای بندگانت و چراغی در سرزمین‌هایت برافراشتی،

  154. ۱۵۴

    after You connected his rope to Your rope,

    پس از آنکه ریسمانش را به ریسمان خود پیوستی،

  155. ۱۵۵

    and made him the means to Your pleasure,

    و او را وسیله رسیدن به خشنودیت قرار دادی،

  156. ۱۵۶

    and made his obedience obligatory, and warned against disobeying him,

    و اطاعتش را واجب کردی و از نافرمانی‌اش برحذر داشتی،

  157. ۱۵۷

    and commanded the compliance with his orders and the stopping at his prohibition,

    و فرمان دادی به پیروی از دستوراتش و بازایستادن نزد نهی‌اش،

  158. ۱۵۸

    and that no one should precede him, and no one should lag behind him,

    و اینکه هیچ پیشی‌گیرنده‌ای بر او پیشی نگیرد و هیچ واپس‌مانده‌ای از او واپس نماند،

  159. ۱۵۹

    so he is the protection of those who seek refuge,

    پس او پناهگاه پناه‌جویان است،

  160. ۱۶۰

    and the cave of the believers, and the handle of those who hold fast, and the splendor of the worlds.

    و غار مؤمنان، و دستاویز چنگ‌زنندگان، و شکوه جهانیان.

  161. ۱۶۱

    O God, inspire Your vicegerent to thank You for what You have bestowed upon him,

    خدایا، به ولی خود سپاس آنچه بر او انعام کردی الهام فرما،

  162. ۱۶۲

    and inspire us with the like of it in respect to him, and grant him from Your Presence an aiding authority,

    و ما را نیز همانند آن در حق او الهام فرما، و از نزد خود سلطانی یاری‌بخش به او عطا کن،

  163. ۱۶۳

    and open for him an easy opening, and assist him with Your most mighty pillar,

    و گشایشی آسان برایش بگشا، و با استوارترین رکنت یاری‌اش ده،

  164. ۱۶۴

    and strengthen his back, and fortify his arm, and guard him with Your eye,

    و پشتش را محکم ساز و بازویش را نیرومند گردان و با چشمت مراقبش باش،

  165. ۱۶۵

    and protect him with Your preservation, and help him with Your angels,

    و با حفاظتت نگاهش دار و با فرشتگانت یاری‌اش کن،

  166. ۱۶۶

    and extend him with Your most dominant army, and establish with him Your Book and Your limits,

    و با غالب‌ترین لشکرت مددش رسان و کتاب و حدود خود را با او بر پا دار،

  167. ۱۶۷

    and Your laws and the traditions of Your Messenger (Your blessings, O God, be upon him and his Household),

    و شریعت‌ها و سنت‌های رسولت را ـ درودهایت ای خدا بر او و خاندانش باد ـ

  168. ۱۶۸

    and revive with him what the wrongdoers have deadened of the landmarks of Your religion,

    و بدو زنده ساز آنچه را ستمگران از نشانه‌های دینت میرانده‌اند،

  169. ۱۶۹

    and scour away with him the rust of injustice from Your path,

    و بدو زنگار ستم را از راهت بزدا،

  170. ۱۷۰

    and remove with him the affliction from Your road,

    و بدو سختی را از سبیلت برطرف ساز،

  171. ۱۷۱

    and eliminate with him those who turn aside from Your Straight Path,

    و بدو منحرفان از صراطت را برکنار ساز،

  172. ۱۷۲

    and annihilate with him those who unjustly seek deviation from Your aim,

    و بدو کج‌روان قصد تو را نابود ساز،

  173. ۱۷۳

    and soften his side for Your friends, and stretch forth his hand against Your enemies,

    و پهلویش را برای دوستانت نرم گردان و دستش را بر دشمنانت بگشا،

  174. ۱۷۴

    and grant us his tenderness, his mercy, his kindness, and his affection,

    و مهربانی و رحمت و لطف و شفقتش را به ما ببخش،

  175. ۱۷۵

    and make us listeners to him, obedient, striving in his satisfaction,

    و ما را شنوندگان و فرمانبردارانش قرار ده و کوشندگان در خشنودی‌اش،

  176. ۱۷۶

    and helping towards his support and the defense of him,

    و یاری‌رسانان در نصرت و دفاع از او،

  177. ۱۷۷

    and approaching You and Your Messenger (Your blessings,

    و بدان به تو و رسولت ـ درودهایت،

  178. ۱۷۸

    O God, be upon him and his Household) by that.

    ای خدا بر او و خاندانش باد ـ تقرب جوییم.

  179. ۱۷۹

    O God, bless their friends who acknowledge their position,

    خدایا، و بر دوستداران آنان درود فرست که به مقامشان اعتراف دارند،

  180. ۱۸۰

    follow their method, pursue their footsteps,

    و از روش آنان پیروی می‌کنند و بر آثارشان گام می‌نهند،

  181. ۱۸۱

    hold fast to their handle, cling to their authority,

    و به دستاویزشان چنگ می‌زنند و به ولایتشان تمسک می‌جویند،

  182. ۱۸۲

    take their Imamate as their Imams, submit to their command,

    و امامتشان را اقتدا می‌کنند و تسلیم فرمانشان هستند،

  183. ۱۸۳

    strive in their obedience, await their days,

    و در اطاعتشان می‌کوشند و منتظر روزهایشان هستند،

  184. ۱۸۴

    stretch forth their eyes towards them,

    و چشمانشان را به سوی آنان دوخته‌اند،

  185. ۱۸۵

    with blessings, blessed, pure, increasing, going forth in the morning, and returning in the evening.

    با درودهای مبارک و پاکیزه و فزاینده و بامدادی و شامگاهی.

  186. ۱۸۶

    And grant peace upon them and upon their souls,

    و بر آنان و ارواحشان سلام فرست،

  187. ۱۸۷

    and gather their command upon fear of You,

    و کارشان را بر تقوا گرد آور،

  188. ۱۸۸

    and mend their affairs for them,

    و اوضاعشان را اصلاح فرما،

  189. ۱۸۹

    and turn to them in forgiveness,

    و بر آنان توبه پذیر،

  190. ۱۹۰

    surely You are the Forgiving, the Merciful, and the best of the forgivers,

    همانا تو توبه‌پذیر مهربانی و بهترین آمرزندگان،

  191. ۱۹۱

    and place us with them in the Abode of Peace, by Your mercy, O Most Merciful of the merciful.

    و ما را با آنان در سرای سلامت جای ده، به رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان.

  192. ۱۹۲

    O God, this is the Day of ‘Arafah,

    خدایا، این روز عرفه است،

  193. ۱۹۳

    a day You have honored, ennobled, and magnified, in which You have spread Your mercy,

    روزی که شرافتش دادی و گرامی‌اش داشتی و بزرگش داشتی، رحمتت را در آن گستردی،

  194. ۱۹۴

    and conferred therein Your pardon and made great therein Your gift,

    و در آن به عفوت منت نهادی و عطایت را فراوان ساختی،

  195. ۱۹۵

    and favored with it Your servants.

    و بدان بر بندگانت تفضل کردی.

  196. ۱۹۶

    O God, I am Your servant whom You blessed before Your creation of him, and after Your creation of him,

    خدایا، من بنده توام که پیش از آفرینشم و پس از آفرینشم بر او انعام کردی،

  197. ۱۹۷

    and You made him among those whom You guided to Your religion,

    پس او را از کسانی قرار دادی که به دینت هدایتشان کردی،

  198. ۱۹۸

    and directed him to Your truth, and protected him with Your rope,

    و به حقت توفیقش دادی و با ریسمانت محفوظش داشتی،

  199. ۱۹۹

    and admitted him into Your party, and guided him to the loyalty to Your friends,

    و در حزبت داخلش کردی و به دوستی اولیایت راهنمایی‌اش کردی،

  200. ۲۰۰

    and the enmity toward Your enemies, then You commanded him, but he did not comply,

    و دشمنی با دشمنانت، سپس فرمانش دادی ولی فرمان نبرد،

  201. ۲۰۱

    and You restrained him, but he was not restrained, and You forbade him from disobeying You, but he contravened Your command for Your prohibition,

    و بازش داشتی ولی باز نایستاد، و از نافرمانیت نهی‌اش کردی ولی فرمانت را به سوی نهیت زیر پا نهاد،

  202. ۲۰۲

    not out of defiance to You nor arrogance toward You,

    نه از روی سرکشی با تو و نه از روی تکبر بر تو،

  203. ۲۰۳

    bal da‘āhu hawāhu ilā mā zayaltah, wa-ilā mā ḥadhdhartah,

    بلکه هوایش او را به سوی آنچه از آن بیگانه‌اش کرده بودی و از آن برحذرش داشته بودی خواند،

  204. ۲۰۴

    wa-a‘ānahū ‘alā dhālik ‘aduwwuk wa-‘aduwwuh,

    و دشمنت و دشمنش در آن یاری‌اش کرد،

  205. ۲۰۵

    fa-aqdama ‘alayhi ‘ārifan bi-wa‘īdika, rājiyan li-‘afwik,

    پس با شناخت تهدیدت بر آن اقدام کرد، به امید عفوت،

  206. ۲۰۶

    wāthiqan bi-tajāwuzik, wa-kāna aḥaqqa ‘ibādik —

    و با اعتماد بر بردباری‌ات، و او سزاوارترین بندگانت بود ـ

  207. ۲۰۷

    ma‘a mā mananta ‘alayhi — allā yaf‘al,

    با آنچه بر او منت نهاده بودی ـ که چنین نکند.

  208. ۲۰۸

    wa-hā anā dhā bayna yadayka ṣāghiran,

    و اینک من در پیشگاه تو خوار ایستاده‌ام،

  209. ۲۰۹

    dhalīlan, khāḍi‘an, khāshi‘an, khā’ifan,

    زبون، خاضع، خاشع، ترسان،

  210. ۲۱۰

    mu‘tarifan bi-‘aẓīmin min adh-dhunūbi taḥammaltuh,

    معترف به گناهان بزرگی که بر دوش کشیده‌ام،

  211. ۲۱۱

    wa-jalīlin min al-khaṭāyā ijtaramtuh,

    و خطاهای سنگینی که مرتکب شده‌ام،

  212. ۲۱۲

    mustajīran bi-ṣafḥik, lā’idhan bi-raḥmatik,

    پناه‌جوی به چشم‌پوشی تو، پناه‌برنده به رحمت تو،

  213. ۲۱۳

    mūqinan annahū lā yujīrunī minka mujīr,

    یقین دارم که هیچ حامی‌ای مرا از تو حمایت نتواند کرد،

  214. ۲۱۴

    wa-lā yamna‘unī minka māni‘.

    و هیچ مانعی مرا از تو باز نتواند داشت.

  215. ۲۱۵

    Fa-‘ud ‘alayya bi-mā ta‘ūdu bihī ‘alā mani iqtaraf min taghammudik,

    پس با من چنان کن که با خطاکار می‌کنی از پوشاندنت،

  216. ۲۱۶

    wa-jud ‘alayya bi-mā tajūdu bihī ‘alā man alqā bi-yadihī ilayk min ‘afwik,

    و بر من بخشنده باش چنان‌که بر کسی که خود را پیش تو می‌افکند از عفوت،

  217. ۲۱۷

    wa-mnun ‘alayya bi-mā lā yata‘āẓamuk

    و بر من منت نه که بر تو بزرگ نیست،

  218. ۲۱۸

    an tamunna bihī ‘alā man ammalak min ghufrānik,

    که بر آن که آرزومند توست از آمرزشت منت نهی،

  219. ۲۱۹

    wa-j‘al lī fī hādhā l-yawm naṣīban anālu bihī ḥaẓẓan min riḍwānik,

    و برای من در این روز بهره‌ای قرار ده که بدان نصیبی از خشنودیت به دست آورم،

  220. ۲۲۰

    wa-lā taruddanī ṣifran mimmā yanqalibu bihī l-muta‘abbidūna lak min ‘ibādik,

    و مرا تهی‌دست بازمگردان از آنچه بندگان عبادتگرت بازمی‌گردند،

  221. ۲۲۱

    wa-innī wa-in lam uqaddim mā qaddamūhu min aṣ-ṣāliḥāt,

    و اگرچه اعمال صالحی که آنان پیش داشته‌اند پیش نداشته‌ام،

  222. ۲۲۲

    fa-qad qaddamtu tawḥīdak,

    توحید تو را پیش داشته‌ام،

  223. ۲۲۳

    wa-nafya al-aḍdād wa-l-andād wa-l-ashbāh ‘ank,

    و نفی اضداد و اَمثال و همانندها از تو،

  224. ۲۲۴

    wa-ataytuka min al-abwāb allatī amarta an tu’tā minhā,

    و از درهایی که فرمان دادی از آن‌ها بیایند، نزد تو آمده‌ام،

  225. ۲۲۵

    wa-taqarrabtu ilayk bi-mā lā yaqrub,

    و بدانچه هیچ‌کس تقرب نمی‌جوید جز با تقرب بدان، به تو نزدیکی جستم،

  226. ۲۲۶

    aḥadun minka illā bi-t-taqarrubi bihī

    مگر با تقرب جستن بدان،

  227. ۲۲۷

    thumma atba‘tu dhālik bi-l-inābati ilayk,

    سپس آن را با بازگشت به سوی تو دنبال کردم،

  228. ۲۲۸

    wa-t-tadhallul wa-l-istikānati lak, wa-ḥusniẓ-ẓanni bik, wa-th-thiqati bi-mā ‘indak,

    و فروتنی و خشوع نزد تو، و حسن ظن به تو، و اعتماد به آنچه نزد توست،

  229. ۲۲۹

    wa-shaffa‘tuhū bi-rajā’ik

    و آن را با امید به تو شفاعت کردم،

  230. ۲۳۰

    alladhī qalla mā yakhību ‘alayhi rājīk,

    که به ندرت امیدوار به تو را ناامید می‌سازد،

  231. ۲۳۱

    wa-sa’altuka mas’alata l-ḥaqīri dh-dhalīl

    و از تو خواهش خوار و زبون کردم،

  232. ۲۳۲

    al-bā’isi l-faqīri l-khā’ifi l-mustajīr,

    بیچاره، فقیر، ترسان، پناه‌جوی،

  233. ۲۳۳

    wa-ma‘a dhālik khīfatan wa-taḍarru‘an wa-ta‘awwudhan wa-talawwudhan,

    و همراه با آن ترس و زاری و پناه‌جویی و التماس،

  234. ۲۳۴

    lā mustaṭīlan bi-takabburi l-mutakabbirīn,

    نه با گردنفرازی تکبر متکبران،

  235. ۲۳۵

    wa-lā muta‘āliyan bi-dāllati l-muṭī‘īn,

    و نه با بلندپروازی جسارت مطیعان،

  236. ۲۳۶

    wa-lā mustaṭīlan bi-shafā‘ati sh-shāfi‘īn,

    و نه با جرأت بر شفاعت شفاعتگران،

  237. ۲۳۷

    wa-anā ba‘du aqallu l-aqallīn, wa-adhallu l-adhallīn,

    و من هنوز کمترین کمترانم و خوارترین خوارانم،

  238. ۲۳۸

    wa-mithlu dh-dharrati aw dūnahā.

    و همچون ذره‌ای یا کمتر از آن.

  239. ۲۳۹

    Fa-yā man lam yu‘ājili l-musī’īn, wa-lā yandahu l-mutrafīn,

    ای کسی که بر بدکاران شتاب نمی‌کند و تنعم‌یافتگان را رسوا نمی‌سازد،

  240. ۲۴۰

    wa-yā man yamunnu bi-iqālati l-‘āthirīn, wa-yatafaḍḍalu bi-inẓāri l-khāṭi’īn,

    ای کسی که با بخشیدن لغزشگران احسان می‌کند و با مهلت دادن گناهکاران تفضل می‌کند،

  241. ۲۴۱

    anā l-musī’u l-mu‘tarif al-khāṭi’u l-‘āthir,

    منم بدکار، معترف، گناهکار، لغزشگر،

  242. ۲۴۲

    anā alladhī aqdama ‘alayka mujtari’an,

    منم آن که بر تو گستاخانه پیش آمد،

  243. ۲۴۳

    anā alladhī ‘aṣāk muta‘ammidan,

    منم آن که عمداً نافرمانیت کرد،

  244. ۲۴۴

    anā alladhī stakhfā min ‘ibādik wa-bārazak,

    منم آن که از بندگانت پنهان شد و آشکارا با تو روبرو شد،

  245. ۲۴۵

    anā alladhī hāba ‘ibādak wa-aminak

    منم آن که از بندگانت ترسید و از تو ایمن بود،

  246. ۲۴۶

    anā alladhī lam yarhab saṭwatak wa-lam yakhaf ba’sak

    منم آن که از قدرت تو نهراسید و از کیفرت نترسید،

  247. ۲۴۷

    anā l-jānī ‘alā nafsih, anā l-murtaḥanu bi-balīyyatih,

    منم آن که بر خود ستم کرد، منم آن که گروگان مصیبت خویش است،

  248. ۲۴۸

    al-qalīlu l-ḥayā’, anā ṭ-ṭawīlu l-‘anā’.

    آن که شرمش اندک و رنجش دراز است.

  249. ۲۴۹

    Bi-ḥaqqi mani ntajabta min khalqik,

    به حق آنان که از آفریدگانت برگزیدی،

  250. ۲۵۰

    wa-bi-mani iṣṭafaytahū li-nafsik,

    و آن که برای خود انتخاب کردی،

  251. ۲۵۱

    bi-ḥaqqi mani khtarta min barīyyatik, wa-mani jtabayta li-sha’nik,

    به حق آنان که از میان آفریدگانت برگزیدی و آن که برای کارت انتخاب کردی،

  252. ۲۵۲

    bi-ḥaqqi man waṣalta ṭā‘atahū bi-ṭā‘atik,

    به حق آن که اطاعتش را به اطاعت خود پیوستی،

  253. ۲۵۳

    wa-man ja‘alta ma‘ṣiyatahū ka-ma‘ṣiyatik

    و آن که نافرمانی‌اش را چون نافرمانی خود قرار دادی،

  254. ۲۵۴

    bi-ḥaqqi man qaranta muwālāatahū bi-muwālātik,

    به حق آن که دوستی‌اش را با دوستی خود جفت کردی،

  255. ۲۵۵

    wa-man nuṭta mu‘ādātahū bi-mu‘ādātik.

    و آن که دشمنی‌اش را به دشمنی خود گره زدی.

  256. ۲۵۶

    Taghammadnī fī yawmiya hādhā bi-mā tataghammadu bihī man jāra ilayk mutanaṣṣilan,

    در این روز من بپوشان بدانچه می‌پوشانی آن را که با پناه‌جویی از تو و خواست رهایی از گناه آمد،

  257. ۲۵۷

    wa-‘ādha bi-stighfārika tā’iban,

    و به آمرزش تو پناه برد با توبه،

  258. ۲۵۸

    wa-tawallanī bi-mā tatawallā bihī ahla ṭā‘atik,

    و مرا عهده‌دار شو بدانچه اهل فرمانبرداریت را عهده‌دار می‌شوی،

  259. ۲۵۹

    wa-z-zulfā ladayk, wa-l-makānati mink,

    و نزدیکی به تو و منزلت والا از تو،

  260. ۲۶۰

    wa-tawaḥḥadnī bi-mā tatawaḥḥadu bihī man wafā bi-‘ahdik,

    و مرا ممتاز ساز بدانچه ممتاز می‌سازی آن را که عهدت را وفا کرد،

  261. ۲۶۱

    wa-at‘aba nafsahū fī dhātik, wa-ajhadahā fī marḍātik,

    و خود را برای ذات تو به رنج افکند و در خشنودیت مجاهده کرد،

  262. ۲۶۲

    wa-lā tu’ākhidhnī bi-tafrīṭī fī janbik,

    و مرا به سبب کوتاهی‌ام در حق تو مؤاخذه مکن،

  263. ۲۶۳

    wa-ta‘addī ṭawrī fī ḥudūdik, wa-mujāwazati aḥkāmik.

    و تجاوزم از حدودت و تعدی‌ام از احکامت.

  264. ۲۶۴

    Wa-lā tastadrijnī bi-imlā’ik lī

    و مرا با مهلت دادن فریب مده،

  265. ۲۶۵

    istidrāja man mana‘anī khayra mā ‘indah,

    چنان‌که فریب می‌دهی آن را که بهترین آنچه داشت از من دریغ کرد،

  266. ۲۶۶

    wa-lam yushrikka fī ḥulūli ni‘matihī bī,

    و تو را در فرود آمدن نعمتش بر من شریک نساخت،

  267. ۲۶۷

    wa-nabbihnī min raqdat-i l-ghāfilīn,

    و مرا از خواب غافلان بیدار کن،

  268. ۲۶۸

    wa-sinati l-musrifīn, wa-na‘sati l-makhdhūlīn.

    و از چرت اسرافکاران و خواب فراموش‌شدگان.

  269. ۲۶۹

    Wa-khudh bi-qalbī ilā mā sta‘malta bihī l-qānitīn,

    و دلم را به سوی آنچه پرهیزکاران را بدان به کار گماشتی ببر،

  270. ۲۷۰

    wa-sta‘badta bihī l-muta‘abbidīn, wa-stanqadhta bihī l-mutahāwinīn,

    و بدان عبادتکنندگان را بنده ساختی و بدان بی‌خبران را رهانیدی،

  271. ۲۷۱

    wa-a‘idhnī mimmā yubā‘idunī ‘ank,

    و مرا از آنچه از تو دورم می‌سازد پناه ده،

  272. ۲۷۲

    wa-yaḥūlu baynī wa-bayna ḥaẓẓī mink,

    و میان من و بهره‌ام از تو حائل می‌شود،

  273. ۲۷۳

    wa-yaṣuddunī ‘ammā uḥāwilu ladayk.

    و مرا از آنچه نزد تو می‌جویم باز می‌دارد.

  274. ۲۷۴

    Wa-sahhil lī maslaka l-khayrāt ilayk,

    و راه نیکی‌ها را به سوی تو برایم آسان ساز،

  275. ۲۷۵

    wa-l-musābaqati ilayhā min ḥaythu amart,

    و مسابقه بدان‌ها را از جایی که فرمودی،

  276. ۲۷۶

    wa-l-mushāḥḥata fīhā ‘alā mā aradt.

    و شتاب در طلبشان را بر وفق آنچه خواستی.

  277. ۲۷۷

    Wa-lā tamḥaqnī fī-man tamḥaqu min al-mustakhiffīn bi-mā aw‘adt,

    و مرا در میان کسانی نابود مکن که آنچه وعده‌شان دادی سبک شمردند،

  278. ۲۷۸

    wa-lā tuhliknī ma‘a man tuhliku min al-muta‘arriḍīn li-maqtik,

    و مرا با کسانی که در معرض خشمت قرار گرفتند هلاک مکن،

  279. ۲۷۹

    wa-lā tutabbirnī fī-man tutabbiru min al-munḥarifīn ‘an subulik.

    و مرا در میان کسانی که از راه‌هایت منحرف شدند تباه مکن.

  280. ۲۸۰

    Wa-najjinī min ghamarāti l-fitnah,

    و مرا از سیلاب‌های فتنه رهایی بخش،

  281. ۲۸۱

    wa-khalliṣnī min lahawāti l-balwā,

    و از گرداب‌های بلا نجاتم ده،

  282. ۲۸۲

    wa-ajirnī min akhdhi l-imlā’,

    و از چنگال مهلت مرا پناه ده،

  283. ۲۸۳

    wa-ḥul baynī wa-bayna ‘aduwwin yuḍillunī,

    و میان من و دشمنی که گمراهم سازد فاصله بینداز،

  284. ۲۸۴

    wa-hawān yūbiqunī, wa-manqaṣatin tarhaqunī.

    و هوسی که نابودم کند و عیبی که مبتلایم سازد.

  285. ۲۸۵

    Wa-lā tu‘riḍ ‘annī i‘rāḍa man lā tarḍā ‘anhu ba‘da ghaḍabik,

    و از من رویمگردان چنان‌که از کسی رو می‌گردانی که پس از خشمت از او خشنود نیستی،

  286. ۲۸۶

    wa-lā tu’yisnī min al-amal fīk, fa-yaghliba ‘alayya l-qunūṭu min raḥmatik,

    و مرا از امید به تو ناامید مکن مبادا نومیدی از رحمتت بر من چیره شود،

  287. ۲۸۷

    wa-lā tamnaḥnī bi-mā lā ṭāqata lī bih,

    و مرا به آنچه تاب آن ندارم وامگذار،

  288. ۲۸۸

    fa-tabhaẓanī mimmā tuḥammilunīhi min faḍli maḥabbatik,

    مبادا زیر بار آنچه از ثواب محبتت بر من می‌نهی گرانبار شوم،

  289. ۲۸۹

    wa-lā tursilnī min yadik irsāla man lā khayra fīh,

    و مرا از دستت رها مکن چنان‌که کسی را رها می‌کنی که خیری در او نیست،

  290. ۲۹۰

    wa-lā ḥājata bik ilayh, wa-lā inābah lah,

    و تو را بدو نیازی نیست و بازگشتی برایش نیست،

  291. ۲۹۱

    wa-lā tarmi biya ramya man saqaṭa min ‘ayni ri‘āyatik,

    و مرا میَفکن چنان‌که می‌افکنی آن را که از چشم مراقبتت افتاده،

  292. ۲۹۲

    wa-mani shtamala ‘alayhi l-khizyu min ‘indik,

    و خواری از درگاهت او را فرا گرفته است،

  293. ۲۹۳

    bal khudh bi-yadī min saqṭati l-mutaraddidīn,

    بلکه دستم بگیر از افتادن لغزندگان،

  294. ۲۹۴

    wa-wahlati l-muta‘assifīn, wa-zallati l-maghrūrīn, wa-warṭati l-hālikīn.

    و از وحشت ستمدیدگان و لغزش فریب‌خوردگان و گودال هلاک‌شدگان.

  295. ۲۹۵

    Wa-‘āfinī mimmā btlayta bihī ṭabaqāt-i ‘abīdika wa-imā’ik,

    و مرا عافیت ده از آنچه طبقات بندگان و کنیزانت را بدان مبتلا ساختی،

  296. ۲۹۶

    wa-ballighnī mabāligha man ‘unīta bih, wa-an‘amta ‘alayh, wa-raḍīta ‘anh,

    و مرا به مراتب آن که به او عنایت کردی و نعمت دادی و از او خشنود شدی برسان،

  297. ۲۹۷

    fa-a‘ashtahū ḥamīdā, wa-tawaffaytahū sa‘īdā,

    پس زندگی‌اش را ستوده داشتی و مرگش را سعادتمند گرداندی،

  298. ۲۹۸

    wa-ṭawwiqnī ṭawqa l-iqlā‘i ‘ammā yuḥbiṭu l-ḥasanāt,

    و طوق بازایستادن از آنچه نیکی‌ها را تباه کند بر گردنم بنه،

  299. ۲۹۹

    wa-yadhhabu bi-l-barakāt,

    و نعمت‌ها را سلب کند،

  300. ۳۰۰

    wa-ash‘ir qalbīy al-izdijāra ‘an qabā’iḥi s-sayyi’āt,

    و دلم را از زشتی‌های گناهان بزرگ بیزار ساز،

  301. ۳۰۱

    wa-fawāḍiḥi l-ḥawbāt,

    و رسوایی آشکار گناهان بزرگ،

  302. ۳۰۲

    wa-lā tashghalnī bi-mā lā udrikuhū illā bik ‘ammā lā yurḍīka ‘annī ghayruh,

    و مرا به آنچه جز با تو بدان نمی‌رسم مشغول مدار از آنچه جز آن تو را از من خشنود نسازد،

  303. ۳۰۳

    wa-nza‘ min qalbī ḥubba dunyā danīyah tanhā ‘ammā ‘indak,

    و محبت دنیای پست را از دلم برکن که از آنچه نزد توست باز می‌دارد،

  304. ۳۰۴

    wa-taṣuddu ‘ani btighā’i l-wasīlati ilayk, wa-tudhhilu ‘an it-taqarrubi mink,

    و از جستن وسیله به سویت باز می‌دارد و از تقرب به تو غافل می‌سازد،

  305. ۳۰۵

    wa-zayyin liya t-tafarruda bi-munājātik bi-l-layli wa-n-nahār,

    و تنهایی مناجات با تو در شب و روز را برایم بیارا،

  306. ۳۰۶

    wa-hab lī ‘iṣmatan tudnīnī min khashyatik,

    و مرا نگهداشتی ده که به ترس از تو نزدیکم سازد،

  307. ۳۰۷

    wa-taqṭa‘unī ‘an rukūbi maḥārimik,

    و از ارتکاب حرام‌هایت ببُرد،

  308. ۳۰۸

    wa-tafukkunī min asri l-‘aẓā’im,

    و از اسارت گناهان بزرگ رهایم سازد،

  309. ۳۰۹

    wa-hab lī t-taṭhīra min danasi l-‘iṣyān,

    و مرا پاکیزگی از آلودگی نافرمانی عطا کن،

  310. ۳۱۰

    wa-adhhib ‘annī darana l-khaṭāyā,

    و چرک خطاها را از من بزدای،

  311. ۳۱۱

    wa-sarbilnī bi-sirbāli ‘āfiyatik,

    و جامه عافیتت را بر من بپوشان،

  312. ۳۱۲

    wa-raddinī ridā’a mu‘āfātik,

    و ردای معافاتت را بر من بپوشان،

  313. ۳۱۳

    wa-jallilnī sawābigha na‘mā’ik,

    و فراوانی نعمت‌هایت مرا فرا گیرد،

  314. ۳۱۴

    wa-ẓāhir ladayya faḍlak wa-ṭawlak,

    و احسان و بخششت را بر من آشکار ساز،

  315. ۳۱۵

    wa-ayyidnī bi-tawfīqik wa-tasdīdika,

    و مرا با توفیق و راهنمایی‌ات یاری ده،

  316. ۳۱۶

    wa-a‘innī ‘alā ṣāliḥi n-niyyati wa-marḍīyyi l-qawl wa-mustaḥsani l-‘amal.

    و مرا بر نیت نیک و گفتار پسندیده و عمل شایسته یاری ده.

  317. ۳۱۷

    Wa-lā takilnī ilā ḥawlī wa-quwwatī dūna ḥawlika wa-quwwatik,

    و مرا به توان و نیروی خودم بدون توان و نیروی تو وامگذار،

  318. ۳۱۸

    wa-lā takhzinī yawma tab‘athunī li-liqā’ik,

    و مرا در روزی که برای دیدارت برمی‌انگیزی رسوا مکن،

  319. ۳۱۹

    wa-lā tafḍaḥnī bayna yaday awliyā’ik,

    و مرا پیش دوستانت رسوا مساز،

  320. ۳۲۰

    wa-lā tunsīnī dhikrak, wa-lā tudhhib ‘annī shukrak,

    و یاد تو را از من فراموش مساز و سپاسم از تو را مَسِتان،

  321. ۳۲۱

    bal alzimnīhi fī aḥwāli s-sahw ‘inda ghafalāti l-jāhilīna li-ālā’ik,

    بلکه آن را در حالات غفلت بر من واجب ساز، هنگامی که نادانان از نعمت‌هایت غافلند،

  322. ۳۲۲

    wa-awzi‘nī an uthniya bi-mā awlaytanīh,

    و مرا الهام کن که بر آنچه بر من ارزانی داشتی ثنا گویم،

  323. ۳۲۳

    wa-a‘tarif bi-mā asdaytahū ilayy,

    و اعتراف کنم بدانچه بر من فرو فرستادی،

  324. ۳۲۴

    wa-j‘al raghbatī ilayk fawqa raghbati r-rāghibīn,

    و رغبتم به سوی تو را فراتر از رغبت رغبت‌کنندگان قرار ده،

  325. ۳۲۵

    wa-ḥamdī iyyāk fawqa ḥamdi l-ḥāmidīn,

    و ستایشم از تو را فراتر از ستایش ستایشگران،

  326. ۳۲۶

    wa-lā takhdhulnī ‘inda fāqatī ilayk,

    و هنگام نیازم به تو وامگذارم،

  327. ۳۲۷

    wa-lā tuhliknī bi-mā asdaytuhū ilayk,

    و مرا به سبب آنچه با تو کرده‌ام هلاک مکن،

  328. ۳۲۸

    wa-lā tajbahnī bi-mā jabahta bihī l-mu‘ānidīn lak,

    و با من چنان رو‌به‌رو مشو که با سرسختان با تو رو‌به‌رو می‌شوی،

  329. ۳۲۹

    fa-innī lak musallimun, a‘lamu anna l-ḥujjat lak,

    زیرا من تسلیم توام، می‌دانم که حجت از آنِ توست،

  330. ۳۳۰

    wa-annaka awlā bi-l-faḍl, wa-a‘wadu bi-l-iḥsān,

    و اینکه تو سزاوارتر به فضلی و بازگشت‌کننده‌تر به احسان،

  331. ۳۳۱

    wa-ahlu t-taqwā, wa-ahlu l-maghfirah,

    و اهل تقوا و اهل آمرزشی،

  332. ۳۳۲

    wa-annaka bi-an ta‘fuwa awlā minka bi-an tu‘āqib,

    و اینکه تو عفو کردن برایت سزاوارتر از کیفر دادن است،

  333. ۳۳۳

    wa-annaka bi-an tastura aqrabu minka ilā an tashhar,

    و اینکه تو پوشاندن به تو نزدیک‌تر از آشکار ساختن است.

  334. ۳۳۴

    fa-aḥyinī ḥayātan ṭayyibatan tantaẓimu bi-mā urīd

    پس مرا زندگانی نیکویی بخش که آنچه خواهم منتظم شود،

  335. ۳۳۵

    wa-tablughu mā uḥibb min ḥaythu lā ātī mā takrah

    و بدانچه دوست دارم برسد بی‌آنکه مرتکب آنچه ناپسند تو باشد شوم،

  336. ۳۳۶

    wa-lā artakibu mā nahayta ‘anh,

    و دست به آنچه منع کرده‌ای نزنم،

  337. ۳۳۷

    wa-amitnī mītata man yas‘ā nūruhū bayna yadayhi, wa-‘an yamīnih,

    و مرا بمیران مرگ کسی که نورش پیش رویش و از سمت راستش روان است،

  338. ۳۳۸

    wa-dhallilnī bayna yadayk, wa-a‘izzanī ‘inda khalqik,

    و مرا نزد خودت خوار ساز و نزد آفریدگانت عزیز گردان،

  339. ۳۳۹

    wa-ḍa‘nī idhā khalaftu bik, wa-rfa‘nī bayna ‘ibādik,

    و چون با تو تنها باشم فروتنم ساز و میان بندگانت بلندم دار،

  340. ۳۴۰

    wa-aghninī ‘amman huwa ghaniyyun ‘annī,

    و مرا از آن که بی‌نیاز از من است بی‌نیاز ساز،

  341. ۳۴۱

    wa-zidnī ilayk fāqatan wa-faqrā,

    و بر نیازمندی و فقرم به سوی تو بیفزا،

  342. ۳۴۲

    wa-a‘idhnī min shamātati l-a‘dā’,

    و مرا از شماتت دشمنان پناه ده،

  343. ۳۴۳

    wa-min ḥulūli l-balā’, wa-min adh-dhull wa-l-‘anā’.

    و از فرود آمدن بلا و خواری و رنج.

  344. ۳۴۴

    Taghammadnī fīmā iṭṭala‘ta ‘alayhi minnī

    مرا بپوشان در آنچه از من آگاه شدی،

  345. ۳۴۵

    bi-mā yataghammadu bihī l-qādiru ‘alā l-baṭsh lawlā ḥilmuh,

    پوشاندن توانای ضرب‌زن، اگر بردباری‌اش نبود،

  346. ۳۴۶

    wa-l-ākhidhu ‘alā l-jarīrati lawlā anātuh,

    و گیرنده به خطا، اگر تأنی‌اش نبود،

  347. ۳۴۷

    wa-idhā aradta bi-qawmin fitnatan aw sū’an fa-najjinī minhā liwādhan bik,

    و چون برای قومی فتنه یا بدی اراده کنی مرا از آن برهان به پناهندگی به تو،

  348. ۳۴۸

    wa-idh lam tuqimnī maqāma faḍīḥah fī dunyāk fa-lā tuqimnī mithlahū fī ākhiratik,

    و چون مرا در دنیایت در جایگاه رسوایی ننشاندی، در آخرتت نیز مرا در همانند آن منشان،

  349. ۳۴۹

    wa-shfa‘ lī awā’ila minanik bi-awākhirihā,

    و آغازهای لطف‌هایت را با پایانشان برایم یکی ساز،

  350. ۳۵۰

    wa-qadīma fawā’idik bi-ḥawādithihā.

    و فوائد دیرینه‌ات را با نوپدیدهایشان.

  351. ۳۵۱

    Wa-lā tamdud liya maddan yaqsū ma‘ahū qalbī,

    و برایم مهلتی دراز مکش که دلم بدان سخت شود،

  352. ۳۵۲

    wa-lā taqra‘nī qāri‘atan yadhhabu lahā bahā’ī,

    و مرا ضربه‌ای مزن که شکوهم از بین رود،

  353. ۳۵۳

    wa-lā tasumnī khasīsatan yaṣghuru lahā qadrī,

    و مرا به پستی‌ای مبتلا مکن که قدرم کاسته شود،

  354. ۳۵۴

    wa-lā naqīṣatan yujhalu min ajlihā makānī,

    و عیبی که به سبب آن مقامم ناشناخته ماند،

  355. ۳۵۵

    wa-lā taru‘nī raw‘atan ublisu bihā, wa-lā khīfatan awjisu dūnahā.

    و مرا به ترسی میَفکن که بدان نومید شوم، و نه به هراسی که بیش از آن بهراسم.

  356. ۳۵۶

    Ij‘al haybatī fī wa‘īdik,

    هیبت مرا متوجه تهدید تو ساز،

  357. ۳۵۷

    wa-ḥadharī min i‘dhārik wa-inḍārik,

    و احتیاطم را متوجه هشدار و تنبیه تو،

  358. ۳۵۸

    wa-rahbatī ‘inda tilāwati āyātik,

    و خشیتم را متوجه تلاوت آیاتت،

  359. ۳۵۹

    wa-mur laylī bi-īqāẓī fīhi li-‘ibādatik,

    و شبم را به بیداری در آن برای عبادتت آباد ساز،

  360. ۳۶۰

    wa-tafarrudī bi-t-tahajjudi lak, wa-tajarrudī bi-sukūnī ilayk,

    و به تنهایی شب‌زنده‌داری برای تو و بریدن از همه در تکیه بر تو،

  361. ۳۶۱

    wa-inzāli ḥawā’ijī bik,

    و فرود آوردن نیازهایم نزد تو،

  362. ۳۶۲

    wa-munāzalatī iyyāk fī fakāki raqabatī min nārik,

    و التماس کردنم از تو برای آزادی گردنم از آتشت،

  363. ۳۶۳

    wa-ijāratī mimmā fīhi ahluhā min ‘adhābik.

    و پناه‌جویی‌ام از آنچه اهل آن در عذاب تو هستند.

  364. ۳۶۴

    Wa-lā tadharnī fī ṭughyānī ‘āmihā,

    و مرا سرگردان در طغیانم وامگذار،

  365. ۳۶۵

    wa-lā fī ghamratī sāhiyan ḥattā ḥīn,

    و نه بی‌خبر در غفلتم تا مدتی،

  366. ۳۶۶

    wa-lā taj‘alnī ‘iẓatan li-mani itta‘aẓ, wa-lā nakālan li-mani i‘tabar,

    و مرا عبرت عبرت‌گیرندگان مساز و نه کیفر پندگیرندگان،

  367. ۳۶۷

    wa-lā fitnatan li-man naẓar, wa-lā tamkur biya fī-man tamkuru bih,

    و نه فتنه نگرندگان، و با من مکر مکن چنان‌که با مکرکنندگان مکر می‌کنی،

  368. ۳۶۸

    wa-lā tastabdil biya ghayrī, wa-lā tughayyir lī ismā,

    و مرا جانشین دیگری مکن و نام مرا تغییر مده،

  369. ۳۶۹

    wa-lā tubaddil lī jismā, wa-lā tattakhidhnī huzuwan li-khalqik,

    و بدنم را دگرگون مکن و مرا مسخره آفریدگانت مساز،

  370. ۳۷۰

    wa-lā sukhriyyan lak, wa-lā taba‘an illā li-marḍātik,

    و نه مسخره‌ای برای تو، و نه پیرو مگر برای خشنودیت،

  371. ۳۷۱

    wa-lā mumtahanan illā bi-l-intiqām lak, wa-awjidnī barda ‘afwik,

    و نه مبتلا مگر به انتقام برای تو، و مرا سردی عفوت بچشان،

  372. ۳۷۲

    wa-ḥalāwata raḥmatik wa-rawḥik wa-rayḥānik wa-jannati na‘īmik,

    و شیرینی رحمت و آسایش و ریحان و باغ نعیم تو را،

  373. ۳۷۳

    wa-adhiqnī ṭa‘ma l-farāghi li-mā tuḥibb bi-sa‘atin min sa‘atik,

    و مزه فراغت برای آنچه دوست داری بچشان، با گشایشی از گشایش تو،

  374. ۳۷۴

    wa-l-ij tihād fīmā yuzlifu ladayk wa-‘indak,

    و تلاش در آنچه تقرب به تو و نزد تو آورد،

  375. ۳۷۵

    wa-atḥifnī bi-tuḥfatin min tuḥafātik,

    و هدیه‌ای از هدایایت مرا عطا کن،

  376. ۳۷۶

    wa-j‘al tijāratī rābiḥah, wa-karratī ghayra khāsirah,

    و تجارتم را سودمند و بازگشتم را بی‌زیان ساز،

  377. ۳۷۷

    wa-akhifnī maqāmak, wa-shawwiqnī li-liqā’ak,

    و مرا از مقامت بترسان و مشتاق دیدارت ساز.

  378. ۳۷۸

    وَتُبْ عَلَيَّ تَوْبَةً نَصُوحاً لاَ تُبْقِ مَعَهَا ذُنُوباً صِغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً،

    و توبه خالصانه‌ام را بپذیر که هیچ گناهی با آن نماند، نه کوچک و نه بزرگ،

  379. ۳۷۹

    وَلاَ تَذَرْ مَعَهَا عَلاَنِيَةً وَلاَ سَرِيرَةً،

    و نه آشکاری با آن بماند و نه نهانی،

  380. ۳۸۰

    وَانْزَعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِي لِلْمُؤْمِنِينَ،

    و کینه را از سینه‌ام نسبت به مؤمنان بزدای،

  381. ۳۸۱

    وَاعْطِفْ بِقَلْبِي عَلَى الْخَاشِعِيْنَ،

    و دلم را به سوی خاشعان متمایل ساز،

  382. ۳۸۲

    وَكُنْ لِي كَمَا تَكُونُ لِلصَّالِحِينَ،

    و با من چنان باش که با صالحان هستی،

  383. ۳۸۳

    وَحَلِّنِي حِلْيَةَ الْمُتَّقِينَ،

    و مرا به زینت پرهیزکاران بیارای،

  384. ۳۸۴

    وَاجْعَلْ لِيَ لِسَانَ صِدْق فِي الْغَابِرِيْنَ،

    و برایم زبان صدق در آیندگان قرار ده،

  385. ۳۸۵

    وَذِكْراً نامِياً فِي الاخِرِينَ، وَوَافِ بِيَ عَرْصَةَ الاَوَّلِينَ،

    و یاد رو به رشد در پسینیان، و مرا به میدان پیشینیان برسان،

  386. ۳۸۶

    وَتَمِّمْ سُبُوغَ نِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَظَاهِرْ كَرَامَاتِهَا لَدَيَّ،

    و تمامی نعمتت را بر من کامل ساز و بخشش‌هایش را بر من آشکار گردان،

  387. ۳۸۷

    و امْلاْ مِنْ فَوَائِدِكَ يَدَيَّ، وَسُقْ كَرَائِمَ مَوَاهِبِكَ إلَيَّ،

    و دستم را از فوائدت پر ساز و شریف‌ترین عطایایت را به سویم روان کن،

  388. ۳۸۸

    وَجَاوِرْ بِيَ الاَطْيَبِينَ مِنْ أَوْلِيَآئِكَ

    و مرا همسایه پاکیزه‌ترین دوستانت قرار ده،

  389. ۳۸۹

    فِي الْجِنَاْنِ الَّتِي زَيَّنْتَهَا لاَِصْفِيآئِكَ،

    در بهشت‌هایی که برای برگزیدگانت آراسته‌ای،

  390. ۳۹۰

    وَجَلِّلْنِي شَرَآئِفَ نِحَلِكَ فِي الْمَقَامَاتِ الْمُعَدَّةِ لاَِحِبَّائِكَ،

    و مرا در شریف‌ترین عطایایت بپوشان در مقاماتی که برای محبوبانت آماده ساخته‌ای،

  391. ۳۹۱

    وَاجْعَلْ لِيَ عِنْدَكَ مَقِيْلاً آوِي إلَيْهِ مُطْمَئِنّاً،

    و برایم آرامگاهی نزد خود قرار ده که در آن پناه گیرم و آرام یابم،

  392. ۳۹۲

    وَمَثابَةً أَتَبَوَّأُهَا وَأَقَرُّ عَيْناً.

    و بازگشتگاهی که در آن مستقر شوم و شاد گردم.

  393. ۳۹۳

    وَلاَ تُقَايِسْنِي بِعَظِيمَاتِ الْجَرَائِرِ،

    و مرا به عظمت خطاها محاسبه مکن،

  394. ۳۹۴

    وَلاَ تُهْلِكْنِي يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ،

    و در روزی که رازها آزموده شوند هلاکم مکن،

  395. ۳۹۵

    وَأَزِلْ عَنِّي كُلَّ شَكٍّ وَشُبْهَة،

    و هر شک و شبهه‌ای را از من بزدای،

  396. ۳۹۶

    وَاجْعَلْ لِي فِي الْحَقِّ طَرِيقاً مِنْ كُلِّ رَحْمَة،

    و برایم راهی به سوی حق از هر رحمتی قرار ده،

  397. ۳۹۷

    وَأَجْزِلْ لِي قِسَمَ الْمَواهِبِ مِنْ نَوَالِكَ،

    و بهره‌های عطایا را از بخششت برایم فراوان ساز،

  398. ۳۹۸

    وَوَفِّرْ عَلَيَّ حُظُوظَ الاِحْسَانِ مِنْ إفْضَالِكَ،

    و سهم‌های احسان را از فضلت برایم بیفزا،

  399. ۳۹۹

    وَاجْعَلْ قَلْبِي وَاثِقاً بِمَا عِنْدَكَ،

    و دلم را مطمئن به آنچه نزد توست ساز،

  400. ۴۰۰

    وَهَمِّيَ مُسْتَفْرَغاً لِمَا هُوَ لَكَ،

    و همتم را یکسره وقف آنچه برای توست قرار ده،

  401. ۴۰۱

    وَاسْتَعْمِلْنِي بِما تَسْتَعْمِلُ بِهِ خَالِصَتَكَ،

    و مرا در آنچه برگزیدگانت را بدان به کار می‌گماری به کار گمار،

  402. ۴۰۲

    وَأَشْرِبْ قَلْبِي عِنْدَ ذُهُولِ العُقُولِ طَاعَتَكَ،

    و دلم را به اطاعتت سیراب کن آنگاه که عقل‌ها غافلند،

  403. ۴۰۳

    وَاجْمَعْ لِي الْغِنى، وَالْعَفَافَ، وَالدَّعَةَ، وَالْمُعَافَاةَ،

    و برایم توانگری و عفت و آرامش و عافیت فراهم ساز،

  404. ۴۰۴

    وَالصِّحَّةَ، وَالسَّعَةَ، وَالطُّمَأْنِيْنَةَ، وَالْعَافِيَةَ،

    و تندرستی و فراخی و آسودگی و سلامت،

  405. ۴۰۵

    وَلاَ تُحْبِطْ حَسَنَاتِي بِمَا يَشُوبُهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ،

    و نیکی‌هایم را به آنچه از نافرمانیت آلوده‌شان می‌سازد تباه مکن،

  406. ۴۰۶

    وَلاَ خَلَواتِي بِمَا يَعْرِضُ لِيَ مِنْ نَزَغَاتِ فِتْنَتِكَ،

    و نه خلوتم را به آنچه از وسوسه‌های فتنه‌ات بر من هجوم آورد،

  407. ۴۰۷

    وَصُنْ وَجْهِي عَنِ الطَّلَبِ إلَى أَحَد مِنَ الْعَالَمِينَ،

    و آبرویم را از درخواست از هر کسی در جهانیان حفظ کن،

  408. ۴۰۸

    وَذُبَّنِي عَنِ التِماسِ مَا عِنْدَ الفَاسِقِينَ،

    و مرا از طلب آنچه نزد فاسقان است بازدار،

  409. ۴۰۹

    وَلاَ تَجْعَلْنِي لِلظَّالِمِينَ ظَهِيراً،

    و مرا پشتیبان ستمگران مساز،

  410. ۴۱۰

    وَلاَ لَهُمْ عَلى مَحْوِ كِتَابِكَ يَداً وَنَصِيراً،

    و نه دست و یاورشان در محو کتابت،

  411. ۴۱۱

    وَحُطْنِي مِنْ حَيْثُ لاَ أَعْلَمُ حِيَاطَةً تَقِيْنِي بِهَا،

    و مرا از جایی که نمی‌دانم حراستی فراگیر که بدان نگاهم داری،

  412. ۴۱۲

    وَافْتَحْ لِيَ أَبْوَابَ تَوْبَتِكَ وَرَحْمَتِكَ وَرَأْفَتِكَ وَرِزْقِكَ الواسِعِ،

    و درهای توبه و رحمت و لطف و روزی فراخت را بر من بگشا،

  413. ۴۱۳

    إنِّي إلَيْكَ مِنَ الرَّاغِبِينَ،

    زیرا من از مشتاقان به سوی تو هستم،

  414. ۴۱۴

    وَأَتْمِمْ لِي إنْعَامَكَ، إنَّكَ خَيْرُ الْمُنْعِمِيْنَ،

    و نعمتت را بر من تمام کن، همانا تو بهترین نعمت‌دهندگانی،

  415. ۴۱۵

    وَاجْعَلْ باقِيَ عُمْرِيْ فِي الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ

    و بقیه عمرم را برای حج و عمره قرار ده،

  416. ۴۱۶

    ابْتِغَآءَ وَجْهِكَ يَاربَّ الْعَالَمِينَ،

    در طلب روی تو، ای پروردگار جهانیان،

  417. ۴۱۷

    وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ،

    و خداوند بر محمد و خاندان پاک و پاکیزه‌اش درود فرستد،

  418. ۴۱۸

    وَالسَّلاَمُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ أَبَدَ الابِدِينَ.

    و سلام بر او و بر آنان باد همیشه و تا ابد.

  419. ۴۱۹

    الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.

    ستایش خدای را، پروردگار جهانیان!

  420. ۴۲۰

    أللَّهُمَّ لَـكَ الْحَمْدُ بَدِيْعَ السَّموَاتِ وَالأَرْضِ،

    خدایا، ستایش تو راست! ای پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین!

  421. ۴۲۱

    ذَا الْجَلاَلِ وَالإكْرَامِ،

    صاحب جلال و بزرگواری!

  422. ۴۲۲

    رَبَّ الاَرْبَابِ وَإلهَ كُلِّ مَألُوه،

    پروردگار پروردگاران! معبود هر عبادتگری!

  423. ۴۲۳

    وَخَالِقَ كُلِّ مَخْلُوق،

    آفریننده هر آفریده‌ای!

  424. ۴۲۴

    وَوَارِثَ كُلِّ شَيْء، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَـيْءٌ،

    وارث همه چیز! هیچ چیز مانند او نیست،

  425. ۴۲۵

    وَلا يَعْزُبُ عَنْهُ عِلْمُ شَيْء،

    دانش هیچ چیز از او نمی‌گریزد،

  426. ۴۲۶

    وَهُوَ بِكُلِّ شَيْء مُحِيطٌ،

    او بر همه چیز احاطه دارد،

  427. ۴۲۷

    وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْء رَقِيبٌ،

    و او بر همه چیز نگهبان است.

  428. ۴۲۸

    أَنْتَ الله لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ الاَحَـدُ الْمُتَوَحِّدُ الْفَرْدُ الْمُتَفَرِّدُ،

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، یگانه، تنها، یکتا، مجزا.

  429. ۴۲۹

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ الْكَرِيمُ الْمُتَكَرِّمُ،

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، بخشنده، بسیار بخشنده،

  430. ۴۳۰

    الْعَظِيمُ الْمُتَعَظِّمُ، الْكَبِيرُ الْمُتَكَبِّرُ.

    توانا، بس بلندمرتبه در توانایی، باشکوه، بسیار بزرگ در شکوه.

  431. ۴۳۱

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ العَلِيُّ الْمُتَعَالِ، الْشَدِيْدُ الْمِحَـالِ.

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، بلند، بسیار بلند، سخت در توانایی.

  432. ۴۳۲

    وَأَنْتَ اللهُ لا إلهَ إلاَّ أَنْتَ الـرَّحْمنُ الرَّحِيمُ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ.

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، بخشاینده، مهربان، دانا، حکیم.

  433. ۴۳۳

    وَأَنْتَ اللهُ لا إلهَ إلاّ أَنْتَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ الْقَدِيمُ الْخَبِيرُ،

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، شنوا، بینا، دیرینه، آگاه.

  434. ۴۳۴

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاّ أَنْتَ الْكَرِيمُ الاَكْرَمُ الدَّائِمُ الادْوَمُ،

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، بخشنده، بخشنده‌ترین، پایدار، پایدارترین.

  435. ۴۳۵

    وَأَنْتَ اللهُ لا إلهَ إلاّ أَنْتَ الاوَّلُ

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، نخستین،

  436. ۴۳۶

    قَبْلَ كُلِّ أَحَد وَالاخِرُ بَعْدَ كُلِّ عَدَد،

    پیش از هر یکی، آخرین پس از هر شماری.

  437. ۴۳۷

    وَأَنْتَ اللهُ لا إلهَ إلاّ أَنْتَ الدَّانِي فِي عُلُوِّهِ،

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، نزدیک در بلندی‌اش،

  438. ۴۳۸

    وَالْعَالِي فِي دُنُوِّهِ،

    بلند در نزدیکی‌اش.

  439. ۴۳۹

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاَّ أَنْتَ ذُو الْبَهَاءِ وَالْمَجْدِ وَالْكِبْرِيَاءِ وَالْحَمْدِ.

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست، صاحب شکوه و جلال و بزرگی و ستایش.

  440. ۴۴۰

    وَأَنْتَ اللهُ لاَ إلهَ إلاّ أَنْتَ الَّذِي أَنْشَأْتَ الاشْيَاءَ مِنْ غَيْرِ سِنْخ،

    تو خدایی، خدایی جز تو نیست. تو چیزها را بی‌ریشه پدید آوردی،

  441. ۴۴۱

    وَصَوَّرْتَ مَا صَوَّرْتَ مِنْ غَيْرِ مِثال،

    و آنچه تصویر کردی بی‌نمونه تصویر کردی،

  442. ۴۴۲

    وَابْتَدَعْتَ الْمُبْتَدَعَاتِ بِلاَ احْتِذَآء.

    و نوآورده‌ها را بدون محدودیت ابداع کردی.

  443. ۴۴۳

    أَنْتَ الَّذِي قَدَّرْتَ كُلَّ شَيْء تَقْدِيراً

    تویی آن که هر چیز را به تقدیری مقدر ساخت،

  444. ۴۴۴

    وَيَسَّرْتَ كُلَّ شَيْء تَيْسِيراً،

    و هر چیز را به آسانی آسان کرد،

  445. ۴۴۵

    وَدَبَّرْتَ مَا دُونَكَ تَدْبِيْراً.

    و هرچه زیر فرمانش است را به تدبیری اداره کرد.

  446. ۴۴۶

    وَأَنْتَ الَّذِي لَمْ يُعِنْكَ عَلَى خَلْقِكَ شَرِيكٌ

    تویی آن که هیچ شریکی در آفرینشت یاری‌اش نکرد،

  447. ۴۴۷

    وَلَمْ يُؤازِرْكَ فِي أَمْرِكَ وَزِيرٌ،

    و هیچ وزیری در فرمانش مددکارش نبود.

  448. ۴۴۸

    وَلَمْ يَكُنْ لَكَ مُشَاهِدٌ وَلا نَظِيرٌ.

    نه گواهی داشتی و نه همتایی.

  449. ۴۴۹

    أَنْتَ الَّذِي أَرَدْتَ فَكَانَ حَتْماً مَا أَرَدْتَ،

    تویی آن که اراده کرد و آنچه اراده کرد تخلف‌ناپذیر بود،

  450. ۴۵۰

    وَقَضَيْتَ فَكَانَ عَدْلاً مَا قَضَيْتَ،

    و فرمان داد و آنچه فرمان داد عدل بود،

  451. ۴۵۱

    وَحَكَمْتَ فَكَانَ نِصْفاً مَا حَكَمْتَ،

    و حکم کرد و آنچه حکم کرد منصفانه بود.

  452. ۴۵۲

    أَنْتَ الَّـذِي لا يَحْوِيْـكَ مَكَانٌ

    تویی آن که هیچ مکانی گنجایشش را ندارد،

  453. ۴۵۳

    وَلَمْ يَقُمْ لِسُلْطَانِكَ سُلْطَانٌ،

    و در برابر سلطنتش هیچ قدرتی برنمی‌خیزد،

  454. ۴۵۴

    وَلَمْ يُعْيِكَ بُرْهَانٌ وَلا بَيَانٌ.

    و هیچ برهان و توضیحی او را ناکام نمی‌سازد.

  455. ۴۵۵

    أَنْتَ الَّذِي أَحْصَيْتَ كُلَّ شَيْء عَدَدَاً،

    تویی آن که هر چیز را به شمار شمرد،

  456. ۴۵۶

    وَجَعَلْتَ لِكُلِّ شَيْء أَمَداً،

    و برای هر چیز مهلتی مقرر کرد،

  457. ۴۵۷

    وَقَدَّرْتَ كُلَّ شَيْء تَقْدِيْراً.

    و هر چیز را به تقدیری مقدر ساخت.

  458. ۴۵۸

    أَنْتَ الَّذِي قَصُرَتِ الاوْهَامُ عَنْ ذَاتِيَّتِكَ،

    تویی آن که تصورات از ذاتش فرو می‌مانند،

  459. ۴۵۹

    وَعَجَزَتِ الافْهَامُ عَنْ كَيْفِيَّتِكَ ،

    و فهم‌ها از چگونگی‌اش ناتوانند،

  460. ۴۶۰

    وَلَمْ تُدْرِكِ الابْصَارُ مَوْضِعَ أَيْنِيَّتِكَ.

    و دیدگان جایگاه کجایی‌اش را درنمی‌یابند.

  461. ۴۶۱

    أَنْتَ الَّذِي لا تُحَدُّ فَتَكُونَ مَحْدُوداً،

    تویی آن که حدی ندارد تا محدود شود،

  462. ۴۶۲

    وَلَمْ تُمَثَّلْ فَتَكُونَ مَوْجُوداً،

    و مثال داده نشده تا یافت شود،

  463. ۴۶۳

    وَلَمْ تَلِدْ فَتَكُونَ مَوْلُوداً.

    و نزاده تا زاده شده باشد.

  464. ۴۶۴

    أَنْتَ الَّذِي لا ضِدَّ مَعَكَ فَيُعَانِدَكَ،

    تویی آن که ضدی با او نیست تا با او ستیزه کند،

  465. ۴۶۵

    وَلا عِدْلَ فَيُكَاثِرَكَ، وَلاَ نِدَّ لَكَ فَيُعَارِضَكَ.

    و همتایی ندارد تا با او برابری کند، و رقیبی ندارد تا با او مقاومت کند.

  466. ۴۶۶

    أَنْتَ الَّـذِي ابْتَدَأ وَاخْتَـرَعَ

    تویی آن که آغاز کرد و طرح ریخت،

  467. ۴۶۷

    وَاسْتَحْدَثَ وَابْتَـدَعَ

    پدید آورد و ابداع کرد،

  468. ۴۶۸

    وَأَحْسَنَ صُنْعَ مَا صَنَعَ،

    و آنچه ساخت را نیکو ساخت.

  469. ۴۶۹

    سُبْحانَكَ! مَا أَجَلَّ شَأنَكَ،

    پاک و منزهی! چه باشکوه است مقام تو!

  470. ۴۷۰

    وَأَسْنَى فِي الامَاكِنِ مَكَانَكَ،

    چه بلند است جایگاهت در میان جایگاه‌ها!

  471. ۴۷۱

    وَأَصْدَعَ بِالْحَقِّ فُرقَانَكَ.

    چه پاکیزه فرقان تو به حق جدا می‌سازد!

  472. ۴۷۲

    سُبْحَانَكَ مِنْ لَطِيفٍ مَا أَلْطَفَكَ،

    پاک و منزهی! لطیف ـ چه لطیفی!

  473. ۴۷۳

    وَرَؤُوفٍ مَا أَرْأَفَكَ، وَحَكِيمٍ مَا أَعْرَفَكَ!

    رئوف ـ چه رئوفی! حکیم ـ چه دانایی!

  474. ۴۷۴

    سُبْحَانَكَ مِنْ مَلِيْكٍ مَا أَمْنَعَكَ،

    پاک و منزهی! فرمانروا ـ چه نفوذناپذیری!

  475. ۴۷۵

    وَجَوَادٍ مَا أَوْسَعَكَ، وَرَفِيعٍ مَا أَرْفَعَكَ،

    بخشنده ـ چه پرنعمتی! والا ـ چه والایی!

  476. ۴۷۶

    ذُو الْبَهاءِ وَالْمَجْدِ وَالْكِبْرِيَاءِ وَالْحَمْدِ .

    صاحب شکوه و جلال و بزرگی و ستایش!

  477. ۴۷۷

    سُبْحَانَكَ بَسَطْتَ بِالْخَيْرَاتِ يَدَكَ

    پاک و منزهی! دستت را با نیکی‌ها گشودی،

  478. ۴۷۸

    وَعُرِفَتِ الْهِدَايَةُ مِنْ عِنْدِكَ،

    و هدایت از نزد تو شناخته شد،

  479. ۴۷۹

    فَمَنِ الْتَمَسَكَ لِدِينٍ أَوْ دُنْيا وَجَدَكَ.

    پس هر که از تو دین یا دنیا بخواهد تو را می‌یابد.

  480. ۴۸۰

    سُبْحَانَكَ خَضَعَ لَكَ مَنْ جَرى فِي عِلْمِكَ،

    پاک و منزهی! هرچه در دانش تو جاری است تسلیم توست،

  481. ۴۸۱

    وَخَشَعَ لِعَظَمَتِكَ مَا دُونَ عَرْشِكَ،

    همه زیر عرشت در برابر عظمتت خاضعند،

  482. ۴۸۲

    وَانْقَادَ لِلتَّسْلِيْمِ لَكَ كُلُّ خَلْقِكَ.

    و همه آفریدگانت در فرمانبرداری از تو گردن می‌نهند.

  483. ۴۸۳

    سُبْحَانَكَ لاَ تُحَسَّ، وَلاَ تُجَسُّ، وَلاَ تُمَسُّ،

    پاک و منزهی! تو به حس درک نمی‌شوی و نه لمس و نه احساس می‌شوی،

  484. ۴۸۴

    وَلاَ تُكَادُ، وَلاَ تُمَاطُ، وَلاَ تُنَازَعُ، وَلاَ تُجَارى،

    و نه فریب خوری، و نه بازداشته شوی، و نه مخالفت شوی، و نه همراهی شوی،

  485. ۴۸۵

    وَلاَ تُمارى، وَلاَ تُخَادَعُ، وَلاَ تُمَاكَرُ.

    و نه مقاومت شوی، و نه فریب خوری، و نه حیله شوی.

  486. ۴۸۶

    سُبْحَانَكَ سَبِيلُكَ جَدَدٌ، وَأَمْرُكَ رَشَدٌ، وَأَنْتَ حَيٌّ صَمَدٌ.

    پاک و منزهی! راهت هموار و فرمانت هدایت است و تو زنده و پایدار و پناهگاهی.

  487. ۴۸۷

    سُبْحَانَكَ قَوْلُكَ حُكْمٌ، وَقَضَآؤُكَ حَتْمٌ، وَإرَادَتُكَ عَزْمٌ.

    پاک و منزهی! سخنت قاطع و فرمانت تخلف‌ناپذیر و اراده‌ات استوار است.

  488. ۴۸۸

    سُبْحَانَكَ لاَ رَادَّ لِمَشِيَّتِكَ، وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِكَ.

    پاک و منزهی! هیچ‌کس خواست تو را رد نتواند کرد و هیچ‌کس سخنانت را تغییر نتواند داد.

  489. ۴۸۹

    سُبْحَانَكَ بَاهِرَ الايآتِ، فَاطِرَ السَّمَوَاتِ بَارِئ، النَّسَماتِ.

    پاک و منزهی، ای درخشنده به نشانه‌ها، ای آفریننده آسمان‌ها، ای پدیدآورنده جان‌ها!

  490. ۴۹۰

    لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَاً يَدُومُ بِدَوامِكَ،

    ستایش از آن توست، ستایشی که با پایداری تو پایدار باشد!

  491. ۴۹۱

    وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خَالِداً بِنِعْمَتِكَ،

    ستایش از آن توست، ستایشی جاودان به فضل تو!

  492. ۴۹۲

    وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يُوَازِي صُنْعَكَ،

    ستایش از آن توست، ستایشی هم‌سنگ احسانت!

  493. ۴۹۳

    وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَزِيدُ عَلَى رِضَاكَ،

    ستایش از آن توست، ستایشی که خشنودیت را بیفزاید!

  494. ۴۹۴

    وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً مَعَ حَمْدِ كُلِّ حَامِد،

    ستایش از آن توست، ستایشی همراه ستایش هر ستایشگری،

  495. ۴۹۵

    وَشُكْراً يَقْصُرُ عَنْهُ شُكْرُ كُلِّ شَاكِر،

    و سپاسی که سپاس هر سپاسگزاری از آن فرو می‌ماند؛

  496. ۴۹۶

    حَمْداً لاَ يَنْبَغِي إلاَّ لَكَ،

    ستایشی که جز برای تو سزاوار نیست،

  497. ۴۹۷

    وَلاَ يُتَقَرَّبُ بِهِ إلاَّ إلَيْكَ،

    و بدان جز نزد تو تقرب جسته نمی‌شود؛

  498. ۴۹۸

    حَمْداً يُسْتَدَامُ بِهِ الاَوَّلُ،

    ستایشی که نخستین نعمت را پایدار سازد،

  499. ۴۹۹

    وَيُسْتَدْعَى بِهِ دَوَامُ الاخِرِ،

    و پایداری آخرین را فرا خواند؛

  500. ۵۰۰

    حَمْداً يَتَضَاعَفُ عَلَى كُرُورِ الاَزْمِنَةِ،

    ستایشی که با تکرار روزگاران چندین برابر شود،

  501. ۵۰۱

    وَيَتَزَايَدُ أَضْعَافَاً مُتَرَادِفَةً،

    و با چندین‌برابرهای پیاپی فزونی یابد؛

  502. ۵۰۲

    حَمْداً يَعْجِزُ عَنْ إحْصَآئِهِ الْحَفَظَةُ،

    ستایشی که فرشتگان نگهبان توان شمارشش را نداشته باشند،

  503. ۵۰۳

    وَيَزِيدُ عَلَى مَا أَحْصَتْهُ فِي كِتابِكَ الْكَتَبَةُ،

    و فراتر رود از آنچه نویسندگان در کتابت شمرده‌اند؛

  504. ۵۰۴

    حَمْداً يُوازِنُ عَرْشَكَ المَجِيْدَ،

    ستایشی هم‌وزن عرش باشکوه تو،

  505. ۵۰۵

    وَيُعَادِلُ كُرْسِيَّكَ الرَّفِيعَ،

    و برابر با کرسی بلند تو؛

  506. ۵۰۶

    حَمْداً يَكْمُلُ لَدَيْكَ ثَوَابُهُ،

    ستایشی که پاداشش نزد تو کامل باشد،

  507. ۵۰۷

    وَيَسْتَغْرِقُ كُلَّ جَزَآء جَزَآؤُهُ،

    و جزایش هر پاداشی را شامل شود؛

  508. ۵۰۸

    حَمْداً ظَاهِرُهُ وَفْقٌ لِبَاطِنِهِ،

    ستایشی که ظاهرش با باطنش هم‌خوان باشد،

  509. ۵۰۹

    وَبَاطِنُهُ وَفْقٌ لِصِدْقِ النِّيَّةِِ،

    و باطنش با نیت صحیح هم‌خوان باشد؛

  510. ۵۱۰

    حَمْداً لَمْ يَحْمَدْكَ خَلْقٌ مِثْلَهُ،

    ستایشی که هیچ آفریده‌ای مانند آن تو را نستوده،

  511. ۵۱۱

    وَلاَ يَعْرِفُ أَحَدٌ سِوَاكَ فَضْلَهُ،

    و برتری‌اش را جز تو کسی نمی‌داند؛

  512. ۵۱۲

    حَمْداً يُعَانُ مَنِ اجْتَهَدَ فِي تَعْدِيْدِهِ،

    ستایشی که تلاشگر افزودن ستایشت در آن یاری شود،

  513. ۵۱۳

    وَيُؤَيَّدُ مَنْ أَغْرَقَ نَزْعَاً فِي تَوْفِيَتِهِ،

    و ادا کننده‌اش در به نهایت رساندنش تأیید شود؛

  514. ۵۱۴

    حَمْداً يَجْمَعُ مَا خَلَقْتَ مِنَ الْحَمْدِ،

    ستایشی که همه ستایش‌هایی را که آفریده‌ای گرد آورد،

  515. ۵۱۵

    وَيَنْتَظِمُ مَا أَنْتَ خَالِقُهُ مِنْ بَعْدُ،

    و آنچه پس از آن خواهی آفرید به هم پیوندد؛

  516. ۵۱۶

    حَمْداً لاَ حَمْدَ أَقْرَبُ إلَى قَوْلِكَ مِنْهُ،

    ستایشی که هیچ ستایشی به سخنت از آن نزدیک‌تر نباشد،

  517. ۵۱۷

    وَلاَ أَحْمَدَ مِمَّنْ يَحْمَدُكَ بِهِ،

    و هیچ‌کس از ستایشگرانت بزرگ‌تر از آن نباشد؛

  518. ۵۱۸

    حَمْداً يُوجِبُ بِكَرَمِكَ الْمَزِيدَ بِوُفُورِهِ

    ستایشی که فراوانی‌اش افزایش را از بخشندگیت واجب سازد،

  519. ۵۱۹

    وَتَصِلُهُ بِمَزِيْد بَعْدَ مَزِيْد طَوْلاً مِنْكَ،

    و تو بدان از لطف خود افزایش پس از افزایش بپیوندی؛

  520. ۵۲۰

    حَمْداً يَجِبُ لِكَرَمِ وَجْهِكَ، وَيُقَابِلُ عِزَّ جَلاَلِكَ.

    ستایشی که شایسته بزرگواری رویت باشد و با عزت جلالت برابری کند!

  521. ۵۲۱

    رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد

    پروردگارا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست،

  522. ۵۲۲

    الْمُنْتَجَبِ، الْمُصْطَفَى،

    برگزیده، پسندیده،

  523. ۵۲۳

    الْمُكَرَّمِ، الْمُقَرَّبِ، أَفْضَلَ صَلَوَاتِكَ،

    گرامی‌داشته، مقرب، با بهترین درودهایت،

  524. ۵۲۴

    وَبارِكْ عَلَيْهِ أَتَمَّ بَرَكاتِكَ،

    و بر او کامل‌ترین برکاتت را فرو فرست،

  525. ۵۲۵

    وَتَرَحَّمْ عَلَيْهِ أَمْتَعَ رَحَمَاتِكَ.

    و بر او گواراترین رحمت‌هایت را فرو فرست!

  526. ۵۲۶

    رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ، صَلاَةً زَاكِيَةً،

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست، درودی پربار،

  527. ۵۲۷

    لاَ تَكُونُ صَلاَةٌ أَزْكَى مِنْهَا،

    که هیچ درودی پربارتر از آن نباشد!

  528. ۵۲۸

    وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلاَةً نَامِيَةً،

    بر او درودی فزاینده فرست،

  529. ۵۲۹

    لاَ تَكُونُ صَلاةٌ أَنْمَى مِنْهَا،

    که هیچ درودی فزاینده‌تر از آن نباشد!

  530. ۵۳۰

    وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً رَاضِيَةً،

    و بر او درودی پسندیده فرست،

  531. ۵۳۱

    لاَ تَكُونُ صَلاةٌ فَوْقَهَا.

    که هیچ درودی فراتر از آن نباشد!

  532. ۵۳۲

    رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ،

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  533. ۵۳۳

    صَلاَةً تُرْضِيهِ وَتَزِيدُ عَلَى رِضَاهُ،

    درودی که او را خشنود سازد و خشنودی‌اش بیفزاید!

  534. ۵۳۴

    وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلاَةً تُرْضِيكَ وَتَزِيدُ عَلَى رِضَاكَ لَهُ،

    بر او درودی فرست که تو را خشنود کند و خشنودیت از او بیفزاید!

  535. ۵۳۵

    وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلاَةً لاَ تَرْضَى لَهُ إلاَّ بِهَا،

    و بر او درودی فرست که جز بدان برایش خشنود نشوی،

  536. ۵۳۶

    وَلاَ تَرى غَيْرَهُ لَهَا أَهْلاً.

    و جز او را شایسته آن نبینی!

  537. ۵۳۷

    رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ،

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  538. ۵۳۸

    صَلاَةً تُجَاوِزُ رِضْوَانَكَ، وَيَتَّصِلُ اتِّصَالُهَا بِبَقَآئِكَ،

    درودی که از خشنودیت فراتر رود، پیوسته به پایداریت ادامه یابد،

  539. ۵۳۹

    وَلاَ يَنْفَدُ كَمَا لاَ تَنْفَدُ كَلِماتُكَ.

    و هرگز تمام نشود، همچنان‌که سخنانت هرگز تمام نمی‌شوند!

  540. ۵۴۰

    رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  541. ۵۴۱

    وَآلِهِ صَلاَةً تَنْتَظِمُ صَلَوَاتِ مَلائِكَتِكَ

    درودی که درودهای فرشتگانت را در هم تند،

  542. ۵۴۲

    وَأَنْبِيآئِكَ وَرُسُلِكَ وَأَهْلِ طَاعَتِكَ.

    و پیامبرانت و رسولانت و اهل فرمانبرداریت،

  543. ۵۴۳

    وَتَشْتَمِلُ عَلَى صَلَوَاتِ عِبَادِكَ

    درودهای بندگانت را شامل شود،

  544. ۵۴۴

    مِنْ جِنّكَ وَإنْسِكَ وَأَهْلِ إجَابَتِكَ،

    از جن یا انس و اهل اجابتت،

  545. ۵۴۵

    وَتَجْتَمِعُ عَلَى صَلاَةِ كُلِّ مَنْ ذَرَأْتَ وَبَرَأْتَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِكَ.

    و درود همه اصناف آفریدگانت را که پراکنده و آفریده‌ای گرد آورد!

  546. ۵۴۶

    رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ وَآلِهِ

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  547. ۵۴۷

    صَلاَةً تُحِيطُ بِكُلِّ صَلاَة سَالِفَة وَمُسْتَأْنَفَة،

    درودی که هر درود گذشته و نو را فرا گیرد!

  548. ۵۴۸

    وَصَلِّ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ

    بر او و خاندانش درود فرست،

  549. ۵۴۹

    صَلاَةً مَرْضِيَّةً لَكَ وَلِمَنْ دُونَكَ،

    درودی پسندیده برای تو و هر که فروتر از توست،

  550. ۵۵۰

    وَتُنْشِئُ مَعَ ذَلِكَ صَلَوَات تُضَاعِفُ مَعَهَا تِلْكَ الصَّلَوَاتِ عِنْدَهَا،

    و با آن درودهایی پدید آوری که آن درودها را چندین برابر سازی،

  551. ۵۵۱

    وَتَزِيدُهَا عَلَى كُرُورِ الاَيَّامِ زِيَادَةً

    و با گذشت روزها افزایشی بر آن‌ها بیفزایی،

  552. ۵۵۲

    فِي تَضَاعِيفَ لاَ يَعُدُّهَا غَيْرُكَ.

    در چندین‌برابرهایی که جز تو شمارشان نتواند!

  553. ۵۵۳

    رَبِّ صَلِّ عَلَى أَطَائِبِ أَهْلِ بَيْتِهِ

    پروردگارا، بر بهترین اهل بیتش درود فرست،

  554. ۵۵۴

    الَّذِينَ اخْتَرْتَهُمْ لاَِمْرِكَ،

    آنان که برای فرمانت برگزیدی،

  555. ۵۵۵

    وَجَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ، وَحَفَظَةَ دِيْنِكَ،

    خزانه‌داران علمت، نگهبانان دینت قرار دادی،

  556. ۵۵۶

    وَخُلَفَآءَكَ فِي أَرْضِكَ، وَحُجَجَكَ عَلَى عِبَادِكَ،

    جانشینانت در زمینت و حجت‌هایت بر بندگانت،

  557. ۵۵۷

    وَطَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ وَالدَّنَسِ تَطْهِيراً بِإرَادَتِكَ،

    از پلیدی و آلودگی پاکشان ساختی به اراده خود،

  558. ۵۵۸

    وَجَعَلْتَهُمُ الْوَسِيْلَةَ إلَيْكَ وَالْمَسْلَكَ إلَى جَنَّتِكَ،

    و واسطه به سوی خود و راه به بهشتت ساختی!

  559. ۵۵۹

    رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ

    پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست،

  560. ۵۶۰

    صَلاةً تُجْزِلُ لَهُمْ بِهَا مِنْ نِحَلِكَ وَكَرَامَتِكَ،

    درودی که عطایا و بخشندگیت را فراوان سازد،

  561. ۵۶۱

    وَتُكْمِلُ لَهُمُ الاَشْيَآءَ مِنْ عَطَاياكَ وَنَوَافِلِكَ،

    بخشش‌ها و هدایایت را برایشان کامل کند،

  562. ۵۶۲

    وَتُوَفِّرُ عَلَيْهِمُ الْحَظَّ مِنْ عَوَائِدِكَ وَفَوائِدِكَ.

    و سهمشان از لطف‌ها و فوائدت را پر سازد!

  563. ۵۶۳

    رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ صَلاَةً لاَ أَمَدَ فِي أَوَّلِهَا،

    پروردگارا، بر او و خاندانش درودی فرست که آغازش مدتی نداشته باشد،

  564. ۵۶۴

    وَلاَ غَايَةَ لاَِمَدِهَا، وَلاَ نِهَايَةَ لاِخِرِهَا.

    و مدتش حدی نداشته باشد، و پایانش نهایتی نداشته باشد!

  565. ۵۶۵

    رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِمْ زِنَةَ عَرْشِكَ وَمَا دُونَهُ،

    پروردگارا، بر آنان درود فرست به وزن عرشت و آنچه زیر آن است،

  566. ۵۶۶

    وَمِلءَ سَموَاتِكَ وَمَا فَوْقَهُنَّ،

    به اندازه‌ای که آسمان‌ها و آنچه فراتر از آن‌هاست پر شود،

  567. ۵۶۷

    وَعَدَدَ أَرَضِيْكَ، وَمَا تَحْتَهُنَّ، وَمَا بَيْنَهُنَّ،

    و به شمار زمین‌هایت و آنچه زیرشان و میانشان است،

  568. ۵۶۸

    صَلاَةً تُقَرِّبُهُمْ مِنْكَ زُلْفى وَتَكُونُ لَكَ وَلَهُمْ رِضَىً،

    درودی که آنان را به تو نزدیک کند و تو و ایشان را خشنود سازد،

  569. ۵۶۹

    وَمُتَّصِلَةٌ بِنَظَائِرِهِنَّ أَبَداً.

    و تا ابد به همانندهایش پیوسته باشد!

  570. ۵۷۰

    أللَّهُمَّ إنَّكَ أَيَّدْتَ دِينَكَ فِي كُلِّ أَوَان

    خدایا، تو در هر زمانی دینت را تأیید کردی،

  571. ۵۷۱

    بِإمَام أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ وَّمَنارَاً فِي بِلاَدِكَ،

    به امامی که نشانه‌ای برای بندگانت و چراغی در سرزمین‌هایت قرار دادی،

  572. ۵۷۲

    بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ،

    پس از آنکه ریسمانش را به ریسمانت پیوستی!

  573. ۵۷۳

    وَجَعَلْتَهُ الذَّرِيعَةَ إلَى رِضْوَانِكَ،

    او را وسیله خشنودیت قرار دادی،

  574. ۵۷۴

    وَافْتَرَضْتَ طَاعَتَهُ، وَحَذَّرْتَ مَعْصِيَتَهُ،

    اطاعتش را واجب کردی و از نافرمانی‌اش برحذر داشتی،

  575. ۵۷۵

    وَأَمَرْتَ بِامْتِثَالِ أوَاِمِرِه وَالانْتِهَآءِ عِنْدَ نَهْيِهِ،

    و فرمان دادی به پیروی از دستوراتش و ترک آنچه منع کرده،

  576. ۵۷۶

    وَأَلاَّ يَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ، وَلاَ يَتَأَخَّرَ عَنْهُ مُتَأَخِّرٌ،فَهُوَ عِصْمَةُ اللاَّئِذِينَ

    و اینکه هیچ پیشی‌گیرنده‌ای بر او پیشی نگیرد و هیچ واپس‌مانده‌ای از او واپس نماند! پس او نگهبان پناه‌جویان است،

  577. ۵۷۷

    ، وَكَهْفُ الْمُؤْمِنِينَ، وَعُرْوَةُ الْمُتَمَسِّكِينَ، وَبَهَآءُ الْعَالَمِينَ.

    و غار مؤمنان و دستاویز چنگ‌زنندگان و شکوه جهانیان!

  578. ۵۷۸

    أللَّهُمَّ فَأَوْزِعْ لِوَلِيِّكَ شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيْهِ،

    خدایا، به ولیت الهام کن سپاس آنچه بدو ارزانی داشتی،

  579. ۵۷۹

    وَأَوْزِعْنَا مِثْلَهُ فِيهِ، وَآتِهِ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِيراً،

    و ما را نیز همانند آن الهام فرما، و از نزد خود سلطانی یاری‌بخش به او عطا کن،

  580. ۵۸۰

    وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً، وَأَعِنْهُ بِرُكْنِكَ الاعَزِّ،

    و گشایشی آسان برایش بگشا و با استوارترین رکنت یاری‌اش ده،

  581. ۵۸۱

    وَاشْدُدْ أَزْرَهُ، وَقَوِّ عَضُدَهُ، وَرَاعِهِ بِعَيْنِكَ،

    پشتش را محکم ساز و بازویش را نیرومند کن و با چشمت مراقبش باش،

  582. ۵۸۲

    وَاحْمِهِ بِحِفْظِكَ، وَانْصُرْهُ بِمَلائِكَتِكَ،

    با حفاظتت نگهداری‌اش کن و با فرشتگانت یاری‌اش ده،

  583. ۵۸۳

    وَامْدُدْهُ بِجُنْدِكَ الاَغْلَبِ وَأَقِمْ بِهِ كِتَابَكَ وَحُدُودَكَ،

    و با غالب‌ترین لشکرت مددش رسان! بدو کتاب و حدود خود را بر پا دار،

  584. ۵۸۴

    وَشَرَائِعَكَ وَسُنَنَ رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَآلِهِ،

    و شریعت‌ها و سنت‌های رسولت را ـ درودهایت ای خدا بر او و خاندانش باد ـ

  585. ۵۸۵

    وَأَحْيِ بِهِ مَا أَمَاتَهُ الظَّالِمُونَ مِنْ مَعَالِمِ دِينِكَ،

    بدو نشانه‌های دینت را که ستمگران میرانده‌اند زنده ساز،

  586. ۵۸۶

    وَاجْلُ بِهِ صَدَآءَ الْجَوْرِ عَنْ طَرِيقَتِكَ،

    بدو زنگار ستم را از راهت بزدا،

  587. ۵۸۷

    وَأَبِنْ بِهِ الضَّرَّآءَ مِنْ سَبِيلِكَ،

    بدو سختی را از راهت بچین،

  588. ۵۸۸

    وَأَزِلْ بِهِ النَّاكِبِينَ عَنْ صِرَاطِكَ،

    بدو منحرفان از راهت را نابود ساز،

  589. ۵۸۹

    وَامْحَقْ بِهِ بُغَاةَ قَصْدِكَ عِوَجاً،

    و بدو کج‌روان در استقامتت را محو ساز!

  590. ۵۹۰

    وَأَلِنْ جَانِبَهُ لاَِوْلِيَآئِكَ، وَابْسُطْ يَدَهُ عَلَى أَعْدَائِكَ،

    پهلویش را برای دوستانت نرم ساز و دستش را بر دشمنانت بگشا،

  591. ۵۹۱

    وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَتَعَطُّفَهُ وَتَحَنُّنَهُ،

    مهربانی و رحمت و لطف و شفقتش را به ما ببخش،

  592. ۵۹۲

    وَاجْعَلْنَا لَهُ سَامِعِينَ مُطِيعِينَ، وَفِي رِضَاهُ سَاعِينَ،

    و ما را شنوندگان و فرمانبردارانش قرار ده، کوشندگان در خشنودی‌اش،

  593. ۵۹۳

    وَإلَى نُصْرَتِهِ وَالْمُدَافَعَةِ عَنْهُ مُكْنِفِينَ،

    یاری‌رسانان در نصرت و دفاع از او،

  594. ۵۹۴

    وَإلَيْكَ وَإلَى رَسُولِكَ صَلَواتُكَ

    و بدان به تو و رسولت نزدیک شدگان،

  595. ۵۹۵

    اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِذَلِكَ مُتَقَرِّبِينَ.

    (درودهایت ای خدا بر او و خاندانش باد).

  596. ۵۹۶

    أللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلَى أَوْلِيآئِهِمُ الْمُعْتَرِفِينَ بِمَقَامِهِمْ،

    خدایا، و بر دوستداران امامان درود فرست، معترفان به مقام آنان،

  597. ۵۹۷

    الْمُتَّبِعِينَ مَنْهَجَهُمْ، الْمُقْتَفِيْنَ آثَارَهُمْ،

    پیروان راه آنان، ردیابان آثارشان،

  598. ۵۹۸

    الْمُسْتَمْسِكِينَ بِعُرْوَتِهِمْ، الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلاَيَتِهِمْ،

    چنگ‌زنندگان به دستاویزشان، تمسک‌جویان به ولایتشان،

  599. ۵۹۹

    الْمُؤْتَمِّينَ بِإمَامَتِهِمْ، الْمُسَلِّمِينَ لاَِمْرِهِمْ

    پیروان امامتشان، تسلیم‌شدگان به فرمانشان،

  600. ۶۰۰

    الْمُجْتَهِدِيْنَ فِي طاعَتِهِمْ، الْمُنْتَظِرِيْنَ أَيَّامَهُمْ،

    کوشندگان در اطاعتشان، منتظران روزهایشان،

  601. ۶۰۱

    الْمَادِّينَ إلَيْهِمْ أَعْيُنَهُمْ،

    دوخته‌چشمان به سوی آنان،

  602. ۶۰۲

    الصَّلَوَاتِ الْمُبَارَكَاتِ الزَّاكِيَاتِ النَّامِيَاتِ الغَادِيَاتِ، الرَّائِحاتِ.

    با درودهای مبارک، پاکیزه، فزاینده، تازه و خوشبو!

  603. ۶۰۳

    وَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَعَلَى أَرْوَاحِهِمْ،

    بر آنان و ارواحشان سلام فرست،

  604. ۶۰۴

    وَاجْمَعْ عَلَى التَّقْوَى أَمْرَهُمْ،

    و کارشان را بر تقوا گرد آور،

  605. ۶۰۵

    وَأَصْلِحْ لَهُمْ شُؤُونَهُمْ،

    و اوضاعشان را اصلاح فرما،

  606. ۶۰۶

    وَتُبْ عَلَيْهِمْ

    و بر آنان توبه پذیر،

  607. ۶۰۷

    إنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ وَخَيْرُ الْغَافِرِينَ،

    همانا تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی و بهترین آمرزندگان،

  608. ۶۰۸

    وَاجْعَلْنَا مَعَهُمْ فِي دَارِ السَّلاَمِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

    و ما را با آنان در سرای سلامت جای ده، به رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان!

  609. ۶۰۹

    أللَّهُمَّ هَذَا يَوْمُ عَرَفَةَ،

    خدایا، این روز عرفه است،

  610. ۶۱۰

    يَوْمٌ شَرَّفْتَهُ وَكَرَّمْتَهُ وَعَظَّمْتَهُ، نَشَرْتَ فِيهِ رَحْمَتَكَ،

    روزی که شرافت و عزت و بزرگی‌اش دادی. در آن رحمتت را گستردی،

  611. ۶۱۱

    وَمَنَنْتَ فِيهِ بِعَفْوِكَ وَأَجْزَلْتَ فِيهِ عَطِيَّتَكَ،

    به عفوت لطف کردی و عطایت را فراوان ساختی،

  612. ۶۱۲

    وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِكَ.

    و بدان بر بندگانت بخشش کردی.

  613. ۶۱۳

    أللَّهُمَّ وَأَنَا عَبْدُكَ الَّذِي أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ قَبْلَ خَلْقِكَ لَهُ، وَبَعْدَ خَلْقِكَ إيَّاهُ،

    من بنده تو هستم که پیش از آفرینشم و پس از آفرینشم بر او احسان کردی.

  614. ۶۱۴

    فَجَعَلْتَهُ مِمَّنْ هَدَيْتَهُ لِدِينِكَ،

    او را از کسانی ساختی که به دینت هدایت کردی،

  615. ۶۱۵

    وَوَفَّقْتَهُ لِحَقِّكَ، وَعَصَمْتَهُ بِحَبْلِكَ،

    و به ادای حقت توفیق دادی و با ریسمانت محفوظ داشتی،

  616. ۶۱۶

    وَأَدْخَلْتَهُ فِيْ حِزْبِكَ، وَأَرْشَدْتَهُ لِمُوَالاَةِ أَوْليآئِكَ،

    در حزبت داخل کردی و به دوستی دوستانت راهنمایی کردی،

  617. ۶۱۷

    وَمُعَادَاةِ أَعْدَائِكَ، ثُمَّ أَمَرْتَهُ فَلَمْ يَأْتَمِرْ،

    و دشمنی با دشمنانت. سپس فرمانش دادی ولی فرمانت را اجرا نکرد،

  618. ۶۱۸

    وَزَجَرْتَهُ فَلَمْ يَنْزَجِرْ، وَنَهَيْتَهُ عَنْ مَعْصِيَتِكَ فَخَالَفَ أَمْرَكَ إلَى نَهْيِكَ،

    محدودش کردی ولی محدودیتت را رعایت نکرد، از نافرمانی نهی‌اش کردی ولی فرمانت را با ارتکاب نهیت شکست،

  619. ۶۱۹

    لاَ مُعَانَدَةً لَكَ وَلاَ اسْتِكْبَاراً عَلَيْكَ،

    نه از روی ستیزه با تو و نه از روی تکبر؛

  620. ۶۲۰

    بَلْ دَعَاهُ هَوَاهُ إلَى مَا زَيَّلْتَهُ، وَإلَى مَا حَذَّرْتَهُ،

    بلکه هوایش او را به آنچه از آن جدا ساخته بودی و برحذر داشته بودی خواند،

  621. ۶۲۱

    وَأَعَانَهُ عَلَى ذالِكَ عَدُوُّكَ وَعَدُوُّهُ،

    و دشمن تو و دشمنش در آن یاری‌اش کرد.

  622. ۶۲۲

    فَأَقْدَمَ عَلَيْهِ عَارِفاً بِوَعِيْدِكَ، رَاجِياً لِعَفْوِكَ،

    پس با شناخت تهدیدت بر آن پیش رفت، به امید عفوت،

  623. ۶۲۳

    وَاثِقاً بِتَجَاوُزِكَ، وَكَانَ أَحَقَّ عِبَادِكَ ـ

    و با اعتماد بر بردباری‌ات، حال آنکه سزاوارترین بندگانت بود،

  624. ۶۲۴

    مَعَ مَا مَنَنْتَ عَلَيْهِ ـ أَلاَّ يَفْعَلَ،

    ـ با لطفت نسبت به او ـ که چنین نکند.

  625. ۶۲۵

    وَهَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ صَاغِراً،

    پس اینک من در پیشگاه تو خوار ایستاده‌ام،

  626. ۶۲۶

    ذَلِيلاً، خَاضِعَاً، خَاشِعاً، خَائِفَاً،

    زبون، خاضع، فروتن، ترسان،

  627. ۶۲۷

    مُعْتَرِفاً بِعَظِيم مِنَ الذُّنُوبِ تَحَمَّلْتُهُ،

    معترف به گناهان هولناکی که بر دوش دارم،

  628. ۶۲۸

    وَجَلِيْل مِنَ الْخَطَايَا اجْتَرَمْتُهُ،

    و خطاهای بزرگی که مرتکب شده‌ام،

  629. ۶۲۹

    مُسْتَجِيراً بِصَفْحِكَ، لائِذاً بِرَحْمَتِكَ،

    پناه‌جوی به آمرزشت، پناه‌خواه رحمتت،

  630. ۶۳۰

    مُوقِناً أَنَّهُ لاَ يُجِيرُنِي مِنْكَ مُجِيرٌ،

    و یقین دارم که هیچ پناه‌دهنده‌ای مرا از تو پناه نمی‌دهد،

  631. ۶۳۱

    وَلاَ يَمْنَعُنِي مِنْكَ مَانِعٌ .

    و هیچ بازدارنده‌ای مرا از تو بازنمی‌دارد.

  632. ۶۳۲

    فَعُدْ عَلَيَّ بِمَا تَعُودُ بِهِ عَلَى مَنِ اقْتَرَفَ مِنْ تَغَمُّدِكَ،

    پس با من لطف کن چنان‌که لطف می‌کنی با پوشاندن گناه مرتکبان،

  633. ۶۳۳

    وَجُدْ عَلَيَّ بِمَا تَجُودُ بِهِ عَلَى مَنْ أَلْقَى بِيَدِهِ إلَيْكَ مِنْ عَفْوِكَ،

    و بر من بخشنده باش چنان‌که بخشنده‌ای با عفو آن که خود را نزد تو افکند،

  634. ۶۳۴

    وَامْنُنْ عَلَيَّ بِمَا لاَ يَتَعَاظَمُكَ

    و لطف کن بر من چنان‌که بزرگ نیست بر تو،

  635. ۶۳۵

    أَنْ تَمُنَّ بِهِ عَلَى مَنْ أَمَّلَكَ مِنْ غُفْرَانِكَ،

    لطف کردن با بخشیدن آن که امید به تو دارد!

  636. ۶۳۶

    وَاجْعَلْ لِي فِي هَذَا الْيَوْمِ نَصِيباً أَنَالُ بِهِ حَظّاً مِنْ رِضْوَانِكَ،

    برایم در این روز بهره‌ای مقرر کن که بدان نصیبی از خشنودیت به دست آورم،

  637. ۶۳۷

    وَلاَ تَرُدَّنِي صِفْراً مِمَّا يَنْقَلِبُ بِهِ الْمُتَعَبِّدُونَ لَكَ مِنْ عِبَادِكَ،

    و مرا تهی‌دست بازمگردان از آنچه بندگان عبادتگرت بازمی‌گردند!

  638. ۶۳۸

    وَإنِّي وَإنْ لَمْ أُقَدِّمْ مَا قَدَّمُوهُ مِنَ الصَّالِحَاتِ،

    اگرچه اعمال صالحی که آنان پیش داشته‌اند پیش نداشته‌ام،

  639. ۶۳۹

    فَقَد قَدَّمْتُ تَوْحِيدَكَ،

    اما توحید تو را پیش داشته‌ام،

  640. ۶۴۰

    وَنَفْيَ الاَضْدَادِ وَالاَنْدَادِ وَالاشْبَاهِ عَنْكَ،

    و نفی اضداد و رقیبان و همانندها از تو،

  641. ۶۴۱

    وَأَتَيْتُكَ مِنَ الاَبْوَابِ الَّتِي أَمَرْتَ أَنْ تُؤْتى مِنْها،

    و از درهایی که فرمان دادی مردم از آن‌ها بیایند نزد تو آمده‌ام،

  642. ۶۴۲

    وَتَقَرَّبْتُ إلَيْكَ بِمَا لاَ يَقْرُبُ ،

    و بدانچه جز با تقرب بدان کسی به تو تقرب نمی‌جوید، تقرب جسته‌ام،

  643. ۶۴۳

    أَحَدٌ مِنْكَ إلاَّ بِالتَّقَرُّبِ بِهِ

    کسی به تو نزدیک نمی‌شود.

  644. ۶۴۴

    ثُمَّ أَتْبَعْتُ ذلِكَ بِالاِنابَةِ إلَيْكَ،

    سپس آن همه را با بازگشت مکرر به سوی تو دنبال کردم،

  645. ۶۴۵

    وَالتَّذَلُّلِ وَالاسْتِكَانَةِ لَكَ، وَحُسْنِ الظَّنِّ بِكَ، وَالثِّقَةِ بِمَا عِنْدَكَ،

    فروتنی و خشوع نزد تو، حسن ظن به تو، و اعتماد به آنچه نزد توست؛

  646. ۶۴۶

    وَشَفَعْتُهُ بِرَجآئِكَ

    و بدان امید به تو را نیز ضمیمه کردم،

  647. ۶۴۷

    الَّذِي قَلَّ مَا يَخِيبُ عَلَيْهِ رَاجِيْكَ،

    چرا که امیدوار به تو به ندرت مأیوس می‌شود!

  648. ۶۴۸

    وَسَأَلْتُكَ مَسْأَلَةَ الْحَقِيرِ الذّلِيلِ

    از تو درخواست کردم درخواست خوار و زبون،

  649. ۶۴۹

    الْبَائِسِ الْفَقِيْرِ الْخَائِفِ الْمُسْتَجِيرِ،

    بیچاره، مسکین، ترسان، پناه‌جوی؛

  650. ۶۵۰

    وَمَعَ ذَلِكَ خِيفَةً وَتَضَرُّعاً وَتَعَوُّذاً وَتَلَوُّذاً،

    همه آن از ترس و التماس و پناه‌جویی و تضرع،

  651. ۶۵۱

    لاَ مُسْتَطِيلاً بِتَكبُّرِ الْمُتَكَبِّرِينَ،

    نه با گردنفرازی تکبر متکبران،

  652. ۶۵۲

    وَلاَ مُتَعَالِياً بِدالَّةِ الْمُطِيعِينَ،

    و نه با بلندپروازی جسارت مطیعان،

  653. ۶۵۳

    وَلاَ مُسْتَطِيلاً بِشَفَاعَةِ الشَّافِعِينَ،

    و نه با گستاخی بر شفاعت شفاعتگران.

  654. ۶۵۴

    وَأَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الاَقَلِّيْنَ، وَأَذَلُّ الاَذَلِّينَ،

    زیرا من هنوز کمترین کمترانم و خوارترین خوارانم،

  655. ۶۵۵

    وَمِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا.

    همچون ذره‌ای یا کمتر!

  656. ۶۵۶

    فَيَا مَنْ لَمْ يَعَاجِلِ الْمُسِيئِينَ، وَلاَ يَنْدَهُ الْمُتْرَفِينَ،

    ای آن که بر بدکاران شتاب نمی‌کند و آسوده‌زیستان را باز نمی‌دارد!

  657. ۶۵۷

    وَيَا مَنْ يَمُنُّ بِإقَالَةِ الْعَاثِرِينَ، وَيَتَفَضَّلُ بإنْظَارِ الْخَاطِئِينَ،

    ای آن که با رها ساختن لغزشگران لطف کند و با مهلت دادن خطاکاران بخشش فرماید!

  658. ۶۵۸

    أَنَا الْمُسِيءُ الْمُعْتَرِفُ الْخَاطِئُ الْعَاثِرُ،

    منم بدکار، معترف، خطاکار، لغزشگر!

  659. ۶۵۹

    أَنَا الَّذِيْ أَقْدَمَ عَلَيْكَ مُجْتَرِئاً،

    منم آن که گستاخانه بر تو پیش آمد!

  660. ۶۶۰

    أَنَا الَّذِي عَصَاكَ مُتَعَمِّداً،

    منم آن که عمداً نافرمانی تو کرد!

  661. ۶۶۱

    أَنَا الَّذِي اسْتَخْفى مِنْ عِبَادِكَ وَبَارَزَكَ،

    منم آن که از بندگانت پنهان شد و آشکارا بر تو تاخت!

  662. ۶۶۲

    أَنَا الَّذِي هَابَ عِبَادَكَ وَأَمِنَكَ

    منم آن که از بندگانت ترسید و از تو ایمن بود!

  663. ۶۶۳

    أَنَا الَّذِي لَمْ يَرْهَبْ سَطْوَتَكَ وَلَمْ يَخَفْ بَأْسَكَ

    منم آن که از کیفرت نهراسید و از سختگیری‌ات نترسید!

  664. ۶۶۴

    أَنَا الْجَانِي عَلَى نَفْسِهِ، أَنَا الْمُرْتَهَنُ بِبَلِيَّتِهِ،

    منم گناهکار بر خود! منم گروگان مصیبت خویش!

  665. ۶۶۵

    الْقَلِيلُ الْحَيَاءِ، أَنَا الطَّوِيلُ الْعَنآءِ،

    کم‌شرمم! رنج درازم!

  666. ۶۶۶

    بِحَقِّ مَنِ انْتَجَبْتَ مِنْ خَلْقِكَ،

    به حق آن که از آفریدگانت ممتاز ساختی،

  667. ۶۶۷

    وَبِمَنِ اصْطَفَيْتَهُ لِنَفْسِكَ،

    و آن که برای خود برگزیدی!

  668. ۶۶۸

    بِحَقِّ مَنِ اخْتَرْتَ مِنْ بَريَّتِكَ، وَمَنِ اجْتَبَيْتَ لِشَأْنِكَ،

    به حق آن که از آفریدگانت انتخاب کردی و آن که برای کارت برگزیدی!

  669. ۶۶۹

    بِحَقِّ مَنْ وَصَلْتَ طَاعَتَهُ بِطَاعَتِكَ،

    به حق آن که اطاعتش را به اطاعتت پیوستی،

  670. ۶۷۰

    وَمَنْ جَعَلْتَ مَعْصِيَتَهُ كَمَعْصِيَتِكَ

    و آن که نافرمانی‌اش را چون نافرمانی تو ساختی!

  671. ۶۷۱

    بِحَقِّ مَنْ قَرَنْتَ مُوَالاَتَهُ بِمُوالاتِكَ،

    و به حق آن که دوستی‌اش را به دوستی تو گره زدی،

  672. ۶۷۲

    وَمَنْ نُطْتَ مُعَادَاتَهُ بِمُعَادَاتِكَ.

    و آن که دشمنی‌اش را به دشمنی تو پیوستی!

  673. ۶۷۳

    تَغَمَّدْنِي فِي يَوْمِيَ هَذَا بِمَا تَتَغَمَّدُ بِهِ مَنْ جَارَ إلَيْكَ مُتَنَصِّلاً،

    مرا در این روز بپوشان بدانچه می‌پوشانی آن را که با استغفار پناه جوید،

  674. ۶۷۴

    وَعَاذَ بِاسْتِغْفَارِكَ تَائِباً،

    و آن را که به آمرزشت پناه جوید با توبه!

  675. ۶۷۵

    وَتَوَلَّنِي بِمَا تَتَوَلَّى بِهِ أَهْلَ طَاعَتِكَ،

    مرا عهده‌دار شو بدانچه اهل اطاعت نزد تو را عهده‌دار می‌شوی،

  676. ۶۷۶

    وَالزُّلْفَى لَدَيْكَ، وَالْمَكَانَةِ مِنْكَ،

    و قرب به تو و منزلت نزد تو!

  677. ۶۷۷

    وَتَوَحَّدْنِي بِمَا تَتَوَحَّدُ بِهِ مَنْ وَفى بِعَهْدِكَ،

    مرا ممتاز ساز چنان‌که ممتاز می‌سازی آن را که عهدت را وفا کرد،

  678. ۶۷۸

    وَأَتْعَبَ نَفْسَهُ فِيْ ذَاتِكَ، وَأَجْهَدَهَا فِي مَرْضَاتِكَ،

    و خود را تنها برای ذات تو به رنج انداخت و در خشنودیت کوشید!

  679. ۶۷۹

    وَلاَ تُؤَاخِذْنِي بِتَفْرِيطِيْ فِي جَنْبِكَ،

    مرا به سبب کوتاهی‌ام نسبت به تو مؤاخذه مکن،

  680. ۶۸۰

    وَتَعَدِّي طَوْرِيْ فِي حُدودِكَ، وَمُجَاوَزَةِ أَحْكَامِكَ.

    و تجاوزم از حدودت و تعدی‌ام از احکامت!

  681. ۶۸۱

    وَلاَ تَسْتَدْرِجْنِي بِإمْلائِكَ لِي

    مرا اندک‌اندک با مهلت دادن فریب مده،

  682. ۶۸۲

    اسْتِدْرَاجَ مَنْ مَنَعَنِي خَيْرَ مَا عِنْدَهُ،

    چنان‌که اندک‌اندک فریب می‌دهی آن را که نیکی خود را از من دریغ می‌دارد،

  683. ۶۸۳

    وَلَمْ يَشْرَكْكَ فِي حُلُولِ نِعْمَتِهِ بِي،

    و تو را در فرود آمدن لطفش بر من شریک نمی‌کند!

  684. ۶۸۴

    وَنَبِّهْنِي مِنْ رَقْدَةِ الْغَافِلِينَ،

    مرا از خواب غافلان بیدار کن،

  685. ۶۸۵

    وَسِنَةِ الْمُسْرِفِينَ، وَنَعْسَةِ الْمَخْذُولِينَ.

    و از چرت اسرافکاران و خواب فراموش‌شدگان!

  686. ۶۸۶

    وَخُذْ بِقَلْبِي إلَى مَا اسْتَعْمَلْتَ بِهِ القَانِتِيْنَ،

    دلم را به سوی آنچه پرهیزکاران را بدان به کار گماشتی ببر،

  687. ۶۸۷

    وَاسْتَعْبَدْتَ بِهِ الْمُتَعَبِّدِينَ، وَاسْتَنْقَذْتَ بِهِ الْمُتَهَاوِنِينَ،

    و عبادتکنندگان را بدان بنده ساختی و بی‌خبران را بدان رهانیدی!

  688. ۶۸۸

    وَأَعِذْنِي مِمَّا يُبَاعِدُنِي عَنْكَ،

    مرا از آنچه از تو دورم سازد پناه ده،

  689. ۶۸۹

    وَيَحُولُ بَيْنِي وَبَيْنَ حَظِّي مِنْكَ،

    و میان من و بهره‌ام از تو حائل شود،

  690. ۶۹۰

    وَيَصُدُّنِي عَمَّا أُحَاوِلُ لَدَيْكَ.

    و مرا از آنچه در تو می‌جویم بازدارد!

  691. ۶۹۱

    وَسَهِّلْ لِي مَسْلَكَ الْخَيْرَاتِ إلَيْكَ،

    راه نیکی‌ها را به سوی تو برایم هموار ساز،

  692. ۶۹۲

    وَالْمُسَابَقَةِ إلَيْهَا مِنْ حَيْثُ أَمَرْتَ،

    و مسابقه بدان‌ها از جایی که فرمودی،

  693. ۶۹۳

    وَالْمُشَاحَّةَ فِيهَا عَلَى مَا أَرَدْتَ.

    و طمع در آن‌ها بر وفق آنچه خواستی!

  694. ۶۹۴

    وَلاَ تَمْحَقْنِي فِيمَنْ تَمْحَقُ مِنَ الْمُسْتَخِفِّينَ بِمَا أَوْعَدْتَ،

    مرا با کسانی که آنچه وعده‌شان دادی سبک شمردند محو مکن!

  695. ۶۹۵

    وَلاَ تُهْلِكْنِي مَعَ مَنْ تُهْلِكُ مِنَ الْمُتَعَرِّضِينَ لِمَقْتِكَ،

    مرا با کسانی که در معرض خشمت هستند هلاک مکن!

  696. ۶۹۶

    وَلاَ تُتَبِّرْني فِيمَنْ تُتَبِّرُ مِنَ الْمُنْحَرِفِينَ عَنْ سُبُلِكَ.

    مرا با کسانی که از راه‌هایت منحرف شدند نابود مکن!

  697. ۶۹۷

    وَنَجِّنِيْ مِنْ غَمَرَاتِ الْفِتْنَةِ،

    مرا از سیلاب‌های آزمایش رهایی بخش،

  698. ۶۹۸

    وَخَلِّصْنِي مِنْ لَهَوَاتِ الْبَلْوى،

    از گلوگاه‌های بلا نجاتم ده،

  699. ۶۹۹

    وَأَجِرْنِي مِنْ أَخْذِ الاِمْلاءِ،

    و از گرفتار شدن در مهلت مرا پناه بخش!

  700. ۷۰۰

    وَحُلْ بَيْنِي وَبَيْنَ عَدُوٍّ يُضِلُّنِي،

    میان من و دشمنی که گمراهم سازد حائل شو،

  701. ۷۰۱

    وَهَوىً يُوبِقُنِي، وَمَنْقَصَة تَرْهَقُنِي.

    و هوسی که نابودم کند و عیبی که بر من چیره شود!

  702. ۷۰۲

    وَلاَ تُعْرِضْ عَنِّي إعْرَاضَ مَنْ لاَ تَرْضَى عَنْهُ بَعْدَ غَضَبِكَ،

    از من رویمگردان چنان‌که از کسی با خشم رو می‌گردانی که از او خشنود نیستی!

  703. ۷۰۳

    وَلاَ تُؤْيِسْنِي مِنَ الامَلِ فِيكَ، فَيَغْلِبَ عَلَيَّ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَتِكَ،

    مرا از امید به تو دل‌سرد مکن مبادا نومیدی از رحمتت بر من غالب شود!

  704. ۷۰۴

    وَلاَ تَمْنَحْنِي بِمَا لاَ طَاقَةَ لِيْ بِهِ،

    آنچه طاقتش ندارم به من مده،

  705. ۷۰۵

    فَتَبْهَظَنِي مِمَّا تُحَمِّلُنِيهِ مِنْ فَضْلِ مَحَبَّتِكَ،

    مبادا زیر بار آنچه از ثواب محبتت بر من نهی گرانبار شوم!

  706. ۷۰۶

    وَلاَ تُرْسِلْنِي مِنْ يَدِكَ إرْسَالَ مَنْ لاَ خَيْرَ فِيهِ،

    مرا از دستت رها مکن، رها کردن کسی که خیری در او نیست،

  707. ۷۰۷

    وَلاَ حَاجَةَ بِكَ إلَيْهِ، وَلاَ إنابَةَ لَهُ،

    و تو را بدو نیازی نیست و بازگشتی ندارد!

  708. ۷۰۸

    وَلاَ تَرْمِ بِيَ رَمْيَ مَنْ سَقَطَ مِنْ عَيْنِ رِعَايَتِكَ،

    مرا میَفکن چنان‌که کسی را می‌افکنی که از چشم عنایتت افتاده،

  709. ۷۰۹

    وَمَنِ اشْتَمَلَ عَلَيْهِ الْخِزْيُ مِنْ عِنْدِكَ،

    و خواری از تو او را فرا گرفته!

  710. ۷۱۰

    بَلْ خُذْ بِيَدِيْ مِنْ سَقْطَةِ الْمُتَرَدِّدِينَ،

    بلکه دستم بگیر از افتادن لغزندگان،

  711. ۷۱۱

    وَوَهْلَةِ الْمُتَعَسِّفِيْنَ، وَزَلّةِ الْمَغْرُورِينَ، وَوَرْطَةِ الْهَالِكِينَ.

    و از آشفتگی منحرفان و لغزش فریب‌خوردگان و گرفتاری هلاک‌شدگان!

  712. ۷۱۲

    وَعَافِنِي مِمَّا ابْتَلَيْتَ بِهِ طَبَقَاتِ عَبِيدِكَ وَإمآئِكَ،

    مرا از آنچه بندگان و کنیزانت را بدان مبتلا ساختی رهایی بخش،

  713. ۷۱۳

    وَبَلِّغْنِي مَبَالِغَ مَنْ عُنِيتَ بِهِ، وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ، وَرَضِيتَ عَنْهُ،

    و مرا به نهایت مراتب آن که بدو عنایت و انعام و خشنودی کردی برسان،

  714. ۷۱۴

    فَأَعَشْتَهُ حَمِيداً، وَتَوَفَّيْتَهُ سَعِيداً،

    تا زندگی‌اش را ستوده داشتی و مرگش را نیکبخت گرداندی!

  715. ۷۱۵

    وَطَوِّقْنِي طَوْقَ الاِقْلاَعِ عَمَّا يُحْبِطُ الْحَسَنَاتِ،

    طوق بازایستادن از آنچه نیکی‌ها را تباه کند بر گردنم بنه،

  716. ۷۱۶

    وَيَذْهَبُ بِالْبَرَكَاتِ،

    و نعمت‌ها را سلب کند!

  717. ۷۱۷

    وَأَشْعِرْ قَلْبِيَ الازْدِجَارَ عَنْ قَبَائِحِ السَّيِّئاتِ،

    دلم را از زشتی‌های اعمال بد بیزار ساز،

  718. ۷۱۸

    وَفَوَاضِحِ الْحَوْبَاتِ،

    و از رسوایی‌های ننگین!

  719. ۷۱۹

    وَلاَ تَشْغَلْنِي بِمَا لاَ أُدْرِكُهُ إلاَّ بِكَ عَمَّا لا َ يُرْضِيْكَ عَنِّي غَيْرُهُ،

    مرا به آنچه جز با تو بدان نمی‌رسم مشغول مدار از انجام آنچه تنها تو را از من خشنود سازد!

  720. ۷۲۰

    وَانْزَعْ مِنْ قَلْبِي حُبَّ دُنْيَا دَنِيَّة تَنْهى عَمَّا عِنْدَكَ،

    محبت این دنیای پست را از دلم بِکَن که از هرچه نزد توست باز می‌دارد،

  721. ۷۲۱

    وَتَصُدُّ عَنِ ابْتِغَآءِ الْوَسِيلَةِ إلَيْكَ، وَتُذْهِلُ عَنِ التَّقَرُبِ مِنْكَ،

    و از جستن وسیله به تو بازمی‌دارد و از تلاش تقرب به تو غافل می‌سازد!

  722. ۷۲۲

    وَزَيِّنَ لِيَ التَّفَرُّدَ بِمُنَاجَاتِكَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ،

    تنهایی مناجات با تو در شب و روز را برایم بیارا!

  723. ۷۲۳

    وَهَبْ لِي عِصْمَةً تُدْنِينِي مِنْ خَشْيَتِكَ،

    مرا نگهداشتی ده که به ترس از تو نزدیکم سازد،

  724. ۷۲۴

    وَتَقْطَعُنِي عَنْ رُكُوبِ مَحَارِمكَ،

    و از ارتکاب حرام‌هایت ببُرد،

  725. ۷۲۵

    وَتَفُكُّنِي مِنْ أَسْرِ الْعَظَائِمِ،

    و از اسارت گناهان هولناک رهایم سازد!

  726. ۷۲۶

    وَهَبْ لِي التَّطْهِيرَ مِنْ دَنَسِ الْعِصْيَانِ،

    مرا پاکیزگی از آلودگی نافرمانی عطا کن،

  727. ۷۲۷

    وَأَذْهِبْ عَنِّي دَرَنَ الْخَطَايَا،

    و چرک خطاها را از من بزدا،

  728. ۷۲۸

    وَسَرْبِلْنِي بِسِرْبالِ عَافِيَتِكَ،

    جامه عافیتت را بر من بپوشان،

  729. ۷۲۹

    وَرَدِّنِي رِدَآءَ مُعَافاتِكَ،

    ردای آسودگیت مرا فرا گیر،

  730. ۷۳۰

    وَجَلِّلْنِي سَوابِغَ نَعْمَائِكَ،

    فراوانی نعمت‌هایت مرا بپوشان،

  731. ۷۳۱

    وَظَاهِرْ لَدَيَّ فَضْلَكَ وَطَوْلَكَ،

    و بخشش و بزرگواریت مرا بپوشان!

  732. ۷۳۲

    وَأَيْدْنِي بِتَوْفِيقِكَ وَتَسْدِيْدِكَ،

    مرا با توفیق و راهنمایی‌ات نیرومند ساز،

  733. ۷۳۳

    وَأَعِنِّي عَلَى صالِحِ النِّيَّةِ وَمَرْضِيِّ الْقَوْلِ وَمُسْتَحْسَنِ الْعَمَلِ.

    مرا بر نیت نیک و گفتار پسندیده و عمل شایسته یاری ده،

  734. ۷۳۴

    وَلاَ تَكِلْنِي إلَى حَوْلِي وَقُوَّتِي دُونَ حَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ،

    و مرا به حول و قوه خودم بدون حول و قوه تو وامگذار!

  735. ۷۳۵

    وَلاَ تَخْزِنِي يَوْمَ تَبْعَثُنِي لِلِقائِكَ،

    مرا در روزی که برای دیدارت برمی‌انگیزی خوار مکن،

  736. ۷۳۶

    وَلاَ تَفْضَحْنِي بَيْنَ يَدَيْ أَوْلِياِئكَ،

    مرا پیش دوستانت رسوا مساز،

  737. ۷۳۷

    وَلاَ تُنْسِنِي ذِكْرَكَ، وَلاَ تُذْهِبْ عَنِّي شُكْرَكَ،

    یاد خود را از من فراموش مساز و سپاسم را از من مَسِتان،

  738. ۷۳۸

    بَلْ أَلْزِمْنِيهِ فِي أَحْوَالِ السَّهْوِ عِنْدَ غَفَلاَتِ الْجَاهِلِينَ لاِلائِكَ،

    بلکه در حالات غفلت بر من واجبش ساز، هنگامی که نادانان از نعمت‌هایت غافلند،

  739. ۷۳۹

    وَأَوْزِعْنِي أَنْ أُثْنِيَ بِمَا أَوْلَيْتَنِيهِ،

    و مرا الهام کن که بر آنچه بر من ارزانی داشتی ثنا گویم،

  740. ۷۴۰

    وَأَعْتَرِفِ بِمَا أَسْدَيْتَهُ إلَيَّ،

    و اعتراف کنم بدانچه بر من فرو فرستادی!

  741. ۷۴۱

    وَاجْعَلْ رَغْبَتِي إلَيْكَ فَوْقَ رَغْبَةِ الْرَّاغِبِينَ،

    رغبتم به تو را فراتر از رغبت رغبت‌کنندگان ساز،

  742. ۷۴۲

    وَحَمْدِي إيَّاكَ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِيْنَ،

    و ستایشم از تو را فراتر از ستایش ستایشگران!

  743. ۷۴۳

    وَلاَ تَخْذُلْنِي عِنْدَ فاقَتِي إلَيْكَ،

    در هنگام نیازم به تو وامگذارم،

  744. ۷۴۴

    وَلاَ تُهْلِكْنِي بِمَا أَسْدَيْتُهُ إلَيْكَ،

    و مرا به سبب آنچه برایت کرده‌ام هلاک مکن،

  745. ۷۴۵

    وَلاَ تَجْبَهْنِي بِمَا جَبَهْتَ بِهِ لْمَعَانِدِينَ لَكَ،

    و پیشانی‌ام را بدانچه پیشانی ستیزه‌جویان با تو را می‌زنی مزن،

  746. ۷۴۶

    فَإنِّي لَكَ مُسَلِّمٌ، أَعْلَمُ أَنَّ الْحُجَّةَ لَكَ،

    زیرا من تسلیم توام. می‌دانم که حجت از آنِ توست،

  747. ۷۴۷

    وَأَنَّكَ أَوْلَى بِالْفَضْلِ، وَأَعْوَدُ بِالاحْسَانِ،

    و اینکه تو نزدیک‌ترین به بخشش و عادت‌یافته‌ترین به نیکی هستی،

  748. ۷۴۸

    وَأَهْلُ التَّقْوَى، وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ،

    اهل تقوا و اهل آمرزشی،

  749. ۷۴۹

    وَأَنَّكَ بِأَنْ تَعْفُوَ أَوْلَى مِنْكَ بِأَنْ تُعَاقِبَ،

    و اینکه عفو کردن برای تو سزاوارتر از کیفر دادن است،

  750. ۷۵۰

    وَأَنَّكَ بِأَنْ تَسْتُرَ أَقْرَبُ مِنْكَ إلَى أنْ تَشْهَرَ،

    و اینکه پوشاندن برای تو نزدیک‌تر از آشکار ساختن است!

  751. ۷۵۱

    فَأَحْيِنِي حَياةً طَيِّبَةً تَنْتَظِمُ بِما أُرِيدُ

    مرا زندگانی نیکویی بخش که آنچه خواهم به هم پیوندد،

  752. ۷۵۲

    وَتَبْلُغُ مَا أُحِبُّ مِنْ حَيْثُ لاَ آتِي مَا تَكْرَهُ

    و بدانچه دوست دارم برسد بی‌آنکه ناپسند تو را مرتکب شوم،

  753. ۷۵۳

    وَلاَ أَرْتَكِبُ مَا نَهَيْتَ عَنْهُ،

    و دست به آنچه منع کرده‌ای نزنم؛

  754. ۷۵۴

    وَأَمِتْنِي مِيْتَةَ مَنْ يَسْعَى نُورُهُ بَيْنَ يَدَيْهِ، وَعَنْ يِمِيِنهِ،

    و مرا بمیران مرگ کسی که نورش پیش رویش و از سمت راستش روان است!

  755. ۷۵۵

    وَذَلِّلْنِي بَيْنَ يَدَيْكَ، وَأَعِزَّنِيْ عِنْدَ خَلْقِكَ،

    مرا نزد خودت خوار ساز و نزد آفریدگانت عزیز گردان،

  756. ۷۵۶

    وَضَعْنِي إذَا خَلَوْتُ بِكَ، وَارْفَعْنِي بَيْنَ عِبادِكَ،

    چون با تو تنهایم فروتنم ساز و میان بندگانت بلندم دار،

  757. ۷۵۷

    وَأَغْنِنِي عَمَّنْ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي،

    مرا از آن که بی‌نیاز از من است بی‌نیاز ساز،

  758. ۷۵۸

    وَزِدْنِي إلَيْكَ فَاقَةً وَفَقْراً،

    و بر فقر و نیازم به سوی تو بیفزا!

  759. ۷۵۹

    وَأَعِذْنِي مِنْ شَمَاتَةِ الاَعْدَاءِ،

    مرا از شماتت دشمنان پناه ده،

  760. ۷۶۰

    وَمِنْ حُلُولِ الْبَلاءِ، وَمِنَ الذُّلِّ وَالْعَنَآءِ،

    و از فرود آمدن بلا و خواری و رنج!

  761. ۷۶۱

    تَغَمَّدني فِيمَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِّي

    مرا در آنچه از من می‌بینی بپوشان،

  762. ۷۶۲

    بِمَا يَتَغَمَّدُ بِهِ الْقَادِرُ عَلَى الْبَطْشِ لَوْلاَ حِلْمُهُ،

    پوشاندن آن که توان سختگیری دارد اگر بردباری‌اش نبود،

  763. ۷۶۳

    وَالاخِذُ عَلَى الْجَرِيرَةِ لَوْلاَ أَناتُهُ،

    و آن که به خطا می‌گیرد اگر تأنی‌اش نبود!

  764. ۷۶۴

    وَإذَا أَرَدْتَ بِقَوْم فِتْنَةً أَوْ سُوءً فَنَجِّنِي مِنْهَا لِواذاً بِكَ،

    چون برای قومی آزمایش یا بدی بخواهی، مرا از آن برهان، زیرا پناهت می‌جویم؛

  765. ۷۶۵

    وَإذْ لَمْ تُقِمْنِي مَقَامَ فَضِيحَة فِي دُنْيَاكَ فَلاَ تُقِمْنِي مِثْلَهُ فِيْ آخِرَتِكَ،

    و چون مرا در جایگاه رسوایی در این دنیایت ننشاندی، در آخرتت نیز مرا در آن مَنِشان!

  766. ۷۶۶

    وَاشْفَعْ لِي أَوَائِلَ مِنَنِكَ بِأَوَاخِرِهَا،

    آغازهای لطف‌هایت را با پایانشان برایم یکی ساز،

  767. ۷۶۷

    وَقَدِيمَ فَوَائِدِكَ بِحَوَادِثِهَا.

    و فوائد دیرینه‌ات را با نوپدیدهایشان!

  768. ۷۶۸

    وَلاَ تَمْدُدْ لِيَ مَدّاً يَقْسُو مَعَهُ قَلْبِي،

    مهلتم را چنان دراز مکش که دلم سخت شود!

  769. ۷۶۹

    وَلاَ تَقْرَعْنِي قَارِعَةً يَذْهَبُ لَها بَهَآئِي،

    مرا ضربتی مزن که شکوهم از بین رود!

  770. ۷۷۰

    وَلاَ تَسُمْنِي خَسِيْسَةً يَصْغُرُ لَهَا قَدْرِي،

    مرا به پستی‌ای مبتلا مکن که قدرم بکاهد،

  771. ۷۷۱

    وَلاَ نَقِيصَةً يُجْهَلُ مِنْ أَجْلِهَا مَكَانِي،

    و نه عیبی که منزلتم ناشناخته ماند!

  772. ۷۷۲

    وَلاَ تَرُعْنِي رَوْعَةً أُبْلِسُ بِها، وَلاَ خِيْفةً أوجِسُ دُونَهَا.

    مرا به ترسی میَفکن که نومید شوم و نه به هراسی که بهراسم،

  773. ۷۷۳

    اجْعَلْ هَيْبَتِي في وَعِيدِكَ،

    بلکه هیبتم را متوجه تهدیدت ساز،

  774. ۷۷۴

    وَحَذَرِي مِنْ إعْذارِكَ وَإنْذَارِكَ،

    و احتیاطم را متوجه عذرنگذاشتنت،

  775. ۷۷۵

    وَرَهْبَتِي عِنْدَ تِلاَوَةِ آياتِكَ،

    و هشدارت ساز، و خشیتم را در تلاوت آیاتت!

  776. ۷۷۶

    وَاعْمُرْ لَيْلِي بِإيقَاظِي فِيهِ لِعِبَادَتِكَ،

    شبم را به بیداری در آن برای عبادتت آباد ساز،

  777. ۷۷۷

    وَتَفَرُّدِي بِالتَّهَجُّدِ لَكَ، وَتَجَرُّدِي بِسُكُونِي إلَيْكَ،

    تنهایی شب‌زنده‌داری برای تو، بریدن یکسره در تکیه بر تو،

  778. ۷۷۸

    وَإنْزَالِ حَوَائِجِي بِكَ،

    و فرود آوردن حاجاتم نزد تو،

  779. ۷۷۹

    وَمُنَازَلَتِي إيَّاكَ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِي مِنْ نَارِكَ،

    و التماس از تو برای آزادی گردنم از آتش،

  780. ۷۸۰

    وَإجَارَتِي مِمَّا فِيهِ أَهْلُهَا مِنْ عَذَابِكَ.

    و پناه‌جویی از عذابت که اهلش در آن ساکنند!

  781. ۷۸۱

    وَلاَ تَذَرْنِي فِي طُغْيَانِي عَامِهاً،

    مرا در طغیانم کورکورانه سرگردان وامگذار،

  782. ۷۸۲

    وَلاَ فِي غَمْرَتِي سَاهِياً حَتَّى حِين،

    و نه در حیرتم بی‌خبر تا مدتی،

  783. ۷۸۳

    وَلاَ تَجْعَلْنِي عِظَةً لِمَنِ اتَّعَظَ، وَلاَ نَكَالاً لِمَنِ اعْتَبَرَ،

    مرا عبرت عبرت‌گیرندگان مساز و نه کیفر پندگیرندگان،

  784. ۷۸۴

    وَلاَ فِتْنَةً لِمَن نَظَرَ، وَلاَ تَمْكُرْ بِيَ فِيمَنْ تَمْكُرُ بِهِ،

    و نه آزمایش نگرندگان، و با من مکر مکن چنان‌که با مکرکنندگان مکر می‌کنی،

  785. ۷۸۵

    وَلاَ تَسْتَبْدِلْ بِيَ غَيْرِي، وَلاَ تُغَيِّرْ لِيْ إسْماً،

    مرا جانشین دیگری مکن و نامم را تغییر مده،

  786. ۷۸۶

    وَلاَ تُبدِّلْ لِي جِسْماً، وَلاَ تَتَّخِذْنِي هُزُوَاً لِخَلْقِكَ،

    بدنم را دگرگون مکن و مرا مسخره آفریدگانت مساز،

  787. ۷۸۷

    وَلاَ سُخْرِيّاً لَكَ، وَلاَ تَبَعاً إلاَّ لِمَرْضَاتِكَ،

    مسخره‌ای برای خودت، پیرو هر چیز مگر خشنودیت،

  788. ۷۸۸

    وَلاَ مُمْتَهَناً إلاَّ بِالانْتِقَامِ لَكَ، وَأَوْجِدْنِي بَرْدَ عَفْوِكَ،

    خادمی برای هر چیز مگر انتقام برای تو! مرا سردی عفوت بچشان،

  789. ۷۸۹

    و حَلاَوَةَ رَحْمَتِكَ وَرَوْحِكَ وَرَيْحَانِكَ وَجَنَّةِ نَعِيْمِكَ،

    و شیرینی رحمت و آسایش و آرامش و باغ نعیم تو را!

  790. ۷۹۰

    وَأَذِقْنِي طَعْمَ الْفَرَاغِ لِمَا تُحِبُّ بِسَعَة مِنْ سَعَتِكَ،

    مرا بچشان، از فراوانی بی‌حدت، مزه فراغت برای آنچه دوست داری،

  791. ۷۹۱

    وَالاجْتِهَادِ فِيمَا يُزْلِفُ لَدَيْكَ وَعِنْدَك،

    و تلاش در آنچه تقرب به تو و نزد تو آورد،

  792. ۷۹۲

    وَأَتْحِفْنِي بِتُحْفَة مِنْ تُحَفَاتِكَ،

    و هدیه‌ای از هدایایت مرا عطا کن!

  793. ۷۹۳

    وَاجْعَلْ تِجَارَتِي رَابِحَةً، وَكَرَّتِي غَيْرَ خَاسِرَة،

    تجارتم را سودمند و بازگشتم را بی‌زیان ساز،

  794. ۷۹۴

    وَأَخِفْنِي مَقَامَكَ، وَشَوِّقْنِي لِقاءَكَ،

    مرا از مقامت بترسان و مشتاق دیدارت ساز،

  795. ۷۹۵

    وَتُبْ عَلَيَّ تَوْبَةً نَصُوحاً لاَ تُبْقِ مَعَهَا ذُنُوباً صِغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً،

    و مرا توبه‌ای بپذیر که با آن هیچ گناهی نماند، نه کوچک و نه بزرگ،

  796. ۷۹۶

    وَلاَ تَذَرْ مَعَهَا عَلاَنِيَةً وَلاَ سَرِيرَةً،

    و نه آشکاری با آن بماند و نه نهانی!

  797. ۷۹۷

    وَانْزَعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِي لِلْمُؤْمِنِينَ،

    کینه مؤمنان را از سینه‌ام برکن،

  798. ۷۹۸

    وَاعْطِفْ بِقَلْبِي عَلَى الْخَاشِعِيْنَ،

    دلم را به سوی خاشعان خم کن،

  799. ۷۹۹

    وَكُنْ لِي كَمَا تَكُونُ لِلصَّالِحِينَ،

    با من چنان باش که با صالحان هستی،

  800. ۸۰۰

    وَحَلِّنِي حِلْيَةَ الْمُتَّقِينَ،

    مرا به زینت پرهیزکاران بیارا،

  801. ۸۰۱

    وَاجْعَلْ لِيَ لِسَانَ صِدْق فِي الْغَابِرِيْنَ،

    برایم زبان صدق در آیندگان قرار ده،

  802. ۸۰۲

    وَذِكْراً نامِياً فِي الاخِرِينَ، وَوَافِ بِيَ عَرْصَةَ الاَوَّلِينَ،

    و یاد فزاینده در پسینیان، و مرا به میدان پیشینیان ببر!

  803. ۸۰۳

    وَتَمِّمْ سُبُوغَ نِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَظَاهِرْ كَرَامَاتِهَا لَدَيَّ،

    فراوانی نعمتت را بر من کامل ساز و بخشش‌های مکررش مرا بپوشان،

  804. ۸۰۴

    و امْلاْ مِنْ فَوَائِدِكَ يَدَيَّ، وَسُقْ كَرَائِمَ مَوَاهِبِكَ إلَيَّ،

    دستم را از فوائدت پر ساز و عطایای کریمانه‌ات را به سویم بران،

  805. ۸۰۵

    وَجَاوِرْ بِيَ الاَطْيَبِينَ مِنْ أَوْلِيَآئِكَ

    مرا همسایه بهترین دوستانت ساز،

  806. ۸۰۶

    فِي الْجِنَاْنِ الَّتِي زَيَّنْتَهَا لاَِصْفِيآئِكَ،

    در بهشت‌هایی که برای برگزیدگانت آراسته‌ای،

  807. ۸۰۷

    وَجَلِّلْنِي شَرَآئِفَ نِحَلِكَ فِي الْمَقَامَاتِ الْمُعَدَّةِ لاَِحِبَّائِكَ،

    و مرا در هدایای شریفت بپوشان در مقاماتی که برای محبوبانت آماده ساخته‌ای!

  808. ۸۰۸

    وَاجْعَلْ لِيَ عِنْدَكَ مَقِيْلاً آوِي إلَيْهِ مُطْمَئِنّاً،

    برایم آرامگاهی نزد خود قرار ده که در آن با آرامش پناه گیرم،

  809. ۸۰۹

    وَمَثابَةً أَتَبَوَّأُهَا وَأَقَرُّ عَيْناً.

    و بازگشتگاهی که بدان بازگردم و چشمانم را آسوده کنم،

  810. ۸۱۰

    وَلاَ تُقَايِسْنِي بِعَظِيمَاتِ الْجَرَائِرِ،

    خطاهای هولناکم را در برابرم مگذار،

  811. ۸۱۱

    وَلاَ تُهْلِكْنِي يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ،

    در روزی که رازها آزموده شوند هلاکم مکن،

  812. ۸۱۲

    وَأَزِلْ عَنِّي كُلَّ شَكٍّ وَشُبْهَة،

    هر شک و تردیدی را از من بزدا،

  813. ۸۱۳

    وَاجْعَلْ لِي فِي الْحَقِّ طَرِيقاً مِنْ كُلِّ رَحْمَة،

    برایم راهی به سوی حق از هر رحمتی قرار ده،

  814. ۸۱۴

    وأَجْزِلْ لِي قِسَمَ الْمَواهِبِ مِنْ نَوَالِكَ،

    بهره‌های عطایا را از بخششت برایم فراوان ساز،

  815. ۸۱۵

    وَوَفِّرْ عَلَيَّ حُظُوظَ الاِحْسَانِ مِنْ إفْضَالِكَ،

    و سهم‌های احسان را از بذل تو برایم پر ساز!

  816. ۸۱۶

    وَاجْعَلْ قَلْبِي وَاثِقاً بِمَا عِنْدَكَ،

    دلم را مطمئن به آنچه نزد توست ساز،

  817. ۸۱۷

    وَهَمِّيَ مُسْتَفْرَغاً لِمَا هُوَ لَكَ،

    و همتم را یکسره وقف آنچه از آنِ توست قرار ده،

  818. ۸۱۸

    وَاسْتَعْمِلْنِي بِما تَسْتَعْمِلُ بِهِ خَالِصَتَكَ،

    مرا در آنچه دوستان خالصت را بدان به کار می‌گماری به کار گمار،

  819. ۸۱۹

    وَأَشْرِبْ قَلْبِي عِنْدَ ذُهُولِ العُقُولِ طَاعَتَكَ،

    دلم را به اطاعتت سیراب ساز آنگاه که عقل‌ها پریشانند،

  820. ۸۲۰

    وَاجْمَعْ لِي الْغِنى، وَالْعَفَافَ، وَالدَّعَةَ، وَالْمُعَافَاةَ،

    و برایم بی‌نیازی و عفت و آسایش و آسودگی فراهم ساز،

  821. ۸۲۱

    وَالصِّحَّةَ، وَالسَّعَةَ، وَالطُّمَأْنِيْنَةَ، وَالْعَافِيَةَ،

    و تندرستی و فراخی و آسودگی خاطر و عافیت!

  822. ۸۲۲

    وَلاَ تُحْبِطْ حَسَنَاتِي بِمَا يَشُوبُهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ،

    نیکی‌هایم را به نافرمانی‌ای که لکه‌دارشان سازد تباه مکن،

  823. ۸۲۳

    وَلاَ خَلَواتِي بِمَا يَعْرِضُ لِيَ مِنْ نَزَغَاتِ فِتْنَتِكَ،

    و نه خلوت عبادتم را با وسوسه‌های آزمایشت!

  824. ۸۲۴

    وَصُنْ وَجْهِي عَنِ الطَّلَبِ إلَى أَحَد مِنَ الْعَالَمِينَ،

    آبرویم را از طلب از هر کسی در جهان حفظ کن،

  825. ۸۲۵

    وَذُبَّنِي عَنِ التِماسِ مَا عِنْدَ الفَاسِقِينَ،

    و مرا از طلب آنچه نزد فاجران است دور ساز!

  826. ۸۲۶

    وَلاَ تَجْعَلْنِي لِلظَّالِمِينَ ظَهِيراً،

    مرا پشتیبان ستمگران مساز،

  827. ۸۲۷

    وَلاَ لَهُمْ عَلى مَحْوِ كِتَابِكَ يَداً وَنَصِيراً،

    و نه دست و یاورشان در محو کتابت!

  828. ۸۲۸

    وَحُطْنِي مِنْ حَيْثُ لاَ أَعْلَمُ حِيَاطَةً تَقِيْنِي بِهَا،

    مرا از جایی که نمی‌دانم حراستی ده که بدان نگاهم داری!

  829. ۸۲۹

    وَافْتَحْ لِيَ أَبْوَابَ تَوْبَتِكَ وَرَحْمَتِكَ وَرَأْفَتِكَ وَرِزْقِكَ الواسِعِ،

    درهای توبه و رحمت و مهربانی و روزی فراخت را بر من بگشا!

  830. ۸۳۰

    إنِّي إلَيْكَ مِنَ الرَّاغِبِينَ،

    همانا من از خواهندگان به درگاه تو هستم!

  831. ۸۳۱

    وَأَتْمِمْ لِي إنْعَامَكَ، إنَّكَ خَيْرُ الْمُنْعِمِيْنَ،

    و نعمتت را بر من تمام کن! همانا تو بهترین نعمت‌بخشانی!

  832. ۸۳۲

    وَاجْعَلْ باقِيَ عُمْرِيْ فِي الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ

    بقیه عمرم را در حج و عمره قرار ده،

  833. ۸۳۳

    ابْتِغَآءَ وَجْهِكَ يَاربَّ الْعَالَمِينَ،

    در طلب روی تو، ای پروردگار جهانیان!

  834. ۸۳۴

    وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ،

    و خداوند بر محمد و خاندانش، نیکان پاکیزه، درود فرستد،

  835. ۸۳۵

    وَالسَّلاَمُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ أَبَدَ الابِدِينَ.

    و سلام بر او و بر آنان باد همیشه و تا ابد!

پیوند کپی شد

← بازگشت به کتابخانه